‏نمایش پست‌ها با برچسب ايران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ايران. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، اسفند ۲۴، ۱۴۰۲

نوروز از نظر كيهان شناسى ايرانى



دايره زودياك دایره‌ای فرضی در آسمان است که زمين در مدت یکسال آن دایره را طی می‌کند. دایره زودیاک(كه واژه معرب شده آن دایره البروج است) درواقع مسیر سالانه ای است که زمين بدور خورشید ميپيمايد. این روند در یک چرخه بمدت ۳۶۵ روز، و يا يكسال تکرار می‌شود. زمانيكه زمين يكدور كامل بدور خورشيد چرخيده است، زمان تحويل سال است و شروع نوروز و سال نو.
این دایره در حقیقت مدار حرکت انتقالی زمین را به دور کرهٔ خورشید مشخص می‌کند و در واقع طرح مدار زمین در آسمان است. یعنی دایره‌ای است که از تلاقی سطح مدار حرکت انتقالی زمین با آسمان که آن را اصطلاحاً فلک ثابت نامیده‌اند پیدا می‌شود.
مساحت درون دايره زودياك را منطقة زودياك ميگويند كه به دوازده برج تقسیم می‌شود.
بین صفحه دايره زودياك و صفحه استواى آسمانى زاویه‌ای به اندازهٔ '۳۰ °۲۳ وجود دارد که در حقیقت همان زاویه بین محور چرخش زمین با عمود بر صفحه حرکت انتقالی زمین بدور خورشید است.
دو نقطهٔ تلاقی بین دايره زودياك و استواى آسمانى اعتدال بهاری و انقلاب پائیزی نامیده شده‌اند. وقتی خورشید در نقطهٔ اعتدال بهاری (زاویهٔ صفر، زمان تحويل سال و برابر شدن روز و شب، ١٢ ساعت روز و ١٢ ساعت شب را داريم. )قرار می‌گیرد، فصل بهار در نیمکرهٔ شمالی (و فصل پائیز در نیمکرهٔ جنوبی) آغاز می‌شود و وقتی خورشید در نقطهٔ انقلاب پائیزی (زاویهٔ ۱۸۰ درجه) قرار می‌گیرد، فصل پائیز در نیمکرهٔ شمالی (و فصل بهار در نیمکرهٔ جنوبی) آغاز می‌شود.
از سوی دیگر خورشید بر روی دايره زودياك از دو نقطه مقابل هم عبور می‌کند که بیشترین انحراف زاویه‌ای از استوا را دارند: ابتدا از منطقه اى كه آنرا پرگار خرچنگ و يا سر خرچنگ مينامند(معرب آن رأس‌السرطان ) در نیمه شمالی آسمان و سپس از شاخ بز (معرب آن رأس‌الجدی)در نیمه جنوبی آسمان. این دو نقطه به ترتیب، نقطه انقلاب تابستانی(كوتاهترين شب و بلند ترين روز) و نقطه انقلاب زمستانی (بلندترين شب و يا يلدا و كوتاهترين روز)نامیده شده‌اند.
شمالی‌ترین نقطهٔ دايره زودياك را نقطهٔ انقلاب تیر و جنوبی‌ترین نقطهٔ آن را انقلاب دی(يلدا)می‌گویند که خورشید به ترتیب حدود ۲۲ ژوئن مطابق ۳۱ خرداد و ۲۲ دسامبر مطابق ۳۰ آذر به این نقاط می‌رسد. پنج مدار فرضى زمين، كه آنرا از عرض تقسيم ميكنند، عبارتند از، مدار شمالگان، مدار پرگار و يا بازوى خرچنگ،مدار استوا كه زمين را به دو نيمه شمالى و جنوبى تقسيم ميكند، مدار شاخ بز و مدار جنوبگان ميباشند. يكى از صفحات اسطرلاب دايره زودياك است.
دايره زودياك نیز همراه با تقسیم منطقه زودياك به ۱۲ بخش مساوی (هر بخش یک برج، معادل ۳۰ درجه یا دوبعد ساعتی) تقسیم می‌شود. بيش از شش هزار سال است كه اين تقسيم بندى از طرف كيهان شناسى ايرانيان مورد استفاده قرار گرفته است و صور فلکی و برج‌ها به همين ترتيب نامگذاری شده‌ اند. هر بخش از دايره زودياك نماینده یک برج است. حرکت انتقالی زمین به دور خورشید موجب می‌شود که در هر ماه از سال خورشیدی، خورشید ظاهراً درون یکی از این برج‌های دوازده‌گانه قرار بگیرد.
تاریخ ورود خورشید به صورتهای فلکی بر روی دايره زودياك: بره (۳۰ فروردین)، گاو (۲۴ اردیبهشت)، دوپیکر (۱ تیر)، خرچنگ (۳۰ تیر)، شیر (۲۰ مرداد)، دوشیزه (۲۶ شهریور)، ترازو (۹ آبان)، کژدم (۳ آذر)، مارافسای (۹ آذر)، کمان (۲۷ آذر)، بزغاله (۳۰ دی)، دلو (۲۸ بهمن)، ماهی (۲۲ اسفند) است.
در زیر نام ۱۲ برج دايره زودياك آورده شده‌است. این نام‌ها در اصل از ۱۲ صورت فلکی منطقه زودياك گرفته شده‌است. باید دانست که این نامگذاری هزارن سال در ايران قدمت دارد و در حال حاضر به دلیل پدیده‌ای به نام حركت تقدمى زمين، ۱۲ صورت فلکی منطقه زودياك نسبت به ۱۲ برج هم‌نام آن‌ها در آسمان جابه‌جا شده و تقریباً هر صورت فلکی به اندازهٔ یک برج (معادل ۳۰ درجه) به سمت شرق آسمان حرکت کرده‌است.
در بعضی نوشته‌های پارسى (قدیم) برج (آبام)، دايره زودياك (آبامگرد)، منطقه زودياك (آبامگاه)، سیاره (گویال) نام گرفته‌اند. زودياك نامى است كه خيام كبير در كتب كيهان شناسى خود از آن بهره برده است. و كد نويسى و يا زبان رمز ويژه خود را هم بهمين نام، ناميده است.

نام برج‌های دوازده‌گانهٔ دايره زودياك با (معانی) و دیگر اسامی آن‌ها عبارت است از:
برج (قوچ) قوچ - بره - گوسفند - گوسپند(معرب حمل)
برج (گاو نر) گاو - گاو نر (معرب ثور)
برج دوپیکر، دوپیکر - توأمان - زُروان (معرب جوزا)
برج (خرچنگ) خرچنگ - چنگار (معرب سرطان)
برج (شیر) شیر یا شیر بزرگ - اسد اکبر - شیراختر (معرب اسد)
برج (خوشه) خوشه گندم- دوشیزه - عذرا - آناهیتا (معرب سنبله)
برج (ترازو) ترازو (معرب ميزان)
برج(کژدم) کژدم - گژدم (معرب عقرب)
برج(کمان) کمان - کماندار - کمانگیر - آرش - آرش کمانگیر - رامی - نیماسپ (معرب قوس)
برج (بزغالهٔ نر) بزغاله - بز - بز دریایی - کُریشک (معرب جدى)
برج (آب‌کش) آب‌کش - آبریز - بُرز - به اين برج خانه هم ميگويند- (معرب دلو)
برج (ماهی) ماهی یا دوماهی - (معرب حوت)

پاورقى
(١) مدار سره، پرگارهٔ خرچنگ، بازوى خرچنگ(معرب آن رأس‌السرطان، و به انگلیسی: Tropic of cancer)، یکی از پنج (مدار) مهم جغرافیایی است که در نقشه‌های زمین مشخص می‌شود و شمالی‌ترین عرض جغرافیایی زمین به حساب می‌آید که هر ساله یک روز خورشید در این مدار بصورت عمود می‌تابد که به آن انقلاب تابستانى ميگويند. (بلندترين روز، و كوتاهترين شب در اينزمان است. برعكس يلدا و يا انقلاب زمستانى كه بلندترين شب و كوتاهترين روز را داريم).

این مدار که معنی نام آن «بازو و يا پرگار خرچنگ» است مدار عرض جغرافیایی ۲۳ درجه و حدود ۲۷ دقیقه شمالی کره زمین است. آفتاب در روز اول تابستان (روز اول تیر ماه) در نیم کرهٔ شمالی به نقاط واقع در روی این مدار، عمودی می‌تابد. در انقلاب تابستانی (در ۳۱ خرداد یا اول تیر ماه هرسال) در مناطقی که در این ناحیه از زمین قرار دارند هنگام ظهر خورشید در سرسو یعنی دقیقاً در بالای سر قرار می‌گیرد. در مناطق بالاتر از این مدار خورشید همیشه در جنوب نقطه سرسو قرار دارد. خرچنگ (معرب آن سرطان) نام صورت فلکی شمالی‌ای است که خورشید در حدود ۲۰۰۰ سال پیش در آن قرار می‌گرفته‌است. امروزه به دلیل حرکت تقدیمی زمین صورت فلکی گاو در این مکان قرار دارد.
کوه‌های هوگار در جنوب الجزایر و بر روی مدار پرگار خرچنگ(رأس‌السرطان)واقع شده‌اند.




چهارشنبه، اسفند ۲۳، ۱۴۰۲

ودا



وِدا (سانسکریت: वेद) به معنی دانش و خرد به كتب علمى_فلسفى ‌بسيار كهن تاريخ بشرى، ریشه گرفته از ايران باستان گفته می‌شود. کتابهای ودا کهن‌ترین نوشته‌های مربوط به آریاییان و قدیمی‌ترین نوشته پس از گاتها و اوستا به زبان پهلوى ودایی است. تاریخ نگارش وداها را بيش از ٤٠٠٠ سال می‌دانند.
وداها از هفت مجموعه کتاب تشكيل شده كه هر مجموعه نام خود را با پسوند ‌ودا داراست. تمامى علوم طبيعى و انسانى و فلسفى در اين هفت مجموعه جمع شده است. هر مجموعه از این هفت کتاب خود دارای چهار قسمت و ده ها كتاب است. وداها مهمترین نوشتار مؤثر در شکل‌گیری علوم، فرهنگ و تمدن بشرى می‌باشند.. وداها یکی از هزاران یادگارهای آرياييها به بشريت هستند.

بخشهاى ودا:
١- ریگ‌ودا: و يا كتاب تاريخ بشرى. اين بخش از هفت بخش ودا ها كهنترين بخش است. و شامل تاريخ بشر از ابتدا ميباشد. ریگ‌ودا در بر گیرندهٔ سرودهای تاريخى آریایی‌ها و کهن‌ترین ودا است. ریگ‌ودا شامل ۱۰۱۷ قطعه شعر و ۱۰۵۰۰ بیت است و در ۱۰ کتاب تنظیم شده‌است. این نوشته در دوره ودایی که ایرانیان در فلات قاره ايران ميزيستند نگاشته شده‌است. از نظر لفظ و معنا شباهت بسیاری با اوستا دارد. سرگذشت و سرنوشت کیخسرو، جم، آبتین و فریدون در اوستا و ریگ ودا تقریباً شبیه هم است. و در هر دو اهورامزدا و يا خداوند بال را مذهب آرياييها بيان كرده اند. در نتيجه ميتوان گفت كه باورهای آیینی و همچنین مانندگی‌های زبانی در وداها و اوستا تقريبا يكسان است. گفته می‌شود گاتاها (گاهان) و کتاب‌های ریگ ودا داراى یک زبان مشترك هستند.

٢- بخش دوم ودا، را كيهان و يا گيتى ودا ميخوانند كه مربوط به علم ستاره شناسى و كيهان شناسى عظيم آرياييهاست. در اين ودا، ضمن شرح و توضيح كامل صورتهاى فلكى و چگونگى كيفيت و كميت آنها، داستان چگونگى آغاز جهان بازگو می‌شود. و در آن از یک واقعه که آنرا "مشمول قربانی کیهانی" ميخوانند، بعنوان آغاز جهان هستی نام برده می‌شود. در سرودهاى اين بخش از به وجود آمدن همهٔ جهان هستی سخن گفته، و برخى عنوان می‌کنند که چگونگى پایان يافتن جهان هم در اين بخش شرح داده شده است. اين بخش شامل نزديك به صد جلد كتاب است.

٣- نور ودا، در اين بخش به احتياج آدمى به خدا و دريافت معرفت پرداخته ميشود. طرز نوشتاری اين ودا، به صورت گفتگو میان دو فیلسوف است. اين بخش از ودا از کهن‌ترین متون مینوی است و مفاهیم باطنی را تبیین می‌کند. تلاش انسان برای فهمیدن جان و جهان است و اینکه سّر همدمی آن دو چیست. فهمیدن این مسئله که در پس همه صورت‌ها و حجاب‌ها، وحدت و یگانگی برقرار است. در اين بخش از خورشيد و ماه و آتش، بعنوان نشانه هاى نور و گرما و مهر و عشق كه راهنماى آدمى به خدا هستند، سخن گفته ميشود.

٤- تن ودا، آیورودا، در اين بخش از ودا، كه مهمترين بخش ودا در رابطه به طبيعت، شناخت هستى طبيعى و انسان است، سخن گفته ميشود. و طولانيترين ودا است كه شامل صدها كتاب است كه در علم پزشكى و سلامت و درمان بيماريها توسط داروهاى گياهى و حيوانى، و چگونگى ساخت دارو درمانگر براى تمامى بيماريها، سخن گفته شده است. از روغن، شیر، گندم، هوم، شراب هوم از اين گياه مقدس که در درمان بسيارى از بيماريها از آن استفاده می‌شد، بطور كامل شرح و توضيح داده شده است. علاوه بر اينها، هزاران نوع از انواع گياهان و حيوانات خشكى و هوا و آبزى، معرفى و با تصاويرى واضح از آنان، شرح كاملى هم در موردشان، نگارش شده است كه از شگفتى هاى خرد و دانش مردمانى است كه در ٦ هزار سال پيش در فلات قاره ايران به نام آرياييها زندگى ميكردند.

٥- اوپاودا، اين بخش مربوط به معمارى و ساخت بناها و كاخها و پلها و كانالها و سد ها و ساختمانهاى شگفت انگيز است. و هر دانشى كه بشر امروزى در رابطه با ساخت بناهاى بلند دارد از اين بخش از ودا گرفته شده است.
٦- گاندرواودا، موسیقی و رقص در اين ودا بطور كامل شرح داده شده است و شامل ده ها كتاب ميشود.
٧- دنورودا، مربوط به ورزش و کمان‌کشی، اسپ دوانى و شطرنج و كشتى و ديگر ورزشهاست.
گفته ميشود، وداى ديگرى هم كه در آن به فنون رزم و جنگاورى و دفاع از شر شياطين، پرداخته شده، هم موجود است.
تمامى اين كتب كه ارث ملت ايران است، از كتابخانه هاى ايران ربوده شده و به مراكز شياطين منتقل شده است. و آنان را در پايدى و پلشتى، و كشتار و شكنجه و آزار ايرانيان توانا نموده است.

سه‌شنبه، اسفند ۲۲، ۱۴۰۲

یکی جشن کرد آن شب و باده خْوَرد



هوشنگ نام پسر سیامک و نام فرزند چهارم كيومرث(آدم) است که یکی از سلاطین پیشدادی بود. هوشنگ شاه آتش را كشف كرد و به بخاطر اين كشف عظيم دستور داد روزها جشن و سرور برگزار كردند. (چهار شنبه سورى احتمالا به مناسبت كشف آتش جشن گرفته ميشود. )

سپس توسط آتش، آهن را از سنگها جدا ساخت و ابزار و اسباب كشاورزى را اختراع كرد. شهر و كاخها و بناهاى عظيم نهاد و ابزار جنگ مانند شمشير و سپر و خنجر ساخت تا آدميان را از آزار شياطين دور گردانید. در تورات او را ارفخشدبن سام ناميده و پیغمبر ميدانند. کتاب جاویدان خرد به نام خرد جاودان اشتهار دارد و به آن لوح محفوظ هم ميگويند واز هوشنگ شاه به یادگار مانده است.

هوشنگ دومین پادشاه پیشدادی پور سیامک پور كيومرث بوده و بعضی نسبت او را چنین تحقیق کرده اند: هوشنگ پور فرداد پور سیامک پور میشی پور كيومرث. وی بعد از كيومرث پادشاه شد و از دماوند که اولين شهر روى زمين است و آنرا كيومرث بنا نهاده است، به پارس رفته و در استخر آرامگاه گزید. بنابراین شهر استخر را زمین يا بوم شاه نام نهادند. او پادشاهی دانا و بینا و یزدان ستای و عادل بوده و او را پارسیان پیغمبر بزرگ شمارند و گویند بر وی کتاب آسمانی نازل شده و آن مشتمل بر سی وهشت آیه بوده و ساسان پنجم بعد از او آن را ترجمه کرده و داخل کتب پیغمبران بعد از مه آباد و دساتیر اینک حاضر است و مجمع آن نامها است. و گویند پارس نام پسری داشته که زبان پارسى ملک پارس منسوب بدو است. تصرفات و اختراعات بسیار از او نوشته اند و کلمات حکمت از او نقل کرده اند و شهر شوش و آروپه را از بناهای او دانسته اند. از هنگام وفات كيومرث تا هوشنگ دویست وبیست وسه سال فاصله بوده و او پانصد سال عمر نموده و کتاب خرد جاودان (لوح محفوظ) از تألیفات او است که در حکمت عملی نگاشته است. گنجور پور اسفندیار که از سلاطین جم است آن را از پارسى پهلوى به زبان متداول ترجمه نموده، است. و آن کتاب را هوشنگ شاه برای پند و اندرز پسر خود و ملوک آینده پارس مرقوم نموده بود و در تواریخ آن ثبت است. هوشنگ شاه كتب متعدد نوشته است. انوشیروان عادل، كتاب خرد جاویدان را در جوف شکم آهویی زرین نهاده در ایوان خود قرار داده بود. مدت پادشاهی او را چهل سال گفته اند.

شنبه، اسفند ۱۹، ۱۴۰۲

برگستوان زره اسپ


نوروز پیروز



برگستوان دوران صفويه كه امروزه در موزه استكهلم سوئد قرار دارد.
نوروز برقع از رخ زیبا برافکند
برگستوان به دلدل شهبا برافکند
دلدل نام اسپ ابلق و يا سياه سپيد(شهبا) خسرو پرويز شاهنشاه دانشمند و هنرمند و ماجراجوی ساسانی است كه نژاد اين اسپ جزء گنجهای هشت گانه و مشهور او، بشمار ميآمد.
واژه ی « بَرْگُسْتوان» که بیشتر به معنی زره ستور بکار می رود، از سه پاره به معنی سینه /گُشت به معنی پهلو و وان ( =پساوند نگهبانی) ساخته شده است. معنی بنیادین آن نگهبان ِسینه و پهلوست.)
چو خَفتان و تیغ و چو بَرْگُسْتوان،
همه کرد پیدا ، به روشن روان.(نامه باستان جلد اول)
برگستوان پوششی بود که ايرانيان بر تن اسپها می پوشاندند. اين پوشش در جشنها و مراسم ملی جنبه زینتی داشت و از جنس ابريشم بود و بهنگام جنگها از جنس فلز سبك مانند آلومنيوم و بروش جوشن و پولكی ساخته ميشد و برای حفاظت اسپ، بر او می پوشاندند. غالباً پوشش اسپ و پیل در جنگ برگستوان و پوشش مرد جنگی زره و جوشن و کژاگند بوده است.
واژه پارسی برگستوان را میتوان مرکب از سه جزء دانست : «بَر» (رویِ)، «کُشت» یا «کُست» و «وان» (پسوند اتصاف به معنای نگهدارنده).
پیشینه برگستوان برميگردد به زمان كوروش كبير و امپراتوری هخامنشی. ولی شواهد تاريخی از جمله ادبيات ما، سخن از استفاده برگستوان از دوران جمشيد شاه، يعنی دهها هرار سال پيش دارد.
چهره خورشیدو آنگه زحمت مشاطگی
مرکب جمشید و آنگه حاجت برگستوان؟ خاقانی.
ولی براساس هزاران آثار باستانی بدست آمده از فلات قاره ايران، از زمان كوروش كبير تا پايان جنگ جهانی دوم، در ارتش ايران استفاده از برگستوان معمول و گاها اجباری بوده است.


چهارشنبه، اسفند ۱۶، ۱۴۰۲

سرنا و اژدها




سرنا سازى است كه بنا بر يك آيين كهن، بهنگام تحويل سال نو، بر سر نقاره خانه ها و مناره هاى دولتى همراه با ساز دهُل نواخته ميشد. اين ساز ايرانى، قدمتى ده ها هرار ساله دارد. و بر اساس شاهنامه فردوسى بزرگ، جمشید شاه مخترع اين ساز است. تعداد زیادی آثار باستانی مربوط به دوران امپراتورى هخامنشى و ساسانیان وجود دارد که وجود ساز سرنا را در این دورران ثابت می کند.این آثار تاریخی در موزه هاى دنيا و بويژه موزه ارمیتاژ نگهداری می شوند. گفته ميشود نام سرنا از دو كلمه سور ( شادى) و نا (‌ناى) تركيب شده و بمعناى نواى شادى است.همچنين برحسب تقويم ايرانى و نجوم پارسى، امسال سال اژده ها و يا ققنوس و يا سيمرغ نامگذارى شده كه همين پرنده ايرانى هم قدمتى كهنتر از هر موجودى بر روى زمين دارد. بدين مناسبت بتماشاى تصاويرى از آثار باستانى بدست آمده از فلات قاره ايران بزرگ در رابطه با ساز سرنا و اژدها مينشينيم.


رقص با سورناى نوروزى

یکشنبه، آذر ۰۵، ۱۴۰۲

یوسف فلاوی، ژزف فلاویوس



در سالهاى پس از جنگ جهانى اول، جحودى كه نام خود را ژزف فلاویوس،( یوسف فلاوی) گذاشته و خود را مورخ یهودى معرفى ميكند، پس از تبحر در زبانهاى پارسى، لاتين و یونانی ابتدا به ايران بزرگ، شامل چين، هندوستان و مصر سفر كرده و براى سالهاى طولانى مشغول جمع آورى تمامى كتبى شد كه در اختيار مردم كوچه و بازار بود و آنها را به بهايى ناچيز خريد و يا با كاسه يا بشقابى تعويض وجمع آورى كرد. سپس به ايتالياى امروزى رفت و درآنجا نيز بجمع آورى تمامى كتبى كه درباره تاريخ ايران و آيين مانى بود، پرداخت. پس ازآن و پس از تسخیر بیت المقدس، تمام کتب مذهبی و تاريخى كه در كتابخانه مصر و فلسطين موجود بود، در اختيار او قرار گرفت. پس از جنگ جهانى اول او انجمن مخفى يهودى را بطور مخفيانه تاسيس كرد. كار و هدف اين انجمن بازنويسى و تحريف كتب مذهبى و تاريخى و هر كتابى كه در رابطه با امپراتورى پارسى و آيين زرتشت و مانى، كه تا آنزمان جمع آورى شده بود، و تكثير كتب تحريف شده در بين مردم شرق و غرب، ميبود. او سنوات آخر عمر خود را در رم گذرانید و کتبی جعلى و تحريف شده راجع به تاریخ جعلى جحود و خراب شدن اورشلیم نوشت. کتابهای او از اینقرار است: 1- هفت كتاب راجع به وقایعی که دنبالهء آن جنگهای رومیان با یهود و خراب شدن بیت المقدس است. و در اين هفت كتاب ، چگونگى بوجود آمدن جنگهاى چليپى تماما تحريف شده و منحصر به جنگهاى بين يهود و مسيح گشته است. 2- کتاب تورات است که حاوی بیست فصل است و آنرا بروزگار باستان متصل كرده و نامش را عهد عتیق یهود گذاشته است. اين كتاب تماما ساختگى و از خيالپردازى ها و تحريف تاريخ واقعى دنيا است و با الهام از داستانهاى كهن پارسى و جا دادن قبايل جحود، در تاريخ تمدن بشريت، نوشته شده است. این کتاب را چنانکه خود یوسف فلاوی ميگويد، با این مقصود نوشته که جهانيان با تاریخ یهود آشنا شوند! و جهانيان بدانند که ملت او گذشته های طولانی داشته اند و چیزهائی که نویسندگان و تاريخنگاران پارسى و ديگر تاريخنگاران رومى و يونانى كه به تقليد از تاريخنگاران پارسى، راجع به اقوام جحود نوشته و منتشر كرده اند، صحیح نیست. در این تألیف تا فصل هفتمِ کتاب یازدهم نوشته های او همان تورات است. بعد از آن از سلطنت کورش كبير ميگويد، چرا كه آثار اين امپراتور بزرگ پارسى در تمامى دنيا موجود بوده و مردم دنيا او را ميشناختند و او را نميتوانست تحريف و تخريب كند ولى درعوض او را ناجى جحودان ناميد! و بدين ترتيب قوم يهود را در تاريخ باستان ايرانيان وارد ساخته است. درحاليكه در آنزمان هيچ نشانى از قبايل جحود وجود ندارد. در ادامه كتاب، سپس از وقایع دورهء بطالسه و سلوکیها گفته و آنها را به تفصیل شرح داده و سپس فروتر شده و به رومیان ميپردازد. 3- کتابهائی نیز در شرح احوال خود نوشته که در واقع دنبالهء کتاب مذکور است. 4- کتابی سراسر دروغ و جعلى در قدمت ملت یهود نوشت و این کتاب در واقع برای دفاع از ملت مزبور تألیف شده است. در این کتاب یوسف فلاوی همچنين از تاریخ نویسی یهودیان و دیگر مورخین مشرق زمین كه مورد تائيد يهوديان است مانند، هرودت، دفاع کرده و ميگويد که آنان بهتر از مورخین ديگر از عهده تاريخنگارى برآمده اند، سپس از مان تُن مورّخ مصری (كه همين هم ساخته و پرداخته انجمن جحودى است)و سایر مورّخینی که نوشته اند، مصر و ايران مسقط الرأس یهودیان است تقدير و پس از آن در مقابل آپیون از ملت یهود و موسی و قانونگذاری او دفاع کرده است. 5- کتابی هم به دست آمده موسوم به حکومت عقل که بعض محققین آن را به یوسف فلاوی نسبت می دهند. مصنف این کتاب می خواسته است عرفان، معرفت و فلسفهء پارسى را با نوشته های تورات وفق دهد!اهمیت توليدات اين انجمن مخرب و مخفى جحود شارلاتان كه تا امروز ادامه دارد، از اینجا مشاهده میشود که تاريخ دنيا بطور كلى تحريف و عوض شده و ساير تاريخنگاران پس از او و حتى برخى نویسندگان و تاريخنگاران كه گفته ميشود، تاريخنگاران کلیسای (مسیحی) مانند تئوفیل و کلمان اسکندرانی و اسویوس و غیره هستند، به او استناد کرده اند!!! انشاء اين جحود شارلاتان چنانکه گویند فصیح و روشن است، و همه جا در قضاوت راجع به رومیان بیان او متملقانه است ودرعوض در همه جا تلاش كرده تا عظمت و شكوه دوران امپراتورى پارسى، هخامنشى و ساسانى و صفويه را كه شگفتى سازان تاريخ بشريتند، با بازگويى داستانهاى سخيف و جعلى، از قبيل جنگهاى بى معنا و كشتار و سر بريدن و كور ساختن يكديگر و ازدواج با محارم و نسبت دادن تمام آنچه كه درواقع در بين خودقبايل جحود و بربر رخ داده، به ايرانيان و پارسها، آنها را كوچك كرده و پايين بكشد. و حتى در برخى مواقع هم نتوانسته خود را كنترل كند و فراموش كرده كه خود را بعنوان مورخ جا زده و بايد بيطرفانه رفتار كند، و شروع به فحاشى به پارسها و ايرانيان كرده و تابع احساسات شخصی خود قرار گرفته است. از نمونه تواريخ جعلى كه توسط اين انجمن جحودى ساخته شده ميتوان به تاريخ موجوديت قبايل آواره جحود، قبايل بغايت بربر و وحشى انگلساكسون كه در اصل همان قبايل جحودند كه با اشغال سرزمينهاى ايرلند در دويست سال پيش صاحب سرزمين شدند و تاريخ جعلى پادشاهى يافتند، تاريخ جعلى اسلام ١٤٠٠ ساله كه از همه جعليات مسخره تر و خنده دار تر هست، تاريخ جعلى قبايلى كه در نام عرب و در اصل پسر عمو هاى جحودان ميباشند و از نظر نژادى از همان تيره جحودان هستند، و به تازه گى هم تاريخ جعلى عثمانى براى نوكران و غلامان تورگ كه به اشتباه و يا عمد ترك ناميده ميشوند، چراكه نام تورگ بمعناى شغال و نام اصلى قبايل وحشى تورگ بوده است.

پنجشنبه، آبان ۱۴، ۱۳۹۴

عاشورا

خود عاشورا احمقانه و مسخره است، و از آن بدتر وقتی‌ است که احمق‌ها عاشورا برگزار میکنند. در اين فيلم نشان داده میشود که در جریان باز سازی نمایش عاشورا، مردی بعمد و یا اشتباه چادری را که تعدادی بازیگر در نقش بیت امام حسین در آن میباشند را به آتش می‌کشد! نتیجه اینکه تعدادی بازیگر این نمایش احمقانه که هزاران سئوال بیجواب را در جلو اصل خود ماجرای عاشورا دارد، آتش گرفته و در شرف مرگ قرار میگیرند!
این ماجرای عاشورا هم مانند تمامی دروغ‌های تاریخی‌ که انگلیسی‌‌های مفلوک منحرف برای دنیا ساختند، داستان بدبختی ملتی است که قهرمانان خود را که از آب و خاک و زنان و کودکان این مرز و بوم با جان خود دفاع کردند، دشمن شمرده و لعن و نفرین می‌کند و دشمنان عرب و ترک خود را که ریختند و نیاکان این مردم را به خاک و خون کشیدند و قاتل عام‌های هولناک کردند، و سوزاندند و چپاول کردند و موجبات عقبماندگی، تیره روزی و بیچارگی این مردم در ۳۰۰ سال اخیر هستند و ملتی را از امپراطوری هزاران ساله به ذلت و نابودی رساندند و این حکایت هنوز هم ادامه دارد، میپرستند و هر ساله در سالروز مرگشان خاک بر سر ریخته و عزاداری میکنند!

۳۰۰ سال پیش، پس از قتل ناجوانمردانه تنها امپراطور دنیا ، نادر شاه کبیر، که مرز‌های ایران را که از عرض از سرزمین چین شروع شده و تا شبه جزیره‌ بالکان ادامه داشت و از طول از نواحی روس سپید تا لیبی‌ و مراکش و الجزیره کشیده میشد، و تازه این مرز‌ها پس از امپراطوری صفوی کوچک شده بود و در زمان امپراطوری صفوی ایران بر بیش از دو سوم دنیا حکومت میکرد، به هرحال پس از نادر شاه، در حدود ۳۰۰ سال پیش، و پیش از این که کریمخان ایران را جمع و جور کند، یک مشت عرب و ترک و انگل ساکسون ریختند و نخست میلیون‌ها ایرانی‌ را قتلعام کردند، سپس سرزمین‌ها و منابع مادی را چپاول کرده و بنام خود زدند، پس از آن و پس از اینکه شکمشان سیر شد، منابع معنوی و تاریخ و فرهنگ و زبان ایرانی‌‌ها را به نفع خود مصادره کردند و با بیشرمی تمام با جابجایی نام ها، تصاویر و کتب، همگی‌ را بنام خود نامگذاری کردند، و در آخر برای اینکه ایرانی‌ دیگر از جا بلند نشود و فراموش کند که چه بوده و کجا بوده، مذهب مسخره‌ای به نام اسلام را بنا نهاده و تمامی قهرمانی‌های ایرانی‌‌ها را بنام خود زده و تمامی ذلت‌های خود را به نام ایرانی‌ ها، بخورد ما دادند. و قهرمانان و دانشمندان ایران را دشمن ایران و جانیان و آدمخوار‌ها و داعشی‌های خود را قهرمانان ایران نام نهادند.

این شده که پس از ۳۰۰ سال کوبیدن مخ ایرانی‌، ملتی که تنها ۳۰۰ سال پیش بر جهان حکومت میکرد، و مادر ایرانی‌ بجز دانشمند، هنرمند و نابغه ، نمیزایید و تا چشم کار میکرد پیشرفت و زیبایی و رفاه موج میزد، بیکباره تبدیل به عقب مانده‌ترین و مخ مرده‌ترین ملت‌های دنیا گشته، و آنقدر ذلیل گشته که یک آخوند اخونی ، اجنبی و مزدور بیگانه بر جان و مال و فرزندانش حاکم است، و در قرن ۲۱ که مردم دنیا به دنبال پیشرفت و خوشبختی‌ هر چه بیشترند، ایرانی‌ جماعت که ثروتمندترین کشور دنیا را داراست، می‌نشیند و برای مرگ یک داعشی، پفیوز عربی‌ که معلوم نیست در راه کشتار این مردم، چند صد تن از نیاکان همین مردم را شکنجه و تکه پاره کرده و به روش داعشی عربی‌ قتل‌عام نموده، عزاداری می‌کند، و احتمالا یزید ( که حداقل نامش هم خانواده‌ ایزدی، یزدان، یزد، یزدی و به هر حال نشان دار ایرانی‌ است، و بنا به گفته خود همین عرب و انگلیسی‌ منحرف روانی‌ ، مردی با فراست، دانا، خردمند، دانشمند و شاعر بوده، و احتمالا در راه نجات همین مردم و ملت ایران از دست داعشی‌های عرب جان خود را از دست داده، دشمن خود شمرده و لعنت و نفرین میکند)! اونوقت به ترک خرِ وحشی تروریستی که از چادر نشینی و بیابانگردی به مستراح طلا رسیده، میگیم خر! به عربی‌ که نشسته و بدون اینکه انگشت کوچیکش را تکان دهد، بهترین محصولات کشاورزی، دامداری و خوراکی را که کارگر و کشاورز ایرانی‌ با جان کندن و با فروش آب و خاک خود تهیه می‌کند، می‌خورد و در کاخ‌های سر به فلک کشیده در کاسه طلا بالا میاورد، می‌گوئیم سوسمار خور و وحشی! و انگلیسی‌ و فرانسوی را که ۳۰۰ سال از این ملت کشتار کردند ، دزدیدند و نابود کردند، به دیده برتر نگاه می‌کنیم و به هر سازی که میزنند، می‌رقصیم!!!
و به خودمان که در همین حال حاضر و در قرن علم و دانش و خرد و آگاهی‌ و سهولت تبادل اطلاعات، میلیارد‌ها ثروت مادی مان خرج اینجا و آنجا میشود و ثروت‌های معنوی مان از کتب حذف، از روی سنگ‌ها و آثار باستانی با اسید پاک و تاریخ و فرهنگمان بیشرمانه به نام ترک و عرب زده میشود، و خود ایرانی‌ زیر دست اخونی‌ها پوست می‌اندازد، مسخره میشود، تجزیه میگردد، و حتی جرات ندارد به ریشه‌های شگفت انگیز و نیاکان ایرانی‌ خود و در کّل به ایرانی‌ بودن خود افتخار کند، و تنها به این دلش خوش است که زنده است و نفس می‌کشد! می‌گوئیم باهوش!!
یزدان بزرگ خودش این ملت را از ناآگاهی برهاند، چرا که امیدی به خود این مردم نیست.

چهارشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۹۳

به آذرى ترك گفتن خطاست



با وجود بیش از ۴۰۰ تن‌ از بزرگان ایرانی‌ علم و ادب که در تبریز آرام گرفته‌اند و از مزارشان عطر میهن دوستی‌ به مشام می‌رسد، برای یک آذری ننگ‌ است که بگوید: من ترک بی‌ ریشه و وحشیم که همه افتخارش گرگ بودن است! و بزور خودش را به زردپوستان چشم بادامى مغول انتهای آسیا می‌بندد! یک آذری ترک نمیشود و یک ترک هم آذری نیست تارنمای پایگاه خبری و تحلیلی وطن خواهان می‌نویسد : با توجه به نزدیکی به عید نوروز دانشجویان میهن دوست دانشگاه تبریز با همکاری کانون فرهنگی و هنری دانشگاه, جشن بزرگ نوروزگان(۱۱ اسفند دوشنبه) را در تالار این دانشگاه برگزار کردند,این جشن با استقبال عمومی دانشجویان آذری زبان رو به رو بود,نیایش به درگاه ایزد، اجرای نمایش، تئاتر، شاهنامه خوانی، نغمه‌های اقوام ایرانی به همراه چیدن سفره هفت سین از دیگر برنامه‌های این مراسم بود که توسط کانون‌های فرهنگی هنری مدیریت‌های فرهنگی و اجتماعی دانشگاه برگزار شد,با استقبال گسترده از این مراسم قوم گرایانی که در لباس انقلاب و اسلام فعالیت‌های ضد ایرانی میکنند, برای به حاشیه کشاندن این مراسم تمام تلاش و سعی خود را به رخ میکشند,عموم تهمت‌های دروغ این گروه مانند آواز خوانی و رقص بانوان در صحنه تالار هست,نکته جالب اینجاست هیچ آواز خوانی و رقصی در صحنه سالن اتفاق نیفتاده بود,البته ناگفته نماند این را نیز میتوان به حساب زن ستیزی این گروه نفرت پرافکن نوشت
نکته جالب اینجاست قوم گرایان پانترکیسم که جدیدا از فعالیت‌های رادیکالی خود به سمت فعالیت هایی در لباس انقلاب و اسلام پناه بردند همیشه در رسانه‌های خود ادعا میکردند آذری زبانان هیچ علاقه‌ای به فرهنگ ایرانی خود ندارند ولی استقبال بی‌نظیر از این جشن توسط آذری زبانان کاملا این نظریه دروغ آنان را باطل کرد
دبیر کانون فرهنگی دانشگاه تبریز در این خصوص جوابیه بسیار مهمی را نگاشته است:
قل اعوذو برب الفلق؛ من شر ما خلق‌ای خداوند به تو پناه می برم از آنچه که خلق کرده ای
از آنکس که حاظر است برای منافع شخصی,اغراض سیاسی و خط گیری‌های کورکورانه, و در پی وعده و وعید‌های واهی به آینده کاری (در این اوضاع نا به سامان اقتصادی) آسمان را با ریسمان پیوند دهد، تقویم و تاریخ را بر هم زند و از هیچ کاه بسازد و در پی مشوش کردن فضا در پی آن شود که این کوه، کوه قاف است !‌ای خداوند به تو پناه می برم از آنی که حاظر است برای نیل به مقاصد پوچ خود (این حقیر هنوز معتقد هستم، اینها اهدافی دارند ولو پوچ و بی‌ارزش و دور از اخلاق؛ که بی‌هدفی از نادانی و ولنگاری است),منافع یکپارچگیِ ملّی و میهنی را دست مایه قرار دهد ,(حتی در چنین برهه ی حساس زمانی و مکانی که قوم گرایان پانترکیسم بیداد میکند ,برای خود ادبیات دست و پا میکند ، شعر می گوید و داستان سرایی میکند در سنگر نیروهای انقلابی و وطن خواه این کشورِ مقدس، ایران سرفراز، رخنه می افکند؛ و ما حصلی جز شک و تردید، یاس و ناامیدی و درنهایت، نگرانی در اندیشه‌های جوانان این میهن پاک باقی نمی نهد.‌ای خداوند به تو پناه میبرم از آنکس که دانسته یا ندانسته سنگ بنایِ وحدت ملّی و قومی را هدف می گیرد و با نام دین (بی دغدغه دین، که یکپارچگی جامعه از اهداف والا و ابتدایی آنست) وحدت اقوام ایرانِ بزرگ را زیر سوال می برد. حواشی بسیار ! برادرم، حاشیه آنست که در حین برگزاری مراسمی و مجلسی برپا شود نه آنکه دو روز پس از به پایان رسیدن مجلسی توهمات خود را به «رسم عادت معهود» شاخ و برگ دهیم و آبِ گل آلود را حوض ماهی گیری خود کنیم که نوروز نزدیک است و ماهی قرمز گرانتر از هر سال! این فتنه انگیزی است و قبا برای دشمن دوختن ازین تار و پود به زحمت تابیده و من می‌دانم که زحمتش را من نکشیدم، که این انقلاب را شهدایش زنده نگه داشته اند! و حرکات شنیع! به چه حقّی جرات آن گران جانی کردی که نمایش همبستگیِ بزرگِ اقوامِ این مهین میهن را نادیده بگیری و این نماد و باز آفرینی آن را شنیع بخوانی؟ این آیینِ کهن که میراث نیای منست، پیش از اسلام بر عهد اسلام بود که ( إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّـةً وَاحِدَةً وَأَنَـا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُون)! عجبا که از ائمه مایه می گذارد, فریب کاری و دروغ را از کجای دین آورده اید؟ چرا تقویم رسمی مملکت را پیش رو نمی نهید تا بدانید که جشن نوروزگان ،گرچه بسیار زود تر از زمان به هنگام و در خور آن، به حرمت مادرِ سادات، صدیقه کبری, فاطمه زهرا سلام الله علیها در تاریخ ۱۱ اسفند ماه ۹۳ برگزار شد تا کمینه، سه روز از ایام روایی فاطمیه ی نخست پیشتر باشد؟ چرا در پی آنید که از اسلام, همواره چهره ی عبوث و همواره غمگین ارائه دهید؟ چرا پیش از کارتان خرد نمی ورزید و به عواقب کارتان نمی اندیشید؟ مگر نتیجه رسانه‌ای کردن چنین موضوعاتی با این لحن! و با جا زدن خود در لباس «دانشجویان انقلابی» جز آنست که شما و امثال شما را در زمره ی آنانی قرار دهند که انقلاب را مقابل نوروز و دین را در برابر شادمانیِ نیکو و پاک و شادی مردمان می نهند؟ مگر نه آنست که انقلاب و ایران، دین و آیین، در سایه ی وحدت همدیگر را در آغوش گرفته اند؟ مگر نشنیده‌ای که این آحاد ملت بوده اند که پشتیبانان انقلابند؟ نه آنانی که در اوان جوانی کیسه می دوزند و خود را وصله نچسبیدنی انقلاب می کنند؟ عیسی پیامبر را دیدیند می دوید! گفتندش ز چه رو؟ فرمود : از (نادان) غرض ورزی چنین است و نادانی چنان.







پنجشنبه، دی ۱۸، ۱۳۹۳

ترور خانم مارشا مهران نویسنده ایرانی در ايرلند


خانم مارشا مهران نویسنده ایرانی‌ رمان پر فروش "آش انار" در خانه‌اش در یکی‌ از دهات‌های ایرلند به قتل رسید و خبرش هم تنها در روزنامه محلی چاپ شد!

کشتار و ترور خاموش ایرانیان در مراکز ترور، تروریست پرور، و مغز متفکر ترور در دنیا ، یعنی‌ اروپا همچنان ادامه دارد..!

پس از فتنه ۵۷، و پراکندن ایرانیان از کشورشان، کشتار دانشمندان ، هنرمندان، نویسندگان و نوابغ ایرانی‌ در داخل و خارج از کشور به کمک ‌اروپایی‌ها آنچنان گرم شد و گرم است تو گویی هیچ گاه از حرارت نخواهد افتاد.

چندی پیش در سکوت خبری خانم مارشا مهران نویسنده نخبه ایرانی‌-الاصل رمان پر فروش "آش انار" Pomegranate Soup براساس تجربیات یک ایرانی‌ در ایرلند، در ۳۶ سالگی درگذشت. جسد تنهای او در خانه‌اش در روستای دورافتاده لیکنوی در ساحل غربی ایرلند پیدا شد. مدیر املاک در بازرسی‌های پلیس اظهار کرده است در تماسی که با مارشا داشته وی گفته است در چند هفته اخیر دچار حالت تهوع بوده است! ( یک نویسنده نخبه به یک دلّال خانه از اوضاع و احوال شخصی‌ و خصوصی و بیماریش می‌گوید !! اگر ایشان حالش تا این حد بد بوده چرا به پزشک مراجعه نکرده است؟) به گزارش پلیس، مهران یک هفته پیش از کشف جسدش از دنیا رفته بود. ( یعنی‌ این زن آنچنان تنها بوده که یک هفته جسدش در خانه مانده و هیچ کس خبردار نشده !) دلیل مرگ او هنوز روشن نیست اما همسر سابق ایرلندی او می‌گوید او مدتها بیمار بود و مدتی‌ نیز هنگام نوشتن کتاب تغذیه خوبی‌ نداشت و فقط بستنی و شکلات میخورد. گفته میشود مهران به مشروبات الکلی نیز علاقه فراوان داشت. ( همیشه در این جور موارد ، مقتول یک ایرادی داشته، یا معتاد بوده یا الکلی !)


خبرگزاری‌های وابسته به جمهوری کثیف فلسطینی عربی‌ آخوندی می‌نویسند:

مارشا مهران که در سال ۱۳۵۶ در تهران به دنیا آمد پس از انقلاب به همراه خانواده خود که بهائی بودند! ( "که بهائی بودند"! به خیال احمقانه و ابلهانه نویسنده به عنوان یک نکته منفی‌ به مطلب اضافه شده، تا اثر قتل این زن جوان هنرمند و نخبه را کمرنگ کند! مرگ بر آخوند جنایت کار و دستمال چی‌‌های خبر نویس اش ) ابتدا به آرژانتین و سپس آمریکا مهاجرت کرد. در سن چهارده سالگی با جدایی والدینش به همراه مادر به استرالیا رفت و در جوانی دوباره به امریکا بازگشت. او در نیویورک در یک بار (فروش مشروبات الکلی) باهمسر ایرلندیش آشنا شد ( "در یک بار آشنا شد" یعنی‌ تائید اینکه ایشان الکلی بوده! طرز نوشتن این سایت‌های کثیف، به آدمی‌ حال تهوع میده، بوی اسپرم ریخته شده روی نعلین دم در مسجد پارک شده اینها ، دلم بهم زنه ) و پس از ازدواج برای زندگی به ایرلند رفت (که البته این ازدواج منجر به طلاق شد ( یک نکته منفی‌ دیگر برای توجیه کردن قتل و قاتل کثیف مسلمان نوکر غرب )). در مقاله سال ۲۰۰۵ تایمز مارشا درباره زندگی چند فرهنگی خود چنین می نویسد: زمانی که مردم از من می پرسند که اهل کجا هستم، در پاسخ می گویم، من ایرانیم، و به ایرانی‌ بودنم افتخار می‌کنم به زبان انگلیسی می نویسم، به اسپانیایی نفرین می کنم ! و بعد از مصرف مقداری مشروب مانند ایرلندی‌ها می رقصم. ( در تمامی این نوشتار سعی‌ شده این نخبه و نویسنده ارزشمند ایرانی‌، به عنوان یک فرد الکلی مفلوک دربدر زندگی‌ باخته معرفی‌ شود تا از عظمت فاجعه قتل یک بیگناه در گوشه‌ای از این دنیا کاسته شود، وجدان نداشته خود این جانی‌ها هم وقتی‌ کسی‌ را اینچنین بی‌پناه گیر آورده و بیرحمانه میکشند، معذب میشود.)

اولین رمان او به نام "آش انار" در سال ۲۰۰۵ میلادی به چاپ رسید. این رمان داستان ۳ خواهر ایرانیست که پس از فتنه ۵۷ ناچار به ترک ایران شده‌اند، تا یک مشت تروریست فلسطینی که تفنگ بدوش دنبال ایرانی‌‌ها می‌گشتند ، آنان را نکشند، و سرانجام در شهر کوچکی در غرب ایرلند ساکن می شوند. مارشا در این کتاب از تجربیات زندگی خود و خانواده‌اش و مجموعه‌ای از دستور غذاهای ایرانی استفاده کرده است. او در مصاحبه‌ای با تایمز ایرلند در ارتباط با این کتاب گفته است: من می خواستم که یک داستان شاد بنویسم، چیزی که برای خواننده نشاط آور باشد( این زن آنچنان احساس رضایت و نشاط در خود می‌کرده که میخواسته این حس زیبا را به دیگران نیز انتقال دهد، دارای چنین روح زیبایی بوده) می خواستم کتابی باشد که مرا خوشحال کند، غذا این احساس را در من برمی انگیزد. زمانی که برای کسی آشپزی می کنیم، عشق و اعتماد خود را به او نشان می دهیم و این کاملا یک احساس ایرانیست. رمان "آش انار" به ۱۵ زبان و در ۲۰ کشور به چاپ رسیده است. از دیگر آثار او "گلاب و نان سودا" و "کافه بابیلونیا" را می توان نام برد. همچنین قرار است در سال جاری میلادی دو رمان دیگر او به نام‌های «باران پسته» و «مدرسه تاچر» به چاپ برسند.

یادآوری میشود، اکثر نویسندگان و سیاستمداران ایرانی‌ که به اروپا مهاجرت کرده‌اند، مانند صادق هدایت در اروپا و در اوج شکوفائی کاریشان توسط ماموران امنیتی اروپا به قتل رسیدند.

پنجشنبه، آذر ۱۳، ۱۳۹۳

شهر ایرانی‌ "در بند" واقع در جمهوری داغستان ۲۰۰۰ ساله شد



جمهوری داغستان یکی‌ از ۱۷ استان بهشت آسا و بزرگی‌ است که اسلاف جمهوری اسلامی یعنی‌ قاجار‌های ضدّ ایرانی‌ و دست نشانده انگلیس و فرانسه، با فروش آن به روسیه و خرج پول آن در قمار خانه‌های فرانسه ، از ایران جدا کردند! در این جمهوری شهری وجود دارد به نام دربند که نه تنها جلوه‌های فرهنگی‌ ، معماری، علمی‌ و هنری ایرانیان باستان در آن بخوبی حفظ شده بلکه فرهنگ پارسی نیز که مبتنی‌ بر پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک است در بین ساکنان ایرانی‌ این شهر نیز محفوظ مانده است تا جایی‌ که از طرف یونسکو به آن، سالمترین، متمدنترین و آرامترین شهر دنیا لقب داده و نام این شهر را ثبت کرده‌اند.



شهر دربند در گذرگاه باریکی میان دریای خزر و دامنه کوه‌های قفقاز قرار دارد و در ۲۰۱۵ از تاسیس آن ۲۰۰۰ سال خواهد گذشت. به همین مناسبت هم سال ۲۰۱۵ در روسیه سال "دربند" نامیده خواهد شد.

در روسیه برای برگزاری جشن‌های ۲۰۰۰ ساله این شهر تاریخی‌ که زیبای‌های آن مادی و معنوی است، آماده می شوند. ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه فرمان برگزاری این جشن‌ها بمناسبت ۲۰۰۰- مین سال تاسیس شهر دربند جمهوری داغستان" را امضا کرده است . رسانه‌‌های روسیه نوشته اند که مبلغ کل تامین پولی این جشن به حدود ۱/۸ میلیارد روبل می رسد و تخصیص این وجوه امکان خواهد داد که بسیاری از مسایل این شهر ایرانی‌ حل شوند. هدف این جشن‌ها معرفی‌ این شهر ارزشمند به جهانیان میباشد ولی‌ همچنان و هم زمان در این شهر جاده‌ها و دبیرستان‌ها و بیماستان‌های جدیدی ساخته شده و واحد‌های میراث تاریخی و ساخت و ساز‌های ایرانیان که امروزه در همه جای دنیا آنرا به شکل کاخ‌ها ، مساجد و کلیسا‌ها دراورده اند، احیا و بازسازی خواهند گردید. تعدادی از این ساخت و ساز‌های زیبای تاریخی‌ ایرانی‌ از جمله "نارین قله" و بخش قدیمی دربند در لیست میراث جهانی یونسکو قید شده است. به دربند همچنین لقب افتخاری یونسکو - "یکی از خویشتن دار‌ترین شهر‌های جهان" اعطا شده است.
مراسم جشن در دربند در بهار شروع می شود.

دوشنبه، آبان ۰۵، ۱۳۹۳

عربستان سعودی غرق در فساد جنسی‌ و کودک آزاری


عربستان سعودی غرق در فساد جنسی‌ و کودک آزاری...... زندگی‌ خنزیری اعراب نتیجه خوردن حرام و خوابیدن بیش از حد و بیکاری و بی‌ عاری و بی‌ غیرتی‌ تمام عیارو پول بادآورده از فروش نفت و گاز خليج پارس كه متعلق به بيت المال ايرانيان است، ميباشد.
چالشی به نام لواط و کودک آزاری جامعه تازه به دوران رسیده خلیفه نشین عربستان سعودی را آنچنان در بر گرفته است که دیگر هیچ مبلغ مالی‌ نمیتواند از پنهان کردن آمار هولناک آن جلوگیری کند.
نتایج هولناک یک پژوهش اجتماعی در عربستان، فاش کرد که از هر چهار کودک، یک کودک در این کشور، گرفتار آزار جنسی می شود.
به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، دکتر "شیخه بنت عوده العوده" مشاور تربیتی و اجتماعی، از تهیه پژوهشی در عربستان خبر داد که ثابت می کند، از هر چهار کودک عربستانی، یک نفر در معرض آزار جنسی قرار می گیرد!




روزنامه سعودی "عکاظ" به نقل از دکتر "وفا محمود" استادیار دانشکده تربیت و روانشناسی در دانشگاه ملک سعود، بر ضرورت حمایت از کودکان در برابر آزارجنسی که در عربستان، به عنوان یک بیماری روانی رواج دارد، تاکید کرد.

در این پژوهش به آزار جنسی منیره بنت عبدالرحمان در سال ۲۰۰۲ اشاره و تاکید شده است که ۴۹.۲۳ درصد از کودکانی که در سن ۱۴ سالگی به سر می برند، تاکنون در معرض آزارجنسی قرار گرفته اند و این آمار، با توجه به شرم کودکان یا خانواده‌ها از مطرح کردن این موضوع یا ترس از انتقامجویی متجاوز، ناقص است.



دکتر العوده، با پیشنهاد راهکارهایی برای مقابله با این مسأله، بر ضرورت آموزش بچه‌ها برای دفاع از خود در برابر متجاوزان، خودداری از پوشاندن لباس‌های تحریک آمیز به کودکان، مقابله با فرد آزاردهنده از طریق معرفی او به سازمان‌های قضایی و همچنین آرامش و امنیت دادن به کودکِ آزار دیده تاکید کرد.



پنجشنبه، خرداد ۰۱، ۱۳۹۳

ويرانى ايران و شكنجه و كشتار ايرانيان


بعد از چپاول ثروت‌های ایران، بعد از نابود و ویران کردن ایران، بعد از کشتار، اعدام، تجاوز، آوارگی، زندانی و شکنجه کردن مردم آزاده ایران، اینک نوبت مردم کاملا عادی کوچه و خیابان است که برای تفریح شکنجه بشوند و مثل ‌خرس آنها را وسط انداخته و به آنها بخندند! رفتاری که آخوند‌ها و نوکران عرب و پانترک وحشی، عقب مانده و منحرف عقده‌ای آنها با جوانان بیگناه ایرانی‌ به جرم ارمغان آوردن شادی کردند، در کشور‌های دیگر با تروریست‌هایی‌ که بمب گذاری کرده، صد‌ها انسان بیگناه را میکشند، و یا گروگان میگیرند، نمیکنند. با قاتلین زنجیره‌‌ای نمیکنند، با جانی‌های سادیسمی نمیکنند.‌ای ننگ بر این بیغیرتی که اجازه میدهد جوان بیگناهش را به این ترتیب خرد و تحقیر کند.

سئوال اینجاست که این بچه‌ها پدر مادر ندارند؟ کس و کار ندارند که بگویند چرا؟؟ فامیل ندارند؟ چگونه است که نیروی بسیج و سپاه پاسداران اشغالگر عرب و نیروی موسوم به نیروی انتظامی هر غلطی که دلش بخواهد در ایران می‌کند؟ و هر بلایی بخواهد بر سر مردم می‌آورد؟ آدم در آن مملکت نیست؟؟ یا آدم‌ها را کشتند، زندانی کردند، و یا در شکنجه گاه‌ها زیر شکنجه اند؟
و یا بر طبق سیاست و برنامه از پیش تعیین شده غربی‌ها در یک همکاری تنگاتنگ با وزارت اطلاعات ضدّ ایرانی‌، برای تحقیر هر چه بیشتر ایرانی‌ ها، ابتدا وزارت کثیف و جانی اطلاعات اسلامی این جوان‌ها را گرفته تحت شکنجه وادار به گفتن هر چه بخواهند می‌کند، سپس آنان را در تلویزیون ملی‌! آورده و با آبروی آنان بازی می‌کند، و سپس غربی‌ها با انتشار و بازتاب گسترده این نمایش مسخره که برای تحقیر و توهین ایرانی‌‌ها راه انداخته شده است، دامن زده و موجبات رضایت دشمنان ایران را فراهم کرده، و آنرا جهانی‌ میکنند!!!؟؟

امروز شانه‌ بالا بندازید، بی‌تفاوت باشید و سکوت کنید و بنشینید تا بزودی نوبت خود و فرزندانتان برسد.

جزئیات بازداشت جوانان کلیپ فارل؛ از لخت کردن و کلاغ پر تا تهدید با اسلحه:

تهدید با اسلحه، لخت کردن، اجبار به کلاغ‌پر و پرینت گرفتن از عکس‌های خصوصی، نمونه‌هایی از برخوردهای صورت گرفته با جوانان سازنده کلیپ فارل بوده تا مجبور به اعتراف مقابل دوربین‌های تلویزیون شوند.

دختران و پسران دست‌اندرکار در ساخت اولین کلیپ ایرانی با اهنگ «شاد» فارل، همگی دانشجو هستند. یکی از آن‌ها دانشجوی رشته پزشکی است و دیگران در رشته‌های مهندسی، مترجمی زبان انگلیسی و هنر تحصیل می‌کنند. اخراج از دانشگاه یکی از ترس‌های این جوانان و دغدغه خانواده های آنان است. پیش از این یکی از دست‌اندرکاران این کلیپ در گفت‌و گو با ایران وایر گفته بود: «همه‌ما از دوست‌های قدیمی هستیم که به نوعی کارهای هنری می‌کنیم؛ از مدلینگ حرفه‌ای تا عکاسی و کارگردانی. همیشه وقتی دور هم جمع می‌شدیم و صحبت می‌کردیم، دل‌مان می‌خواست کاری انجام دهیم و به دنیا نشان دهیم که جوانان ایرانی با همه‌ سختی‌هایی که گرفتارش هستند، لحظه‌ها و دقیقه‌های شاد را هم تجربه می‌کنند.»


یک منبع آگاه در گفت‌و گو با ایران وایر جزئیات نحوه دستگیری وبرخوردهای صورت گرفته با سازندگان کلیپ فارل را توضیح می‌دهد: «سه روز پیش ماموران به خانه ریحانه طراوتی می‌ریزند. آن‌ها دست‌شان را روی چشمی آیفون قرار می‌دهند تا افراد خانه نتوانند تشخیص بدهند که چه کسانی پشت در هستند. پس از بازشدن در ماموران نیروی انتظامی با اسلحه و دوربین وارد خانه می‌شوند. وسایل زیادی را از بین برده و فیلم می‌گیرند. یکی دیگر از بچه‌های گروه در خانه ریحانه مهمان بوده.»

این منبع آگاه درباره دستگیری دیگر بچه‌های گروه می‌گوید: «ریحانه و دوست دیگرش با اسلحه تهدید می‌شوند که با دیگر بچه‌ها تماس بگیرند و به دروغ به آن‌ها بگویند ریحانه مریض است وبه این بهانه دیگر افراد گروه را به آنجا بکشانند.»

در مدت حضور ماموران نیروی انتظامی و رسیدن دیگر اعضای گروه، این دونفر حتی اجازه دستشوئی رفتن هم نداشته‌اند. پس از رسیدن دیگر اعضای گروه، همگی به ستاد مبارزه با مفاسد اجتماعی واقع در خیابان وزرا منتقل می‌شوند: «آن‌ها در انفرادی بازجویی شده و تمام وسایل شخصی‌شان چک می‌شود. از تمامی عکس‌های شخصی که در موبایل بچه‌های گروه وجود داشته، پرینت گرفته می‌شود و به عنوان مدرک در پرونده آن‌ها نگهداری می‌شود.»

او درباره اعتراف جوانان کلیپ فارل مقابل دوربین‌های تلویزیونی می‌گوید: «بچه‌ها را لخت کرده و با زور اسلحه مجبور به کلاغ‌پر رفتن می‌کنند. آن‌ها به اجبار جلوی دوربین قرار می‌گیرند. تازه تا قبل از اعتراف تلویزیونی به آن‌ها گفته بودند که به اوین منتقل می‌شوید.»

خبر دستگیری جوانان ایرانی سازنده کلیپ فارل روز گذشته منتشر شد و فیلم اعتراف آنان به این‌که اغفال شده‌اند از صداو سیمای جمهوری اسلامی پخش شد. آن‌ها در تهران برای شرکت در کمپین آهنگ «شاد» فارل، با همدیگر روی پشت‌بام یکی از خانه‌های تهران کنار کولرهای آبسال رقصیده‌اند. کلیپ این جوانان در یوتیوب قرار داده شد و بیش از ۱۰۰ هزار بیننده داشت. پس از پخش فیلم اعترافات انان سردار ساجدی نیا رئیس پلیس پایتخت جوانان دیگر را تهدید کرد که در صورت انتشار فیلم‌های منافی عفت با آنان برخورد می‌کند. در حال حاضر کارگردان این گروه به زندان اوین منتقل شده اما مابقی دستگیر شدگان به قید وثیقه آزاد هستند. هنوز زمان دادگاه انان مشخص نشده و ماموران انتظامی ان‌ها را تهدید کرده اند که در صورت مصاحبه با رسانه‌ها بدترین احکام در دادگاهها برایشان صادر می‌شود.

چهارشنبه، بهمن ۳۰، ۱۳۹۲

جشن "فرهنگ و هنر" عربستان تا کنون ۲۶۶ مجروح به جا گذاشته است!!


عظمت فرهنگ اسلامی عربی‌ را در قرن ۲۱ دارید که!!؟..... اروپایی‌ها بخصوص فرانسه و انگلیس همواره با جدیتی همانند دفاع از ناموس، سعی‌ در جا زدن اعراب و دین عربی‌ یعنی‌ اسلام، به جای ایران و فرهنگ و تمدن عظیم ایرانی‌‌ها دارند، فرهنگ و تمدن ایرانی‌ را اسلامی معرفی‌ و به این وسیله چندین هدف را دنبال میکنند، هم فرهنگ و تمدن عظیمی‌ را که چپاول کرده‌اند به دست فراموشی بسپارند، هم دینی را که ساخته‌اند تا توسط آن ابلهان را به بیگاری وادارند مهم جلوه دهند و از این راه منافع سرشار مادی و معنوی را به طرف خود سرازیر کنند و ولی‌ وقتی‌ پای عمل پیش میاید و قرار است که گوشه‌ای از فرهنگ عربی‌ به نمایش گذاشته شود، ریش و کیس اروپایی‌ها دست مایه خنده میشود.

به گزارش خبرگزاری‌های عربی‌ شمار حادثه‌دیدگان "همایش ملی میراث و فرهنگ" عربستان موسوم به "جنادریه"، در پنج روز نخست برگزاری آن، به ۲۶۶ نفر رسید !!

به گزارش روز سه شنبه پایگاه خبری شبکه العالم، به نقل از روزنامه "الریاض"، در جشنواره جنادریه که ۱۷ روز ادامه خواهد داشت، در دو روز گذشته ۱۳۳ نفر دیگر دچار حادثه شدند.

بنابراین گزارش، تیم‌های هلال احمر ریاض در روز یکشنبه به ۶۳ بازدید کننده که دچار خشونت افسار گسیخته، توحش ، "خستگی مفرط" و "بیهوشی" و شئونات اسلامی شده بودند کمک‌های اولیه ارائه و هفت نفر از آن‌ها را به بیمارستان‌های ریاض منتقل کردند. این در حالی است که در روز دوشنبه نیز ۷۰ نفر به حوادث مشابه دچار شده و ۹ نفر به بیمارستان انتقال یافتند.

مازن الغامدی، سخنگوی سازمان هلال احمر ریاض، گفت: وضعیت جسمی حادثه دیدگان که کمک‌های امدادی به آن‌ها ارائه شده، متفاوت است. برخی از آنان دچار کاهش یا افزایش قند یا فشار خون و یا خستگی مفرط شده بودند و مشکل برخی دیگر بیماری‌های قلبی بود و شماری از حادثه دیدگان هم به بیمارستان منتقل شدند. ( عربستانی‌ها از زور چاقی در حال انفجارند)

بدین ترتیب شمار حادثه دیدگان در پنج روز نخست (از پنج شنبه تا پایان روز گذشته) به ۲۶۶ نفر رسید.

جشن‌های موسوم به جنادریه در عربستان - که آوازخوانی و رقص !! بخشی از آن است که در ویدئو کلیپ زیر می‌بینید- در حالی برگزار می شود که سردامداران آل سعود، برگزاری هرگونه جشن در مناسبت‌های مذهبی مانند میلاد پیامبر اسلام را تحریم کرده و آن را "بدعت" می نامند.

از ویژگی‌های جالب توجه جشنواره فرهنگ! امسال آل سعود، اختصاص غرفه‌ای ویژه با ساختار "سنتی" در بهترین جای نمایشگاه به رستوران شرکت آمریکایی "مک دونالدز" است؛ نامی که از مهم‌ترین نشانه‌های حضور فرهنگ آمریکایی در کشورهای دیگر به شمار می آيد. فيم هاى تهيه شده از اين جشنواره توحش كه در پى آن افراد بسختى مجروح ميشوند از تمامى سايت ها جمع آورى و پاك گشته است. همينقدر ضعيف و بيچاره و حقير و حمار!!

دوشنبه، بهمن ۲۳، ۱۳۹۱

بهترین خواننده سال سوئد بچه شمال ایران



به گزارش پارسنیت "لاله" خواننده محبوب ایرانی‌-الاصل سوئد موفق ترین خواننده سال ۲۰۱۲ سوئد نام گرفت. لاله همچنین جزو ارکستر جایزه صلح سال ۲۰۱۲ نوبل بود. رادیو سوئد لیستی از برترین های موسیقی سال ۲۰۱۲ را منتشر کرده است که در این لیست هم خود لاله به عنوان خواننده و آهنگساز و هم ترانه معروف او به نام Some die young در صدر لیست قرار داشتند. روزنامه داگنزنیهتر هم در ادامه این مطلب لاله را "ملکه موسیقی سوئد" نامیده است. ترانهSome die young به مدت طولانی ۲۹ هفته در میان تاپ لیستهای موزیک سوئد قرار داشت. در زیر موزیک ویدئو این ترانه را می بینید:
لاله پور کریم متولد سال ۱۹۸۲ میلادی در شهر بندر انزلی است. لاله تنها فرزند هوشنگ پورکریم، جامعه شناس منتقد و برجسته ایران میباشد، که پس از انقلاب هنگامی که لاله یک ساله بود از ایران گریخت و ابتدا به آذربایجان و سپس روسیه و بعد سوئد مهاجرت کرد. لاله از ۱۴ سالگی به موزیک روی آورد. کار خود را با هنرپیشگی آغاز می کند و در واقع سال ۲۰۰۵ بود که با آلبوم خود به نام لاله شهرت به هم می زند. لاله سال ۲۰۱۱ در یک برنامه تلویزیونی چند قسمتی سوئدی به نام Så mycket bättre ظاهر شد که این حضور توجه و تشویق بسیاری برای لاله به ارمغان آورد. لاله در بخشی از این برنامه از گذشته دشوارش می گوید که چطور از کودکی زمانی که همراه خانواده اش ایران را ترک کرد، از یک کشور به کشور دیگر مهاجرت می کردند و چطور شاهد غرق شدن پدرش بود، زمانیکه پدر در یک اردوی تابستانی که برای ایرانیها تدارک دیده شده بود، به نجات یک زن در دریا می رود ولی خود جان سالم به در نمی برد. لاله و ترانه هایش بارها جوایز مختلفی را از آن خود کرده اند. تنها در سال ۲۰۰۵ لاله سه جایزه گرمی سوئد را از آن خود کرد. ترانه سال سوئد به نام Some die young که ترجمه آن "برخی جوان می میرند" می شود، در واقع یکی از ترانه های چهارمین آلبوم لاله به نام Sjung می باشد که ژانویه سال گذشته توسط شرکت موزیک وارنر وارد بازار شد. لاله خود ترانه این موزیک را نوشته و آهنگسازی کرده که مدتی کوتاه پس از حضورش در برنامه så mycket bättre آفریده شد. مضنون این ترانه این است که برخی بسیار جوان می میرند ولی امید برای بازماندگان ادامه دارد. این ترانه لاله در واقع ترانه غیر رسمی برای بازماندگان حادثه تروریستی نروژ لقب گرفت که طی آن دهها کودک و نوجوان قربانی حمله مسلحانه یک تروریست نژادپرست نروژی شدند. ترانه لاله نه تنها در سوئد بلکه به مدت ۸ هفته برترین ترانه در نروژ بود و اولین موزیک از این خواننده بود که از مرزهای اسکاندیناوی نیز فراتر رفت.

شنبه، بهمن ۱۴، ۱۳۹۱

چو دانا توانا بد و دادگر، ازیرا نکرد ایچ پنهان هنر




آیا می‌دانید:
داریوش كبير امپراتور دوران هخامنشى در ايران، در راستای پیشبرد اهداف اقتصادی هخامنشیان برای نخستین بار در تاریخ دستور حفر کانال سوئز را داد.


آيا ميدانيد داستان اسكندر مقدونی دروغى بيش نيست.


سرخ‌جامگان به رهبری مازیار در طبرستان و خرم‌دینان به رهبری بابک در آذربایجان علیه دشمنان متجاوز به ايران جنگيده و درس عبرت بزرگى به دشمنان ايران دادند.


ايرانيان اولین مردمانی هستند كه همه چيز را ابداع و اختراع كرده و به ديگر مردمان آموختند.
بعنوان مثال شهرسازى، جاده سازى، كشتى سازى، اسلحه سازى، سیستم اگو یا فاضلاب جهت تخلیه آب شهری به بیرون از شهر، كشاورزى كنترل شده، ساخت سد و بناهاى مرتفع و و و.
اولین مردمانی که اسب و شتر و گاو تربيت شده را به جهان هدیه کردند ایرانیان بودند.
اولین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند و تهيه جامه و بطور كلى لباس پوشيدن را ياد مردم دادند، ايرانيان بودند.
دانشمندان ايرانى مانند خيام، خوارزمى، ابو ريحان بيرونى علم كهكشان شناسى و نجوم فعلى را به دنيا هديه دادند و فردوسی‌ بزرگ هزار سال پیش، گرد بودن زمین، گردش زمین به دوره خورشید، گردش زمین به دوره خودش، چرخه ماه و تعداد روز‌های ماه و هفته را در شاهنامه شرح داده و دانشمندان ايرانى اولین كسانى بودند که هزاران سال قبل از ديگران به نیروی جاذبه خورشید پی برده و آنرا شرح داده بودند.


فیثاغورث و كليه كسانيكه به يونانيان نسبت ميدهند درواقع تربيت شده مكتب پارسها بودند و در دربار ايران ميزيستند.


نشانه‌هایی از اختراع خط پیش از دوران پیشاتاریخ در تمدن جیرفت کشف شده‌است.