‏نمایش پست‌ها با برچسب دانستنی ها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دانستنی ها. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، بهمن ۰۱، ۱۴۰۴

دوران امپراتوری صفوی دوران شکوفائی دانش و هنر بشر در دنیا


تصاویری از ایران و ایرانی‌ در دوران امپراتوری صفوی که تا ۳۰۰ سال پیش بر دنیا حکومت میکرد توسط نقاشان بزرگ ایران



بخش کوچکی از انبوه نقاشی‌های نقاشان نابغه زمان امپراتوری صفوی را در اینجا میتوانید دید.
تصاویری که از نقاشی‌های بزرگ نقاشان ایرانی‌ که از دربار و دوران زندگی‌ ایرانیان در زمان امپراطوری صفوی کشیده شده در قرن ۱۸ و ۱۹ به همراه کتب دانشمندان ایرانی‌ و و و به اروپا برده شده و پس از آن فرانسه و انگلیس با ساخت فیلم‌هایی‌ از روی این تصاویر و نسبت دادن آنها به خود، تاریخ امپراتوری صفوی ایرانیان را از آنان دزدیده و با بیشرمی و وقاحت و از سر حقارت و ننگی که از گذشته خود دارند و از روی ذات دزد و ننگین نهادینه، بخود نسبت دادند، تا بدین ترتیب تاریخ بربریت خود را بپوشانند. تا زمان شاه میهن پرست ایران، محمد رضا شاه پهلوی، این تصاویر در موزه‌های فرانسه و انگلیس به نام دوران صفوی ایران به نمایش گذشته شده و جرات اینکه چنین دزدی آشکاری را انجام دهند، نداشتند، ولی‌ امروزه با سؤ استفاده از نبود یک حکومت ایرانی‌ و اشغال ایران توسط بدترین دشمنانش یعنی‌ تورگ ها، اخوانی‌ها و اعراب، با خیال راحت با عنوان تاریخ فرانسه و انگلیس تغییر نام داده‌اند.
و آنچنان با جدیت و حدت این تاریخ جعلی را توسط امپراتوری رسانه‌ای خود و هالیوود تبلیغ کرده‌اند که از ۷ میلیارد انسان روی زمین، ۶،۹ میلیارد آنها، نخواهد پذیرفت که این تاریخ جعلی و دروغین است، مگر اینکه در کلکسیون‌های خصوصی به نقاشی‌های مشابه‌ای برخورد کنید که نام نقاشان ایرانی‌ و امضای آنان هنوز بر روی این نقاشی‌ها حک‌ شده و پاک نگشته است.

و در آخر اینکه هیچ اجباری برای پذیرش حقیقت نیست، هیچ جبری برای این نیست که سخنان مرا بپذیرید، احمق‌ها همچنان میتوانند در حماقت بمانند و تاریخ جعلی دنیا را بپذیرند. ولی‌ واقعیت این است که آنکس که حقیقت را دید و قبول کرد، منت بر خود گذاشته و خویشتن را از شر تاریکی‌ رهانده است، و در نتیجه با پذیرش حقیقت، رفتار وحشیانه امروز غربی‌ها نسبت به مردم دنیا را خواهد فهمید و خود را در مقابل این بربر‌ها آماده نگاه خواهد داشت، و برعکس آنکس که با دروغ زیست و تحمیق خود را پذیرفت، ضمن اینکه انگ احمق را تا ابدیت بر پیشانی خواهد داشت ، هیچگاه نخواهد فهمید که دوست و دشمنش کیست و از کجا ضربه می‌خورد.

و قشنگی‌ کار اینجاست که این نقاشی‌ها همگی‌ بشکل فرش دست بافت میباشد که در قرآن ۱۷ در ایران بافته شده است ، و در نتیجه هیچ کشوری بجز ایران نمیتواند ادعای داشتن اینها را داشته باشد. این فرش‌های ایرانی‌ همگی‌ در اختیار فرانسه و انگلیس است و تنها تصاویرش فعلا در اینترنت میباشد.
تا این تصاویر را بکلی پاک نکرده و یا یک تکست و نوشته لاتین به آن اضافه نکرده و یا نشانه‌های ایرانی‌ آنها را با شیّادی بکلی پاک نکرده و بیش از این دگرگون نساخته اند، از دیدن دوران صفوی لذت ببرید.


منبع


دوشنبه، فروردین ۰۷، ۱۴۰۲

جوشن نادرشاه كبير


نوروز پیروز


جوشن نادر شاه كبير در موزه ترکیه جعلی

دست صبا برفروخت، مشعلهٔ نوبهار
مشعله داری گرفت، کوکبهٔ شاخسار
ز آتش خورشید شد، نافهٔ شب نیم سوخت
قوت از آن یافت روز، خوش دم از آن شد بهار
خامهٔ ما نیست طلع، چهره گشای بهار
نایب عیسی است ماه، رنگرز شاخسار
گشت ز پهلوی باد، خاک سیه سبز پوش
گشت ز پستان ابر، دهر خرف شیرخوار
پروز سبزه دميد، بر نمط آب گیر
زلف بنفشه خميد، بر غبب جویبار
نرگس بر سر گرفت، طشت زر از بهر خون
تارک گلبن گشاد، نیشتر از نوک خار
شاه ریاحین به باغ، خیمهٔ زربفت زد
غنچه که آن دید ساخت، گنبدهٔ مشک بار
آب ز سبزه گرفت، جوشن زنگار گون
سوسن کان دید ساخت، نیزهٔ جوشن گذار
جوشن زرنگار گون و نيزه جوشن گداز هر دو كنايه از نيزه و جوشن نادر شاه كبير است كه بسيار زيباست و امروزه در موزه آناتولى قرار دارد.
جوشن بمعنى خفتان، لباس و جامه فلزى است. و با زره فرق دارد، چه زره از ورقه هاى فلزى و يا چرمى است و جوشن جامه فلزى است كه از حلقه ها و پولكهاى كوچك فلزى تشكيل شده كه مانند تورى كنار هم و رويهم چيده ميشوند و انعطاف پذيرى و آزادى فعاليت بيشترى را نسبت به زره براى دربر دارنده، فراهم ميسازد.
جوشن لباس رزم، و سپر بدن سربازان پارسى بوده و ساخت جوشن فقط و فقط مربوط به ايرانيان است و بس. پس در هركجا تصوير سربازى ديده شد كه جوشن بتن دارد، ميتوان تا صد درصد مطمئن بود كه سرباز پارسى است. در ايران تا ٢٠٠ سال پيش كه هنوز امپراتورى پارسى چنين از هم پاچيده نشده بود، هنر و علم در هر كارى حرف نخست را ميزد. مثلا همين جوشن يك شاهكار هنرى بود، چرا كه سربازان پارسى خياط هايى داشتند كه براى آنها بطور منحصر بفرد جوشن، ميساختند. و جوشن يك لباس تورى فلزى بسيار مقاوم و در عين حال سبك بود، كه پيكر سربازان پارسى را از برخورد شمشير و تير و ديگر آلات قتاله در امان ميداشت و اجازه نميداد بدن سرباز پارسى آسيب ببيند. فلزى كه در ساخت حلقه هاى كوچك جوشن بكار ميرفت بسيار سبك و مقاوم بود، احتمالا يك چيزى تو مايه هاى سیلیکون کاربید كه امروزه در ساخت هليكوپتر بكار ميرود. كاربرد شگفت انگيز جوشن هاى پارسى در آن بود كه به لطف چیدمان خاص حلقه هاى سازنده‌اش می‌توانستند از حالت انعطاف‌پذیرى كه در حالت عادى داشتند و به سرباز پارسى امكان فعاليت آزادانه را ميدادند، به حالت سخت و مقاوم و غير قابل نفوذ در زمان نبرد تغییر حالت دهند. و اين تكنيك هنوز در بين محققان امروزى بعنوان يك معما حل نشده است. پولک‌های فلزی جوشن با حلقه بهم متصل می‌شدند. به پولک‌های فلزى و پولادينى که جوشن از آن تشکیل می‌يافت غیبه گفته می‌شد. همچنين گفته ميشود كه جوشن در هزاره نخست پیش از میلاد و در دوران امپراتورى ساسانى از طرف هنرمندان پارسى ابداع شده است و اولين جوشن يافت شده در كاوشگريهاى منطقه لرستان ايران است كه از دوران امپراتورى ساسانى بجا مانده است. و جوشن انواع گوناگون داشت. در صورت فلزی بودن پولک‌ها، به آن جوشن و در صورتی که جنس لایه محافظ از چرم و ابریشم بود، بیشتر به آن خفتان و يا قزاقند گفته می‌شد. خفتان هم يكى ديگر از جامه‌هاى رزمى ايرانيان بوده است كه جامه اى هنگفت و ستبر بوده كه از چرم و ابریشمى كه توسط پارسها غير قابل نفوذ ميشده، ساخته و ضربه خنجر و شمشير را بر روى خود می‌لغزانده است و بر آن اثر نمی‌کرده است. خفتان را معمولا پليسها بر تن ميكردند و يا سربازانى كه در شهرها خدمت ميكردند.
واژه‌های قزاگند، گَبر، خفتان، قزاگنگ، قزاغند، قزاکند و قزاقند همگى مترادف واژه جوشن است. و به ارتش رضا شاه كه همگى قزاقند و يا خفتانى كه از پشم فشرده ساخته شده بود، به تن داشتند، لشگر قزاق و يا سربازانى كه قزاقند بتن دارند، ميگفتند و اين نام از همين جا گرفته شده است.
همچنين گاهى به جوشن، غیبه هم ميگفتند. و تفاوت غيبه با جوشن اينست كه حلقه ها در جوشن قابل ديدن هستند درحاليكه در غيبه، فلزات تُنُک کوچک را بر هم مينهادند و اين پولكها در ظاهر، قابل ديدن بود و نه حلقه ها. همچنين به غيبه بطور كلى، به پاره های كوچك فلزى و پولکهای آهن وپولاد که بر جوشن، در جیبه و بکتر و دیگر جامه ها و سلاحهاى فلزى بكار گرفته ميشد، ميگفتند.
همان جوشن و خود غیبه به زر
بپوشید درزیرشان چون زبر.فردوسی


جوشن نادر شاه كبير در موزه تركيه

از معروفترين جوشن هايى كه امروزه در موزه هاى دنيا ميتوان يافت جوشن نادر شاه است كه در موزه آناتولى قرار دارد. ديگر جوشنهاى دوران امپراتورى هاى ساسانى و صفوى در موزه هاى انگليس و لور فرانسه و متروپوليتن آمريكا قرار دارد.
شما را من از هر بدی جوشنم
بهین میزبانْتان به گیتی منم .فردوسى
سرو ز بالای سر، پنجهٔ شیران نمود
لاله که آن دید ساخت، گرد خود آتش حصار
یاسمن تازه داشت، مجمرهٔ عود سوز
شاخ که آن دید ساخت، برگ تمام از نثار

جمعه، خرداد ۲۷، ۱۴۰۱

جراحی مغز ۵هزار ساله در ایران


کشف ابزار جراحی مغز انسان مربوط به ايران در استان هرمزگان از کشفيات تازه در عمليات حفاری تپه مارون واقع در شهرستان رودان است. عباس نوروزی در گفتگو با ميراث آريا گفت: در اکتشافات و لايه‌برداریهای اخير که در محوطه باستان‌شناسی تم‌مارون توسط گروه باستان‌شناسی غیر ایرانی انجام شده، تعداد بسیار زیادی آثار باستانی مربوط به آریاییها در این منطقه کشف شده است که در بین آنها، ابزار جراحی مغز انسان مربوط به هزاره سوم پيش از ميلاد مسيح است. او ادامه داد: در گذشته نيز نمونه‌هايی از اين آثار در شهر سوخته سيستان مشاهده شده که در کف مکانهایی شبیه آنچه که امروزه بیمارستان نامیده میشود، در هزاره‌های پيش از ميلاد پيدا شده‌اند. کشف چنين آثاری ثابت میکند، که دانش بشر ایرانی در دوره‌های متوالی با شيوه‌های مختلف به اوج شگفتی رسيده است و همچنين آریاییهای حاضر در اين مناطق از هوش و درايت منحصر بفرد مافق بشر در حل مشکلات و مسايل پزشکی برخوردار بوده‌اند. نوروزی بيان داشت: همچنين در سطوح بالایی تم‌مارون نيز آثار شگفت انگیز معماری و مهندسی مربوط به دوره اشکانی کشف شده که نشان‌دهنده آن است که آریاییها در دوره‌های مختلف تاريخی در اين محوطه از تمدنی پیشرفته تر از تمدن امروز برخوردار بوده اند. او شرايط جغرافيایی اين منطقه در گذشته را نيز تشريح کرد و افزود: اين منطقه دارای محدوده وسيعی از تپه‌های باستانی بوده و بدليل قرار گرفتن در ميان دو رود به بين‌النهرين کوچک شباهت داشته است.
آثار بینظیر و ارزشمند کشف شده از این منطقه به مکانی نامعلوم منتقل شده است و احتمالا بعدها بنام انگلیس و فرانسه و اروپاییها و رومی ها بدنیا معرفی خواهد شد.

چهارشنبه، خرداد ۱۱، ۱۴۰۱

داستان گلها



نام کتاب: داستان گلها
نویسند : پارسی، نام نویسنده از روی کتاب پاک شده است.
دوران امپراتوری صفوی
این کتاب در زمان قاجارها به فرانسه برده شد و امروزه در موزه لور پاریس نگهداری میشود.



جمعه، خرداد ۰۶، ۱۴۰۱

از این آسیابان بباید شنید


در حکایت است روزی علی امام اول اهل تشیع از کنار آسیابی که در جاده شهر استخر بود، میگذشت. آسیابان را دید قاطر خود را چشم بسته و زنگوله ای هم به گردن او آویخته است. بدو گفت: چرا چشم الاغ بسته و او را بزنگوله مزین کرده ای؟ آسیابان گفت: چشم قاطر را بسته ام که در حرکت دورانی حالش بد نشود، و بگردنش زنگوله آویخته ام که وقتی ایستاد و آسیا از کار افتاد بدانم.
گفت: اگر بایستد و سر تکان دهد چگونه می فهمی که آسیا را نمیگرداند؟
آسیابان گفت: خدا امیر را قرین صلاح بدارد، عقل قاطر من مانند عقل امیر نیست!
چو بشنید از آسیابان سخُن
نه سر دید از آن کار پیدا نه بن .
فردوسی

شنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۴۰۱

اینان در آفرینش زیادتند



در تاریخ آمده است که پس از جنگ جهانی‌ نخست، چون قبایل بربر، بغداد را که از زیباترین و افسانه‌ای‌ترین شهر‌های ایران زمین بود، مسخر کردند، تمامی مردان زخمی باقیمانده و پسر بچه‌ها را گردن زدند، و جمعی را که از شمشیر بازمانده بودند در پیش سران خود حاضر کردند.
سران، حال هر قومی را باز پرسیدند، چون بر احوال مجموع واقف گشتند، گفتند: به نگاهبانان آتش، نیاز است. ایشان را رخصت دادند تا برسر کار خود رفتند.
همگی‌ تجار را همهٔ مایه گرفتند و گفتند تا بروند و بهر آنان بازرگانی کنند.
جهودان را قومی ازنوع خود خوانده و به پس گردنی ازایشان قانع شدند.
زنان و دختران را به حرم‌های خود فرستادند.
قاضیان و دانشمندان و سخنوران و شیوخ سنا و معرفان و هنرمندان و قلندران و کشتی گیران وشاعران و شاهنامه خوانان و نوازندگان و رقاصان و صوفیان را جدا کرده و گفتند: اینان درآفرینش زیادتند و نعمت الله به زیان میبرند. پس همه را در دجله و فرات غرق کردند و بغداد را از وجود ارزشمند ایشان تهی ساختند. لاجرم ارث و نسل بربرها تاکنون باقیمانده است.
و این تاریخ در فتنه سال ۵۷ در کل ایران تکرار شد. هرچه کتب ارزشمند بود از کتابخانه ها دزدیدند و آنچه که در زمان پهلویها چاپ شده بود از کتابخانه ها جمع کرده و خمیر کردند. همزمان الیت جامعه را یا تیرباران کردند یا از طناب دار آویزان نمودند و یا از کشور فراری دادند تا سر فرصت در کشورهای خود آنان را کشته، و یا از کار انداختند. و چنین شد که ۴۳ ساله با خیال راحت هرچه بود و نبود، مادی و معنوی، را غارت کرده و یا ویران ساختند. و در نتیجه نسل و ارثشان هنوز باقیست.

چهارشنبه، اردیبهشت ۲۸، ۱۴۰۱

مینا ز می ناب تهی ماند و لب از حرف


خاموشی ما مرثیه ٔ طفل رزان است.


نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم.


مارکس و مسیح در یکجایی بهم میرسند


کنفرانس تهران جنگ جهانی‌ دوم

گویند که سگی و بوزینه یی را به گورستان درندگان گذر افتاد. بوزینه با سگ گفت:بیا تا برای این مردگان آمرزش بخواهیم. سگ در پاسخ گفت:میان تو و ایشان این آشنایی از کجا پدید آمده؟ بوزینه گفت:شگفت است، مگر نمیدانی ‌که اینها همه غلامان و چاکران ما بوده اند؟سگ گفت: نه هرگز من این ندانسته ام، ولیکن دوست داشتم که یکی از آنها اینجا حاضر بود و تو این سخن میگفتی.

دوشنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۴۰۱

ای لولی بربط زن، تو مست تری یا من


نقش عود در مینیاتور دوران امپراطوری صفوی

میگویند که بایزید بسطامی از عرفای معروف تصوف ایران، شبی از کنار باغی میگذشت. جوانی از اهالی بسطام در باغ نشسته واز نوشیدن شراب درحال مستی بود و همزمان بربط شورانگیزی میزد. بایزید با شنیدن نوای بربط شروع به سماع کرد. جوان حال بایزد را از خود خوشتر دید و اینرا برنتافت، پس نزدیک بایزید رفت و بربط بر سر او زد و هردو را بشکست. بایزید بیهوش بر زمین افتاد. صبح بسرای خود شد و زود بهای بربط بدست خادم داد و با کوزه ای شراب پیش آن جوان فرستاد و عذر خواست وگفت: او را بگوی که بایزید عذر میخواهد و می گوید که دوش مستی و بربط را ازتو ستاندیم ،این قراضه بستان و بربط دیگری بخر و این شراب بنوش تا مخموری مستی از سرت بیرون رود!
چون جوان حال چنان دید، بیآمد و در پای بایزید افتاد و نادم بسیار بگریست.
یکی بربطی در بغل داشت مست
بشب درسر پارسایی شکست
چو روز آمد آن نیکمرد سلیم
بر سنگدل برد یک مشت سیم
که دوشینه معذور بودی و مست
ترا و مرا بربط و سر شکست
مرا به شد آن زخم و برخاست بیم
ترا به نخواهد شد الا به سیم
از این دوستان خدا بر سرند
که از خلق بسیار بر سر خورند.
بربط از سازهای زهی دوران باستان ایران است که شبیه به تار با کاسه‌ای بزرگ‌تر و دسته‌ای کوتاه‌تر. از آن جهت آن را بربط نامیده‌اند که شبیه سینه (بر) مرغابی (بط) است.
آثار باستانی بدست آمده از جایجای ایران در رابطه با ساز بربط و یا عود:


نوازنده عود در دوران امپراتوری ساسانی که از منطقه لرستان کشف شده است و اینک در موزه لوور فرانسه بعنوان ساز اسلامی بدنیا نمایش داده میشود

یکشنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۴۰۱

وقتی مرغان خروس میزایند




پس از اشغال ایران توسط قبایل قاجار، و ازهم پاچیدن امپراتوری، آغا محمد دستور داد صاحبان قلعه ها و روستاها را سر بریدند و قلعه های مستحکم را ویران و روستاهای ایران را در بین سران قبیله خود تقسیم کرد و هر قلعه و یا روستا را به یک قجر بدنهاد سپرد. گفته اند که قاجارها بشدت بربر و خرافاتی بودند، همانگونه که رسم جاهلها و مردم عامی بیابانها است. یکی از قجرهای ظالم که کدخدای دهی بود ،شامگاهی به ده درآمد، خروسی در آنوقت آواز سر داد .قجر اینحال را به شگون بد گرفت و دستور به قتل همه خروسها داد. چون وقت خفتن در رسید، گفت:باید که مرا وقت بانگ کردن خروس بیدار کنید .گفتند: بدستور تو در این ده حتی یک خروس باقی نمانده ،این آرزو چگونه میسر شود؟ گفت: به مرغان بگویید از این ببعد خروس بزایند!( این حکایت آدمی را یاد اعمال و برنامه ریزیهای اشغالگران جمهوری اسلامی در این ۴۳سال شوم می اندازد!)







پنجشنبه، اردیبهشت ۰۱، ۱۴۰۱

علم آناتومی مغز و اعصاب پارسی


اثر جادویی علم آناتومی اعصاب سر و بدن نزد ایرانیان باستان در سال ۱۸۹۸ با عنوان کتاب زندگی در غرب ترجمه و منتشر شد. این کتاب ساختار معنوی و فیزیکی انسان، ترکیب منحصربه‌فرد او از ترکیب علم، جامعه‌شناسی، عرفان و انسانشناسی را بیان می‌کند.آموزه‌ای المی-ربانی که ظاهراً توجه مارک تواین را در میان دیگران بخود بیش از دیگران جلب کرده است. کتاب با انبوهی از ایده‌های پیچیده و باطنی و معمایی، و نوشتاری با نثری غلیظ و عجیب میباشد که هنوز که هنوزه از نظر غربیها قابل فهم نیست. کتاب از نظر بصری مجموعه‌ای از نمودارهای فوق‌العاده پیچیده و چشمگیر را داراست. آنچه که از کتاب تاکنون درک شده، استفاده از عدد ۱۲ است. در هر یک از "نقشه های شگفت انگیز مغز”، ماده خاکستری به دوازده بخش مختلف تقسیم می شود و همچنین این تقسیم بندی که بر پایه عدد ۱۲ قرار دارد به سایر قسمت های بدن مانند دست ها و اعصاب نیز بسط داده می شود. فهم ایده‌هایی که این تصاویر شگفت انگیز بیان می‌کنند، برای غربیها بسیار دشوار است، چراکه آنان از عرفان و علم انسانی پارسی بیخبرند و بخشهای علمی این تصاویر را نمیتوانند با آنچه که علم انسانی بر آنها تاثیر میگذارد درک کنند. و متاسفانه کتبی از ایندست که میراث ایرانیهاست در دسترس خود ایرانیها و بویژه دانشمندان ایرانی هم قرار داده نمیشود تا بشریت به علم عظیم پارسها و یا ابر انسانها پی ببرند. و کتبی چنین ارزشمند در مخفیگاهای غربی ناشناس پنهان شده اند. آنچه که از این کتاب عظیم‌و شگفت انگیز میتوان دریافت اینست که مغز و اعصاب نسل بشر از اعصار اول تاریخ به سمت بالا حرکت کرده است. آن راهپیمایی عظیم اعصار تحت کدام قانون برگزار شده است؟ علم و تاریخ هر دو پاسخ می دهند که انسان گام به گام از حکومت جاهلانه و خودخواهانه اندام های تحتانی مغز خود به سوی سلطه خیرخواهانه قوای عالی خود پیش رفته است. قوانینی که آن حرکت گسترده رو به بالا را کنترل کرده اند، هنوز به قوت خود باقی هستند. آنها در قانون اساسی انسان ثابت شده اند. و در زمان حاضر از اهمیت بالایی برخوردارند، زیرا تعیین می‌کنند که چه نهادهای جدید و چه تغییرات اجتماعی اکنون برای برآورده کردن رشد بالاتر انسان مورد نیاز است.


سه‌شنبه، فروردین ۱۶، ۱۴۰۱

در صفت چنگ دف نی بربط از عطّار




ایران نه تنها بعنوان سرزمین مادر موسیقی، و فرهنگ هزاران ساله موسیقی از هزاران سال پیش از فارابی و خیام که الفبا و یا نت موسیقی را نوشتند تا امروز و هزاران سال پس از امروز، و نه تنها بعنوان تنها کشوری در دنیا که دستگاههای موسیقی ویژهای را داراست، بلکه بعنوان روح موسیقی نیز از طرف آگاهان به ثبت رسیده است. بدین معنا که موسیقی در تک تک سلولهای ایرانی جایگیر شده و ازآن بالاتر با ژن او درآمیخته است. به گوشه کوچکی از سخنان حکیم عالیقدر ایران عطار در رابطه با توصیف برخی از آلات مادر، موسیقی نگاه میکنیم.

یکشنبه، فروردین ۱۴، ۱۴۰۱

عرق بیدمشک


بیدمشک شگفت انگیز



بیدمشک یا سالیکس کاپری به لاتین :salix eagytiaca درخت یا درختچه زینتی است که گلهای زرد رنگ به شکل دم گربه ای، و اندازه آنها ۲الی ۴ سانتی متر می باشد ارتفاع این درخت به متر ۹ میرسد.گیاهی است از نژاد بید که اندازه آنها از بید معمولی کوچکتر و سنبله های آن دارای اسانس معطری هستند. گلهای آنها قبل از برگهای آن ظاهر می شود اسانسی که از این گیاه گرفته می شود به نام عرق بید مشک است هم برای معطر کردن شربت و هم دارای خواص درمانی بالا می باشد زمان برداشت اواخر اسفند و اوایل فروردین بهترین موقع گل دادن و همچنین عمر گل دهی ۱۵ روز است و حداکثر زمان چیدن تا گرفتن عرق ۷۲ ساعت می باشد و باید عمل برداشت قبل از باز شدن شکوفه های بید مشک انجام شود و اگر بدین صورت نباشد از کیفیت عرق آن کاسته می شود . براساس برآورد های انجام شده نزدیک به ۶۰۰تن بید مشک در ارمیه برداشت می شود که ۳۰۰ تن توسط واحد های تبدیلی و بقیه در خانه ها به عرق تبدیل میشود. در شمال ایران این مقدار چندین برابر تخمین زده میشود.


شنبه، فروردین ۱۳، ۱۴۰۱

سیزده بدر شاد و فرخنده باد ایران



عدد ۱۳ نزد اغلب ملل، نحس، شوم و نامبارک شمرده میشود و درطول قرنها سعی شده از استفاده ازاین عدد پرهیزشود. اما عدد ۱۳ سکه ای است که دو رو دارد. بطور مثال در ورق تاروت کارت ۱۳، کارت مرگ است که درعین حال نشان دهنده تولد دوباره و نو شدن هم هست. درواقع عدد سیزده یک نوشدن و زایش دوباره را تداعی میکند. میدانیم که سیستم شمارش درایران باستان دوازده دوازدهی بوده، بنابراین عدد سیزده میتواند مفهوم پایان یکدوره و شروع دوره جدید را تداعی کند.
در دنیای بربر ها عدد ۱۳ همیشه با سحر و جادو در ارتباط بوده و عددی بشمار میآمده است که اعتقاد داشتند از قدرت اسرارآمیزی برخوردار است. ولی درواقع این عدد نشان معرفت درونی است که به افرادی که با آن آشنایی دارند، قدرت می بخشد. عدد ۱۳ ممکن است برای کسانی نحس باشد که از رازهایی که این عدد آشکار می کند، می ترسند ولی برای طرفداران علم نجوم بویژه نجوم ایرانی (همانطور که همیشه نیز چنین بوده) عدد مقدسی است. شومی عدد سیزده از نظر بربر ها و کسانی که کتابخانه ها و علوم ما را تاراج کرده اند بدون اینکه از آنها براستی سردرآورند چندین دلیل دارد: مثلا تعداد خدایان در متالوژی باستان دوازده بوده است اما وقتی خدای سیزدهم وارد میشود یکی از آنها را میکشد و خود بجای او می‌نشیند و از آن به بعد همه چیز بهم میریزد و اوضاع خراب میشود. - گفته میشود ازآنجا که دوازده عددی بوده که به ۲, ۳, ۴, ۶ بخش پذیر بوده و عدد کاملی بشمار میآمده و درست بعد از آن عدد سیزده است که بهیچکدام از آن اعداد بخش پذیر نیست، نحس شده است. - مسحیان, تعداد شاگردان عیسی را ۱۲ میدانند و یهودای خیانتکار را سیزدهمین آن دوازده نفر می دانند. - در روز جمعه،۱۳اکتبر ۱۳۰۷میلادی تعدادی از اعضای فرقه ای ازبربر ها و یا صلیبیون نظامی قرون وسطی توسط فرمانداران فیلیب چهارم، شاه فرانسه دستگیر و محکوم شدند و از آنجا است که بربرها این عدد را نحس می دانند، بعضی از معماران تا همین اواخر در بناها از ساخت طبقه سیزدهم پرهیز می کردند. گاهی پلاک سیزده بر روی نشانی ها گذاشته نمی‌شود. مسیحیان در یک اتاق و پشت یک میز، سیزده نفر (در ضیافت شام) نمی نشینند. در هواپیمای ایرباس، صندلی شماره سیزده وجود ندارد. سیزده در مسیحیت، عدد در ایران باستان که همه چیز بر اساس علم و دانش و خرد استوار بود چیزی به نام دین و خرافات وجود نداشت. و دین مردم پندار و گفتار و کردار نیک بود و بس, و تنها پس از فروپاچی امپراتوری پارسی و استقرار حکومت قاجار ها در ایران است که اسلام وارد کشور شده و تمامی فرهنگ عقبمانده بربرها از جمله دین و خرافات نیز وارد ایران میشود و امروزه هم بهمن دلیل در نگاه عامه مردم با شومی عدد سیزده مواجه می شویم.
در نزد ایرانیان باستان برعکس عدد سیزده و در تقویم خیام کبیرعدد مهمی محسوب می شود. همچنین این عدد بر طبق حروف ابجد، معادل احد (الف: ۱، خ: ۸، د: ۴) و به معنی خداست.
از طرفی میترا سیزدهمین تن به اضافه دوازده حواری خود است و این عدد نمیتواند نحس و شوم باشد و همچنین در نزد علم نجوم ایران باستان خورشید سیزدهمینِ دوازده صورت فلکی شناخته شده است که باز از شومی آن خبری نیست.
عدد ۱۳در بسیاری از آداب و رسوم که علم هندسه پارسی در آنها بنوعی وجود دارد، نقش محوری داشته است، زیرا نمایانگر الگویی بوده که در انسان، طبیعت و بهشت دیده می ‌شود.
برای نمونه ۱۳مفصل اصلی در بدن آدمی وجود دارد. سال خورشیدی ۱۳مدار قمری دارد و ماه هر روز ۱۳درجه در آسمان حرکت می کند.
شاید دلیل دیگر اهمیت عدد ۱۳، کاری است که خیام کبیر بر روی تقویم طلایی که مبتنی بر مضرب های ۱۳نظیر ۲۶و ۵۲ است، انجام داده است. تقویم امروز ما هنوز نشان هایی از این تقویم را در خود دارد. به این معنی که اصل ۵۲ هفته را درتقویم سال حفظ کرده است. بنابر اطلاعات موجود، قرن آزتک ها بر مبنای ۵۲سال استوار بوده است. بومیان جنوب آمریکا که به امکان برخی مکاشفات در یک تاریخ خاص معتقد بودند طبق سنت، هر ۵۲سال تمدن خود را نابود می کردند. سیزدهمین الفبای ملل اسکاندیناوی «Eiwaz» نامیده می‌شود که مجموعه روش ها و باورها و رسوم مردم شمال اروپا را نشان می‌دهد و نمایانگر نقطه تعادل بین روشنایی و تاریکی، نیروی خلاق و مخرب، بهشت و زمین است که در واقع به طور هم زمان پایان و شروع محسوب می شود و به یک اندازه برای مرگ و زندگی ابدی اهمیت قایل می شود.
در نمادهایی که در اسکناس یک دلاری وجود دارد، بطور اغراق آمیزی نقش عدد ۱۳دیده می شود. در واقع مفهوم عدد ۱۳در تاریخ آمریکا بسیار مستحکم است.عدد ۱۳در بسیاری از نمادهای یک دلاری آمریکایی به کار می رود (۱۳قوم اولیه آمریکا، ۱۳امضاکننده بیانیه استقلال، ۱۳نوار روی پرچم، ۱۳طبقه هرم، ۱۳ستاره در بالای سر عقاب، عبارت ۱۳حرفیe pluribus unum، تعداد ۱۳پر تزیینی از پرهای موجود در طول هر یک از بال های عقاب، ۱۳نوار بر روی سپر، ۱۳برگ روی شاخه زیتون و تعداد ۱۳عدد پیکان.) بالای سر عقاب (واقع در پشت ۱ دلاری) نیز سیزده ستاره وجود دارد که به شکل یک ستارهچیده شده اند. این شکل به تعبیری می‌تواند نماد آزادی باشد، که هرکسی می‌تواند از هر موضعی (با توجه به ۶ گوشه بالا و پایین و طرفین) سخن بگوید، زیرا ذهن او از حقیقت (مرکز) جدا نشده است. و از طرفی با توجه به شکل انگشتر جمشید شاهنامه ، سیزده نقطه داریم که دوازده نقطه آن در محل تقاطع خطوط و یک نقطه نیز در مرکز قرار دارد.
در ایران باستان، تعداد سال های آفرینش انسان ، ۱۲۰۰۰سال انگاشته شده است. تعداد ماههای سال هم برهمین اساس (به ازای هر ۱۰۰۰سال، یک ماه) دوازده ماه است. شاید در راستای همین باورها بوده که اکنون در ابتدای سال شمسی، ایرانیان ۱۲ روز و در ادامه، روز سیزدهم فروردین را تعطیل هستند. روز سیزدهم نمادی از آشوب آغازین قبل از آفرینش و البته شروع دوباره زندگی پنداشته می شود و این چنین است که بعد از روز سیزدهم دوباره کار و تلاش در سال آغاز میگردد.



چهارشنبه، فروردین ۱۰، ۱۴۰۱

اگر فقط میدانستی


چرا مخالف دیکتاتوری هستید؟ آیا اگر آمریکا یک دیکتاتور داشت ، یک درصد از مردم میتوانست بر سر تمامی ثروت یک ملت بنشیند؟ آیا آن یک درصد میتوانست به دوستانش این امکان را بدهد که از دادن مالیات معاف باشند و بدین ترتیب ثروتمندان  پولدارتر شوند؟ اگر کشور دیکتاتور داشت آیا آن یک درصد میتوانست زمانی که دوستانش در یک سرمایه گذاری اشتباه سرمایه اشان را از دست میدهند پا بمیان گذاشته و آنان را با طرفند و حیله و خالی ساختن جیب ملت نجات دهد؟ آیا جامعه قادر بود که فقر را ندید بگیرد و به سلامت و آموزش و پرورش فقرا بی اعتنا باشد؟ آیا رسانه ها میتوانستند درانحصار تنها یک خاندان خاص باشند؟ اگر نظام دیکتاتوری بود آیا زندگی شخصی مردم زیر نظارت از ما بهتران میبود و مکالمات مردم شنیده و ضبط میشد؟ آیا میشد زندانی در یک کشور دیگر ساخت و زندانیهای کشورهای دیگر را آنجا برد و شب و روز بطور وحشیانه آنان را شکنجه کرد؟ آیا امکان تقلب در انتخابات بود؟ امکان دروغگویی به ملت در مورد جنگ افروزی و حمله به کشور های دیگر بود؟ آیا میشد یک زندان فقط برای سیاه ها ساخت؟ آیا میشد از رسانه ها برای ترساندن ملت استفاده کرد و آنان را تا آنجا هراسان ساخت که از سیاستی حمایت کنند که از آن نفرت دارند؟ و اسم همه اینها رادموکراسی گذاشت؟ دمکراسی بدترین اتفاقیست که برای یک ملت می افتد!
 
سناریو فیلم دیکتاتور

پنجشنبه، اسفند ۲۶، ۱۴۰۰

تن آدمی شریفست بجان آدمیت





میفرماید جان آدمی درواقع نفس یا دمیست از روح پروردگار که بعنوان امانت در نزد او قرار داده میشود تا با او در سفری بر روی زمین همراه باشد.
آسمان با امانت نتوانست کشید
قرعه کار بنام من دیوانه زدند
هدف زندگی آدمی درواقع یک مبارزه برای نگاهداری این امانت و حفظ آن از آلودهگیست، تا زمان تحویل بی کم و کاست به صاحب اصلیش برگردانده شود تابدین ترتیب امانتدار در کنار پروردگار زندگی جاودان یابد.


خدا گفت: همنشینی با من در توان تو نیست.
آدم گفت: امتحانم کن.
پس خدا ذرهای ازروح خود را همنشین او ساخت تا او را بیازماید.
زمانی که جان رو به پلیدی و پلشتی آورد، و امانتدار بار امانت را تاب نیاورد، هنوز امید برای نجاتش هست ولی اگر جان از دست رفت(به اهریمن فروخته شد) دیگر نه برگشتنیست نه دوباره در کالبدی دیگر زندگی از سر میگیرد و نه بهیچ طریقی نجات مییابد. جان تبدیل به غباری میشود که در فضای نامتناهی محو میگردد. امانتی که تبدیل به هیچ و پوچ میگردد و پس از آن دیگر چیزی نیست.

چهارشنبه، اسفند ۲۵، ۱۴۰۰

لوح از حدیث غیر نوشتم نیم ظهیر


تاریخ هفت میلیون ساله زندگی بشر بزودی به اتمام میرسد. و دلیل آن جنگ اتمی و یا تهاجم مریخیها به زمین و یا انتشار پندمی غیرقابل علاج و یا برخورد یک سیاره سهمگین به زمین نیست، بلکه دلیل انقراض نسل بشر کسی نیست جز خالقان بشر یعنی خدایان.
Record of Ragnarok

جمعه، اسفند ۲۰، ۱۴۰۰

برش سپید Lobotomy




لوبوتومی (Lobotomy) یا لوکوتومی نام نوعی جراحی افراطی و منسوخ شده بر روی مغز انسان است که در نیمهٔ اول قرن بیستم به منظور درمان اختلالات روانی انجام می‌شد. پروسهٔ خطرناک لوبوتومی که بر پایهٔ ایجاد برش و آسیب تعمّدی به لوب پیشانی مغز استوار بود، معمولاً نتیجهٔ معکوس و مخرب داشت و در بهترین حالت بیمار را در حالت بی تفاوتی حسی، شناختی و عاطفی نسبت به دنیای پیرامون قرار می‌داد. این جراحی امروزه غیرعلمی و غیراخلاقی شناخته می‌شود.
این روش توسط پزشک پرتغالی اگاس مونیز(۱) که در سال ۱۹۴۹ جایزه نوبل پزشکی را بخاطر همین روش جراحی دریافت کرد، ابداع شد.
در گذشته تصور می‌شد که اختلال اصلی در بسیاری از بیماری‌های روانی مانند سایکوز در کورتکس قسمت پره‌فرونتال (قسمتی از قشر مغز در ناحیه زیر پیشانی) است لذا درمان را در تخریب یا قطع ارتباطات این بخش از مغز می‌دانستند. لوبوتومی تخریب بخش‌های قدامی لوب فرونتال مغز یا جداکردن ارتباط این بخش از راه‌های مغزی با سایر قسمت‌های مغز است. شیوه‌های مختلفی برای این عمل وجود دارد ولی اغلب اینکار با سوراخ کردن جمجمه و وارد کردن وسیله جراحی به نام لوکوتوم انجام می‌شده‌است.
آنتونیو مونیس پرتغالی از پیشگامان این روش بوده‌است و بهمین دلیل جایزه نوبل پزشکی ۱۹۴۹ را دریافت نموده است. دکتر والتر فریمن در سال ۱۹۴۱ روی خواهر ۲۳ ساله «جان اف کندی» یعنی آ «رزمری کندی» عمل لوبوتومی را انجام داد که نتیجه خوشایندی نداشت. لوبوتومی از دهه شصت میلادی به بعد منسوخ شده‌است و تلقی عمومی از آن، عملی وحشیانه است. در طی سال‌هایی که لوبوتومی معمول بود، ۴۰ هزار بیمار در آمریکا، ۱۷ هزار در بریتانیا و ۹۳۰۰ بیمار در سه کشور فنلاند، نروژ و سوئد مورد لوبوتومی قرار گرفتند. عوارض زیاد عمل لوبوتومی و همچنین وجود شیوه‌های نوین درمان باعث اجتناب از لوبوتومی شد. از این روش در فیلم سینمایی دیوانه از قفس پرید و جزیره شاتر و سریال ratched یاد شده‌است و سریال Marcella (فصل دوم) نیز حول انجام این عمل ساخته شده است.
در گذشته، پزشکان و متخصصان در برخی از اعمال جراحی لوبوتومی بدون توجه به رضایت یا عدم رضایت بیماران به درمان، صرفاً با استناد به لزوم رعایت مصلحت بیمار یا جامعه، آنان را تحت جراحی‌های خطرناک قرار می‌دادند که سپس در برخی کشورها مانند کانادا، قانون‌گذاران با وضع مقررات خاصی در این موضوع مداخله کرد. انجام این عمل در شوروی ممنوع و غیراخلاقی شناخته می‌شد. این روش که از اواخر دهه ۱۹۳۰ رایج شد، شامل بریدن مسیرهای عصبی از پیشانی به مناطق عمیق تر مغز، که مرکز زندگی عاطفی است، بود. ایده این بود که این روش اضطراب و بیقراری را کاهش می‌دهد، اما بسیاری از بیماران در عوض کاملاً بی‌تفاوت و بی‌احساس شدند. در هفت لوبوتومی اولی که انجام شد، اعصاب توسط آدرنالین، نووکائین و الکل که از طریق سوراخ‌های جمجمه تزریق می‌شد، تخریب شدند.
از عمل هشتم به جای آن برشی با چاقوی جراحی ایجاد شد. در سال ۱۹۳۷،Amarro Fiamberti اولین برش سفید را از روی چشم برید. با این حال، این رویکرد تا سال ۱۹۴۶ فراگیر نشد. در ۱۷ ژانویه ۱۹۴۶، روش فیامبرتی توسط والتر فریمن، که یک تبر یخی را از آشپزخانه خود برداشت، آن را به کره چشم الن یونسکو کوبید، توسعه داد و در نتیجه مسیرهای عصبی را قطع کرد. سپس والتر فریمن نزدیک به ۳۵۰۰ برش سپید انجام داد که از این تعداد ۲۴۰۰ برش از کره چشم انجام شد. عملیات او اغلب در تلویزیون ایالات متحده نشان داده می شد. مونیز عواقب هولناک عمل جراحی ابداعی خود را از دیگران پنهان کرد، اما اعتراف کرد که برخی از ۲۰ نفر بیش از آنچه او امیدوار بود شلغم شدند. برخی از آنها از حالت تهوع، مشکلات ادراری و بی نظمی رنج می بردند. در همان زمان،Moniz گزارش داد که ۷۰٪ درمان شده یا بهبود یافته اند. سپس این روش محبوبیت پیدا کرد
عمل‌های لوبوتومی امروزه از ننگ‌های تاریخ پزشکی جهان محسوب می‌شوند.
این روش همچنین در دانمارک بسیار محبوب بوده و بطور گسترده مورد استفاده جراحهان دانمارکی قرار میگرفت تا جاییکه دانمارکیها رکورد این جراحی را در دنیا زده و به انجام این عمل مشهور گشتند. و با اینکه تعداد زیادی از بیماران زیر عمل جان خود را از دست دادند با اینحال جراحهان دانمارکی از این عمل دست بردار نبودند.
در طول دهه های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ بیش از ۹۰۰۰ نفر در اسکاندیناوی لوبوتومی شدند. ( آمار غیر رسمی حکایت از بیش از ده ها برابر این تعداد دارد). در کشورهای دیگر از ابتدا انتقاداتی وجود داشت، اما در دانمارک عملاً هیچ انتقادی وجود نداشت، درنتیجه این عمل جراحی مغز تا دهه ۱۹۷۰ ( شاید ۱۹۸۹) در دانمارک ادامه یافت.
در سوئد، قبل از انجام این روش از بیماران اجازه گرفته نمیشد و تصمیم جراحی با پزشک بود! میزان مرگ و میر ناشی از این روش ها در سوئد به ۱۷ درصد افزایش یافت. در سال ۱۹۵۱، یک جراح در بیمارستان کارولینسکا در سوئد شروع به انجام لوبوتومی با چاقوی الکتریکی کرد که پس از آن مرگ و میر کاهش یافت. به تدریج انتقادات نسبت به این روش افزایش یافت و کالبد شکافی ها نشان داد که بسیاری از بیماران بر اثر آسیب مغزی گسترده مرده اند. یکی از کسانی که بر اثر جراحات جان خود را از دست داد، نقاش و هنرمند نساجی سوئدی، Sigrid Hjertén بود که در سال ۱۹۴۸ در Beckumberga تحت عمل جراحی قرار گرفت امروزه از این روش استفاده نمی شود. در عوض از داروهای روانگردان استفاده می شود.
در ۱۱ دسامبر ۱۹۵۰، کلرپرومازین جایگزین این عمل جراحی شد. این اولین ماده ای بود که آنتی سایکوتیک نام داشت و در ابتدا بعنوان لوبوتومی شیمیایی به بازار عرضه شد. اعتقاد بر این بود که هردو اثر یکسان دارند، اما دارو بدون خطر جراحی است. از سال ۱۹۵۴، کلرپرومازین لوبوتومی شیمیایی در ایالات متحده محبوب گشت.
پاورقی
(۱)آنتونیو اگاس مونیس (به پرتغالی:António Caetano de Abreu Freire Egas Moniz)(زاده ۲۹ نوامبر ۱۸۷۴ – درگذشته ۱۳ دسامبر ۱۹۵۵) متخصص عصب‌شناسی و از توسعه‌دهندگان آنژیوگرافی مغری اهل پرتغال بود. از وی به‌عنوان یکی از بنیانگذاران جراحی روانی یاد می‌شود. او در سال ۱۹۴۹ به‌خاطر توسعه یک نوع عمل جراحی به نام لوکوتومی-که امروزه باعنوان لوبوتومی شناخته می‌شود-به‌همراه والتر رودلف هس برنده جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی شد. وی اولین پرتغالی‌ای است که برنده این جایزه شده است.