آمریکا و اروپای جنایتکار، یهود و عرب و تورگ بذات جانی، ای روسیاهان تاریخ بشر، دست از اینهمه ظلم و ستم بردارید، بس کنید.
ای اراذل جهنمی دیگر بس است، ۴۰ سال مادی و معنوی، چاپیدید و غارت کردید،
کشتار کردید، ویران ساختید، دزدیدید، شکنجه کردید، تجاوز کردید، جوانان را کشتید،
بسه دیگه، بس کنید، ای از هرچی ابلیس پلیدتر بس کنید.
مگر اینکه اهورا مزدای ایران شر اهریمن خبیث را از سر ملت تحت ستم و ظلم غربیهای بغایت روانی و وحشی و نوکران جهنمی آنان، کم کند، و به این اشغالگری ناجوانمردانه و وحشیانه پایان دهد، واگرنه این ملت در چنگال بد اهریمنی اسیر شده و ابلیس خبیث بد تاری بدور این ملت پیچانده است.
قتل و غارت ملت ایران و ویرانی و ایران فروشی با شدت و جدیت، شبانروز ادامه دارد. به هیچ چیز و هیچکس رحم نمیکنند!
سیرکی که در چند روز گذشته با طراحی غربی و با عملکرد تروریستها و نوکران و جیره خواران آنان، گروه جنایتکاری بنام جمهوری عبری عربی تورگی اسلامی، راه افتاده، مانند ۴۰ سال گذشته، بمنظور و با هدف کشتار هرچه بیشتر ملت ایران همچنان ادامه دارد. و اینبار هم مانند هزاران بار گذشته و آزموده شده، ایرانیها میمیرند و مالشان بباد فنا میرود تا هدف غربیها که تنها و تنها، ادامه و ثبات اشغالگری در ایران است, تحقق پذیرفته و در ضمن جایگاه نوکران خود که روی هرچی تروریست مخوف و جنایتکار است را سپید کرده اند، در برابر ملت بجان و جنون رسیده ایران، هم تحکیم یافته و تائید و بزرگ نمایی شده باشد .
ملتی که ۴۰ سال است زیر بار جهل و جنون و جنایت قد خمیده و ایستادگی نتوانست کرد.
یک گله بیگانه و وحشی و بی وتن و بی ریشه و ابلیس صفت و ضد ایران و ایرانی که از حیوانات کمترند
در خصوص ازدواج با نوباوههای شیرخواره حکایات فراوانی از شیخ ابول ورّاق بن قوقولی قوقو که قائد زمان خود بود روایت شده است. همچنین از شیخ ابول قرقر قریشی بن گازارو، اقوالی مستدل آورده اند؛ شیخ در صحاری سوزان و شنهای سوزنی مثل کفر ابلیس مشهور بود. گویند او از فرط تقوا و زهد، فالگیری فتان و فربه بوده و آش را با جاش می بلعیده و همزاد اجنه و موکل زکچلان و مچلان بوده است.
در خبر است که شیخ ابول جوجه بن ماکیان مکّی از قبیلۀ خپل دارندۀ کتاب «تعجیل فی الفرج»؛ کچلان و مچلان را همان یأجوج و مأجوج دانسته و آخوند ابول قرقره بن فرفره آل قرقی بر آن تأکید کرده و «یأ و مأ»ی یأجوج و مأجوج را از بلاد باد خیز «یامان» دانسته است.
آری هر دو بزرگوار جلیل القدر(ابول ورّاق و ابول قرقر قریشی) دلایل و شواهد کافی آورده و ردّیهای در صد رساله بر کار منکران و معاندان تحریر کرده و از معجزات و کرامات عدیدۀ شیخ ابول قابلمه بن مطبخ آل دوده نقلها آورده اند. ملا ابول جوزی بن قوزی بن موذی زاگربی در کتاب «عجوز والعجوزه» حکایات تکان دهندهای از مجازات منکران آورده است که ما عالماً و عامداً از خیر نقل آن می گذریم چون موی بر اندام آدمی سیخ کند و در این وجیزۀ موجز نگنجد و انشاءالله در آینده به تبیین آن مبادرت خواهیم کرد.
باری این خبر مبارک و مسرّت بخش در اقلیم غولان چهار چشم و اجنۀ جنت مکان «مگالاگادی»، «کالاهاری»، «گومبا گومبا»، «گالا گالا» و دوالپاهای دودی لب شتری و چشم خروسی، به سرعت باد صرصر پخش شد و عرش و فرش را به نمایش حرکات موزون (رقص و ترقّص) در آورد و کتاب «ای ول گاگول» مانند سیمرغ و کیمیا، نایاب شد.
لاجرم؛ ما برای اثبات سخنان خویش از شارح مقدس مثال هایی می آوریم تا حضرات معترض، مزدور، برانداز، منحرف، منافق و جاسوس، متنبه شوند و کافران شکاک اندکی تأمل کنند، و به قول سقّای محشر، حاجی مش کربلائی جیگر طلای تاولی بن کورک و دمل که می سراید:
یک لحظه تأمل کن، گر گبر و مکافاتی
یک لحظه تعامل کن، گر مرگ مفاجاتی گر کافه بهم ریزی، تو کافر و کامبیزی
ای چوب فلک خورده، تا کی نخوری دیزی؟
ملا ابول قادر بن قوطی بن فوطه(لنگ) بند قلقلکی اخوی ابول قصاب قائمی از رئیس قبیلۀ قاقارک نقل می کند که: ما از بس قوقولی قوقو کردیم باد فتق گرفتیم و تخمهایمان به قدر توپ فوتبال فینال جام جهانی گنده شد. هی هی، کو گوش شنوا و چشم بینا!».
قطب عالم امکان یگانۀ دهر شیخ کبیر «تن تاوی» دودکی در دو کتاب «حلوای تن تنانی تا نخوری ندانی» و «کنز الدیک۱» معروف به «جزّ جگر بزنی» می فرماید: ازدواج با دخترکان بالغ و نابالغ فرع دین است و ازدواج با فرزند خواندگان مادینۀ فنقلی اصل دین و فروغ دل مؤمن است و اگر مادینگان فنقلی در حالت «اقّو بقّو» باشند و با نغمۀ «سر سری، سر سری» سرشان را تکان بدهند نکاح جایز است.
همه چیز غربیها تقلب و دروغ و ناراستی و بیشرمی است.
چرا غربیها در خالی پدیا، خمینی را بعنوان یک فیلسوف ایرانی بخورد جهانیان و نسلهای آینده ایران میدهند؟ پاسخ به این پرسش که چرا دنیای غرب و دشمن دیرینه و قسم خورده ایران و ایرانی از نوکرش بدین گونه تقدیر میکند، و اورا درکمال بیسوادی یک فیلسوف ایرانی بجهانیان و آیندگان ایرانی معرفی و شناسایی میکند، بسیار ساده است و هرکودکی که ازمرحله شناسایی دست راست از چپ بمرحله بعدی رفته باشد، آنرا میداند. هدف منهم از پیش کشیدن این بحث، پاسخگویی نیست. بیشتر نگاهی دوباره به تراوشات مغز علیل این مزدور غرب است و تاسف بحال مردمی که این مجنون را دربست پذیرفته و تاحد جام جهانی مقدس و بزرگ کردند. فرازهایی از سخنان گوه هربار مزدور غربیها که مأموریت و هدفش نابودی ایران آباد وکهن وایرانی نجیب و ساده دل بود، خمینی:
اظهار فضله خمینی در باره علم حساب و ریاضی:
«شما یاوه گویان با زندگانی معنوی و سعادت اجتماعی یك گروه انبوه صدها هزار میلیون نفری بازی میكنید.»
(كشفالاسرار: نوشتۀ خمینی، صفحه ۷۴)
«میلیونها میلیون سلاطین و بزرگان و فلاسفه در عالم آمدند.»
(كشفالاسرار: نوشتۀ خمینی، صفحه ۱۷۶)
«اسلام میلیونها حكم دارد.»
(كشفالاسرار: نوشتۀ امام خمینی، صفحه ۵۵)
فلسفه:
«فیثاغورث حكیم در زمان سلیمان بود و حكمت را از او اخذ كرد.»
(كشفالاسرار: نوشته خمینی، صفحه ۳۲-فیثاغورث در قرن پنجم پیش از میلاد زندگی میكرد و سلیمان در قرن ۱۰ قبل از میلاد در اورشلیم زندگی میكرد. بین این دو پنج قرن اختلاف هست.)
«انبذقلس فیلسوف بزرگ در زمان داوود نبی بود و حكمت را از او و از لقمان حكیم اتخاذ كرد.»
(كشفالاسرار: نوشته امام خمینی، صفحه ۳۳، گفته میشود شخصی با نام مسخره انبذقلس، نام یک فیلسوف در قرن پنجم پیش از میلاد و داوود در قرن دهم پیش از میلاد زندگی میكردند.)
«از حكما و فلاسفه بزرگ دیگر اسكندر است!»
(كشفالاسرار: نوشته خمینی، صفحه ۳۵)
تاریخ:
«این موضوع مربوط به امروز و دیروز نیست. دو هزار سال است كه آمریكا ما را استعمار كرده است!»
(دیدار با دانشجویان خط امام پس از گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا، جماران، ۱۹ آبان ۱۳۵۸)
پزشكی:
«امروز بر دكترهای كشور ثابت شده كه برای علاج ناخوشیهایی مثل تیفوس و تیفوئید (حصبه) چارهای جز عمل كردن بطبق دستورات یونانی نیست و علاجهای اروپایی نمیتوانند كاری به اینگونه مرضها بكنند!»
(كشفالاسرار: نوشته امام خمینی، صفحه ۲۸۰)
هنر:
سوال: «شما موسیقی را عامل فساد و شهوترانی دانستهاید. ولی آیا آثار موسیقی كسانی چون باخ و موتسارت و بتهون و وردی را نیز با اینهمه معنویت آنها عامل فساد میدانید؟»
خمینی: «من اینهایی را كه اسم بردید نمیشناسم ولی اگر مارش جنگی ساخته باشند كارشان خوب است. در غیر اینصورت كارشان قابل قبول نیست!»
(اوریانا فالاچی در مصاحبه با خمینی، متن كامل سخنرانی در كتاب مصاحبه با تاریخ نوشته فالاچی)
سیاست:
«بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست(بترسید از آن روزی که مردم بفهمند که ما عامل و نوکر و مزدور بیگانه هستیم)، و یک انفجار حاصل بشد. از آن روز بترسید که ممکن است یوم الله باشد و قضیه این نیست که ما برگردیم به ۲۲بهمن ۵۷، فاتحه همه ما را میخوانند.(در ملاقاتی در روز ششم خردادماه ۱۳۶۰ با نمایندگان مجلس شورای اسلامی )
خمینی: بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست، و یک انفجار حاصل بشود
«اسلام به كاخ كرملین هم كشیده شده، به كاخ سفید هم كشیده شده. به آمریكای لاتین هم رفته. به آفریقا هم رفته، به مصر هم رفته. ملزم كرده است همه آنها را كه از اسلام اطاعت كنند.»
(دیدار با رئیسجمهور و مقامات كشور، جماران، ۱۸ مرداد ۱۳۶۳)
«یكی از راههای ایجاد اختلاف در یك ملّت وجود احزاب است، اساساً احزاب از اول برای این درست شدهاند كه مردم با هم متجمع نشوند. چون دولتها از اجتماع تودهها میترسند احزاب سیاسی را درست كردهاند!»
اسلام سیاسی یا غیرسیاسی؟
«روحانی نباید كار دیگری غیر از روحانیت یعنی بسط توحید و تقوی و پخش و تعلیم قانونهای آسمانی و تهذیب اخلاق بپردازد.»
(كشفالاسرار: نوشته خمینی، صفحه ۲۰۸)
«این را بدانید كه تنها روحانیت میتواند در این مملكت كارها را از پیش ببرد. فكر نكنید كه بخواهید كنار بگذارید روحانیت را!»
(دیدار با نمایندگان مجلس، جماران ۶ خرداد ۱۳۶۰)
دانشگاه كجاست؟
«ریشۀ تمام مصیبتهایی كه تاكنون برای بشر پیش آمده از دانشگاهها بوده است. همۀ مصیبتهایی كه در دنیا پیدا شده از متفكرین و متخصصین دانشگاهی است. اگر به اسلام علاقه دارید بدانید كه خطر دانشگاه از خطر بمب خوشهای بالاتر است.»
(دیدار با اعضای دفتر تحكیم وحدت حوزه و دانشگاه، ۲۷ آذر ۱۳۵۹)
«ما هرچه میكشیم از این طبقهای است كه ادعا میكند دانشگاه رفتهایم و روشنفكریم و حقوقدانیم. هرچه میكشیم از اینها است.»
(قم، ۱ مرداد ۱۳۵۸)
فرار مغزها:
«منافقین هی میگویند مغزها دارند فرار میكنند. به جهنم كه فرار میكنند. این دانشگاه رفتهها، اینها كه همهاش دم از علم و تمدن غرب میزنند بگذارید بروند. ما این علم و دانش غرب را نمیخواهیم. اگر شما هم میدانید كه اینجا جایتان نیست فرار كنید. راهتان باز است.»
(جماران، ۸ آبان ۱۳۵۸)
صادرات انقلاب:
«ما باید به هر قیمت شده باشد انقلاب خودمان را به تمام ممالك اسلامی و تمام جهان صادر كنیم.» (پیام به ملّت، ۲۲ بهمن ۱۳۵۸)
«باید در صدور انقلابمان به تمام جهان كوشش كنیم.»
(پیام نوروزی به ملّت، اول فروردین ۱۳۵۹)
كشورهای جهان اعتراض كردند:
«ما قصد صدور انقلاب اسلامی را نداریم. اینها حرفهای دشمنان اسلام است.»
(دیدار با مسئولان صدا و سیما، ۱۶ مرداد ۱۳۶۱)
جاسوسی:
«هیچكس حق ندارد برای كشف جرم و گناه جاسوسی دیگران را بكند زیرا این خلاف مقررات اسلام است.»
(ماده ۶ از فرمان ۸ مادهای خمینی به ملّت، جماران، ۱ مرداد ۱۳۶۱)
«دانش آموزان باید با كمال دقت اعمال و كردار دبیران و معلمین خود را زیر نظر بگیرند و اگر خدای نكرده در یكی از آنها انحرافی ببینند بلافاصله به مقامات مسئول گزارش نمایند، این كار را بصورت مخفی انجام دهند.»
(پیام به دانشجویان، دانش آموزان، استادان و دبیران، بازگشایی مدارس در سال تحصیلی ۶۱-۶۲ ، ۱ مهر ۱۳۶۱)
حكم مواد مخدر:
«تعجب میكنم كه این دولت چگونه فكر میكند، در نظر دارند قاچاقچیان هروئین را اعدام كنند. این موضوع نه تنها خلاف اسلام است. خلاف انسانیت هم هست.»
(كتاب ولایت فقیه: نوشتۀ امام خمینی، نجف ۱۳۵۵)
«اینهایی كه مواد مخدر میفروشند شرعاً مستوجب اعدامند و باید بدون هیچ تأخیری اعدام شوند. هیچ ترحمی هم در مورد آنها جایز نیست.»
(۳۰ اردیبهشت ۱۳۵۹)
بنیصدر كی بود؟ «جناب آقای بنیصدر را همین مردم كوچه و بازار از پاریس آوردند اینجا و رئیس جمهور كردند، برای اینكه مردی مسلمان است، مومن است، خدمتگزار است.»
(دیدار با استانداهای كشور، جماران، ۱۸ آذر ۱۳۵۹)
کشتار جوانان و نوجوانان بیگناه ایرانی در سال ۱۳۶۷ شمسی در ایران توسط غربیها و نوکران تورگ و عربشان
کشتارِ ۶۷ به بانگ بلند, نه فراموش میکنیم نه میبخشیم و نه میگذاریم فراموش شود کشتار ۷ هزار نوجوان و جوان زندانی سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ و تنها چند هفته پس از پایان جنگ تحمیل و از پیش برنامه ریزی شده هشت ساله انجام گرفت. پس از کشتار بیش از یک میلیون جوان پر شور و دلاور ایرانی در جبهههای جنگ و کشتار، بیدلیل و بی جهت، تنها از روی برنامه ریزی غربی
و از کار افتادن و مفقود شدن هزاران جوان و نوجوان ایرانی، اینک وقت آن بود که آن تعداد که در جبههها و میادین مین تکه پاره و کشتار نشده بودند توسط عوامل ترک و عرب و بیگانه فتنه ۵۷ در ماههای مرداد و شهریور ۱۳۶۷ بشکلی مخفیانه اعدام و در گورهای دستهجمعی در گورستان خاوران دفن شدند!
اینها محاربند، رحم نکنید. والسلام. تابستان ۱۳۶۷ با حکم کوتاهی به این مضمون، و با همین نیم جمله ممهور به مُهر روح الله خمینی (که لعنت ابدی خدا براو و اربابان و نوکرانش باد) نوکر سازمانهای اطلاعاتی غرب، جلادی که روی جلّادان تاریخ را سپید کرده و «طاعون سیاه امتداد داری» که وارد ایران گشت و تا به امروز هنوز این طاعون گریبان ملت ایران را گرفته و کشتار میکند.
وچپاول خزانه پول ملت ایران توسط گلهای از خائنینی که با بیشرمی و وقاحت در روز روشن بدون پرده و شرم، بخیانت خود نیز افتخار میکنند، تبدیل به یکی از فصول سیاه تاریخ معاصر ایران شد.
با استناد به این حکم، کمیته سه نفر ( آخوند نيرى قاضى شرع، اشراقى دادستان تهران و پورمحمدی نماينده وزارت اطلاعات ) از جانیان و قاتلان سریالی و روانی ترک و پلستینیعرب(معروف به هیات مرگ) تشکیل گشت. و بشکل غیرقانونی، هزاران نوجوان و جوان ایرانی زندانی را که بجرم فروش یک روزنامه و یا اعتقاد به یک سازمان و حزب خاص (عمدتا از مجاهدین و گروههای چپ ) تنها با سه پرسش پای چوبه دار و مقابل جوخه آتش فرستاد. (خندهدار و مسخره اینجاست که اصولا فتنه ۵۷ را به بهانه نبود احزاب و آزادی اندیشه براه انداخته بودند، و پس از ۱۰ سال بجرم عضویت در یک حزب، ابتدا دستگیر و سپس بدون محاکمه سینه دیوار برگبار بستند.)
بعدها یک فایل صوتی از دیدار آیت الله حسینعلی منتظری با سه عضو این کمیته و اعتراض شدید او به اعدامها، منتشر شد که واکنشهای گسترده و متفاوتی را بدنبال داشت. در آن فایل حسینعلی منتظری که در آن زمان قائم مقام رهبری بود، اعضای کمیته سه نفره را «جنایتکاران تاریخ» میخواند.
آیتالله منتظری، بلندپایهترین مخالف اعدامها بود و اعتراضهایش به قیمت برکناریاش از جانشینی خمینی و به حبس خانگی و شکنجه روحی و جسمی تا زمان مرگش از طرف نوکران اخوانی غیر ایرانی انجامید
اسماعیل خوئی شاعر و اندیشمند معاصر ایران، تصویری از این پلیدی و جنایت بیشرمانه را که لکه ننگِ اسلام و اروپا و امریکایی هاست را به شعر کشیده که در زیر میخوانید. و آنان که میپندارند میشود «زد و در رفت»، بهمین تصور باطل بمانند چرا که پاشنه آشیل حماقت همینجاست.
ابو عبدالله جعفر صادق میگوید
هنگامی كه علی نماز ظهر را خواند متوجه جمجمه ای شد و با آن صحبت نمود. با جمجمه ای مشغول شد تا خورشید غروب نمود پس با سه زبان انجیل با آن صحبت كرد تاعرب آن سخن را نفهمند!
علی برای اینکه نماز عصر وی قضا نشود به خورشید دستور داد غروب نکند اما خورشید گفت: برنمی گردم ومن رهایی یافتم!
حضرت علی نزد خداوند دعا كرد خداوند هفتاد هزار زنجیر آهنی بسوی خورشید فرستاد، فرشتگان، زنجیرهارا بگردن خورشید انداختند آنرا بر چهرهاش كشیدند تا اینكه سپید و پاك برگشت!
(بحار الانوار جلد ۴۱ صفحه ۱۶۶)
نظامی بیرحمتر از داعش! خلخالی، صلواتی، مقیسه، مرتضویی و پیرعباسی.
جانی و روانی و قاضی! قاضی صلواتی کسی که صدها هزار ایرانی را اعدام کرده است
کسانی که دوران فتنه ۵۷ و پس از آنرا تجربه کرده اند، بخوبی با نام صادق خلخالی آشنا هستند و صد البته که اسم خلخالی، نفرت و نفرین تمامی ایرانیان و آزادی خواهان ایرانی و فعالان حقوق بشر وانسان دوستان را بهمراه دارد.
او یک بیمار روانی و جنایتکار بود. اگر فتنه غربیها در سال ۵۷ در ایران رخ نمیداد، بیشک او تبدیل بیک قاتل زنجیرهای (سریال کشنده) میشد. برای درک بهتر این جنایتکار و جنایات او میتوان بیکی از خاطرات او که خودش تعریف کرده نگاه کرد. او میگوید جوان پانزده سالهای را صرفا بجرم داشتن روزنامه مجاهدین (بدون برگزاری دادگاه و در محل دستگیری) اعدام کرده و اینکار را برای عبرت سایرین انجام داده است!
خلخالی و یا این بیگانه ضد ایران و ایرانی و مریض خطرناک روانی، پیرامون اعدام پسر نوجوانی که نشریه ارگان مجاهدین خلق را میخواندهاست میگوید:
«برای خیلی از همکارانم این پرسش بود که چگونه میشود اینها ( مجاهدین ) را سر جایشان نشاند. عصر از پیش امام بازگشته بودم. داشتیم میآمدیم داخل منزل که از شیشه ماشین دیدم دوتا بچه پانزده، شانزده ساله گویا پنهانی چیزی با هم رد و بدل کردند. دستور دادم بگیرند و بگردندشان تا ببینم ماجرا چیست! خودم از کیف یکی از آنان روزنامه مجاهدین را در آوردم. یادم هست فامیلیش شریعتی بود. همانجا پسره را با گلوله زدم و بهمراهانم گفتم اینجوری باید با این جانوران برخورد كرد!»
چنین رفتاری، نه ازیک آدم طبیعی که تنها ازیک روانی یک آدمكش زنجیره ایی برمیآید. چنین روانیهایی بطور طبیعی و قانونی، یا باید در گوشه تیمارستان به زنجیر بسته شوند یا در زندانها تحت مراقبت ویژه قرارگیرند. ولی پس از اشغال ایران و فتنه ۵۷، به چنین مریضهایی بالاترین مقام قضای داده شده و جان یک ملت را در کف دستانشان قرار داده اند. دراینکه خلخالی یک بیمار روانی خطرناک بود که به ایرانیان بچشم دشمن خونی نگاه میکرد، و از طرف انگل استان مامور کشتار ایرانیان بود. هیچ شکی نیست که قرار دادن چنین شخص مریضی بردسر جان ملت ایران بعمد صورت گرفته بود. و با قطعیت کامل میتوان ادعا کرد که چرا چنین جنایتکارانی دریک نظام اشغالگر بمدت نزدیک به ۴ دههٔ برسرکارند و بدون هیچ مواخذه و بازخواستی بجنایت میپردازند! اما پرسش اینجاست که آن ملتی که این جنایتکاران را چنین گستاخ بر جان خود، هم میهنان، عزیزان ، دوست و آشنا و همسایه و غریبه دیدند و دم نزدند، را چه میتوان نامید.
وجود چنین اشخاصی در صدر حاکمیت، تنها اثبات این نکته برای آن دسته از کسانی است که یا از روی حماقت و یا مغرضانه این واقعیت را ندید میگیرند که با نظام و رژیمی خونخوار و غیر ایرانی و بیگانه طرفند.
شاید برخی تصور کنند که با مرگ خلخالی سیستم و این نظام اصلاح شده و دیگر چنین اشخاصی در صدر این نظام حضور ندارند، اما چنین نیست. ما اکنون شاهد حضور جنایتکاران دیگری هستیم، که نه تنها از خلخالی دستی کمتر ندارند، بلکه گاها از او جلو زده و روی سیاه او را سپید کردهاند. کسانی مانند: روانی خطرناک و بسیار مریض، شخصی بنام قاضی صلواتی.
آینده گان دنیا، کسانی که امروز در ایران زندگی میکنند را هرگز نخواهند بخشید، به بهانه مبارزه با علم و هنر در ایران
مقام معظم رهبری احمقها، یکبار دیگر و پس از یک نشست جانانه در پای منقل، طبع نامه نگاریشان گل کرده و یک نامه «فدایت شوم» دوباره خطاب بجوانان غربی انشاء نمودند:
مقام معظم رهبری احمقها، در این نامه ضمن برشمردن مزایای اسلام واقعی که ایشان در ایران پیاده کردهاند، فرمودند:
ما همواره تلاش کردیم با فساد و دزدی از بیتالمال و اختلاس و دیگر مفاسد مبارزه کرده و بهین سبب در اسلامی که ما در ایران راه انداختیم حتی یک نمونه دزدی دیده نشده و تمامی کارگزاران در سلامت اقتصادی بسر برده چرا که هر کدام میلیاردها ثروت از ارث پدر داشته و اصلا به دزدی احتیاج ندارند! و آنچه که در رسانهها افشاء میشود دشمنان و اعداء اسلام واقعی براه انداخته و این میلیارهایی که گم میشوند هم کار صهیونیمسم جهانی است و ما گفتهایم که کشش ندهند تا دژمن پیروز نگردد. ما همچین یک تز دژمن شناسی نوشتهایم که دادهیم آنرا با جوهر زرین بر روی پاپیروسهای اوریژینال نوشته و در قاب طلایی که با دها کیلو طلا و با هنر استاد کاران اصفهانی ساخته شده قرار بدهند و سپس آنرا به طرف غرب فرستاده تا از قابش بهربردای شود.
یکجوری میگویند، یکی دیگر از موشکهای دارای کلاهک اتمی خریداری شده به قیمت میلیونها دلار به بهانه تست نابود گشت، تو گوئی درباره یک اتوبوس کهنه حرافی میکنند.
هر یک روزی که فاجعه از تاعون بدتر، آخوند اخوانی و نوکر حلقه بگوش انگلیس و ترکیه خائن به ایران، حسن شیّاد بر سر کار است، ایران یک گام بنابودی مطلق نزدیکتر میگردد.
به هر بهانه ای، سرمایه های ایران و ایرانیان را از ایران میدزدند.
در راستای خیانت آخوند حسن به ایران و ایرانی، ادعا شده است، که یکی دیگر از موشکهای بالستیک خریداری شده در بازار آزاد به بهانه تست و آزمایش در هوا منفجر گشت. پول را بردند، داستان ننه کلثوم بخورد ایرانیان میدهند.
کشورها و کارخانجات سازنده این موشکها دلشان نمیاید با این دست و دل بازی موشکهای چندین میلیونی بالستیک و کلاهک اتمی را آزمایش کنند، ولی در ایران ماهی یکی دو تا از این موشکها خریداری و یا از آن مسخره تر ساخته و آزمایش! شده و در هوا منفجر شده و پودر میگردند. و معلوم نیست چه چیزی در حال تست شدن است! ولی کاملا مشخص است که با خالی کردن بیت مال ایرانیان، خانه دشمنان ایران، آباد میگردد. آخوند جنایتکار و دزد و اجنبی و اخوانی ابلیس حسن شیّاد که تاریخ ایران خائنی به این مکاری را بخودش ندیده، خیال تورگها و اعراب را از بابت پول راحت کرده و میلیاردها از پول بیت مال ایران را راهی ترکیه جعلی و فلسطین و انگل استان و فرانسه و آمریکا و روسیه و چین و اعراب ووو ساخت!
خالیگزاری وابسته به وزارت جنایتکار ترکا، ایسنا و ایرنا با خوشحالی گزارش میدهند:
یکی از اراذل و اوباشهای شعبون بیمخ برادران قاچاقچی سپاه پاسداران منافع بیگانگان در ایران و عضو گروههای قاچاقچی اروپایی، سردار! عبداللهی، معاون آماد و پشتیبانی و تحقیقات صنعتی ستاد کل نیروهای مسلح آخوندی روز دوشنبه از آزمایش موفقیت آمیز موشکی! با برد دو هزار کیلومتر و خطای ۸ متر توسط آخوندا خبر داد.
بگزارش ایسنا، وی طی سخنانی در هفتمین جشنواره علمی! تحقیقاتی علوم پزشکی! سپاه اظهار داشت: ما توانسته ایم موشکی را با برد دو هزار کیلومتر و خطای ۸ متر با موفقیت تست کنیم! ظاهرا از آزمایشات اتمی فرانسه در بوشهر سخن میگویند که وقتی موفقیت آمیز باشد، آنرا به فرانسه برده و استفاده میکنند و اگر موفقیت آمیز نباشد، این ایرانیان هستند که تقاص آنرا با انواع بیماریها و سرطان و آلودگی آب و خاک و هوا و محیط زیست بازپس میدهند. و این کمترین جنایتی است که ده ها سال است برضد ایرانیان انجام میشود.
تا زمانی که ترک و عرب ضدّ ایرانی در ایران حاکمند ، جز توحش و ویرانی آینده دیگری برای ایران و ایرانی متصور نخواهد بود ، چه با توافق چه بی توافق!
بگزارش نیویورک تایمز تنها چند ساعت پس از به نتیجه رسیدن توافق با ایران برای برداشتن تحریمهای مالی و نفتی در ازای توقف توانمندی هستهای ایران
توماس فریدمن ژورنالیست، ستوننویس و نویسندهٔ آمریکایی نوشت : باراک اوباما مردی است که هیچ تردیدی در مورد توافقی که انجام داده، ندارد.
توماس فریدمن مینویسد : رئیس جمهور بمن گفته است که با ارزیابی مقاله دو هفته گذشته من، ما از تمام اهرمهای موجود خود یا متحدان مان برای ممانعت از تبدیل شدن ایران به یک قدرت هستهای استفاده کردیم. رئیس جمهور ادامه میدهد، شخصا زمان بیشتری می خواهم تا این توافق را مطالعه کنم، صحبتهای کارشناسان غیرحزبی را بشنوم، به آنچه مقامات عالی ایران به مردمشان می گویند گوش دهم و ببینم که منتقدان چه استراتژیهای معتبر جایگزینی ارائه می کنند. باراک اوباما با قطعیت از موضع خود در قبال توافق با ایران دفاع کرد و منتقدانش و کنگره مجبور خواهند بود به طور جدی ، اراده او را در عقد این پیمان مورد توجه قرار دهند.
باراک اوباما گفت: «ما این توافق را بر اساس اینکه آیا رژیم داخلی ایران و یا رژیم جمهوری اسلامی را تغییر می دهد یا خیر، ارزیابی نمی کنیم. ما این توافق را بر این اساس که آیا همه مشکلاتی که می تواند به ایران مربوط شود را حل می کند یا خیر، یا اینکه آیا تمام فعالیتهای شریرانه جمهوری اسلامی در سراسر جهان را از بین می برد یا خیر، ارزیابی نمی کنیم. ما این توافق را بر این اساس که ایران نمی تواند به یک سلاح هستهای دست یابد، ارزیابی می کنیم. این مسئله همواره مورد بحث بود.
اوباما اینطور استدلال کرد که رویکردش از همان منطق استراتژیک ریچارد نیکسون و رونالد ریگان که برای نزدیکی به شوروی و چین استفاده شد، نشات گرفته است.
هنگامیکه بیابانگردای وحشی برای جان و مال یک ملت کهن و ثروتمند تصمیم میگیرند.
ویدیو مربوطه از یوتیوب حذف شد.
نوکر پانتورگها شخصی پیزوری و حقیر بنام محمد جواد ظریف که وزیر امور خارجه جمهوری اشغالگر غربی اسلامی است، در پیامی به آمریکا و متحدین غربی آن در۵+۱ پیام ویدئویی بتاریخ سوم جولای ۲۰۱۵ پخش کرده که متن کامل پیام بشرح ذیل است:
من در وین هستم تا بیک بحران غیرضروری و طولانی که مدتها قبل میبایست خاتمه مییافت پایان دهم. علیرغم برخی اختلافات باقیمانده در این ساعات آخرین، هیچگاه بدین اندازه بدستیابی بیک راه حل پایدار نزدیک نبودهایم. با این حال هنوز رسیدن براه حل قطعی نیست.
دستیابی بتوافق نیازمند شجاعت برای مصالحه، خودباوری برای انعطاف، پختگی برای تصمیمات منطقی، خردمندی برای کنار گذاشتن توهمات و جسارت برای عبور از عادتهای کهنه است.
برخی لجوجانه معتقدند که فشار اقتصادی و نظامی به تسلیم میانجامد. آنها فکر میکنند که میتوانند کماکان بهزینه جان و مال دیگران، خیال پردازیهای موهوم خود را دنبال کنند.
با این حال من امیدوار هستم؛ چراکه نشانههای غلبه منطق بر توهم را مشاهده میکنم. احساس میکنم که طرفهای مذاکراتی ما بالاخره درک کردهاند که فشار و تهدید نه تنها هیچگاه براه حلهای پایدار نمیانجامد، بلکه تنشها و دشمنیها را افزایش میدهد. آنها شاهد بودهاند که تجاوز هشت ساله صدام و حامیانش به ایران، نتوانست ملت ایران را - که در برابر همه این کشورها به تنهایی ایستاده بود بزانو درآورد.
آنها متوجه شدهاند که کورترین و ظالمانهترین تحریمهای اقتصادی علیه کشور من، آنها را به هیچیک از اهداف اعلام شدهشان نرسانده و در عوض باعث آسیب افراد بیگناه و خشم ملتی صلح طلب و با گذشت شده است.
بهمین دلیل آنها میز مذاکره را انتخاب کردهاند، ولی هنوز باید یک تصمیم حساس و تاریخی بگیرند: توافق یا تحمیل. در سیاست -همچون زندگی- نمیتوان به هزینه دیگران به اهداف خود رسید، چرا که عمر چنین دستاوردهایی همواره کوتاه خواهد بود. تنها توافقات متوازن هستند که میتوانند از آزمون زمان سربلند بیرون آیند.
ما آماده دستیابی به یک توافق خوب و متوازن و گشودن افقهای جدیدی برای برخورد با چالشهای مهم و مشترک هستیم.
امروز تهدید مشترک ما رشد سریع افراط گرایی خشن و بربریت افسارگسیخته است. ایران اولین کشوری بود که در مقابل این چالش ایستاد و با طرح «جهان علیه خشونت و افراط» پیشنهاد داد که مقابله با این تهدید به یک اولویت جهانی تبدیل شود. تهدیدی که «ما» با آن روبرو هستیم در قالب مردانی نقاب دار نمود یافته است که مهد تمدن را هدف گرفتهاند.
از «ما» صحبت میکنم چرا که هیچ کس از این خطر جهانی در امان نیست. برای مقابله با این چالشهای جدید، روشهای جدید هم بشدت مورد نیاز است. ایران همواره در خط مقدم مبارزه با افراط حاضر بوده است. امیدوارم همتایان من نیز توجه خود را به این موضوع متمرکز کرده و منابع خود را برای مقابله با این تهدید حیاتی متمرکز کنند.
هزار سال پیش، فردوسی حکیم گرامی ایران زمین فرموده است:
بکوشید نیکی به کار آورید
چو دیدید سرما بهار آورید
من جواد ظریف هستم و این همواره پیام ایران بوده است.
بگزارش سایت های خبری جمهوری اسلامی ، وزیر امور خارجه آمریکا در توئیتر خود نسبت به انتشار ویدئوی شب گذشته ظریف واکنش نشان داد.
شب گذشته سوم جولای ۲۰۱۵ محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در پیامی ویدئویی با بیان اینکه ۱+۵ ( عدد ۶ را نمیگویند چرا که ۶ بر طبق خرافات غربی ۶ عدد شیطان است ) باید یک تصمیم حساس و تاریخی از میان توافق یا تحمیل انتخاب کنند ، تصریح کرد: دستیابی به توافق نیازمند شجاعت برای مصالحه،خودباوری برای انعطاف، پختگی برای تصمیمات منطقی، خردمندی برای کنار گذاشتن توهمات و جسارت برای عبور از عادت های کهنه است.
پس از انتشار این پیام ویدئویی جان کری وزیر امور خارجه آمریکا در پاسخ به این ویدئو گفت: من قبل از این گفته ام تیم ما با دقت و با تلاش فراوان در حال کار است تا پیشرفت مذاکرات را به حداکثر برساند.
داستان شیادی ترا از هر زبان که میشنوم، نا مکرر است.
پس از آنکه آخوند در فضیلت روضهخوانی و گریه و عزا و سینه زنی و قمه زنی حرفها زد، و روایتها ردیف کرد، به مردم گفت: حالا برنامه عزاداری را شروع کنید که اجر و پاداشتان با خداست! روضهخوان شروع کرد بخواندن، و برنامه عزاداری شروع شد. همه مردم به سحن وسط حسینیه آمدند، و تنها دو تن در گوشهای ایستاده تماشا میکردند. یکی من بودم که خجالت میکشیدم در بین آنهمه مردم بسر و صورتم بزنم، کرامت و حیاء و شرفم بمن اجازه نمیداد، بدون سبب خودم را کتک بزنم و سینهام را آزرده کنم، یا سرم را زخمی کنم، یا کمرم را با زنجیر خورد کنم! نفر دوم خود آخوند بود! با حیرت بدو مینگریستم و در ذهنم این پرسش مطرح بود که، چرا شما جناب آخوند نمیخواهید از آن اجر و پاداشی که بمردم میگفتید بهرهمند شوید؟! آیا شما چون من خجالت میکشید، و کرامت و شرفت بتو اجازه نمیدهد دست بکارهای احمقانه بزنی؟! ولی مگر خود شما نبودید که از فضل و مکانت عزا داری و بسر و صورت کوبیدن خود میگفتی؟! آقای آخوند آرام در گوشهای ایستاده، و به پیرمردی گوژپشت که زمانه همه شادابی و قدرت و توانش را ربوده بود، و در وسط حسینیه دیوانهوار بسر و صورتش میکوبید و گریه و زاری براه انداخته، خیره شده بود!
حزن و اندوه گلویم را بسختی میفشرد. با خود میگفتم: خدایا، این چه بلایی است که ما بر سر خود آوردهایم، پیرمردی که یک پایش بر لبه قبر و دیگری ته قبر است، چنین بخودش میزند، و گمان میبرد عبادتی بسیار با ارزش انجام میدهد و با این حرکات احمقانه خودش را بتو نزدیک میکند؟! خدایا گناه این بیچارهها بگردن کیست؟!
سالها بود که در چنین جلساتی شرکت نمیکردم، اما اینبار حس کنجکاویم مرا وادار کرد تا بار دگر بیایم و ببینم چه چیزهای جدیدی به این مراسم در حال رشد اضافه شده است. وای کاش هرگز نمیآمدم، و چشمانم نظارهگر اینهمه ذلت و خواری عقل بشر نمیشد!
آیا پیامبر خدا خودش را اینچنین میزد؟! آیا چنین حرکات نابسامانی را از امتش میپذیرد؟! آیا هرگز کسی از امامان چنین حرکات ناشایستی را انجام داده است؟!
مگر این امام حسین شهید و سرور کربلا نبود که به خواهرش زینب میگفت: خواهر عزیزم، من سوگند خوردهام و قسمم را عملی میکنم! پس در عزای من لباست را پاره مکن، و بر صورتت چنگ مزن، و گریه و زاری براه نینداز (۱) البته پیش از این پدر بزرگ امام حسین؛ رسول اسلام به دخترش فاطمه زهراء گفته بود، اگر من وفات کردم، بسر و صورتت نزن، موهایت را نکش، گریه و زاری و واویلا براه نینداز، و عزا داری بپا مکن. (۲).
آخوندهای ما( آخوند ها و یا اجانبی که دشمن ایران و ایرانیند و با بتن کردن عبا و عمامه بزرگان عهد امپراتوری صفوی، خود را از آدمهای مهم جامعه جا زده، مردم فریبی کرده و از اینراه بدون کمترین تلاشی، ثروت اندوزی نموده و احترام خریده و به عیش و نوش مشغولند. و همچنین از اربابان اجنبی خود پول میگیرند تا افکار عموم مردم را به هر طرفی که اهداف اجانب است، بکشانند و از اینراه فتنه ها برانگیزند.) بر این رسم و رسوم اصرار دارند، چرا که جایگاه و مکانت اجتماعی آنها را حفظ میکند، و به آنها پول و نوعی قداست و شرف میدهد. تمام عمرشان از کربلا و کشته شدن حضرت امام حسین و از معجزات و کرامات و قدرتهای خارق العادهای که داشت حرف میزنند، و یک کلاغ چهل کلاغ میکنند، افسانهها و قصههای خیالی میسازند، ولی نشده یکروز در مورد زندگی آن حضرت سخن بگویند. حرفی از زهد و پارسایی و عبادتش برای پروردگار یکتا نمیزنند، تنها حرف از توسل و شفاعت طلبی از او، و واسطه قرار دادن او با خداست!
هیچ سخنی از زندگی امام حسین نیست، هر چه هست از ولادتش است و از روز کشته شدنش، انگار امام حسین متولد شده، و سپس به قتل رسیده، و هیچ زندگی و تلاش و ایمان و تقوا و پارسائی نداشته است. ( مثل آخوند فقط نشسته, خورده, زنبارگی کرده, واجبی کشیده و با ایرانیان دشمنی ورزیده! آخر هم پشت گلوی کودکش پنهان گشته تا آماج تیر نگردد!)
برای آخوند ها امام حسین زنده، هیچ ارزشی ندارد. آنها تنها لحظههای مشتری ساز را مد نظر دارند. آنچه برایشان حائز اهمیت است مرقد و گنبد امام است و پول و ثروتی که به جیبهای آنها میریزد. آنها چون زالو به مصیبتها و درد و رنجهای امام (مردم ) چسپیدهاند و از آنها ارتزاق میکنند. آنچه برایشان مهم است تنها این است که چگونه میتوان مردم سادهلوح را گول زد و جیبهایشان را خالی کرد. آنچه برایشان اهمیت دارد این است که مردم سیل آسا بسوی مرقدها و امام زادهها بیایند و پولهایشان را دو دستی بریزند در حساب آخوندها. برایشان بسیار مهم است مردم در صفهای طولانی به خیابانها بریزند و بسر و صورت خود بزنند: البته نه بخاطر محبت و صمیمیتی که برای امام حسین دارند، بلکه بخاطر عشق و علاقهای که برای آش نذری و پلو خوری دارند!
و برخی هم خجالت نمیکشند، و در پی کوره راهی هستند تا به این کارهای زشت جلوه شرعی و دینی بودن بدهند، و میگویند: پیامبر خدا وقتی پسرش ابراهیم مرد، و وقتی عمویش حمزه توسط هند خورده شد گریه کردند! ای اجب وقاحتی! شما را بخدا این شد منطق و عقل؟! پیامبر خدا گریه کردند. چه کسی بشما گفته: گریه نکن؟! اما ای عقل کل! آیا پیامبر خدا هر ساله در سالروز وفات پسر یا عمویش به سر و صورت خود میزد و گریه و زاری براه میانداخت؟! آیا وقتی پسر پیامبر مرد، ایشان از مردم خواست راهپیمایی براه اندازند و سینه بزنند و زنجیر بکوبند، و با شمشیر و خنجر سرهایشان را به دو نیم کنند؟! یا اینکه در سالروز مرگ فرزندش چنین الم شنگههایی براه انداخت؟ و آیا گفت : سینه زنی عبادتی است و اجر و پاداش دارد؟! اگر پیامبر خدا چنین چیزی نگفته، آیا کسی دیگر اجازه دارد عبادتی مطابق ذوق و سلیقه خود به دین خدا اضافه کند، سپس با کمال پر روئی به مردم بگوید: خداوند بر اینکار بشما اجر و پاداش هم میدهد، انگار ثواب و اجر و پاداش دادن، یا عقاب و بازخواست کردن در روز قیامت در دستان ناتوان اوست؟! پس ارزش و بهای صبر و استقامت بر مصیبتها کجا رفت؟! آیا صبر و پایداری بیهوده در قرآن ذکر شده است؟!
بشنو الله در قرآن (رومی ) چه میگه: سوره گاو و یا سوره بقره، و بی تردید شما را به چیزی اندک از ترس و گرسنگی و کاهش بخشی از اموال و کسان و محصولات آزمایش میکنیم. و صبرکنندگان را بشارت ده. (۱۵۵) همان کسانی که چون بلا و آسیبی به آنان رسد گویند: ما مملوک خداییم و یقیناً بسوی او بازمیگردیم. (۱۵۶) آنانند که درودها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است و آنانند که هدایت یافته اند. (۱۵۷) ببین درودهاو رحمت و شفقت الهی و هدایت و رستگاری، و همه اینها برای کیست؟! آری، برای صابران.
اگر پیامبر خدا که سفیر و فرستاده اوست، و دین بوسیله او کامل شد، و حد و مرز عبادات را بطور کامل و روشن بیان داشت، هرگز چنین چیزی نگفته، پس آیا آخوندها و روضهخوانها و ملاها اسلام را بهتر از پیامبر و امامان فهمیدهاند؟! آیا آنها بیشتر از پیامبر دین و عبادتها را میشناسند تا بمردم تحمل کنند که این عبادت است و کسی که به آن عمل کند اجر و پاداش بدست میآورد؟! آیا برای آنها وحی تازهای آمده تا به اسلام عبادتهای دیگری اضافه کنند؟! سوره نحل آیت ۱۱۶، و به سبب دروغی که زبانتان گویای به آن است، نگویید: این حلال است و این حرام، تا به دروغ به خدا افترا بزنید(که این حلال و حرام حکم خداست) مسلماً کسانی که به خدا دروغ میبندند، رستگار نخواهند شد. (۱۱۶).
در ایران هیچکس بخاطر عقیده اش تحت تعقیب و زندانی نمیگردد، این شش جوان هم بخاطر ایرانی بودن به ۵۷ سال زندان و شکنجه روحی و جسمی در سیاه چال های ضحاک مار بدوش محکوم شده اند.(ظریف بیگانه نژاد، وزیر امور خارجه اشغالگران ایران)
سایت تقاطع مینویسد : دادگاه انقلاب(فتنه )اسلامی تهران، شش فعال جوان اجتماعی و حقوق بشر را به اتهاماتی چون «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «توهین به رهبری» و «توهین به سران قوا»، ( تو روح پدر و جد و آباد سران قوا لعنت)مجموعا به بیش از ۵۷ سال حبس محکوم کرده است. پنج تن از این فعالان، از ماهها قبل، در بندهای مختلف زندان اوین، زندانی هستند.
بر اساس گزارشها، ابوالقاسم صلواتی جلاد بیگانگان که ریاست شعبهی ۱۵ دادگاه انقلاب( این فتنه که انقلاب نامند قرار است تا ابد در ایران ادامه یابد، چرا که شیرین است خون ایرانی را اینچنین انقلابی ریختن! ) تهران را دارد و از آزار ایرانیان ارضا میگردد ، روز دوشنبه (۱۱ خرداد-۱ ژوئن)، حکم دادگاه آتنا فرقدانی را به او و وکیلش، محمد مقیمی، ابلاغ کرد که بر اساس آن، این فعال ۲۸ سالهی زندانی، مجموعا به دوازده سال و نه ماه حبس محکوم شده است.
به گفتهی آقای مقیمی، آتنا فرقدانی در ارتباط با اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» با هفت و نیم سال حبس، و در ارتباط با دو اتهام توهین به رهبری و توهین به نمایندگان مجلس شورای اسلامی از طریق نوشتههای فیسبوکیاش، با محکومیت پنج سال و چهار ماه حبس روبهرو شده است.
این وکیل دادگستری همچنین از قصد خود برای ارائه درخواست تجدیدنظر نسبت به حکم صادرشده خبر داده است.
در ایران هیچ کس بخاطر عقیده اش در زندان نیست, این جماعت ۱۰ هزار تنه از تحصیلکرده گان ایرانی هم بخاطر اینکه با ما هم عقیده نیستند, در زندانند! ظریف محمود نژاد
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است
ویدیو از سایت فاسد یوتیوب حذف شد!
به دیگر مطالب کاری نداشته باشید فقط به چهره های بشاش و معصوم ایرانیان پیش از فتنه ۵۷ و چهره های ماتمزده آنها پس از فتنه آخوند عبری عربی اجنبی و اشغال ایران توجه کنید.
از روزی که آخوند اخوانی نوکر انگلیس و همدست ترکهای اخوانی ترکیه، آخوند حسن شیاد رئیس جمهور و همه کاره شده در ایران ۴۰ تا ۴۰ تا اعدام میکنند! ترکهای وحشی جنایتکار که امروز در ایران همه کاره اند، برای ریختن خون ایرانیها مخصوصا پارسها که به تصور احمقانه ترکی آنها، مردم شیراز و اصفهان و کرمان و مرکز ایران شامل این گروه میشوند، آنچنان عجله دارند و مشتاقانه این کار را انجام میدهند که هیچ جنگی نمیتوانست چنین کشتاری را به ایرانیها تحمیل کند. از سال فتنه ۵۷ تا به حال جمعیت دیگر کشورهای دنیا، ۵ تا ۶ برابر اضافه شده، در پاکستان جمعیت به ۲۰۰ میلیون تن رسیده و تنها در ایران است که رشد جمعیت بسیار اندک میباشد، و دلیل آن نسلکشی ایرانی هاست که به وسیله اعدام ، شکنجه و ترور توسط ترکهای وحشی خائن به ایران صورت گرفته است.
سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرده که طی ٣ روز گذشته، دستکم ٤٣ تن ایرانی در ایران توسط آخوندها اعدام شدهاند؛ به گفته این سازمان در بین اعدامشدگان یک بیمار روحی وجود داشته است.
براساس گزارش سازمان حقوق بشر ایران، ٤٢ تن از این افراد در زندانهای رجاییشهر و قزلحصار اعدام شدهاند.
این سازمان ضمن درخواست واکنش فوری سازمانهای بینالمللی و جامعه جهانی نسبت به این اعدامها، از احتمال افزایش اعدامهای دستهجمعی در روزهای آتی ابراز نگرانی کرده است.
براساس گزارش منتشرشده از سوی این سازمان یکی از این افراد، صبح دیروز چهارشنبه ٢٦فروردین/ ١۵آوریل، در شیراز و در ملاءعام به دار آویخته شده است.
اتهام وی محاربه از طریق سرقت مسلحانه و نیز نگهداری سلاح و مهمات غیرمجاز جنگی، جعل عنوان، تهدید و ارعاب بوده است.
همچنین منابع این سازمان گزارش دادهاند که دیروز ۵ زندانی متهم به قتل نیز در زندان رجایی شهر به دار آویخته شدهاند.
یکی از این زندانیان "جواد صابری" نام داشته و پیش از ١٨سالگی و در سال ١٣٨٧به اتهام قتل به قصاص محکوم شده بوده است.
این گزارش میافزاید که وی مشکل روحی داشته و مدتی پیش از اعدام نیز در بیمارستان امین آباد، واقع در حومه تهران بستری بوده است.
همچنین براساس این گزارش، ٣٧ تن دیگر در روزهای دوشنبه و سهشنبه (٢٤ و ٢۵فروردین ماه) در زندانهای رجائیشهر و قزلحصار به دار آویخته شدهاند.
سازمان حقوق بشر ایران، ضمن محکوم کردن این «اعدامهای دستهجمعی و بیرویه» چند روز اخیر، خواهان واکنش فوری جامعه جهانی شده است.
عدم محکوم کردن این اعدامها از سوی جامعه جهانی که یا بیخبرند و یا از شادی در پوست نمیگنجند، دست جنایتکاران ترک حاکم بر ایران را آنچنان باز گذاشته که با گستاخی هفته ۴۰ تن ایرانی را به دار میاویزند. به این ترتیب میتوان گفت که ملت ایران همگی در صف منتظر اعدام خود و یا یکی از فرزندانشان نشسته اند!
جامعه مسخره جهانی که همه چیزش پول است چشمانش را به روی اعدامهای دستهجمعی، بیرویه و غیرقانونی حکومت اشغالگر و جنایتکار آخوندهای اخونی بسته است و با دستان آلوده به جنایت این جلّادان دست دوستی و همکاری میدهد!
این کارگزاران فتنه ۵۷ مردنی نیستند؟ تا ننگ وجودشان از سرزمین ایران پاک شود؟
بگزارش یورو نیوز: چهارشنبه شب بیست و ششم فروردین ماه سال ۱۳۹۴ شمسی، برابر با ۱۵ آپریل ۲۰۱۵، برنامهای به مناسبت بزرگداشت عزت الله انتظامی، بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر ایران در بنیاد موقوفات دکتر افشار تهران برگزار شد.
در این برنامه که برگزارکننده آن، مجله بخارا به سردبیری علی دهباشی بود، برخی از چهرههای سرشناس تئاتر و سینمای ایران از جمله داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، ایرج راد، محمود دولتآبادی، پری صابری، پرویز پرستویی و غزاله سلطانی (نویسنده کتاب «من عزتم، بچه سنگلج»)، درباره شخصیت هنری و کارهای انتظامی سخن گفتند.
تمام گولخوردگان فرومایه که با خواندن یکی دو داستان و مقاله مشکوک که نویسنده گانشان مامور اطلاعاتی انگلیسی و یا فرانسه بوده اند و در مورد تاریخ جعلی و ساختگی غربیها اندک اطلاعاتی داشته، و به همین مناسبت هم احساس الیت بودن بهش دست داده و به عقده خود بزرگبینی دچار گشته و به همین دلیل هم با نوشتن داستانی، ساخت فیلمی، سرودن چکامهای، خواندن ترانهای بر ضدّ خاندان پر افتخار پهلوی با جدیتی مسخره گام برداشته و در راه به هدف رسیدن مقاصد شوم غربیها در ایران ناآگاهانه جانفشانی کرده، و کورکورانه با شاه میهن دوست ایران سر دشمنی بیمورد و احمقانه داشته و عوام مردم را بطرف ذلت، دیکتاتوری سیاه مذهبی، فقر و عقب ماندگی امروزه هدایت کرده در این شب جمع گشته و در کمال وقاحت از همدیگر تعریف کرده اند و سایت خبرگزاری اروپایی نیز با رضایت کامل از اجتماع این احمقها خبر و فیلم و عکس تهیه کرده و به پاس خدمت زندگی سازی که این احمقها به آنها یعنی اروپاییها کردهاند آنرا منتشر ساخته است . اگر بخواهیم بدنبال سرچشمه شور بختی ایرانی بگردیم در واقع میرسیم این به اصطلاح الیت جامعه که ملت ایران را فریفتند و این به اصطلاح هنرمندان و روشنفکران دوزاری بودند که ایران را ویران ساختند و دستهایشان تا آرنج به خون جوانان بیگناه ایرانی مثل ندا، سهراب اعرابی و میلیونها جوان و نوجوان ایرانی دیگر که چه در طول جنگ و چه در شکنجه گاههای مخوف و ضدّ بشری آخوندی عبری تورگی عربی، بیرحمانه کشته و شکنجه شدند، آلوده است. ننگ بر این خرفتها که هنوز که هنوزه از شرم نمردند و بیغیرتی تا بالای گوشهایشان بالا کشیده و احساس پیشکسوتی آنان تهوع آوره!
محمود دولتآبادی، که در فیلم «گاو» با انتظامی هم بازی بود درباره او گفت: «بیش از چهل سال است که انتظامی را از دور و نزدیک میشناسم و از او میآموزم. انتظامی تنها هنرمند صحنه نیست، بلکه او هنرمند زندگی نیز است.»! یعنی ننگ
برای بار هزارم برادران قاچاقچی سپاه که وابسته به تروریستای اروپائی اند، مرزبانان ایران را ضمن حمل قاچاق مواد مخدر افغانستان به بندر چابهار کشتار کردند.
در حمله ناجوانمردانه و غافل گیرانه و موشکی تروریستهای مزدور عربستان جعلی جنایتکار به یک خودرو مرز بانان کشورمان، در منطقه مرزی چابهار ۸ تن از غیور مردان مرزبان ایرانی، جان به جان آفرین تسلیم کردند.<
br />به گزارش رسانههای حکومتی در جریان یک درگیری مسلحانه در جنوب شرقی ایران ۸ مرزبان کشورمان کشته شدند.
سایت جمهوری کثیف اسلامی اخوندی بیگانه، در ۱۷فروردین نوشت: «طی کمین اشرار مسلح در یک منطقه مرزی ایران و پاکستان هشت مرزبان کشورمان کشته شدند.»
احمدعلی موهبتی فرماندار رژیم در چابهار خبر کشته شدن این مرزبانان را تأیید کرد.
به گزارش خبرگزاری اهلبیت ـ ابنا ـ گروه تروریستی «انصار الفرقان» مسؤولیت حمله به ۸ تن از ماموران مرزی ایران در شرق کشور را بر عهده گرفت.
«ابوحفص » سخنگوی گروه تروریستی انصار الفرقان در پیامی تصویری ضمن بر عهده گرفتن مسؤولیت این حمله از ادامه حملات خود به نیروهای ایرانی خبر داده است.
این تکفیری ضمن ابراز خرسندی از این عملیات تاکید کرد که جهاد همچنان ادامه خواهد داشت
گروه تروریستی انصار الفرقان از یکدست شدن دو گروه تروریستی الفرقان و جنبش الانصار شکل گرفته است.
رهبری گروه تکفیری الفرقان را «مولوی صلاح الدین» و جنبش الانصار را ابوحفص بر عهده دارند
«علی اصغر میرشکار» معاون امنیتی و انتظامی سیستان و بلوچستان گفت: درگیری شب گذشته در حدفاصل نگور جکیگور در جنوب سیستان و بلوچستان روی داد که در پی آن ۸ مرزبان شهید شد
وی با بیان اینکه اشرار از خاک پاکستان آمده بودند و پس از درگیری به این کشور گریختند، افزود: ما تقاضا داریم که پاکستان نگذارد اشرار و تروریستها از کشورش علیه کشور همسایه استفاده کنند.
معاون امنیتی و انتظامی سیستان و بلوچستان خواستار مقابله جدی پاکستان با اشرار و دستگیری و تحویل این عناصر شرور شد.
در این درگیری ۳ کادر و ۵ سرباز وظیفه شهید شدند.
اسامی این شهدا، ستوان دوم مهران اقراع، ستوان دوم علی امام دادی رضوی، گروهبان یکم رضا حسینی و سربازان وظیفه فرزاد اسماعیلزاده، میلاد جور، حسن بیاتی، محمد احمدی و عباس مهراندوز اعلام شده است.
(ایسنا) گفت که هشت مأمور مرزبانی سیستان و بلوچستان در منطقه مرزی میل ۲۳۹ در جنوب شرقی ایران در کمین «اشرار مسلح» قرار گرفتند و کشته شدند.
چهار تن از کشتهشدگان نیروهای کادری و چهار تن نیز سرباز بودهاند.
به گفته فرماندار چابهار این مرزبانان در منطقه «نگور» حدفاصل باهوکلات و پیشین نزدیکی مرز پاکستان و ایران کشته شدهاند.
نِگور یکی از شهرهای کوچک استان سیستان و بلوچستان ایران در منطقه چابهار است
محبتی گفته در این حمله «تروریستی» شماری از مهاجمان نیز کشته و زخمی شدهاند.
علیاصغر میرشکاری، معاون امنیتی انتظامی استاندار سیستان و بلوچستان نیز به خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) گفته که «تروریستهای مسلح» از خاک پاکستان وارد سیستان و بلوچستان شدهاند و این هشت مرزبان را کشتهاند.
ساعاتی پیش از این حمله، محمد خاکپور، فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران گفته بود که با اقدامات اطلاعاتی، وجود یک «تیم تروریستی وابسته به سرویسهای جاسوسی بیگانه» در ارتفاعات شهرستان «قصر قند» سیستان و بلوچستان شناسایی شد که صبح دوشنبه در عملیات قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه سه تن از آنها کشته و شماری دیگر زخمی و دستگیر شدند.
به گفته او «در این عملیات خسارات سنگین به تروریستها وارد شد و از آنها مقادیر زیادی سلاح و مهمات و تجهیزات ارتباطی و الکترونیکی از جمله ۲۰۰ کیلوگرم موارد منفجره، فیتیلههای انفجاری، مهمات کلاشینکف و تیربار، چاشنیهای مکانیکی و کیتهای الکترونیکی کشف و ضبط گردید.»
هنوز روشن نیست که عملیات مسلحانه عصر روز دوشنبه علیه مرز بانان و کشتهشدن هشت تن از آنان آیا به تلافی عملیات سپاه در قصرقند بوده یا نه.
بهمن سال ۱۳۹۲ نیز پنج مرزبان به نامهای رامین حضرتی، سجاد زاهانی، جمشید داناییفر، محمد نظامی و جمشید تیموری توسط جیشالعدل در منطقه مرزی جکیگور استان سیستان و بلوچستان ربوده شدند که چهار تن از آنان با رایزنی رهبران اهل سنت آزاد شدند اما جمشید داناییفر کشته شد که پیکرش اوایل فروردین امسال به ایران منتقل گردید.
با قبول شرط مهم به رسمیت شناختن پلستین از طرف سازمان ملل متحد غربی! مذاکرات هستهای هم کم کم به نتیجه خواهد رسید! قدیمیترین تمدن و کشور دنیا با ثروتی بیحساب و ۷۵ میلیون ایرانی گروگان یک مشت تروریست وحشی پلستینی! ایران را دادند که پلستین را در سازمان ملل به عنوان یک کشور! به رسمیت بشناسند!
پلستین بعنوان کشور برسمیت شناخته شده توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز چهارشنبه رسما عضو دیوان کیفری بین مللی می شود و امیدوار است از این مرجع برای پیگرد حقوقی اسرائیل استفاده کند!
در اطلاعیه منتشره در سایت رسمی دیوان کیفری بین مللی گفته می شود پلستین در روز ۲ ژانویه سال ۲۰۱۵ میلادی به اساسنامه رم (اساسنامه دیوان کیفری بین مللی) پیوست و سند مربوطه روز اول آوریل اعتبار پیدا می کند. انتظار میرود ریاض مالکی، دوزاری وزیر امور خارجه! پلستین در مراسم تقدیم کپی اساسنامه رم به کشور خود! در لاهه شرکت کند.
با برآورده شدن این شرط از طرف اشغالگران پلستینی، مذاکرات مسخره هستهای کم کم به نتیجه مطلوب آخوندهای جمهوری کثیف اسلامی رسیده و فقط مانده که اسرائیل کمی هم از سرزمینها عقب نشینی کند تا توافق کامل هسته برای ملت ایران! بدست آید. ننگ بر بیغیرتی که گلوی این خائنین را از هم نمیدرد و ننگ آنان را از سر یک ملت کم نمیکند!