‏نمایش پست‌ها با برچسب آمریکا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آمریکا. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، مهر ۲۰، ۱۳۹۹

همچنین میرو که زیبا میروی


ای خداوند من به ناکجا آباد میروی



اگر ۷ میلییارد انسان زنده روی زمین، از کودک و نوجوان و جوان و میانسال و کهنسال، هرکدام به تنهایی دو خط کوکائین استنشاق کنند، در مجموع ۵۰ تن کوکائین مصرف میشود، و این مقدار به تنهایی میزان مصرف یکماه، بله یکماه، مصرف کوکائین مردمی است که در استانهای همپیمان آمریکا زندگی میکنند. برای خردمند همین یک اشاره بس است تا بداند خداوندش بکجا میرود، و چه اشارهای از گفتار سعدی کبیر شیرینتر:
کس بدین شوخی و رعنایی نرفت
خود چنینی یا بعمدا میروی
روی پنهان دارد از مردم پری
تو پری روی آشکارا میروی
گر تماشا می‌کنی در خود نگر
یا به خوشتر زین تماشا میروی
مینوازی بنده را یا میکشی
مینشینی یکنفس یا میروی
اندرونم با تو میآید ولیک
تاکجا دیگر به یغما میروی
جان نخواهد بردن از تو هیچ دل
شهر بگرفتی بصحرا میروی
گرچه آرام از دل ما میرود
همچنین میرو که زیبا میروی.

جمعه، دی ۲۷، ۱۳۹۸

مگر اینکه اهورامزدای ایران به داد ایرانیان برسد


آمریکا و اروپای جنایتکار، یهود و عرب و تورگ بذات جانی، ای روسیاهان تاریخ بشر، دست از اینهمه ظلم و ستم بردارید، بس کنید.



ای اراذل جهنمی دیگر بس است، ۴۰ سال مادی و معنوی، چاپیدید و غارت کردید،
کشتار کردید، ویران ساختید، دزدیدید، شکنجه کردید، تجاوز کردید، جوانان را کشتید،
بسه دیگه، بس کنید،‌ ای از هرچی‌ ابلیس پلیدتر بس کنید.
مگر اینکه اهورا مزدای ایران شر اهریمن خبیث را از سر ملت تحت ستم و ظلم غربی‌های بغایت روانی‌ و وحشی و نوکران جهنمی آنان، کم کند، و به این اشغالگری ناجوانمردانه و وحشیانه پایان دهد، واگرنه این ملت در چنگال بد اهریمنی اسیر شده و ابلیس خبیث بد تاری بدور این ملت پیچانده است.

چهارشنبه، آبان ۰۸، ۱۳۹۸

کشته شدن بغدادی و برکسیت


دو خبر سیاسی که آنچنان تکراری و مسخره شده اند که اینروزها، باعث اسهال و استفراغ جهانیانند،



یک: کشته شدن هزاران باره ابوبکر بغدادی معاون(۱) گروه تروریستی دأعش است و
دو: بیرون رفت و یا اخراج انگلیس از پیمان و یا اتحادیه اروپا است که از بس طول کشیده، کار انگلیسی‌‌ها را هم از التماس به شکرخواری کشانده و هم موجب تفریح جهانیان گشته که با ساخت جوک‌ها و کشیدن کاریکاتور‌های گوناگون و استهزاء آنان ، کار را از تمسخر به ته لجن افتضاح رسانده است.
کشته شدن بغدادی:
در پنجم ژوئیهٔ ۲۰۱۴ توسط فیلم کوتاهی ساخته هالیوود - گل روی مردم جهان از طریق امپراطوری رسانه‌ای و فاسد غربی، به سیمای جنایتکارانه شخصی‌ که او را ابوبکر بغدادی مینامیدند، آشنا گشت.
ویدئویی که بغدادی را در حال سخنرانی در مسجد نور موصل برای عده‌ای نمازگزار نشان می‌داد که باشکوه و جبروت و با بدست داشتن ساعت مارک رولکس از پلکان منبر بالا رفته و سپس با صدائی رسا و بروشنی کریستال، مانند پیغمبر اسلام از خلافت اسلامی با مردم سخن میگفت.
او در این ویدئو، طی خطبه‌ای به مسلمانان حکم کرد که از وی اطاعت کنند و گفت: «من ولی امر شما هستم، از من پیروی کنید»!
هرچند تصاویری که پس از آن در اینترنت از بغدادی پخش شد، و او را مشغول فحشا با یک فاحشه تورگ ،نشان داد، همه تلاش هالیوود و یا صنعت فیلمسازی انگلیسی‌، را پنبه کرد. ولی‌ بهرحال آنها تمامی هم خود را بکار بردند تا پیغمبری جدید برای احمقها بسازند و تصویرش را در ماه نشان دهند.
این شخص که یکی‌ از تروریست‌های کار کشته و بسیار بیرحم سازمان‌های اطلاعاتی‌ غربی است، و مستقیما از دیکتاتور تورگها دستور می‌گیرد، و اصالتا تورگ است ولی‌ با نهادن یک «ال» به اول اسم جعلی و کثیفش او را عرب تبار معرفی‌ و جا انداختند، و یک بیوگرافی جعلی هم برایش ساختند (طبق معمول که برای همه نوکرانشان میسازند) در طی‌ سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹ در آسیای میانه و شمال آفریقا در کشور های، عراق، سوریه، لیبی و افغانستان مشغول کشتار مردم عادی, سوزاندن شهر‌ها و تخریب آثار باستانی پارسی، و غارت و چپاول اموال این سرزمین‌های ثروتمند و فرستادن این غارتگری‌ها به اروپا و آمریکا بود. و هر زمان بین اروپایی‌ها با آمریکا بر سر تقسیم غنائم اختلاف افتاده و بحث میشد، به یکباره بغدادی از راه رسیده و در منطقه‌ای که تحت کنترل امریکایی‌ها بود، بمبی منفجر ساخته و یا گروهی از مردم کشاورز و دامدار و بینوای غیر نظامی را مثله کرده و یا سر میبرید.
و آمریکایی‌ها هم به تلافی آن منطقه‌ای را که گفته میشد بغدادی در آن عملیات انجام داده و یا لانه کرده است، با بمب‌های سوزان و راکت‌های فسفری میزدند، و پدر صاحب سرزمین و بازماندهگان و «از زیر چنگِ جنایتکار بغدادی در رفتگان» را در آورده و سپس در رسانه‌ها اعلام میگشت که بغدادی را کشته ا‌ند و تصاویری از یک جسد متعفن که گفته میشد متعلق به بغدادی است در سطح گسترده پخش میگشت. و این ماجرا ظرف ۱۰ سال همچنان ادامه داشت تا جایی‌ که ابتدا موجب خنده و تمسخر گشته و سپس ایجاد انزجار و نفرت نمود. البته ناگفته نماند که چند باری این ملعون زخمی شد که بلافاصله با هلیکوپتر‌های کبری انگلیسی‌ به ترکیه رسانده شده و در بیمارستان‌های آنجا بستری گشت، و تحت درمان بهترین دکتر‌های غربی واقع گشت و پس از معالجه دوباره به میدان کشتار مردم بیدفاع باز گشت.
بالاخره هر دو طرف از این بازی خسته شده و به تازگی امریکایی‌ها دوباره بغدادی را کشتند و کار را خاتمه یافته اعلام نمودند.(۲) تا باز دوبار کی‌ این جنایتکار زنده شده و عملیات انجام دهد.(۳)سناریو تکراری و مسخره‌ای که با آن دیگر شاگرد و نوکر خود، اسامه بن لادن بازی کردند، و آخر سر هم معلوم نگشت آن ملعون واقعا در پاکستان کشته شد(۴) و یا بیک جزیره خوش آب و هوا منتقل گشته و دوران با شکوه بازنشستگیش با ۷۲ حوری آغاز گشت.



پنجشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۹۸

نامه‌ تاریخی‌ ترامپ به رئیس تروریست‌های دأعش


نامه نگاری تروریستها!



پس از نامه‌ نگاریهای تاریخی‌ِ گاندی وچارلی چاپلین به عزیزانشان، اینروز‌ها شاهد نوشته شدن یک نامه‌ تاریخی‌ دیگر، اینبار توسط رئیس جمهور آمریکا به رئیس شبکه تروریستی دأعش، رجب قاتل عردوغان میباشیم.
این نامه در تاریخ ۹ اکتبر سال ۲۰۱۹ و درست در روزی که تورگ وحشیِ جنایتکارِ تروریستِ نوکرِ فرانسه و انگلیس، زنجیر پاره کرده، بیرحمانه و ددمنشان اقدام به یک حمله بزرگ وحشیانه در شمال شرقی سوریه کرده و صد‌ها تن کودک و زن و پیر و جوانِ کرد و ایرانی‌ تبار را زیر بمباران گرفت، ارسال شده است..
رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ دراین نامه‌ به رجب قاتل عردوغان رئیس شبکه تروریستی و جنایتکار تورگی‌ که اینروز‌ها بدستور فرانسه و انگلیس، بشدت مشغول نسلکشی کرد‌ها (برای بار صدم) در منطقه میباشد، با لحنی بسیار تهدید آمیز، محکم و قاطع و انسانی‌ چنین مینویسد:


پنجشنبه، مهر ۱۸، ۱۳۹۸

تنها راه مبارزه با پلیدی، پرهیز از پلیدی است



گاهی‌ آدما بجایی‌ میرسند که برای رهای از شر احساسات بسیار تلخِ ناشی‌ از افكار منفى ، شکست ها، ناکامی ها، خاطرات نفرت انگيز و و و، مواد مخدر و الكل استفاده ميكنند تا تلخی‌ ها، شکست‌ها و نامیدی‌ها را در ابرهاى ناشى از مخدرات، براى مدت كوتاهى پنهان ساخته و يا توسط امواج خروشان الكل بشويند. 

یکی‌ از هزاران ویژگی‌ پیچیده آدمی‌ اینستکه روش زندگی‌ و گذران روزگارش، بمرور زمان مدید، بروی ژن‌هایش اثر گذاشته و آنها را تحت تاثیر خود قرار میدهد.(۱) 

استفاده از الکل و مواد مخدر بمدت طولانی - چیزی نزدیک بصد سال - نسل‌های بشری را نسبت به اثرات آرام بخش آنها مصون نموده و مقاومت آدمی‌ را در مورد آنها بالا برده و بقولی‌ آدمی‌ در مقابل آنها واکسینه میکند. و روزى میرسد كه ديگر شراب هم آدمی‌ را حتى تا كنار بستر خواب نمیبرد. 

 در اينصورت تنها راه رهايى بشر از شر افکار و احساسات تلخ، همان راه مبارزه با زامبيها یعنی‌ زدن سر آنهاست. و این درست عاقبت و سرانجام و آينده مردم و جوامع غربيست، که دهه‌های متمادی است که از مواد مخدر و الکل بوفور استفاده کرده و میکنند و در نتیجه نسبت به اثرات مثبت آن مصون گشته ا‌ند. و وای بحال دیگر مردمان اگر خود را از زیر یوغ بندگی غربی‌ها نجات ندهند، که سرنوشتی بس شوم را در انتظار خواهند داشت.


جمعه، شهریور ۲۹، ۱۳۹۸

ای مام دنیا


خوب بسلامتی نفتِ خلیج پارس هم به پایان رسید و کفگیر خرطوم وار غربی‌های پلید ابلیس منش پس از ۴۰ سال ، به کف چاه‌های نفت ملت ایران خورد و یک جهان- از کشور‌های جنایتکار و تروریست پرور اروپایی و امریکای شمالی گرفته تا شرق آسیا و روسیه و عرب و ترک وحشی- از گرسنگی و پریشانی و از هم پاچیدگی نجات یافتند. 

و صدقه سر ملت ایران و به یومن کشتار بیرحمانه جوانان ایران و ویرانی ایران بزرگ، که همه اینها را میبایستی مدیون فرانسه و انگلیس و اروپایی‌ها بطور کلی‌ بود، به روزگار پلید خود ادامه داده و میدهند. 

به ته کشیده شدن نفت ایران نتایج غم انگیزی برای مردم دنیا و آیندهگان در بر دارد.

و از کمترین نتایج هولناک نبود نفت و گاز ایران، میتوان از بروز و شدت گرفتن و تحمیل توحش و نامردمی ، بیش از پیش، از طرف غرب به جهانیان، و کمبود انرژی در کشور‌هایی‌ که تا ساخت نان و آب‌شان هم به نفت و گاز و مشتقات آن وابستگی و اعتیاد شدید دارد، نام برد. و مردم دنیا اولین ضربه را در بخش صنعت هواپیماسازی و شرکتهای مسافربری خواهند دید. چرا که هنوز انرژی که بتواند جای بنزین هواپیما را بگیرد ساخته نشده و هنوز موتور‌هایی‌ که میتوانند هواپیما را از زمین بکنند ، بشدت به نفت ایران وابسته هستند.

غربی‌ها از چندین سال پیش به اینطرف، در حال آماده سازی برای مقابله با این کمبود غیرقابل جبران هستند. از ساخت موتور‌های برقی و سلول‌های خورشیدی و بادبادک‌های احمقانه‌ای که دانمارکی‌ها به تقلید از آسیاب‌های بادی ساخت پارس‌ها ساخته ا‌ند و بخورد مردم دنیا دادند(۱) گرفته تا شستشو -تا آخرین سلول مخ- مردم خود.


و مطابق معمول دروغ‌های نفرت انگیزی را بخورد آنان میدهند. و واویلا کره زمین سر داده و تظاهرات حمایت از کره زمین را در سطح جهان براه انداخته و انگار نه انگار که خود آنان بودند که ۴۰ سال است با سوزاندن یک اقیانوس نفت و گاز خلیج پارس و دریای مازندران ، میلیارد‌ها تن دی اکسید کربن و دیگر گاز‌های خطرناک را در جو زمین رها ساخته و سلامت کره زمین را بخطر انداخته و فجایع محیط زیستی‌ را ببار اورده ا‌ند.(۲)

از یکطرف تاسیسات استخراج نفت خلیج پارس را که به عرب‌ها نسبت میدهند، را زده و با اینکار و مطابق معمول با یک تیر چند نشان میزنند. از یک طرف مقادیر زیادی پول گرفته تا تاسیساتی که دیگر بدرد نمیخورند را دوباره بازسازی کنند، از طرفی‌ دیگر، نوکران آخوندِ عرب تباری را که بر سر مردم ایران سوار ساخته ا‌ند، وامیدارند تا ادعای آنان را مبنی با زدن این تاسیسات بطور غیر رسمی‌ برسمیت شناخته تا بلکه از این رهگذر، بتوانند ایرانی‌ کشی بیشتری راه انداخته و بیش از پیش ایران را به ویرانی بکشانند.

و در ضمن گران شدن بنزین و مشتقات نفت در غرب را هم بگردن این حادثه و ایرانی‌‌ها انداخته و خون آنان را در نزد مردم خود و جهان مباح ساخته و بیش از پیش ، خاک تو چشم مردم خود بپاچند.

خوب گیرم که خلق را به فریبی، فریفتید ، با دست انتقام طبیعت چه می‌کنید؟ گیرم که اول ما مردیم، پرسش اینجاست که شما تا چند سال دوام میاورید و تا کجا شکنجه میشوید.


دوشنبه، شهریور ۱۱، ۱۳۹۸

روزی روزگاری در هالیوود



فیلم جدید کوئنتین تارانتینو فیلمساز امریکایی بنام "یکی‌ بود یکی‌ نبود در هالیوود"، مانند فیلم پیش از این او، بنام "۸ مرد خبیث"، پر از دیالوگ‌های کش دار، بی‌ محتوا و خسته کننده است و درست مانند فیلم پیشین او ۱۰-۱۵ دقیقه آخر فیلم، به کشت و کشتاری هولناک پرداخته شده و به پایان می‌رسد. همه چیز قدیمی است، زیرا از نظر سبک و سیاق تکراری و بطور کلی‌ محتوای فیلم بسیار آبکی‌ و مسخره است. و اگر بازی همیشه درخشان لئوناردو دی‌کاپریو از این فیلم حذف شود، فیلم به جایگاه صدم سقوط خواهد کرد. کسانی‌ که به دیدن فیلم‌های این فیلمساز علاقه دارند، بهرحال رفته و این فیلم را دیده و در نتیجه فیلم فروش خوبی‌ را داشته است. ولی‌ من مطمئنم که اکثر بینندگان با دلخوری و نارضایتی‌ سالن سینما را ترک کرده‌اند. جابجای فیلم سعی‌ شده تا با با تیکه پرانی‌ها و مسخره کردن کسانی‌ مانند چارلز منسن، نازی ها، هیپی ها، بروس لی و فیلم ساز‌ها و هنرپیشه‌های ایتالیایی، به فیلم چهره‌ای دوست داشتنی و دلچسب داده شود که این تلاش برای کسانی‌ که فیلم‌های دیگر کوئنتین تارانتینو را دیده باشند، بسیار تکراری و نچسب و بیمزه است. بطور کلی‌ یک فیلم مستهجن که فروش خود را مدیون سابقه سازنده خود است. 


once upon a time in hollywood

آنچه که در مورد این فیلم در اینترنت به پارسی نوشته شده است بشرح زیر است: 

چهارشنبه، مرداد ۲۳، ۱۳۹۸

گیرم که خلق را به فریبی فریفتید

 
آنچنان پلیدیِ هولناکی بر جان جامعه غرب چنگ انداخته و اعضای این جوامع را متاثر ساخته که بسختی بتوان پدیده‌ای بنام انسان را در این جوامع تشخیص داد و یافت. و در نتیجه میبایستی در لغتنامه بشری بدنبال یافتن نام تازه برای گونه جدید بود. 
حتی ترکیبی‌ از مشخصات دیو و دد و خَنّاس هم در مورد این گونه صدق نکرده و آنان را تعریف نمیکند.
موجودات وحشتناکی که بجز مواد مخدأر و الکل و سکس، هیچ دیگر نمیشناسند. 


از مشخصات این گونه جدیدِ پدیدار شده ، اینستکه:

-این گروه هر چی‌ میخورند نچسب و ناخوشایند است و آنان را مریض تر می‌کند.
-میخوابند ولی‌ نه تنها احساس آرامش و استراحت نمیکنند، بلکه خواب هم یک نوع عذاب برای آنهاست و آنان را خسته تر می‌کند.
-حرف میزنند ولی‌ بجای نزدیکی‌ و همراهی، تولید انزجار، نفرت، بیزاری و کسالت می‌کند.
-هر کاری میکنند ، برایشان پشیمانی به دنبال دارد.
-کسی‌ به معنای واقعی‌ آنان را دوست ندارد. حتی گاهی پدر به آنان تجاوز کرده، مادر آنان را رها میسازد. خواهر و برادر بجز دشمنی و نفرت چیز دیگری برای ارائه ندارند.
- وجودشان حتی برای خود آنان نیز تحمل ناپذیر است.
- اکثر لحظات برای آنان غم، درد و دلشکستگی است. و برای حس نکردن، هر نوع موادی که مغز را از کار بیندازد، را با دل و جان خریدارند.
- و تنها خدایی که میشناسند، پول است و بس. 


این گونه هولناک بوجود آمده که روزگاری زیر مجموعه نوع بشر بود، آنچنان نفرت انگیز و دل بهمزن است که دوری از آنان و جوامع ساخت آنان، اکیدا توصیه میگردد. و ناآگاهان، ساده دلان و خوشباوران، بدانند و هوشیار باشند که تمامی تبلیغاتِ رنگی‌ که در مورد این گروه صورت می‌گیرد، دروغین، ساختگی، زهراگین، هدفمند و خالی‌ از محتواست.


این مقدمه کوتاه را برای این نوشتم تا آدمیانی که داستان زیر را میخوانند، از تعجب دچار ناامیدی از نوع بشر نشده و بدانند که این موجودات جز گونه انسانی‌ نیستند. 



انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نزدیک است و رقابتِ دو گروه از این موجودات پلید، بنام دمکرات‌ها و جمهوریخواه ها، سخت برپا است و این دو گروه بدنبال بدست آوری قدرت از هیچ پلیدی رویگردان نیستند. دمکرات‌ها اینجا و آنجا سناریو‌های تیر اندازی و کشتار راه می‌‌اندازند ( که البته ترجیحا تلاش میشود که کشتار‌های مهندسی‌ شده، در بین لاتین تبار‌ها و آفریقایی تبار‌ها صورت پذیرد! و هر چه از این گروه‌های رنگین کشته شوند به سود بی‌ رنگ‌های وحشی است.) و گناه این کشتار‌ها و تیر اندازی‌ها را بگردن گروه رقیب یعنی‌ جمهوریخواه و بویژه رئیس جمهور فعلی‌، ترامپ انداخته و بدین ترتیب ضمن پیش بردن اهداف خود، کشتن رنگین پوست ها، تقبیح آزادی اسلحه که توسط سرمایه داران موافق جبهه ترامپ تولید میگردد، دست جلو را هم گرفته و آرای لازم را برای خود کسب کنند. 


جمهوریخواه‌ها هم بیکار ننشسته و برای جلب رضایت نیم بیشتر جمعیت ساکن استانهای همپیمان شمال قاره آمریکا، یعنی‌ آفریقایی تبار ها، یک فاحشه، وا خوردهِ بیهمه چیز را بنام خواننده شاخه رپ، بکشور سوئد فرستاده و بهوای برگزاری کنسرت، سناریو کثیفی را راه میندازند، که خون را در تن آدمی‌ منجمد میسازد.  


داستان چیست؟

راکیم میرس ( Rakim Mayers) زادهٔ ۳ اکتبر ۱۹۸۸، معروف به اِیسَپ راکی ( ASAP Rocky ) خواننده رپ،اهل ایالات متحده و یکی‌ از فواحش دنیای هنر آمریکا است که توسط پائین تنه خود پله‌های شهرت و ثروت را صد تا یکی‌ طی‌ کرده و امروز در دنیای هنری آمریکا صاحب نام است . 


 این شخص که اگر قرار بود بطور طبیعی جلو رود اکنون جز خوانندگان دست صدم آمریکا میبود در جولای ۲۰۱۹ میلادی، همراه با محافظان پت و پهن و ۴۰۰ کیلویی خود بجرم حمله و نزاع با پسر ۱۸ ساله ی ضعیف جثه و کوچکی بنام مصطفی جعفری پناهنده افغانی که از ایران به سوئد آمده بود در استکهلم سوئد دستگیر شد.


اسپ عصبی- راکیم- بهمراه سه نفر دیگر ابتدا گوشی مصطفی جعفری را از او گرفته ( هرچه پسر بچه از آنان درخواست برگشت آنرا کرده، بینتیجه بود) و سپس مصطفی جعفری را بزمین انداخته و او را زیر کتک به توده‌ی گوشت تبدیل ساختند .
مصطفی جعفری بدلیل شکستگی قفسه سینه، پنچر شدن ریه ها، پارگی طحال، از دست دادن یک کلیه، شکستگی بازو و دنده ها، شکستگی سر و صورت و دماغ، و جراحت ناشی‌ از کشیده شدن بطری شیشه ی که امریکایی‌های وحشی شکسته و به بدنش کشیدند، در بیمارستان در بخش ویژه و مرگ، بستری گشت.

ویدئو‌هایی‌ که مردم از این صحنه وحشیانه تهیه کرده بودند، با همان سرعتی که در اینترنت پخش گشت، با همان سرعت هم پاک گشته و تنها ویدئو مهندسی‌ شده ی که امریکایی وحشی از صحنه توحش تهیه ساخته بود در تمامی‌ اینترنت آپلود شد. پس از آن ماموران حفاظتی امریکایی که ۷۰ درصد از کاربران فعال و محبوب شبکه‌های اجتماعی را تشکیل میدهند، دست بکار شده و ضمن بدنام ساختن مصطفی جعفری، چهره ی فرشته گونه از اسب عصبی ساخته و او را طلبکار هم نمودند.

در تاریخ ۲۰ جولای دونالد ترامپ راکی وار وارد صحنه گشته و دستور داد تا سوئدی‌ها این جنایتکار را آزاد کنند ودر توییتی اعلام کرد که در این مورد با کانیه وست ( همسر کیم کارداشیان ) صحبت کرده و با نخست وزیر سوئد تلفنی صحبت کرده که شخصا وثیقه راکیم را پرداخت کند.
همچنین ترامپ در توییت دیگری در تاریخ ۲۵ جولای اعلام کرد که : آزادی اسپ را به او برگردانید .
جاستین بیبر یکی‌ دیگر از پروژه‌های هنری!! و خوانندگی امریکایی، برای آزادی راکیم در وبسایت خود شروع بجمع آوری امضا کرد.

روزنامه نیویرک تایمز هم به سیستم قضایی سوئد خط داده و در خبری اعلام کرد که احتمالا راکیم یا بر اساس درامد روزانه خود جریمه خواهد شد و یا باید ۲ سال حبس را تحمل کرد.

و در آخر سوئدیها هم بهمه این قرشمال بازیها، واکنش نشان داده و امروز این جنایتکار را آزاد کرده و تنها گفته ا‌ند که به مصطفی جعفری یک پولی‌ چیزی داده تا دهانش - اگر زنده ماند- بسته شود!

این یعنی‌ نمایش پلیدی و یعنی‌ خاک بر سر هر چی‌ اروپایی ذلیل. 



این سناریو کثیف که برای محبوب ساختن ترامپ در بین آفریقایی تبار‌های آمریکا تهیه شده بود، به چندین مرحله از فضاحت تقسیم میگردد که بعلت بیحوصلگی فهرست وار مینویسم:

- اولا انتخاب یک پسر بچه افغانی- ایرانی‌ بعنوان قربانی، که نه دولتی در حمایت خود دارد، نه خانواه ی که بتواند کار ساز باشد، و نه پولی‌ و نه یاری و یاوری ، یکی‌ از کثیف‌ترین و پلید‌ترین اعمالی است که می‌توان انجام داد. و آینه تمام نمای پستی و حقارت و ذلیلی و زبونی و ترس آمریکایی معتاد، زرد و ذلیل و ضعیف و بی‌ خایه است.

- ترامپ میدانست که دستگاه قضایی سوئد و کلا غرب ظاهرا مستقل کار کرده و نمیتوان در آن اعمال فشار کرد، و با اینحال از نخست وزیر سوئد میخواهد که این خلافکار جنایتکار را، صرفنظر از جنایتی که در روز روشن و در جلو دید همگان انجام داده، آزاد سازد! چرا؟ چون همانطوری که روسای جمهور پیش از او- وقیحانه- سر خر را پائین انداخته و به کشور‌هایی‌ که عملا اشغال کرده‌اند مانند افغانستان و عراق، سر زده، وارد شده و به دلخواه میروند و میایند، و این کشور‌ها را ملک طلق خود میدانند، 



خود او هم بی‌ اعتنا و بیخیال اینکه از طرف دانمارکی‌ها دعوت شده باشد و یا اصلا نظر آنان را پرسیده باشد، به این کشور سفر می‌کند، و آنجا را مال خود میداند و بدین ترتیب و عملا نشان میدهد که هیچ احترامی برای دانمارکی‌ها قائل نیست، 


به سوئدی‌ها هم میگوید که این اوست که بالای قانون آنان نشسته و رای میدهد. و حرف او و امریکایی مهمتر از سوئد و جٔد و آبادش میباشد. و چرا سوئدی‌ها تن به این خفت دادند؟

در مقاله پیشین تحت عنوان -بین بمبگذاری‌های کپنهاگ با بمب گذاری‌های بغداد، تفاوت از زمین تا آسمان است- نوشتم که در جلو اداره مالیات کپنهاگ پایتخت دانمارک بمبگذاری شد که اگر به خود دانمارکی‌ها بود تا ابد نمیتوانستند بمبگذار را پیدا و دستگیر کنند، چون کار بشدت حرفه ی بود. ولی‌ دیروز بطور تعجب آمیزی، پلیس دانمارک اعلام کرد که بمبگذاران دو نفر سوئدی هستند که یکی‌ از ایشان دستگیر و دیگری در حال فرار است. پرسش اینجاست که چه کسی‌ اینرا به دانمارکی‌ها گفته؟ چرا وقتی‌ دولت سوئد به ترامپ گفت که نمی‌تواند در امر آزاد سازی وحشی امریکایی دخالت کند، بلافاصله وزارت اطلاعات آمریکا ، نام بمبگذار را جلو سوئدی‌ها گذاشته و آبروی‌شان را جلو همسایه شان، دانمارک، بردند؟ و شاید احتمالا تهدید کردند که در صورتیکه بحرف ترامپ گوش ندهند، دیگر عملیات تروریستی‌شان را نیز لو خواهند داد! 


 بهرحال این سناریو هیچ ندارد، بجز ننگ و رسوایی و پستی و ابلیس منشی غربی‌ها که برای یکبار دیگر خودش را به دید مردم دنیا کشاند.

سه‌شنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۹۸

ساختِ انگلیس


به بهانه سفر ترامپ به انگلستان


کسانی‌ که اونجاشون هنوز از طرف ترامپ گرفته نشده!

سفر بی‌ معنی‌ ترامپ به انگلستان، انگلستانی که نه دولت دارد و نه سرپرست، و از نظر اقتصادی و سیاسی در سقوط آزاد بسر میبرد، و درحالیکه شهردار پاکستانی‌ لندن هم او را بفحش و فضاحت کشیده (مطابق معمول و رسم همیشگی‌ انگلیسی‌، چون انگلیسی‌‌ها خود جرات و خایه مخالفت خوانی و فحاشی به ترامپ را ندارند، در نتیجه یک ترکی‌، عربی‌، ایرانی‌ نمایی، کانادایی و یا استرالیایی، را جلو میندازند. اینبار قرعه بنام یک پاکی‌ بازی خورده افتاده است.)، با کدامین انگیزه و هدف صورت گرفته است؟

آیا چون انگلستان چندین میلیارد پولِ اتحادیه اروپا را نداده و تا خرخره زیر قرض و منت دیگر کشور‌های اروپایی میباشد،

(و حتی چپاول ۴۰ ساله تمامی ذخائر و منابع و ثروت‌های ایران و خاورمیانه و شمال آفریقا هم نتوانسته این لجن خانه را نجات دهد (هرچند ظاهر را آنچنان ساختند که حتی در تصور خودشان هم چنین سعادتی نمیگنجید و با مال ملت ایران، همگی‌ قریب به اتفاق- نشسته و پول مفت گرفته و تنها کارشان پر کردن بار‌ها و استادیوم‌های فوتبال است.))

و مطابق معمول با وقاحت یک چیزی هم طلبکار است، بهانه دعوت از ترامپ میباشد؟ تا بدین ترتیب به اتحادیه اروپا نشان دهند که تنها نیستند. و منظور از دعوت از ترامپ، مثلِ همیشه، نمایش و خود نمایی دلبهم زنِ انگلیسی‌ است؟ ترامپی که چندی پیش، زنِ هری نوه الیزابت را به لجن کشیده و او را نفرت انگیز و چندش آور خوانده است؟


بهرحال ترامپ را برای مقاصد سیاسی خود دعوت کرده و از آنطرف هم انتقام تحقیر‌هایی‌ که ترامپ به آنها روا داشته را با فحاشی‌های شهردار لندن و نمایشات و تظاهرات خیابانی انگلیسی‌ ها، از او میگیرند.


سه‌شنبه، خرداد ۰۷، ۱۳۹۸

برای یک رویا, Requiem for a dream


"برای یک رویا" نام فیلمی در شاخه واقعیت گرایی است، که به تحلیل معضلات موجود در جامعه و روان‌شناسی افراد میپردازد. فیلم به کارگردانی و نویسندگی "دارن آرونوفسکی" روسی و براساس رمانی بهمین نام نوشته "هوبرت سلبی جونیور" ساخته شده است. فیلم محصول سال ۲۰۰۰ِ شرکت آمریکایی "آرتیسان اینترتیمنت" است.

خلاصه فیلم: بیوه زنی مسن بنام "سارا گلد فارب" که همه زندگیش در آپارتمان کوچک و محقری جمع گشته و از مال دنیا پسری جوان بنام "هری" دارد که به مواد مخدر اعتیاد داشته و طبق رسم معتادین مرتبا از مادر دزدیده و خرج مواد خود میکنند.

تنها سرگرمی و دلخوشی سارا یک تلویزیون کهنه است که اکثر اوقات خود را در پای آن و به دیدن شو مورد علاقه ش میگذراند. این تلویزیون بار‌ها توسط پسر به مالخری، فروخته شده و مادر هر بار رفته و پول مالخر را داده و تلویزیون را برگردانده است.

هری معتاد اغلب اوقاتش را با دختر مورد علاقه ش بنام ماریون (یک طراح مد ناکام) و بهترین دوستش تایرون (مواد فروش سیاه‌پوست) می‌گذراند. هری و تایرون در پی به جیب زدن پول از راه فروش مواد مخدر هستند و ماریون هم در حالیکه کم کم به مواد اعتیاد بیشتر میابد، با آن دو همراه می‌شود و بخاطر هری و برای تهیه سرمایه اولیه فروش مواد مخدر، تن به فاحشه گی میدهد.

سارا که تمام وقت خود را در جلوی تلویزیون می‌گذراند و رؤیای شرکت در مسابقه تلویزیونی محبوبش را در سر می‌پروراند ، روزی از طریق تلفن، اطلاع میابد که برای شرکت در شو مورد علاقه ش و حضور در آن، انتخاب شده و او میبایستی منتظر رسیدن اطلاعات بیشتر از طرف کانال تلویزیونی باشد.

سارا که باور دارد حضورش در تلویزیون قطعی است، زیر نظر پزشک بدنامی شروع به گرفتن رژیم خوراکی می‌کند تا لباس قرمز رنگی که در جوانیش می‌پوشید، دوباره اندازه‌اش شود. او بزودی گرفتار قرص‌هایش می‌شود که در واقع مواد مخدر (مخلوطی از کوکایین و هروئین) هستند. اعتیادش او را از دنیای واقعی دور و توهم‌های هراسناکی را جانشین آن می‌کند.

هری و تایرون هرچند در آغاز کار موفق بجمع‌آوری پول قابل توجهی می‌شوند، اما درنهایت این پول خرج مصرف فزاینده هر سه می‌شود و از دست می‌رود. هری که همراه تایرون درصدد قاچاق مواد از شهری دیگر هستند، با عفونت بازوی هری (بر اثر تزریق با سرنگ آلوده) به دکتر مراجعه می‌کنند و به چنگ پلیس می‌افتند. بازوی هری برای پرهیز از گسترش عفونت قطع می‌شود ، رفیقش زندانی گشته و ماریون نیز که اینک تنها و بی‌کس شده، برای تهیه مواد روی به تن‌فروشی می‌آورد. سارا هم پس از گذشت مدتی کوتاه دچار فروپاشی عصبی و در آسایشگاه روانی بستری می‌شود.

دیدن این فیلم که اکیدا سفارش میشود، از این نظر اهمیت دارد که:

۱- بازگو کننده و نشانگرِ گوشه کوچکی از فاجعه‌ای است که در جامعه آمریکا در دهه‌های ۷۰-۸۰ در جریان بوده است.(امروزه شدت و حدت آن ده‌ها برابر است) و تاکید و تائید این واقعیت که نخستین بار از حنجره رئیس جمهور وقت- رونالد ریگان -درامد، که گفت: دشمن اصلی‌ امریکایی‌ها (تمامی ملت ها) مواد مخدر است.

۲- تاثیر برنامه‌های فاسد و مخرب ساخت امپراطوری رسانه‌ای غربی و کانال‌های تلویزیونی که هر کدام برای خود، یک کارخانه احمق سازی است، بروی عوام و مردمیست که به دلیلِ تجربهِ دیگر معضلات موجود در جامعه، آسیب دیده ا‌ند.

۳- بی‌ ثباتی رکن اصلی‌ جامعه بشری یعنی‌ خانواده در جوامع و تاثیرات مخرب و ترمیم ناپذیر آن، بر روی افراد.

۴- تاثیر مخرب و هولناکِ بی‌ سواد‌ها و ندانم کار‌ها که خود را متخصص و کارامد میدانند، بویژه در بخش‌های دولتی، مانند بیمارستان ها، زندان‌ها و ارگان‌های رسیدگی به امور اجتماعی.

دیدن این فیلم با اینکه عنوان نمایش و سرگرمی را یدک میکشد و معمولا به فیلم‌ها و سناریو‌ها نمیبایست با نگاهی‌ جدی پرداخت، ولی‌ از آنجایی که داستان فیلم، واقعیت‌هایی‌ غیر قابل انکار را به دید میکشاند، واقعیت‌هایی‌ که در جامعه و زندگی‌ واقعی‌ دیده و شنیده و تجربه شده ا‌ند، از این نظر، بسیار تفکر برانگیز و قابل بحث است.

چهارشنبه، فروردین ۱۴، ۱۳۹۸

بانی و کلاید


انی الیزابت پارکر و کلاید چستنات بارو- معروف به "بانی‌ و کلاید" زوج سارق و قانون‌شکن آمریکایی بودند که در دهه پس از جنگ جهانی‌ دوم به سبب دزدی‌های متعددشان از بانک‌ها (و یا ربودن سرمایه‌های سرمایه داران خون خواری که خود شاه دزدند، و به صغیر و کبیر رحم نمیکنند) و درنتیجه درگیریهای پیدرپی با پلیس فاسد وابسته به این سرمایه داری و همچنین انعکاس شورانگیز ماجراجویی‌های آنها در بین مردم که آنان را رابین هود نامیده و آنان را قهرمان میدانستند( چراکه بانی‌ و کلاید با سرمایه داری بیوجدان و بیرحم و بسیار جنایتکار درفتاده و مردم آنان را بنوعی، دستِ انتقامِ خلق از سیستم کثیف حاکم میدانستند.) در روزنامه‌ها و در بین مردم آمریکا نشین معروف و مشهور شده بودند.

بانی‌ و کلاید در یک جشن سال نو یکدیگر را ملاقات کرده و بهم دل میبازند. ایندو ابتدا بطور اتفاقی و بخاطر گرسنگی زیاد به رستورانی رفته و اولین سرقت خود را با خوردن خوراک و فرار از رستوران انجام میدهند. سپس به یک پمپ بنزین دستبرد میزنند و پس از آن اولین بانک را غارت کرده و بدین ترتیب یک تیم سرقت را با همدیگر تشکیل دادند که تا دو سال فعالیت شایان آن ادامه داشت. میدان فعالیت ایندو بیشتر، پمپ بنزین‌ها، رستورانها و بانکهای ایالات تگزاس، اوکلاهما، نیومکزیکو و میزوری بود.

پلیس آمریکا که در رابطه با شناخت و دستگیری مجرمین، طبق معمول همیشگی‌، بسیار ناتوان و بی‌ لیاقت عمل میکرد، اینبارهم، ازدست ایندو بخاک ذلت و تسلیم نشسته بود. بانی‌ و کلاید همچنان تکتازی کرده و به بانک‌ها دستبرد زده و آنها را غارت و خالی‌ میکردند. سپس ایندو بشهر‌های مجاور رفته و با استقبال پرشور مردم روبرو میگشتند. و دربین مردمی که آنان را مانند قهرمانان واقعی‌ ستایش مینمودند، و در ضمنی‌ که کلاید رانندگی‌ میکرد، بانی‌ از پنجره ماشین، پول‌ها را در بین مردم پخش میکرد. سرمایه داری خونخوار و ابلیس منش، اینها را میدید و زجر می‌کشید تاجاییکه برای مقابله با ایندو جوان، جایزه‌ای کلان قرار داده و از سراسر استان‌های همپیمان آمریکا، جنایتکاران، قاتلان حرفه ای، جایزه بگیر‌ها و جانی‌ها را برای دستگیری آنان بسیج نمودند. ولی‌ همچنان ایندو از دام‌ها و مهلکه‌ها و از دست جنایتکاران فرار کرده و آنان را مسخره میکردند. کار به آنجا کشید که بانی و کلاید پنج زندانی را از زندانی واقع در والدوی تگزاس، فراری دادند. و در درگیری که بین آنها و پلیس رخ داد، دو پلیس در گریپ‌واین تگزاس و همچنین یک رئیس پلیس در میامی کشته شدند. از این زمان به بعد، سرمایه داران برطبق یک سفارش قدیمی‌ مادران ابلیس پرست خود، که همه فرهنگ آنان بر روی آن سوار است، عمل کردند. و فرهنگ تزویر و فریب و خیانت و خباثت را بجریان انداختند. آنها با فریفتن پدر یکی‌ از دوستان بانی‌ و کلاید، اطلاعات لازم را در مورد این دو بدست آورده و آنان را با حیله در کوره راهی‌ در گیبسلند ایالت لوئیزیانا بدام انداختند. زمانیکه نزدیک دام رسیدند، ماشین ایندو، از طرف تمامی آدم کشها، لشگری از پلیس تگزاس و لوئیزیانا، بمدت یک ربع ساعت، برگبار گلوله بسته شد. و هردو بضرب گلوله مانند آبکش شدند. سپس وحشی‌هایِ بربرِ جنایتکار، ماشینی را که پوشیده از گلوله بود و اجساد آبکش شده و غرق خون بانی‌ و کلاید در آن جای گرفته بود را، مدت‌ها در خیابان شهر‌های مختلف، برای نمایش و درس عبرت، بحرکت دراوردند. ولی‌ پس از آنکه رضایت دادند که این دو بخاک سپرده شوند، صد‌ها هزار مردم آمریکا نشین، در تشییع اجساد این دو شرکت کرده و حماسه آفریدند.

دورانی که بانی و کلاید در آن به سرقت از سرمایداری خون خوار پرداختند، دوران گرسنگی و قحطی بزرگ نامیده شده و دراین دوران مردم آمریکانشین دچار بدترین شرایط زندگی‌ و دست و پنجه نرم کردن با بیماری‌های واگیردار و میکربی وحشتناک بودند. این دوره در تاریخ آمریکا به عنوان دوره سیاه و رکود اقتصادی بزرگ نامیده شده است. بعدها سرمایه داری حاکم بر آمریکا، با درس از ماجرای بانی‌ و کلاید، سیستم شنود و جاسوسی عظیمی‌ را بکار انداخته و سازمان‌های مخوف جاسوسی و جنایتِ بیشماری را در دنیا تشکیل دادند.


چهارشنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۹۷

چه احتیاج بماه نوست در شب عید, ترا که ماه نو از چاک آستین پیداست


زال روزگار ثابت می‌کند ملتی که مرتبا فیلم‌های تخیلی‌ و تخمی و تاریخی‌ ساخته و برای خود قهرمانان دروغین و مافق انسانی‌ میسازد که میتوانند یک تنه به افغانستان رفته و لشگر روسیه را با یک مسلسل و کارد به نیستی‌ و نابودی بکشانند و یا پرواز کرده و هرجا پلیدی دید بر سرش خراب شود و و و، ملتی بسیار ترسو و بزدل و عقده‌ای است که واقعیت گرایی را بکلی از دست داده است. و آنچنان دل به تخیل بسته که همه امیدش به این است که قهرمانی از غیب پیدا شده و کاری بکند. این ملت همه چیزش دروغین است.



دیوار و فاچاق


دیوار همان رقابت خونین قاچاق مواد مخدر بین خود و دیگران/اروپایی‌ها است مگر خودمان چلاقیم که واردات مواد مخدر به آمریکا را که به صد‌ها تن در هفته می‌رسد را به کارتل‌های قاچاق مواد مخدر اروپایی به رهبری انگلیس و فرانسه واگذار کنیم. (دونالد ترامپ رئیس جمهور استان‌های همپیمان منطقه آمریکا)

یاد آوری میشود مصرف روزانه مواد مخدر در آمریکا از مصرف آب بیشتر است و امروزه رقابت هولناکی بین کارتل‌های قاچاق مواد مخدر اروپایی و امریکایی در جریان است.
نسل‌های معتاد که مغز‌هایشان بر اثر مصرف ۱۰۰ ساله مواد مخدر سنگین، بکلی زایل گشته است، برای مردم بیچاره کشور‌های بی‌ دفاع دنیا تصمیم میگیرند.