‏نمایش پست‌ها با برچسب نكات تاريخى. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نكات تاريخى. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، تیر ۲۷، ۱۳۹۲

جنایت علیه مردم ایران را متوقف کنید


ملت ایران جلوی اعدام هم میهنانشان را به وسیله رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی عرب و پانترک بگیرد! بنابه گزارشهای رسیده از ماه گذشته تاکنون حدود ١٠٠ تن از زندانیان در زندانهای مختلف رژیم اعدام شده اند و جمهوری اسلامی اعلام کرده است که ١٤٠٠ تن زندانی دیگر که محکوم به اعدام هستند تا شش ماه آینده اعدام میکند!!!

زانیار و لقمان مرادی دو تن از زندانیان سیاسی نیز جزو این لیست هستند و از همه مردم دنیا خواسته اند که نگذارند جمهوری اسلامی آنها را اعدام کند .
ماشین کشتار جمهوری اسلامی سالهاست که جان میستاند و به بند میکشد و هر دوره و هر ساله روند این آدمکشی ابعاد تازه تری بخود میگیرد.امسال با برگزاری نمایش انتخاباتی رژیم و با بیرون آمدن روحانی از صندوق رای به عنوان رییس جمهور آتی حکومت اسلامی، باردیگر با موجی از اعدام و دستگیریهای پی در پی میخواهند اعتراضات ناشی از بحرانهای حل نشدنی که دامنه حاکمیت را گرفته را سرکوب نمایند.
حاکمیت با توسل به اعدام و دستگیری فعالین سیاسی و فعالین کارگری به عنوان تنها راه حلی که میتواند بر مشکلات موجود فایق آید تکیه کرده است. رژیم می داند که شیشه عمر این نظام ضد انسانی در دست طبقه کارگر است. تعرض به معیشت و زندگی کارگران، بازداشت و محاکمه آنان با اتهامات واهی، وحشت از تعرض یکدست و متحدانه جنبش کارگری است که تمام وجود سران رژیم را فرا گرفته است.
روند اعدامها نه تنها باید متوقف شود بلکه باید کاری کرد که عملکرد این رژیم و سرانش بعنوان جنایات علیه مردم ایران و در دادگاههای بین المللی و مردمی محاکمه شوند. در حال حاضر برای نجات کسانی که در انتظار احکام اعدام هستند باید دست بکار شد و اخبار این اعدامها را در میدیای اجتماعی و میدیاهای تمام کشورها اطلاع رسانی کرد و با با بسیج نهادهای بین اللملی و مدافعان حقوق انسان، جمهوری اسلامی را تحت فشار گذاشت تا احکام اعدام را متوقف کند. اما مهمترین کاری که در این برهه حساس باید انجام داد این است که باید خانوادههای کل این افراد که به اعدام محکوم شده اند متحدانه علیه این وضعیت به میدان آمده واعتراض کنند. در این عرصه حضور خانواده هایی که عزیزانشان بدست جانیان اسلامی محاکمه شده اند خیلی مهم و حیاتی است و نباید دیگر اجازه داد قداره بندهای رژیم اسلامی بیشتر از این اعدام کنند و هر روزه خانوادهای دیگر را عزادار کنند. دو عرصه مهم کارزار علیه این وضعیت وجود دارد، اول کارزار داخلی و دوم کارزار خارجی در سطح بین المللی است که هر کدام میتوانند حامل رسالتهای مهمی در این بعد برای متوقف کردن اعدامها در ایران باشد. کارزار خارج از کشور همانطور که همیشه بوده و در همه عرصه تا آنجا که ممکن است کماکان با قدرت پیش برده شود. اینجا تاکید بیشتر من روی اعتراضات در داخل است و مردم از هر طیفی می توانند اعتراض خود را نسبت به این وضعیت اعلام کنند. حضور هنرمندان و نویسندگان و تهیه فیلمهای کوتاه و نوشته دراین مورد و به تصویر کشیدن این جنایات خود مبارزه بزرگی علیه رژیم و توقف اعدامها میتواند باشد. باید متحد و یکپارچه در همه جا علیه اعدامها توسط رژیم به میدان آمد.
احمد رحمانی

چهارشنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۹۰

هرملین و خیام Eric Hermelin ایرانی‌ تر از ایرانی

تنها کسی‌ که در دنیا، نیمی از زندگی‌ و تمامی ثروتش را در جهت انتشار و ترجمه آثار ادبی‌ ایران، سرمایه گذاری کرده و به خاطر این کار مجبور به تحمل، تنهایی، طرد از اجتماع و خانواده و پذیرش القابی مانند الکلی، خود آزار و دیوانه شده است، یک نفر سوئدی است و چرا همه اینها را تحمل کرده است؟؟،..... بله، عشق به خیام.

اریک اکسل هرملین ( ۲۲، ژوئن، ۱۸۶۰ - ۸، نوامبر، ۱۹۴۴ )


اریک هرملین، نویسنده و سیاستمدار سوئدی بود که در ۱۴۰ سال پیش در جنوب سوئد در یک خانواه ثروتمند و اشرافی، به دنیا آمد.

هرملین در دوران جوانیش به هند سفر کرد و مدتی‌ را در آنجا گذراند و در آنجا با یک ایرانی‌ آشنا شد که بعد‌ها به او زبان پارسی را آموخت.

در آن دوران زبان پارسی، زبان رسمی‌ کشور هندستان بود، و بعد‌ها انگلیسیها زبان پارسی‌ را در هندستان ممنوع کردند و زبان هر کسی‌ که به زبان پارسی‌ حرف میزد را میبریدند. و اگر انگلیس این دشمن قسم خورده، روانی‌ و بی‌شرم، این کار را در حدود ۱۰۰ سال پیش نکرده بود، امروز زبان پارسی، زبان مادری حداقل ۱،۵ میلیارد آدم در دنیا بود.
ولی‌ در آن زمان هنوز زبان پارسی‌، زبان رسمی‌ هندستان بود. و هرملین پس از فرا گیری زبان پارسی‌ و پس از بازگشت به سوئد به ترجمه آثار پارسی‌ به سوئدی مشغول شد و حدود ۱۰ هزار صفحه از ادبیات پارسی‌ را به سوئدی بگرداند. که از این میان میتوان از بوستان و گلستان سعدی، گلشن راز شبستری، رباعیات خیام، آثار سنائی و واعظ کاشفی، پند نامه و منطق الطیر، تذکرة‌الاولیا از عطّار، مثنوی از مولانا، برگزیده هایی از شاهنامه، اسکندر نامه نظامی و کلیله و دمنه را میتوان نام برد.

هرملین علاقه عجیبی‌ به خیام پیدا کرد و بر اثر تاثیری که از خیام گرفت، زندگی‌ عارفانه‌ای را در پیش گرفت. و چون این روش زندگی‌ برای یک فرد اشرفی در سوئد عجیب به نظر می‌رسید، وی را به عنوان بیمار روانی‌، مدتی‌ تحت مداوا قرار دادند ولی‌ او همچنان به وارستگی و دوری از تجملات ادامه داد و به دهکده‌ای در سوئد رفته و در آنجا ۴۰ سال آخر عمر خویش را تمام وقت صرف ترجمه ادبیات پارسی‌ به سوئدی کرد.

هرملین آنچنان شیفتهٔ ادبیات ایران بود که در اروپا به عنوان، برجسته‌ترین نماینده ادبیات ایران شناخته میشد. سفیر ایران در استکهلم در آن زمان از هرملین قدردانی‌ کرد و مدال خورشید به او اهدا کرد.

هرملین در اواخر عمر، با جانی شیفته با مولانا همدم شد، و بدون دیوان اشعار مولانا در هیچ کجا ظاهر نمی‌شد و تمامی تلاشش این بود که انسان اروپایی را با پیام و عرفان مولانا آشنا سازد. وی به قدری تحت تاثیر ادبیات ایران قرار گرفته بود که تمامی آثار ترجمه شده ایرانی‌ را با سرمایه شخصی‌ خودش چاپ و منتشر کرد و تمامی ثروت خانودگیش و نیمی از زندگانیش را در این راه گذشت، و همین کارش باعث شد که دشمنان زیادی در بین دشمنان ایران پیدا کند و به او تهمت‌های از قبیل دیوانه، خود آزار و الکلی بزنند. ولی‌ در انتها، سبک زندگی‌ که برای خودش انتخاب کرده بود، الگوی بسیاری از اندیشمندان و نویسندگان غربی قرار گرفت و به خاطر این انسان بزرگ و شریف است که آثار ادبی‌ ایران از سوئدی به دیگر زبانهای اروپایی ترجمه، و مورد تحسین و تقدیر قرار گرفته شده است، چرا که آثار پارسی که به وسیله وی به سوئدی ترجمه شده، از بی‌ نقص‌ترین و معتبر ترین، آثار ترجمه شده دنیا محسوب میشود.

نام و یادش گرامی‌ و جاوید باد. به امید روزی که به یک حکومت ایرانی‌ در ایران برسیم تا آنچنان که شایستهٔ این مرد بزرگ است، از او، قدردانی‌ شود.


انگلیسی‌‌ها گفتن چرا ما بریم زبان دیگران رو یاد بگیریم تا بفهمیم چی‌ میگن، یه کاری می‌کنیم که آنها زبون خودشون رو فراموش کنن و به زبون ما حرف بزنن و تازه به این کار افتخار هم بکنن.(ستاره و دریای قصّهٔ‌ها از سلمان رشدی.)

زیباتر از این رقص (سماع) كه در اين فيلم نمايش ميدهد،در دنیا وجود نداره، رقصی که به وسیله شاهرخ مشکین قلم هنرمند بینظیر ایرانی‌ انجام میشود با ترانهٔ فریاد از شجریان، یه تلفیق شاهکار، از این دو هنرمند. من برای شاهرخ مشکین قلم، بیشترین احترام را قائلم و برایش آرزوی پیروزی در همهٔ ابعاد زندگی‌ ش را دارم.

من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
که گر بپای درآیم بدر برند بدوشم .

روز صحرا و سماع است و لب جوی و تماشا
در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی .
سعدی کبیر و شیرین سخن.