رام ایزد
خیری بیمار بود، خشک لب از تشنگی
ژاله که آن دید ساخت، شربت کوثر گوار
منظور از خيری بيمار، گل خيری است كه هميشه سبز است ولی به سبب سرما پژمرده و بيمار بنظر ميآيد و وقتی بهار ميشود، توسط ژاله و يا همان شبنم خنك بهاری، سيراب و درمان شده و اين شبنم بهاری منتج از هوای سرد شبهای اوايل بهار است. و وقتی شبنم بر روی گل خيری مينشيند، در مجاورت اين قطره آب، گل خيری یك ماده ژلاتینی از خود تراوش می كند كه بر روی ساقه منتشر شده و آن را چسبناك می نماید و به شیره گل خيری معروف است و خاقانی كه ظاهرا دانش عظيمی در گياه شناسی داشته است، اينجا تركيب اين شيره با شبنم را به شربت بهشتی، تشبيه كرده كه برای اين گل خودرو، خنك و گوارا و دلچسب است. (١)
به گل خيری رام ايزد هم ميگويند.
رام ایزد،حركت زندگی باملایمت و آرامش و امنیت و به معنی صلح و شادی است . صفت او بخشندهً كشتزار خوب است . او رام بخش آفرینش و در نوشته های پهلوی با ایزد هوا وایزد مهر همراست.
ايزد تنها به معنای آفريدگار نيست و به هر نيروی مثبتی اطلاق ميشود.
ز آتش روز ارغوان، در خوی خونین نشست
باد که آن دید ساخت، مروهه دست چنار
آتش روز يعنی آفتاب، موجب باز شدن گلهای سرخ درخت ارغوان شده و آنرا چنان سرخ و براق ميسازد تو گويی بر روی چهره ای سرخ شده از گرما، عرق خونين نشسته است. و باد كه اينرا ميبيند، شاخه های چنار را بحركت درآورد تا مانند بادبزن(مروهه) او را خنك كنند. (٢)
(١)گل خیری كه آنرا گل خيرو، گل ختمی وحشی، گل خبازی و يا گل هميشه بهار هم مينامند، بومی فلات قاره ايران است. ولی گل خيری همان ختمی نيست، چون گل ختمی در اواخر تابستان و اوايل پاييز بگل مينشيند و در اينجا خاقانی در توصيف بهار از شگفتن گل خيری توسط شبنم بهاری سخن ميگويد. پس خيری همان ختمی نيست.
مجلس باید ساخته ملکانه
از گل و از یاسمین و خیری الوان .رودکی .
دل شادوی شد نژند و حزین
چو خیری شدش لاله و یاسمین .فردوسی
برخی به گل خيری، گل همیشه بهار ميگويند ، اعراب و عبریها در سرقتها و دستبردهایشان به ادبیات پارسی، نام گل خیری را در کتب ایرانی به دائم الحیات و حی العالم برگرداندند. در كتب گوناگون پارسی از آن به نامهای ابرون، زبیده ، گوگهان ، مرگون ، کهلا، سهلابی، خیر، خیری زرد، ميشا، ميش بهار، و همیشه جوان یاد شده است . گلهای آن زرد طلایی بوده ، بدون دمگل روی نهنج (نهنج به بخشی از گل که اندامهای پوشش گلبرگها و کاسه برگها و اعضای زایشی مادگی و پرچم بر روی آن قرار گرفته اند و در گلهای مختلف به اشکال متفاوت است، ميگويند. بخشی از گل كه مجموعه ای از گلبرگها را بر روی خود حمل ميكند.) قرار گرفته ، در ساعت نه تا ده صبح باز و در ساعت چهار تا پنج بعدازظهر بسته میشوند، و با اینكه فاقد نوش است زنبور عسل به آن راغب بوده و گرده های آنرا میخورد. نوع كوهی آن كه در اطراف مسجد سلیمان زیاد است به تنباكوی كوه معروف بوده و بزبان محلی به آن داغ توتونی میگویند، و بزبان محلی ««اوكوزوكوزو»» و «پنیره» نامیده میشود. در سيستان و بلوچستان قلیان را با آن چاق میکنند و در مجارستان، بلغارستان و سوئیس روستائیان آنرا بجای توتون بكار میبرند و . گیاه خيری چه بیابانی و چه كوهی خزان نمیكند، ساقه كوهی آن بقدر ذرعی طول داشته و به كلفتی انگشت است ، دارای رطوبتی چسبناك میباشد كه بدست میچسبد، گل آن دارای یك ماده زرد رنگ، یك ماده تلخ و مقداری صمغ و زرین بوده ، لعابدار است . ریشه آن دارای اینولین می باشد. گل آن در مجاورت آب یك ماده ژلاتینی از خود تراوش می كند كه بر روی ساقه منتشر شده و آن را چسبناك می نماید و به شیره گل همیشه بهار معروف است.
(٢)خوی (تلفظ اين كلمه مانند تلفظ نام شهر خوی است كه به تازگی دچار زمينلرزه شده است. ) يعنی عرق كردن آدمی، و حافظ در جايی دارد، زلف آشفته و خوی كرده و خندان لب و مست، پيرهن چاك و غزلخوان و صراحی در دست، نرگسش عربده جوی و لبش افسوس كنان، نيمه شب دوش به بالين من آمد، بنشست. و اين صحنه زيبای شهوتناك، حكايت از اين دارد كه حافظ عزيز ما، معشوق را با موهای پريشان و پيكری كه از گرما و هيجان گلگون و خيس است و لبی خندان و خود معشوق هم مست و دگمه های پيراهنش تا به پايين باز و آواز خوان و جام شراب بدست، درحاليكه شرارت از چهره اش ميبارد ولی انگشت بر لب نهاده و هيس كنان به او امر بسكوت دارد، دوست ميدارد
(٢) ارغوان، بمعنی سرخ صُبغ سرخ. آتش گون. ارغوانی. جامه های سُرخ. رنگی است سخت سرخ. سرخی. شنگرف که از رنگهائی است که حضرت مانی آنرا ساخته است.
ولی دراينجا منظور خاقانی درختی است که در بهار گل سرخ ببار ميآورد. درخت ارغوان بومی فلات قاره ايران كه در بهار گلهای بغایت سرخ و رنگین ببار آورد. درختی است که شاخهای باریک دارد و در موسم بهار همه درخت از گلها، سرخ میگردد و اصلاً برگ ندارد و در موسم دیگر پربرگ شود. درختی است که كوهستانهای استان خراسان ايران را برنگ قرمز درآورده و مناظر بسيار زيبايی را ميسازد. این درخت همچنين در دره های گرگان بیش از دیگر نقاط جنگلهای خزر روييده، و لرستان خاستگاه اصلی اوست. طبیعت اين درخت سرد و خشک است ، و ميگويند اگر در بهار از گلهای آن شربتی سازند و بخورند رفع خمار کند و اگر چوب آنرا بسوزانند بر ابرو مالند موی برویاند و سیاه برآید. (هيچكدام از اين خواص مورد تائيد اين سايت نيست. فردا اگر بر اثر استفاده از اين درخت، به كچلی هميشه خمار، تبديل شديد، ربطی به آدم برفی ندارد.) و آنرا ارگوان هم میگویند. و از ارتفاع ١٨ گزی تا ٩٠ گزی دیده میشود. (گز معادل ذرع و هر، گز ١٦ گره است .امروزه گز را معادل «متر» گیرند. وسيله اندازه گيری طول و درازا است. خط كشی از چوب یا از آهن که بدان جامه و قالی و پلاس و زمین و امثال آن اندازه زنند.) دو گونه از این درخت در دره سپيدرود و دره های نسبتأ گرم لرستان هست و هر دو گونه را ارغوان نامند.
مورد بجای سوسن آمد باز
می بجای ارغوان آمد باز. رودکی.
همه غار و هامون پر از کشته شد
ز خون خاک چون ارغوان گشته شد. فردوسی.
گل ارغوان راکند زعفران
پس از زعفران رنجهای گران. فردوسی.
رخش پژمراننده ارغوان
جوان سال و بیدار و بختش جوان. فردوسی
ارغوان در کتب طب سنتی ايران با نام «اکوان» هم آمده است.
ارغوان همچنين نام يك نوع رنگ قرمز هم ميباشد كه به آن شنگرف و یا قرمز اشرافی ميگويند که ساخته حضرت مانی پیامبر دانشمند و هنرمند و نقاش ایرانیان است. و از باستان اشراف و اليت جامعه جامه ارغوانی بتن كرده و اين رنگ نشان تشخص ميبوده است. بويژه اهالی بابل رنگ ارغوانی را بسیار بکار میبردند و بطور كلی در تمامی امپراتوری ايران باستان شنگرف بسیار مشهور بود. و پادشاهان و شهریاران و الیت جامعه نیز لباس ارغوانی در بر میکردند. ميگويند وقتی که مسیح (حسين منصور حلاج) را در محکمه حاضر کردند، برای استهزاء وی را بلباس ارغوانی ملبس کردند. امروزه هم به احترام اليت جامعه بشری، در مقابل پای آنان فرش قرمز پهن ميكنند كه از رسوم كهن پارسی گرفته شده است. مردم دو شهر سور و سیدا(دو تا از شهرهای لبنان كه تا جنگ جهانی اول بخشی از ايران بودند) ساخت این رنگ را از حضرت مانی یاد گرفته و این رنگ را از صدف مخصوص سواحل مدیترانه تحصیل میکردند بدین ترتیب در این صنعت مشهور گشتند و اکنون در طرف جنوب سیدا کومه عظیمی از صدفهائی که درزمان قدیم این رنگ را از آنها گرفته اند پیدا میشود. و گاه ارغوانی را از کرمی که بر بلوط قرمز یافت میشود، بدست آورده و تحصیل میکردند.
به چهره گلگون هم ارغوانی ميگويند. رخ سرخ رنگ:
گر او را وامها می بازخواهند
چرا چون زعفران گشت ارغوانت .ناصرخسرو