‏نمایش پست‌ها با برچسب نکات اسلامی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نکات اسلامی. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، خرداد ۲۲، ۱۴۰۱

چند سورت از غران




سورت فرعون:
فرعون در خواب دید (۱) هفت گاو لاغر و هفت گاو چاق به او تجاوز می‌کنند (۲) بیدار شد و دید که هفت گاو چاق و هفت گاو چاق‌تر به او تجاوز می‌کنند (۳) پرسید، معنی این کارها چیست؟ (۴) گفتند در آینده‌ای دور پسری که خودت در آستین می‌پرورانی به حکومت خواهد رید (۵) فرعون به دوردست‌ها نگاه کرد و گفت: اونجاست! دارن می‌ندازنش تو آب! برین بیارینش ببینم پسره یا دختر؟ (۶) پس موسی را در سبد انداختند و سه امتیاز گرفتند (۷) سبد چشم‌انداز (۸) و از سبد درآمد خانوار شد (۹) ظرف بیست سال آینده موسی پرورش یافت و زلیخا را از پشت پاره کرد (۱۰) زلیخا پشت و رو کرد به او و گفت: بچه پرورشی! (۱۱) اما فرعون خدا بود (۱۲) و از رابطه‌ی آنها باخبر شد (۱۳) دستور داد به مدت هفت سال قحطی شود (۱۴) در این مدت کفار دخترانشان را زنده به گور می‌کردند (۱۵) و شکمبه‌ی گوسفند بر سر هم می‌ریختند (۱۶) موسی نیز رفته‌رفته پیر و ضعیف شد (۱۷) با عصا راه می‌رفت (۱۸) و توهم می‌زد (۱۹) من پیامبرم! من پیامبرم! (۲۰) او را به بیمارستان روانی خاتمی‌‌الان‌بیا بردند (۲۱) درآنجا تحت درمان الکتریکی قرار گرفت (۲۲) فرعون هربار بر او ظاهر می‌شد و می‌گفت: تو تخم من نیز نیستی! (۲۳) بچه پرورشگاهی! (۲۴) موسی در حیاط می‌دوید (۲۵) به گلها آب می‌داد (۲۶) عصایش را به زمین می‌زد و لای پاهایش باز می‌شد (۲۷) و می‌گفت معجزه است (۲۸) با عصایش موتور سواری می‌کرد (۲۹) و به فرعون نامه می‌نوشت! (۳۰) و فیلم می‌ساخت (۳۱) سرانجام روزی که حواسشان بهش نبود، موسی با قید وثیقه‌ی نقدیه فرار کرد (۳۲) قومش را با خود برداشت (۳۳) که لشکری از مورچه بودند (۳۴) عصایش را به مارماهی تبدیل کرد و سوار بر آن از وسط آب رفت (۳۵) پلیس اینترمیلان به دنبالش رفت (۳۶) اما در سبد خواروبار گرفتار شد (۳۷) موسی وقتی از مرز عبور کرد هارون را از جیبش درآورد و به خودش زد (۳۸) هارون یک واکمن بود (۳۹) همراه با هارون بلندبلند خواند (۴۰) فرعون تو سقوط کردی (۴۱) فرعون تو سقوط کردی (۴۲) ولی فرعون خدا بود (۴۳) و سقوط نمی‌کرد (۴۴) باشد که موسی و اقوامش پند گیرند (۴۵)

جمعه، خرداد ۰۶، ۱۴۰۱

از این آسیابان بباید شنید


در حکایت است روزی علی امام اول اهل تشیع از کنار آسیابی که در جاده شهر استخر بود، میگذشت. آسیابان را دید قاطر خود را چشم بسته و زنگوله ای هم به گردن او آویخته است. بدو گفت: چرا چشم الاغ بسته و او را بزنگوله مزین کرده ای؟ آسیابان گفت: چشم قاطر را بسته ام که در حرکت دورانی حالش بد نشود، و بگردنش زنگوله آویخته ام که وقتی ایستاد و آسیا از کار افتاد بدانم.
گفت: اگر بایستد و سر تکان دهد چگونه می فهمی که آسیا را نمیگرداند؟
آسیابان گفت: خدا امیر را قرین صلاح بدارد، عقل قاطر من مانند عقل امیر نیست!
چو بشنید از آسیابان سخُن
نه سر دید از آن کار پیدا نه بن .
فردوسی

جمعه، خرداد ۱۰، ۱۳۹۸

کتاب قانون احمقها



جبرئیل در میان درختان نخل واحه، بر پیامبر ظاهر میشد و خود را در حالی‌ میافت که با فیس و افاده‌ای تمام، قانون می‌آورد. 

قانون، قانون، قانون. آنقدر قانون آورد که مومنین را از هرچه وحی است بیزار کرد. 

سلمان گفت، برای هرآنچه که فکرش را بکنی‌ قانون آورد. مثلا اگر مردی بگوزد، باید بلافاصله صورتش را بسمت باد بگیرد. برای اینکه مومنین بدانند کدام دست برای طهارت گرفتن است، قاعده‌های خاصی‌ وضع کرده، تو گویی هیچیک از عرصه‌های زندگی‌ بشر نمیبایست خارج از قوانین، آزاد بماند. وحی یا هرچه که او از ٔبر میگفت، به مومنین می‌‌آموخت که چقدر حق دارند بخوابند، عمق خوابشان چه اندازه باید باشد و کدام شکل از اعمال جنسی‌ از دیدگاه خداوند پذیرفته است. 

آنان آموختند که عمل لواط با زنان و نیز جماع درحالیکه زن به پشت دراز کشیده باشد از نظر ملک مقرب حلال است. 

و اشکال ممنوع شامل کلیهٔ وضیعتی است که زن بروی مرد و مسلط بر او قرار بگیرد را شامل میشود.

سپس جبرییل فهرستی تهیه کرد و در آن موضوعاتی را که نام بردن از آنها هنگام گفتگو مجاز یا ممنوع است برشمرد. 

بعد نوبت به بخش‌هایی‌ از بدن رسید که مومنین اجازهٔ خاراندنش را نداشتند، فرقی‌ نمیکرد که خارش تا چه حد آزار دهنده و حتی تحمل ناپذیر باشد، خاراندن این بخش‌ها بهیچوجه جایز نبود. 

وی همچنین مصرف میگو، حیوان عجیب و غریبی که هیچیک از مومنین تا آنزمان ندیده بودند را وتو کرد... دستور داد، حیوانات را بتدریج بکشند، بطوری که همهٔ خونشان از بندنشان خارج شود. این نحوهٔ کشتن باعث میشد تا با تجربهٔ کامل مرگ، مفهوم زندگی‌ را بهتر درک کنند. چرا که تنها هنگام مرگ است که موجودات زنده بواقعیت زندگی‌ پی‌ میبرند، و آنرا رویا نمیپندارند. 

جبرییل یا همان سروش پروردگار، سپس چگونگی‌ کفن و دفن مردگان و تکلیف ارث و میراث را هم روشن کرد. بطوریکه سلمان پارسی متحیر مانده بود اینچجور خدائی است که رفتارش چنین به بازرگانان میماند. و در اینهنگام فکری بخاطرش رسید که ایمانش را برباد داد. بیاد آورد که ماهوند (محمد) نیز در گذشته بازرگان بوده است، آنهم بازرگانی بس ّموفق‌. فردی که سازماندهی و قانونگذاری برایش طبیعی بود. پس عجیب شانسی‌ آورده بود که چنین ملک مقرب اهل حساب و کتابی برخورده بود. ملکی‌ که تصمیمات این خدای با مدیریت را به پایین ابلاغ میکرد. خدایی که به روسای موسساتی که دارای شخصیت حقوقی بودند، بی‌ شباهت نبود. 

از آن پس رفته رفته توجه سلمان به این که فرشته همواره در مناسبترین فرصت ها، وحی نازل کرده بود، جلب شد. چنانچه مومنین نظر ماهوند (محمد) را درباره هر موضوعی، از امکان سفر به آسمانها گرفته تا ابدی بودن جهنم، مورد بحث و گفتگو قرار میدادند، فرشته( جبرئیل) بیدرنگ با پاسخ مناسب فرا میرسید و همیشه نیز جانب ماهوند ( محمد) را میگرفت و با یقین کامل اعلام میکرد که رفتن انسان به کرهٔ ماه از محالات است و سرشت جهنم موقتی و گذراست و حتی بدکارترین انسان‌ها نیز با آتش دوزخ پاک میشوند و به باغ‌های معطر گلستان و بوستان راه مییابند. سلمان گفت: اگر ماهوند ( محمد) بعد از نزول وحی نظر خود را اعلام میکرد، وضع تفاوت میکرد، اما نه، همیشه اول محمد قانون را می‌آورد و بعد فرشته (جبرئیل) بر آن مهر تایید مینهاد. و این بود که کم کم دیدم دارد گندش در میاید و بویش همه جا را برداشته. و سرانجام این بوی گند ذهن سلمان را فرا گرفت. در میان نزدیکان محمد کسی‌ از او فرهیخته تر نبود، چرا که در آن دوران، نظام آموزشی ایرانیان پیشرفته از سایر مردمان بود. محمد، سلمان را بدلیل مرتبهٔ بلند دانشش بسمت دبیری خود منصوب کرده بود. از اینرو نگارش قوانین پرشمار و بی‌ پایانش نیز برعهده او بود.

بعل از سلمان پرسید: چرا مطمئنی که محمد ترا میکشد؟ سلمان پارسی جواب داد: برای اینکه من تنها کسی‌ هستم که می‌‌توانم دستش را رو کنم. 

 در دنیا هیچ تلخی بپای احساس مردی که پی‌ میبرد به باد هوا معتقد بوده ، نمیرسد.

چهارشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۹۸

غزانیق


ماجرای معروف به غزانیق و یا قرایین، داستانی‌ است که برای تطهیر پیغمبر اسلام ,محمد, ساخته شده است که برای رسیدن بقدرت با هند معروف به جگرخوار۱ که شوهرش بظاهر شهردار مکه بود ولی‌ در اصل این هند بود که همه قدرت را داشت، پیمان بست که دو بت هند را برسمیت بشناسد، بشرطی که هند اجازه دهد محمد بکار خود ادامه دهد. پس پیغمبر آمده و بمردم این دو آیه را خواند و گفت الله این دو بت را برسمیت میشناسد. در قرآن در سوره نجم، پس از آیات ۱۹ و ۲۰ (آیا دیدی لات و عزی را ...)، آمده است که شیطان در کلام وحی دوید و دو آیه را علیرغم اینکه جبرئیل بر پیغمبر نخوانده بود، بر زبان محمد جاری کرد، این اتفاق در اوایل بعثت محمد صورت گرفت.( و معنای آیات این است که این دو بت بوتیماران بلند پروازند و امید به شفاعت آنان میرود.) 


۱- هند زن ابوسفیان که در سن ۶۰ سالگی هنوز پوستی‌ صاف و بدنی به سفتی دختران جوان و مو‌هایی‌ به سیاهی پر کلاغ داشت و دیدهگانش چون تیغهٔ چاقو میدرخشید، و خرامیدنی غرور آمیز داشت، صدایش ندای مخالفت را نمیپذیرفت، و بر شهر بجای شوهرش حکومت میکرد و فرامینش را بر دیوار خیابون‌های شهر نصب میکردند، و مردم وی را روح شهر می‌دانستند و جوانی جاودانش را نشانی از جادوگری وی میشمردند. هند که نفوذ فرامینش بیش از اشعار همهٔ شاعران بود، با حرص و اشتهای شدید جنسی‌ با تک تک نویسندگان شهر درامیخته بود و بعد از زمانی‌ کوتاه، خسته و دلزده از آنان، همگی‌ را از رختخوابش بیرون انداخته بود. وی در عرصه قلم همچنان که در کاربرد شمشیر ماهر بود، جلوه میکرد. همان هندی که با لباس مردانه به قشون پیوسته بود و به تمهید و سحر و جادو، کلیهٔ نیزه‌ها و سلاح‌ها را از خود دور کرده و در میان توفان جنگ، قاتل پرادر را یافته بود، همان هندی که عموی پیامبر را بیرحمانه کشته و دل‌ و جگر وی را خورده بود. کدام مردی در برابرش توان پایداری داشت؟ برای جوانی‌ جاودانش که از آن مردم نیز بود، برای درنده خوییش که به آنان تصویر شکست ناپذیری می‌‌بخشید، و برای فرامینش که حاکی از انکار زمان، تاریخ و دوران بود و شکوه نامدار شهر را بسان ترانه می‌‌خواند و فرسودگی خیابان‌های آنرا محال جلوه میداد، فرامینی که عظمت، تحمل شداید، جاودنگی و مقام نگهبانی مقدّسین را میستود..... برای این نوشتار بود که زناشویی توأم با هرج و مرجش را میبخشیدند، و به این که وی سال بسال روز تولدش هم وزن خود زمرّد دریافت میکرد وقعی نمینهادند، بر شایعات لهو و لعبش توجهی‌ نمی‌کردند و در پاسخ آنان که پوشش‌هایش را بیشمار می‌گفتند، تنها لبخند میزد. می‌گفتند پانصد و هشتاد و یک لباس خواب از ورق طلا دارد و تعداد کفش راحتی‌ یاقوت نشانش به چهار صد و بیست جفت می‌‌رسد.  هند گرسنگان را برغم شهادت چشمان، شکم‌ها و جیب‌های خالیشان، میفریفت و وادارشان میساخت، هرچه که زیر گوششان زمزمه میکرد بپذیرند: ای شکوه جهان، حکومتت مبارک.

مکتب مذهب ندارد جز ابراهیم آموزگاری


ابراهیم همسرش هاجر و پسر شیرخوارش اسماعیل را به صحرای خشک و بی‌ آب و علف برده و آنها را بدون آذوقه و آب رها کرد.( چون همسر اولش، سارا، که نازا بود به هاجر و پسرش حسادت کرده بود و ابراهیم زن ذلیل بخاطر همسر ثروتمند خود چنین عمل پیقمبرگونه را انجام داد). هاجر پرسید آیا این ارادهٔ خداوند است، ابراهیم پاسخ داد، آ‌ری، و آنگاه هاجر را بحال خود رها کرد و رفت. هاجر آنقدر به کودکش شیر داد تا هر دو سینه‌اش خشک شدند و آنگاه از دو تپه بالا رفت، نخست از صفا و سپس از مروه، هاجر مشوّش و ناامید میان دو تپه می‌‌دوید تا شاید چادر، شتر یا آدمیزادی ببیند، اما هیچ ندید، تا اینکه ناگهان جبرییل بروی ظاهر شد و آب زمزم را نشان داد و چنین بود که هاجر زنده ماند. حالا چرا زائران مسلمان گرد میایند، آیا برای هاجر است، نه، در واقع زائران افتخاری را که ورود ابراهیم نصیب دره کرده است جشن میگیرند. مردم بنام آن شوهر زن دوست و با وفا گرد هم میایند تا مراسم نیایش را بجا آورند. 
سلمان رشدی

چهارشنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۹۸

مدتی قتل تو اندازم عقب


علی‌، عمرو را از پا درآورد و نزد محمد آمد. محمد پرسيد: «چرا هنگامی كه با او روبرو شدی، او را نکشتی ؟» علی‌ در پاسخ گفت: «مادرم را دشنام داد و بر چهره ام، آب دهان انداخت. ترسيدم اگر او را بكشم برای خشم خودم باشد. او را وا گذاشتم تا خشم فرو نشست، سپس او را كشتم!!» *

چون علی سر میبرید از خصم دین
کرد او تف بر امیرالمؤمنین

پس علی شمشیر خود کردی غلاف
مدتی از قتل او داد انصراف

«گشت حيران آن مبارز زين عمل**»
«وز نمود عفو و رحمت بی‌ محل»

«گفت: بر من تيغ تيز افراشتی »
«از چه افکندی مرا بگذاشتی ؟»

گفت حضرت چونکه من دارم غضب
مدتی قتل تو اندازم عقب

گفت یارو یاعلی لفتش نده
گفت تف انداختی، حالا بده

کشتن اینجوریت حیف است حیف
نِروسم حالا، نخواهم کرد کیف

خود سرت را میبرم تنگ غروب
نیستم الانه توی مود خوب!

چند ساعت چونکه گشتی زجرکُش
گردنت را میزنم با حال خوش.

هر که تف انداخت بر روی علی
شد شکنجه، کشته شد با معطلی.

اصغر قاتل




Amazing Persian Music

جمعه، بهمن ۱۳، ۱۳۹۶

دیگ به دیگ میگه



یکی‌ از هزاران انگی‌ که به برخی‌ از ایرانیان مخالف دستگاه جهل و جنون و جنایت حکومت جمهوری ابلیس اسلامی، زده شده، دادن نسبت "بیخدایی و یا شیطان پرستی‌" به آنهاست. من نمیدانم این ادعا تاچه حد درست و یا نادرست است. و راستش نمیخواهم که بدانم، چرا که به اعتقاد من، اصولا دین و آیین و چگونگی‌ جهان بینی‌ آدما نه تنها ربطی‌ بمن و ما و دیگران ندارد، بلکه بعنوان یک داشته و حق اولیه و پایه‌ای، برای هرآدمی‌ میبایستی از طرف دیگران محترم شمرده شود. آدمی‌ میتواند سنگ پرست باشد، میتواند ٔبت پرست، طبیعت پرست و حتی خود پرست باشد- انتخاب اوست- و تا زمانی‌ که برای قبولاندن اعتقادات خود بدیگران فشار نیاورده و تلاش مذبوحانه نمیکند، آزاد است. و در ضمن فکر نمیکنم تمامی این پرستش ها، بیشتر از الله پرستی، مرده پرستی و یا امامزاده پرستی‌ شرم آور باشد.و یا آویزان شدن به قبر کسی‌،که از یکطرف در واقعی‌ بودن داستانشان بشدت تردید وجود دارد چرا که هیچ اثری از آثار‌شان درمیان نیست،

(مثلا: آثار باستانی ۱۰ هزار ساله زندگی‌ ایرانیان که در شهر سوخته بدست آمده، نشان میدهد که مردمی عادی در این منطقه فیلم میساختند و مغز جراحی میکردند و چشم مصنوعی میساختند و موسیقی مینواختند و و و--- ولی‌ قدرت خدا از پیغمبرش و فرزندانش و نوادهگانش که در ۱۰۰۰ سال پیش میزیستند، حتی یک تیکه پارچه بدست نیامده است! پیدا کنید احمق‌ها را- هرچند بعد از خواندن این مطلب احتمالا فردا، اعراب سعودی که با پول نفت خلیج پارس از خزیدن نجات پیدا کرده‌اند، با پرداخت مبالغی هنگفت به سازمان‌های اطلاعاتی‌ غربی، یهو از گوشه‌‌ای از یونان یک پیرا‌هن از زیر خاک بیرون میکشند که معلوم میکند که مال محمد بوده و احتمالأ خدیجه با دست‌های کوچک خود آنرا وصله کرده است! )

و یا اگر بپذیریم که وجود داشته اند، احتمالأ گروهی از داعش بدتر و یا در بهترین حالت داعش گونه زمانی‌ بسیار کوتاه در عرصه جامعه بشری رخ داده و پس از جنایات " مو به تن‌ سیخ کن" و ایجاد جنگ و جنایت و کشتار و سر بریدن ها، و با شمشیر سر شکافتن‌ها و با سم بخورد شکم پرستان دادن‌ها و بخاطر یک وجب زمین، پهلویِ زن حامله را شکستن تا جایی‌ که سقط جنین نموده و درحالیکه شوهر بی‌‌غیرت پهلوانش از ترس جان در پستو خود را پنهان نموده بوده و بخاطر مال و زن، پشت گلوی نوزاد پنهان شدن تا تیر به تو نخورد و و و - سال‌ها پیش مرده و عاقبت به شر شده اند،

و نام حسن و حسین و نقی‌ و تقی‌ و یه مشت اره و اوره و شمسی‌ کوره را بجای نام شریف خداوند آوردن و از آنها مدد جستن، و برای ایزد یکتا، شریک قائل شدن و از آنها طلب یاری کردن- گناهی کمتر از پرستش ابلیس داشته باشد- که بگمان من - رزیلانتر و پلید تر است، چرا که حداقل شیطان فرشته‌ای از فرشتگان خداوند بود که اتفاقا بخاطر عشق بخدا و یکتاپرستی‌ حاضر نشد در مقابل موجود دیگری بجز خدا سر تعظیم فرود آورد،

( همین که در قرآن مقام انسان را در حد خدا بالا برده تا جایی‌ که فرشتگان میبایستی در مقابلش ‌خم شوند خودش کفر است!)

تا این امام‌های جانی، مفت خور، دزد، پلید و آدمکش که میهن ما را ویران کردند، هم میهنان ما را کشتند، سوزاندند، به ذلّت بردند، و هنوز نکبت وجودشان از سرزمین نجیب ما پاک نشده و از قدم نامبارک و شومشان این مملکت صد‌ سال است که در آتش و حماقت میسوزد و مردمانش کشته میشوند و در انحراف و عقب ماندگی، رنج میکشند.

تو گویی، کسی‌ که نشان غلامی و عبودیّت این دأعشیان امام را بدوش می‌کشد، و شبانه روز بشرک و بت پرستی و مرده پرستی‌ مشغول است میتواند بدیگری ایراد شیطان پرستی بگیرد‌.



یکشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۹۶

آنچه که همگان همیشه و همه جا بدان اعتقاد داشته اند، احتمال بسیار بیشتری دارد که اشتباه باشد


از ویژگی‌‌های پیغمبر اسلام، صرفنظر از قدرت خارق العاده او در جماع، علاقه بیش از حد حضرت به آرایش سر و صورت خود بود. موهای رسول اسلام تا سر شانه‌‌هایش بلند بود و ماهی‌ یکبار آنها را خضاب می‌گذاشت. و اکثرا موهایش را بصورت چهار گیس بافته و رها میکرد. از این گذشته پیغمبر عادت داشت هر شب سه میل سرمه در چشم راست و دو میل در چشم چپ خود بکشد. حضرت اکثرا جامه سرخ می‌پوشید که در بین اعراب عجیب بود.

عجیب است که بیشتر آخوند‌های شیعه بعنوان تاسی‌ از سیره رسول اسلام در امر جماع تلاش تحسین آمیزی دارند، اما هیچکدامشان نه تنها به مردان تکلیف نمیکنند که موهایشان را مانند آن بزرگبزار بلند بگذارند یا سرمه در چشم بکشند بلکه برعکس در نکوهش جوانانی که موهای بلند دارند هم خطبه میخوانند.
دلایل النبوه جلد اول صفحه ۱۲۹


جمعه، آبان ۰۵، ۱۳۹۶

ز منکران بهشت برین می ترسند


ز گور مرده نیاید شفای درد فقیران
به ورد و نوحه نمیرد عذاب و رنج اسیران
همیشه باور او را بصحن خانه کشانم
اگرچه رفته به دار ِ غروب مرده ایران
زکاخ ظالم هرزه صدای خنده برآمد
که شهر سایه بگشته بخاک میهن ویران
شنیده ام ز جفای سکوت مرده میهن
ندای رنج سراب و صدای درد اجیران
چو نقش لوح ِ عظیم ِ شکوه و عزت ایران
ز قلب خسته میهن نرفته یاد دلیران
همیشه یاد وطن هست سکوت روح وجودم
همیشه یاد وطن باش به یاد ِ میهن شیران.



ترانه " بی پرده "- کاسه کوزه رو جم کنید

چهارشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۹۶

تصویر امام زمان بر اساس روایات و احادیث, کشیده شد... باز نشر

تصویری از امام زمان بر طبق مشخصاتی تعریف شده در روایات و احادیث.

مشخصات:
- قائم عليه السلام كسى است كه هر گاه خروج كند، در سن پيرى است اما سيماى جوان دارد، و آنچنان قدرت جسمى دارد كه دستش را به بزرگترين درخت روى زمين بياندازد، مى تواند آن را از ريشه بركند، و اگر در ميان كوهها صدايش را بلند كند سنگهاى كوهها قطعه قطعه گردند، عصاى موسى عليه السلام و انگشتر سليمان عليه السلام همراه اوست .”( كشف الغمه ، ج۳، ص ۴۴۵ اعلام الورى ، ص ۴۰۷)
- مهدى از ما خاندان است ، بلند پيشانى و بر آمده بينى است (كه وسط بينى اش برآمدگى دارد). (اثباة الهداة ، ج ۷، ص۱۸۵)
- بلند پيشانى و برآمده بينى ، سطبر شكم ، لاغر ران و در ران راستش ، خالى هست ، گشاده دندان مى باشد (اثباة الهداة ، ج۷، ص ۲۳۸).
- از بیدارى شبها، چهرهاش به زردى میگراید .
- بینى او بر آمدگى کمى پیداست چشمانش سیاه و ابروانش بهم پیوسته است و در وسط.
- میان دندانهایش گشاده و گوشت صورتش کم است.
(منبع)
- شیخ کلینی حدیثی را روایت می‌نماید که مدفوع ائمه بوی مشک دارد (اصول کافی/کتاب الحجه/باب موالید الائمه)
- امام زمان(ع) سينه اى گشاده وكتف هايى باز و عريض (بحار الانوار ج۱۵۲ ص ۳۱۹ ، اثبات الهداة ج ۳ ص ۴۴۰ و۵۲۰).

- دندان: دندانهايش به خصوص دندانهاي جلو گشاده و به هم پيوسته.
- موهاي سرش درخشنده و سياه و مجعد اما نه زياد درهم پيچيده و تا نرمي گوش از دو طرف آويزان و بر روي دوشريخته و از وسط داراي فرق بود.
- سر شانه و ما بين دو شانه: استخوان سر شانه نرم و بزرگ و سر دوش پايين افتاده و ما بين دو شانه پهن.
- کف: کف دست آن حضرت پهن و بزرگ.
- سينه و از سينه تا ناف: سينه پهن و فراخ و از گودال گلو تا ناف مانند خطي از مو کشيده شده.
- شکم: شکم . برآمده و بزرگ
(منبع)
- دندان هايش چون شانه ظریف، منظم وجدا از هم است. (۱) دندان هايى شفاف دارد. (۲) دندان هاى ثنايايش براق و از همجدا است .(۳)
(۱. بحار الانوار ج ۱۵ ص ۷۷ ، کشف الغمه ج ۳ ص ۲۶۰ و ۲۷۷.
۲. غيبة نعمانى ص ۱۴۱، منتخب الاثر ص ۱۵۰.
۳.منتخب الاثرص ۱۶۵).
- مردم به واسطه نور چهره دلربای حضرت مهدی (علیه‌السلام) از نور آفتاب و ماه بی نیاز می‌شوند(منبع)


(امام زمان لخت و عریان ظاهر میشود! (اصول کافی جلد ۶-ص۴۹۸)

ظریفی‌ میگفت امروزه اکثر اعراب حاشیه نشین خلیج پارس دارای همین مشخصاتند که!

سه‌شنبه، مهر ۰۴، ۱۳۹۶

۱۵۰ سال تنهایی همراه با حماقت

از جا کندن درِ خیبر

بااینکه متن زیر قدیمی‌ و تکراریست ولی‌ تکرار دوباره و دوباره آن بناچار است. تا شاید براثر بازگویی چندین باره، حقایق در مخ‌های در کما نفوذ کرده و آنها را کمی‌ تکان داده و وادار به بیداری کند.

پس از جنگ جهانی و اشغال فرانسه توسط نیروهای آلمان برخی از مردم آنجا رفتارعجیبی پیدا کردند. این عده نام فرزندان خود را هیتلر میگذارند. برخی کار را از این هم فراتر برده و نام آنها را نوکر هیتلر و یا کنیز هیتلر میگذارند. نصف این جماعت هنوز برج ایفل را ندیده اند ولی حتمآ میروند و دیوار برلین را بازدید میکنند!

با اینکه اصلا آلمانی بلد نیستند روزی چند مرتبه رو به دیوار برلین بزبان آلمانی دعا میخوانند. آنهائیک که براثر تجاوز ارتشیان آلمان به اجدادشان دورگه آلمانی فرانسوی شده اند، یک شال اس اس بکمرشان میبندند تا همه بدانند که اینها از پدر آلمانی و بر اثر تجاوز بدنیا آمده اند و البته به این امر افتخار هم میکنند!!

یک عکس از یک جوان خوشتیب و خوش هیکل را توی خانه شان قاب کرده اند و میگویند این عکس هیتلر است و به آن احترام میگذارند. هرچقدر هم دیگران عکس واقعی هیتلر را نشانشان میدهند، زیر بار نمیروند و میگویند اصلا هیتلر سبیل نداشته!!!

هروقت این ماجرا را برای آشنایان ایرانی مسلمان تعریف میکنم قاه قاه میخندند و میگویند: اینها دیگر چه آدمهای احمق و نادانی هستند. یا میگویند اینها از یک خر کمتر هستند. دلشان شدید برای حماقت آنها میسوزد و بحالشان تاسف میخورند. و گاهی‌ هم جوکی چیزی برایشان میسازند.


این ماجرا البته تخیلی‌ است که از روی واقعی‌ آن که در زیر میاید کپی شده:



پس از حمله قبایل وحشی انگل ساکسون و گًل و عرب و ترک در زمان جنگ جهانی‌ اول و پس از اینکه حکومت زنباره قاجار‌ها امپراتوری پارس‌ها را تا حد خاک ذلیل کرده بود و توان ایستادگی در مقابل وحشی‌ها را نداشت، کشتار عظیم و قتلعام باور نکردنی در ایران براه افتاد و ایران غارت شده و به ده‌ها کشور تجزیه گشت.

مردان و زنان ایرانی‌ کشتار گشته و شهر‌های بهشت آسای ایران سوزانده شده و غارت گردیدند. از تجاوز به زنان و بردن کودکان بعنوان پدر سوخته‌های برده، توسط سربازان داعشی ترک و عرب، تا کشتار حیوانات، ماه‌ها ادامه داشت. پس از آنکه زبان آذری‌ها را بریده و به آنان تکلیف کردند ترکی‌ سخن بگویند، پس از اینکه بکودکان باقی
مانده یاد دادند که دشمن داعشی ایران را که والدینشان را کشتار نموده بودند بپرستند، و آیین بربریت، توحش، جهالت و عقبماندگی را جایگزین تمدن پیشرفته هزاران ساله که بر پایه علم و دانش استوار بود، کردند، مردم ایران رفتارعجیبی پیدا کردند. آنها برای سالروز مرگ دشمن خود عزاداری میکنند، بر روی گور‌های آنان گنبد‌های طلایی میسازند، هر زمان نام یکی‌ از قاتلین میاید، صلوات فرستاده و بجان بازماندگان و خانواده‌های قبایل عرب دعا میکنند، حاجات و آرزو‌های و سلامتی خود و فرزندان‌شان را از قبر‌های اعراب مرده می‌طلبند، سالانه مبالغ زیادی خرج کرده و خود را به پایِ سنگی‌ سیاه که اتفاقاً ساخته نیاکان ایرانی‌ خود آنهاست ولی‌ اینک خانه خدای عرب نامیده میشود، میرسانند تا نشان دهند آیین انسان ساز خود را فراموش کرده و سنگ پرست و ٔبت پرست شده‌اند. نصف این جماعت هنوز بشهرهای دیدنی و تاریخی ایران سفر نکرده اند و از تاریخ باشکوه خود بیخبرند ولی حتمآ میروند نجف، کربلا، مکه و حرم امام رضا را زیارت میکنند!
با اینکه اصلا عربی بلد نیستند روزی چند مرتبه رو بقبله بزبان عربی دعا میخوانند. آنهائیکه که براثر تجاوز اعراب به اجدادشان دورگه عرب‌ایرانی شده اند، یک شال سبز بکمرشان میبندند تا همه بدانند که اینها سید هستند و از پدر عرب و بر اثر تجاوز بدنیا آمده اند و البته به این تاریخ تجاوز وحشیانه و سید بودن افتخار هم میکنند!!



یک عکس از یک جوان خوش قیافه با چشمهای درشت مژه‌های بلند مشکی و ابروهای "برداشته کمانی" را توی خانه‌شان قاب کرده اند و میگویند این عکس حضرت علی یا حسین است و به آن احترام میگذارند. هرچقدر هم دیگران عکس واقعی علی را نشانشان میدهند، زیر بار نمیروند و میگویند علی زیبا بود! تازه وقتی‌ خود اعراب هم می‌گویند اینهائی که میپرستید آدم‌هایی‌ بودند که مثل خود شما ها می‌خوردند، میخوابیدند، با زنان همبستر می‌شدند، و توالت رفته و قضای حاجت میکردند، ایستاده میشاشیدند، مریض می‌شدند، خلط مینداختند، دست در دماغشان میکردند، باز ایرانی‌‌ها می‌گویند نه اینها مقدسند!!!



و این داستان نه مربوط به یک دوره یا دو دوره جاهیت باشد، این داستان مربوط به ۱۵۰ سال جاهلیت است. بعد انتظار دارید دنیا نخندد!

جمعه، شهریور ۳۱، ۱۳۹۶

هزارچهرهِ رهبر احمق ها.... باز نشر


در طول ۲۷ سال گذشته علی خامنه‌ای در صد‌ها نقش ظاهر شده است، از جمله ولی امر مسلمین جهان، نویسندهٔ کتاب، موسیقی‌شناس، پژوهشگر انقلاب‌های رنگی و مخملی، رئیس واقعی دستگاه قضایی، فرهنگ‌شناس، ایران‌شناس، مسئول امر به معروف و نهی از منکر در کشور، رهبر جمهوری اسلامی، رئیس بنیاد جانبازان، شریک پنهان رئیس دولت در ادارهٔ کابینه، رئیس شورای نگهبان، رئیس پنهان مجلس، ایدئولوگ، رئیس حزب پادگانی، رئیس انجمن شاعران حکومتی، قاضی دادگاه‌های سیاسی و مطبوعاتی، دشمن‌شناس و متخصص توطئه، فرمانده نیروهای نظامی و انتظامی، دادستان کل کشور در پرونده‌های سیاسی، دادستان و قاضی دادگاه ویژهٔ روحانیت، مرجع تقلید، مدرس درس خارج حوزه، مدرس اخلاق، مدیر حوزه‌های علمیه، مسئول لابی صنف آهن‌فروشان، شاعر، مبارز ضد امپریالیست، ناشر آثار ادبی مربوط به جنگ، منتقد ادبی، تهیه‌کنندهٔ سینما، زاهد، پدر دلسوز ملت، ایرانگرد، پیش‌نماز، بسیجی، استراتژیست جنگ روانی، مدیر رادیو و تلویزیون، مدیر بزرگ‌ترین زندان روزنامه‌نگاران، صاحب رکورد اعدام در جهان، متخصص در حوزهٔ قانون اساسی، فرماندهٔ انصار حزب‌الله، رئیس بنیاد خیریهٔ کمک به حزب‌الله و حماس، کوه‌نورد، خطیب، واعظ، معلم اخلاق، عارف سالک، متخصص سینمای هالیوود، تحلیل‌گر سیاسی، آینده‌نگر، ورزشکار، حضرت مسیح، بدن‌ساز، و...

برخی از این نقش‌ها را قانون اساسی برای وی تعریف کرده و وی آنها را بسط داده است، برخی را خود وی برای خود تعریف کرده و در قالب آن عمل می‌کند و برخی دیگر را نیز اعضای دفتر و وفاداران درگاه برایش جمع و جور کرده‌اند.

چهارشنبه، شهریور ۰۱، ۱۳۹۶

دلیل خیانت به ملت ایران و صادرات گاز مجانی‌ به کردستان اشغالی


لازمه صادرات نفت و گاز مجانی‌ بسرزمین‌های اشغالی ترکیه و عربی‌، استخدام ۴هزار آخوند مفتخور و بیخاصیت در شرکت ملی گاز ایران در سال ۱۳۹۱، همینجوری برای مفت‌خوری و برای خیانت به ایران بود! زمانی‌ که این آخوند‌های خائن که همگی‌ سرسپردگان وزارت‌های اطلاعاتی‌ غرب و ترک و عربند، در شرکت گاز ایران، جاگیر شدند، فاتحه منابع ارزشمند نفتی‌ و گازی ایران بطور کامل خوانده شد.و آنچه که از خلیج پارس بنام عربستان و امارت و قطر و از دریای مازندران بنام آذربایجان و روسیه و از غرب ایران ذخایر گازی و نفتی‌ بنام نفت عراق برده میشد کم بود، منابع دیگر هم بتاراج رفت.

مدیر توسعه منابع انسانی!! شرکت ملی گاز ایران در آن زمان، خائنی بنام محمد‌مهدی هادی‌زاده، استخدام این اراذل و اوباش نوکر اجنبی را اینچنین توجیه کرده و گفته است: "استخدام ۴ هزار آخوند مفتخور در شرکت ملی گاز ایران برای گسترش فعالیت‌های قرآنی!! و ترویج و آموزش قران است!!"

و هیچ جنبنده و موجود زنده‌ای در آن سرزمین پیدا نشد تا بگوید: "آخه گوز به شقیقه چه ربطی‌ دارد، تدریس و فراگیری، آموزش و آموزگار و آموزنده جایگاه و مکان خود را دارد، و فراگیری قرآن چه ربطی‌ به استخراج گاز و صادرات آن دارد! شاید هم منظور این بوده که بدین وسیله گفته شود، اگر دزدی شد و پول ملت ایران به تاراج رفت، اگر خیانتی صورت گرفت و نفت و گاز مجانی‌ به این دزد و آن دزد داده شد، بخاطر تعلیمات انسان ساز قرآن و اسلام است، بخاطر آموزگاران آخوند است و راه درستی‌ و راستی‌ از نظر قرآن یعنی‌ دزدی مال مردم و ملت ایران که توسط آخوند آموزش داده شده است! "

بگزارش فارس از کرمانشاه، محمد‌مهدی هادی‌زاده در آیین اختتامیه شانزدهمین دوره مسابقات قرآن و نهج‌البلاغه "بهار در بهار" شرکت ملی گاز ایران که در هتل پارسیان کرمانشاه در سال ۱۳۹۱ برگزار شد، گفته است: شرکت ملی گاز بعنوان شرکتی خدمت‌رسان کار گازرسانی به خانواده‌های (ایرانی‌ در ظاهر) و در اصل خانواده‌های ترک و عرب و تامین انرژی در سرزمین‌های اشغالی ترکیه و عربی‌ را برعهده دارد. و مردم شرق و شمال و جنوب و مرکز ایران هم بروند هیزم جمع کنند.

لازم به یادآوری است، خبرگزاری به اصطلاح "فارس" شعبه‌ای از امپراطوری جنایتکار و دروغین رسانه‌ای غربی_‌اروپایی است که در جهت منافع ترک و عرب و غربی قدم و قلم میزند. همان امپراطوری فاسد رسانه‌ای، که حتی به ترامپ رئیس جمهوری آمریکا هم رحم نکرده و ضمن عاصی‌ کرده وی سعی‌ در براندازی او و جایگزینی ‌اش با یکی‌ از نوکران دست نشانده خود مانند اوباما دارد. و هر یک قدمی‌ که ترامپ عقب می‌نشیند، این مفسدین گستاختر شده و سمبه را پر زورتر میکنند. مثلا ترامپ در زمان انتخابات قول داده بود کاری به افغانستان و سوریه و بطور کلی‌ ایران بزرگ ( آنچه که امروز خاورمیانه خوانده میشود و تا جنگ جهانی‌ اول جز خاک ایران بوده، پارسی زبان رسمیش بوده و پرچم ایران پرچم رسمی‌ آنها) نداشته باشد، و بجز آمریکا در مورد سرزمین‌هایی‌ که هزاران کیلومتر فراتر از مرز‌های آمریکا قرار دارند و بهیچ عنوان تهدیدی برای این کشور سرخپوست محسوب نمیشوند، فکر نکرده و نگران آنها نباشد. ولی‌ دیدیم که فشار اسمزی که از هر جهت به ترامپ وارد شد، او و حزبش را ناگزیر در شرکت در جنایت کرده و از همانجا که اوباما رها کرده بود، ادامه دهد. هرچند این حکایت یک اجبار است و کاری به این حزب و آن حزب ندارد ولی‌ مهم بود که ترامپ که بخودش بخاطر پایبندی به قولش مینازید، تا این حد و در ملأ عام و جلو دیده دنیا، باریک شده و زیر سخن خودش بزند.



سه‌شنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۹۶

چه دین پست و حقیری



ز دشمنان فراوان دین میترسند
ز منکران بهشت برین میترسند
چه دین پست و حقیری که پیروان جفا
ازین طلوع حقیقت چنین میترسند
چو در کتاب خرافه نیامده حرفی
زچرخ وگردش گوی زمین میترسند
بدانکه حیله تهدید نشانه ترسست
کزین سقوط سواران دین میترسند
ازینهمه غم ِ در سینه های آشفته
چنین ز خنجر روح حزین میترسند....
منصور فرزادی



جمعه، اردیبهشت ۰۸، ۱۳۹۶

اوضاع و احوال کشور از آنچه که بنظر میاید و گفته میشود بسیار وخیمتر است


کفر و شرک واقعی‌ زمانی‌ است که یکی‌ خود را خدا ببیند و بخود اجازه دهد که برای میلیون‌ها انسان و سرنوشتشان تصمیم گیرد. چنین فردی کافر مطلق است چرا که همان جاه‌طلبی را دارد که اهریمن داشت و بر اساس آن سر تسلیم فرود نیاورد.

دوشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۹۶

میخانه‌ای که تو برای خویش پی‌افکنده‌ای پاکتر ازهرکعبه ای است


پرسش: آیا از مردم آزاری گناه بزرگتری هم هست؟ قتل، دزدی، تقلب، حیله گری، آز، خسّت، خیانت، تنبلی، شکمبارگی و زنا نمونه‌هایی‌ از مردم آزاری است، بنابرین آیا گناهی بزرگتر از مردم آزاری وجود دارد؟ آیا خواب و میخوارگی که بدلیل آرامبخشی اعصاب و تسکین درد و خشم و ایجاد افتادگی و خمودگی از مردم آزاری جلوگیری میکنند، یک نوع عبادت وو پرهیزگاری محسوب نمی‌گردند؟

پرسش: آیا یک مذهبی‌ عصبی و خشمگین سراپا عقده و انتقام گناهکارتر است یا یک بیخدای شرابخوار مدهوش؟

تمرکز کن، فکر کن، حواست را جمع کن ببین بتو کدام یک از اینها توصیه شده و میگردد و ازخودت بپرس چرا.


جمعه، فروردین ۱۸، ۱۳۹۶

خسته از محنت و بلای نماز, رسته از دوزخ و عذاب الیم


خدای احمقها درهماهنگی باهمه داشت و نداشت او، آنچنان احمقانه ومضحک است که حکمران سختگیر وعقده‌ای را ماند که اگر روزی ۵ بار مدحش را نگویی، درمقابلش تعظیم و تکریم نکنی‌، دربرابرش بخاک نیفتی، بحرفش گوش ندهی، برای رضایتش تسلیم محض نباشی‌، آنچنان پدری ازتو بیرون میکشد و ترا دچار آنچنان عذاب الیمی میسازد که عذاب وعنای تحمل احمقها درمقابلش سنگریز‌ای درکفش است. و بصراحت میگوید:

بارخوشی‌ درافکن که عذابت دهم! و روزگار "بطبیعت انسانی‌" بسر بردن، عشق و دوست داشتن را ، قرین بد" مینامد"!

زینهار از قرین بد زنهار
و قنا ربناعذاب النار !

خدایِ احمقها همچنین آنچنان از خودراضی‌ و خودپرست است که باوجود این اخلاق ناشایست، خودرا کریم و رحیم هم میداند! واگر با پرسشی منطقی‌ به او حالی‌ کنی‌ که با طاعتم ارببخشی آن نیست کرم، با معصیتم اگر ببخشی، کرم است. در پاسخ می‌گوید: کس را مجال این نه که، اینچون و آن چرا ! یعنی‌ فضولی موقوف و گوسپند باش. انگار نه انگار که مغزی شگفت انگیز را آفریده که میتواند دنیا را با نگاهی‌ بهم بریزد! و آنرا به آدمی‌ برایگان نداده و توصیه به استفاده از آنرا درهر امری نکرده است! انگار نه انگار دنیای آنچنان زیبا آفریده که مرغان هوا را بنشاط میاورد، و عشق و مهر را در نهاد مخلوقات خود قرار نداده است تا توسط آن از با هم بودن لذت ببرند. برای این خدا این مطالب جرم و جنایت و حرام است. در عوض ترس، خوف و بیم حرف اول را میزند.

این خدا بعضی‌ از آفریدگان خود را نیز اشتباه و ناقص میداند و به ناقص بودن خود هم معترف است. زن و سگ و خوک از اشتباهات فجیع او و بعضی‌ موارد هم مکروهند. و برای اینکه این اشتباهات را جبران کند، قوانین سختی را ساخته و بزور بخورد آدمی‌ میدهد. و اگر آدمی‌ نپذیرد که خدا اشتباه کرده میبایستی او را مجازات کرد! و گاها اگر گردن اورا هم زدی و سراز تنش جدا کردی، چه بهتر! این خدا که تنها بدرد احمقها میخورد وبس، نژاد پرست و راسیست هم هست. و گروهی از افریدگانش را به دیگر مخلقاتش ترجیح داده و آنان را برتر میداند. و درست ماند یک نژادپرست بی‌ همه چیز، به قوم برگزیده خود سفارش می‌کند که اگر آنهای دیگر از شما اطاعت نکردند، بزنید خونشان را با شکنجه بریزید و زمین را از لوث وجودشان پاک سازید!

خدای احمقها برای اینکه آنانرا شاد کند در نقش یک جاکش حرفه‌ای ظاهر شده و به آنان فاحشه‌هایی‌ را در بهشت وعده میدهد، بشرط آنکه در این دنیا مانند یک گوسپند مجنون رفتار کرده و حرف نمایندگانش را بی‌ چون و چرا بپذیرند! شراب و فحشا و لواط تنها در کره زمین حرام است، در بهشت این خدا، رودخانه‌های شراب جاری است و میتوان تا سیاه مست شدن از آنها نوشید، میتوان در شبانهٔ روز با ۷۲ فاحشه به فحشا پرداخت، میتوان با پسر‌های زیبا و نوجوان لواط کرد و خلاصه در حالت مستی اگر زدی چند تا را هم کشتی‌ چون در بهشت خدائی، حلال است!

اینچنین خدائی وقتی‌ بتو کمک نکند، یعنی‌ عاشق توست! اگر کمکت کرد یعنی‌ دوستت دارد، و اگر به زمین گرمت زد، یعنی‌ یک برنامه‌های خیری برای تو دارد که تو به علت احمق بودن از آنها خبر نداری!

اینچنین خدایی زندگی‌ من و ما را یک عمر به نیستی‌ کشانده و میکشاند و تا زمانی‌ که احمق در جهان است، این خدا می‌تازد!



چهارشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۹۵

باور کردنی نیست ولی‌ حقیقت دارد


۲۰۰ سال پیش و پس از مرگ نادر شاه آخرین امپراتوری جهان ( مرگ آخرین امپراتور پارس‌ها و جهان در پرده‌ای از ابهام پیچیده شده و هنوز معمای است و آنچه که نوکران انگلیس به دستور ارباب در مورد تاریخ ما نوشته اند تماماً دروغ و نادرست است. نه عربی‌ به ایران حمله کرده و نه مغولی. ایران تا ۳۰۰ سال پیش قدرت مطلق دنیا بود و دقیقا پس از مرگ نادر شاه است که کشور‌های دیگر تشکیل و مستقل شده اند و تا پیش از آن همگی‌ زیر پرچم ایران میزیستند.) انگلیسی‌ها هندوستان را با کشتار وحشیانه تسخیر کردند. و درست از همان زمان است که توحش در جلد و لباس مذهب بمرکز امپراتوری پارس‌ها یعنی‌ خاور میانه کنونی وارد شده است. و درست از همان زمان است که مزار و قبرپرستی ، گاو پرستی، خانه خدا، و حماقت‌هایی‌ از این دست گریبان مردم متمدن خاورمیانه را با هزاران سال تاریخ تمدن می‌گیرد و پس از ۲۰۰ سال شاهدیم که چگونه این منطقه که بهشت روی زمین بود بحال و روز امروزی می‌‌افتاد . در این میان کشور ساختگی پاکستان که از جدا سازی بلوچستان ایران و نواحی غربی هند توسط انگلیسی‌‌ها بوجود آمده است، و درست بهمین دلیل که انگلیسی‌‌ها آنرا ساختند، بیش از هر کشوردیگری از حماقت‌های مذهبی‌ در رنج است. تا جایی‌ که کمر مردم این سرزمین را خم کرده است. در این کشور نیز چون حکومت جمهوری اسلامی مردم در نادانی و بیخردی نگاه داشته شده و خدا شناسی‌ را بدرستی درک نکرده‫اند، و خدایشان را بخوبی نشناخته‫اند و بهمین سبب برای رسیدن به خواسته‫هایشان بدرگاه گور‌ها و مزارها و امام زاده‫ها و امامان و قبر‌های سنگی‌ و خاکی و فلزی و پارچه‌ای متوسل می‫شوند.

در پاکستان نیز چون کشور ما امام زاده‫ها یکی از پر درآمدترین مراکز تجارت به نام دین ومذهب بشمار می‫آیند. آدمهای دغل بازی چون آخوندهای از خدا بیخبر و اسیر شکم و زیر شکم، پیش از این پول‌هایشان را چال کرده و برای اینکه مورد دستبرد قرار نگیرند، آنجا را به مردم امامزاده معرفی‌ میکردند. سپس هنگامی که دید‌ند حقه‌شان گرفته است و مردم بینوا، بیچاره و بیکس به امید رهایی از ظلم، ستم و بینوائی به این اماکن آمده و درخواست برآورده شدن نیازشان میکنند و در این راه دار و ندار خود را نیز میبخشند، بر تعداد این اماکن افزودند. تا جای که امروزه حدود ۱۰ هزار امام زاده تنها در کشور ما وجود دارد. و وقتی‌ این تعداد را تقسیم بر ۱۲ امام میکنی‌ عدد ۸۳۳ بدست آمده که نشانگر این است که هر کدام از امامان ۸۳۳ فرزند داشته اند! و آخوند‌ها بی‌خیال از این حساب کتاب‌ها همچنان مشغول ساختن امامزاده برای مردم کوچه و بازار هستند و ایمان دارند که به این مردم هر چیزی را میتوان حقنه کرد حتی داشتن ۱۰۰۰ فرزند برای هر امام!! در این راه وزارت اوقاف پاکستان هم ، چون مقام معظم و بیت رهبری ما، از این رهگذر پول تهی دست‌ترین اقشار مردم را دزدیده و در جیب گذاشته و لذتش را میبرند! چندی پیش روزنامه خبرین پاکستان، پرده از جدلی پر سر و صدا برکشید!
شرکت راه آهن در نظر دارد همه مزارهایی که در زمینهای این شرکت و در محوطه ریل آهن قرار دارند را بدست گیرد. و ادعا دارد چون این مزارها ـ یا دکانهای پول درآور ـ در زمینهای این شرکت قرار دارند، پس درآمد آنها باید به این شرکت واریز شود و نه به وزارت اوقاف پاکستان .

آقای ایاز لاشاری وکیل راه آهن میگوید که تنها از مزار "بابا معصوم شاه" وزارت اوقاف در طی چند ماه اخیر ملیونها روپیه بدست آورده است. "بابا معصوم شاه" از جمله مزارهایی است که هر هفته هزاران تهی دست بینوا و بیکس و بیچاره برای دعا و مناجات بدان مراجعه می‫کنند و درآمد ماهیانه آن به بیش از چند ملیون برآورد می‫شود!

"شاه حسن بخاری" نیز از جمله امام زاده‫های پر درآمدی است که راه آهن در صدد است آنرا از زیر چتر وزارت اوقاف بیرون کشد.

بدون شک مزارها و امام زاده‫های کشورمان به دلیل ۵۰ برابر بزرگتر بودن از خاک پاکستان و میزان جمعیت بیشتر و به مرکزیت دو قطب بزرگ جهالت یعنی‌ امام رضا و خواهرش ، به مراتب از کشور همسایه مان پاکستان پردرآمدتر هستند. درآمد قبرهای منسوب به امام رضا، و حضرت معصومه، و چاه جمکران و غیره در میهن عزیزمان به صدها ملیارد دلار در سال می‫رسد.

حال که نظام جبار و خونخوار و دست نشانده بر گردن ملت ما سوار است و آخوندهای دزد و فاسد و کج ‫فهم به خرد‌ها مجال تفکر و اندیشیدن و رشد نمی‫دهند و مزار و قبرپرستی در کشور بصورت بسیار فجیعی رواج دارد ، آیا بهتر نیست درآمدهای هنگفت آنها بجای اینکه در شکمهای اقیانوس مانند آخوندها غرق شود، در راه سازی، و احداث بیمارستان و مدرسه و دانشگاه و رفاه همگانی صرف گردد؟!

آیا درآمد سالانه امام رضا، یا چاه جمکران نمی‫تواند "کویر لوت" را به جنگلی از درختان پسته و بادام بدل کند؟!

 آیا اگر یک صدم درآمد مزارها بر مستمندان میهن صرف می‫شد، در ایران نفت خیز ناداری بجای می‫ماند؟!

آیا اگر یک هزارم درآمد امام زاده‫ها برای شغل آفرینی مصرف می‫شد، در بزرگترین کشور نفت خیز جهان جوان بیکاری می‫یافتی؟!

آیا اگر یک میلیون ایم درآمد امامزاده‫ها بر دختران آوراه کشور مصرف می‫شد، زنانی می‫یافتی که بنام صیغه خودفروشی کنند و فاحشه‫ گری را در کشور رواج دهند؟

آیا اگر درصدی از این درآمد خرج خانه سازی برای تهی داستان باشد، بر طبق آمار خود آخوند‌ها ۱۱ میلیون حاشیه نشین و حلبی آباد نشین در ثروتمند‌ترین کشور دنیا باقی‌ میماند؟

آیا این است عدالت علی‌ که تنها در یک روز ۲۰۰۰ تن‌ بنده خدا را گردن زد.

و آیا این است حکومت امام زمان که قرار است با ظهورش شر فقر و ظلم را از جهان اسلام کوتاه کند!

منبع: اینترنت



پنجشنبه، اردیبهشت ۱۶، ۱۳۹۵

ترجمه سوره چس فیل


کجا بودی؟ (۱) زمانی که پروردگارت (۲) آن فیل‌ها را هوا کرد (۳) تا بر سر نارویان (۴) بِچُسَند؟ (۵) آنان که فیلم موهن ساختند (۶) مستند (۷) از زندگی پیغمبرشان (۸) یعنی تو (۹) آیا ندیدی که چگونه در پایان از گوگل پخش شدند؟ (۱۰) پس رو فرمان داد (۱۱) یعنی ما (۱۲) بدانید که هرکه فیلم می‌بیند باید چُس فیلش را هم بخورد (۱۳) و تو چه دانی که فیل چُس؟ (۱۴)

پنجشنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۹۴

اگر محمد بجای عربستان در استراليا ظهور ميکرد!


اگر محمد در سیبری بدنیا آمده بود و یا در استرآلیا، امروز قرآن شکل و صورت دیگری داشت، و الله خدای محمد، نه شنزآر میشناخت نه شتر! و آیات قرآن پر بود از مبارزه با کآنگورو و قسم به پاکی برف!

و مثلا بجای سوره بقره سوره مبارکه کآنگورو را داشتیم ، که اینچنین میگفت:

قسم به کآنگورو(۱) و هنگامی که می‌‌جهد(۲) و در آن نشانه هاييست برای کسانی‌ که به الله ايمان دارند(۳) و بنگر که چگونه کيسه‌ای را در شکم او جای داديم(۴) تا طفل خود را در آن جای دهد (۵) و چرا اين کيسه را در نشيمنگاه او قرار نداديم!؟(۶)که اگر اينگونه بود طفل او موقع نشستن، له و لورده ميشد(۷) صدق الله العلی العظيم

سوره شترمرغ:

قسم به شتر و قسم به مرغ(۱) هنگامی که ايندو به اذن الله در يکی جای گرفتند!(۲)و قسم به گردن دراز او(۳)و اين از معجزات الله است(۴)ای محمد! بگو که آیا اين کافی نيست برای کافران تا ايمان بياورند!؟(۵)و اين دليليست بر حقانيت الله و رسولش(۶)

منبع: بالابلاگ