
نمایش پستها با برچسب قاجار. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب قاجار. نمایش همه پستها
پنجشنبه، خرداد ۰۵، ۱۴۰۱
یکشنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۴۰۱
وقتی مرغان خروس میزایند

پس از اشغال ایران توسط قبایل قاجار، و ازهم پاچیدن امپراتوری، آغا محمد دستور داد صاحبان قلعه ها و روستاها را سر بریدند و قلعه های مستحکم را ویران و روستاهای ایران را در بین سران قبیله خود تقسیم کرد و هر قلعه و یا روستا را به یک قجر بدنهاد سپرد. گفته اند که قاجارها بشدت بربر و خرافاتی بودند، همانگونه که رسم جاهلها و مردم عامی بیابانها است. یکی از قجرهای ظالم که کدخدای دهی بود ،شامگاهی به ده درآمد، خروسی در آنوقت آواز سر داد .قجر اینحال را به شگون بد گرفت و دستور به قتل همه خروسها داد. چون وقت خفتن در رسید، گفت:باید که مرا وقت بانگ کردن خروس بیدار کنید .گفتند: بدستور تو در این ده حتی یک خروس باقی نمانده ،این آرزو چگونه میسر شود؟ گفت: به مرغان بگویید از این ببعد خروس بزایند!( این حکایت آدمی را یاد اعمال و برنامه ریزیهای اشغالگران جمهوری اسلامی در این ۴۳سال شوم می اندازد!)





پنجشنبه، آبان ۰۸، ۱۳۹۹
حاج ميرزا آغاسی
از خدمات بیدریغ و گسترده، حاج ميرزا آغاسی وزير محمدشاه قاجار از خائنین به ایران و نوكرسينه چاك انگليس و فرانسه، بجز فروش وغارت و ویرانی امپراتوری پارسها، کندن قنوات و ریختن توپ جنگی بود. اوبه بهانه کندن چاه و قنات , بر تمامی کندکاریهای دزدان فرنگی آثار باستانی ایران, سرپوش میگذاشت , و اگر با اعتراض چاه کنان روبرو میشد که کندن قنات در زمینی که آب ندارد بیفایده است, در پاسخ میگفت برای ایرانیان آب نداشته باشد, برای آنها( فرنگیها) که نان دارد, و دستور داده بود در کارخانجات توپ سازی ایران, بطور مدام توپ میریختند و کشتی کشتی این توپها رابه فرنگ میبردند. این دو کار بیش از هرعمل دیگری بانی نابودی امپراتوری پارسها شد. چراکه در انگلیس و فرانسه نه مصالح , نه تکنیک و نه ابزار توپ ریزی وجود داشت , و آنها برای تجاوزات خود نیاز مبرم به این فناوری داشتند.
بیدل شاعیر دوران قاجار دراینباره مینویسد:
نگذاشت برای شاه, جاجی درمی
شد صرف قنات و توپ هر بیش و کمی
نه مزرع دوست را از آن آب نمی
نه لشگر خصم را از آن توپ غمی!
حاجی در دوران پادشاهی ۱۴ساله محمدشاه (۱۸۳۴–۱۸۴۸/ ۱۲۵۰– ۱۲۶۴ ق) کار خیانت به ایران و نوکری انگلیس و فرانسه را بجایی کشاند بود که درکمال تعجب هر نامه ای را که به زیردستان خود مینوشت، یک نسخه را به جاسوسی خانه ی فرانسه و انگلستان هم میفرستاد.
دراین باب، میرزا محمدتقی خان بارها به او تذکر میداد اما او گوشش بدهکار نبود.
بساط دولت حاجی (میرزا آغاسی) از پای بست ویران بود. خیانت ها و کژاندیشی و غلط کاریهایش، امپراتوری را ناتوان کرد. در بیشتر استانها آشوب برپا شد. خزانه ملت را بکلی ور شکسته کرد.
اگرچه او خودش آدمکش نبود، ولی مدار حکومتش بر سنت کشتار و ترور توسط تروریستهای انگلیس و فرانسه میگشت و عمّال او بیداد میکردند. انواع ستم و تعدی بر مردم روا میداشتند. غروب که میشد هیچ بچه و زنی جرأت بیرون شدن از خانه نداشت. مردم را راهی نبود که عرضحالی بکنند و اگر به «هیئت اجتماع میخواستند تظلمی کنند به انواع و اقسام تهمتها مبتلا میشدند. حاجی بجز فحش کار دیگر نداشت».
درعوض صدها فرقه مذهبی وعقبمانده که کاری بجز منفعل ساختن روح آزاده و پارسای پارسها نداشتند, سر برآوردند و شاه و وزیرش حاجی میرزا آغاسی خود جلوه ای از حکومت مذهبی گشتند .
و جعبه جعبه تریاک ساخته و در بین مردم پخش میشد. این درحالی بود که انگلیس و فرانسه برای دولت حاجی هورا میکشیدند و برایش مرثیه میساختند و آفرین میفرستادند, نماینده انگلیس «کولوئل استوارت» در خاطرات خود آزادیهای فردی و اجتماعی حکام بر این دوره را اعجابانگیز میخواند!». کلنل استوارت در خاطرات خود میگوید: «آزادی بیان در ایران بیمانند است و توده مردم هرچه میخواهند میگویند!». سارتیژ سفیر فرانسه گزارش میکند: «در ایران کشتن و شکنجه عملاً لغو شده است»!
میرزا آغاسی ۲۴ روز پس از مرگ محمد شاه قاجار به حرم عبدالعظیم رفته نامه ای به مسیو ف. کلمباری
از دیگر خائنین و اعضای فارسی دان سفارت فرانسه مینویسد. و به خیانت و نوکری خود به فرانسه و انگلیس مباهات کرده و از اینکه پس از مرگ شاه این دو به او پشت کرده و از وی حمایت نکردند شکایت میکند. به نوشته فریدون آدمیت، این نامه در کتابخانه ملی پاریس موجود است. تاریخ نامه، اول ذیقعده ۱۲۵۴ قمری برابر با جمعه ۲۹ سپتامبر ۱۸۴۸ است.
جمعه، مهر ۲۰، ۱۳۹۷
یکشنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۹۶
آبشار نیاگارا در کانادا و سرمایِ ۳۰ درجه زیر صفر- Niagara Falls
آبشارهای نیاگارا به مجموعهٔ سه آبشار "آبشار نعل اسب، آبشار آمریکایی و آبشار نقاب عروس"- گفته میشود که در مرز آمریکا و کانادا در استان انتاریو از قلمروی کانادا و در استان نیویورک در قلمرو آمریکا جای دارد. این آبشارها در سر جنوبی گلوگاه رود نیاگارا قرار دارد.
این آبشارها از بزرگ به کوچک به ترتیب عبارتند از: آبشار نعل اسب در بخش کانادایی و آبشار آمریکایی در بخش آمریکایی جای دارند که بوسیلهٔ جزیرهٔ بز یا گوت آیلند از هم جدا شدهاند. آبشار کوچکتر یا همان نقاب عروس هم در سوی آمریکایی این مجموعه آبشار است که از دیگر آبشارها بوسیلهٔ جزیرهٔ لونا جدا شده است. مرز بینالمللی دو کشور در اصل از سال ۱۸۱۹ از میان آبشار نعل اسبی میگذرد اما این مرز به دلیل فرسایش زمین و ساخت و سازها مورد مناقشه است.
باوجود این آبشار، سرزمین کانادا بهیچ منبع انرژی دیگری احتیاج ندارد. و توربینهای برقی که توسط این آبشار تغذیه میگردند، برق مورد نیز این کشور را تامین میکنند.
یکشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۹۶
ایران در زمان قاجار
در زمان قاجارها تا ۱۰۰ سال پیش هنوز ایران یک امپراتوری بود. پس از تحمیل جنگ جهانی اول به ایران (۱۹۱۸-۱۹۱۴)، بیش از نیمی از ایران و مناطق تاریخی اران و شروان ، نخجوان ، گنجه ، دربند ، قره باغ و باکو و شمال ارس، بطور کلی از پیکره مادر جدا گشته و کشورهای جدیدی مانند ترکیه، پاکستان، عربستان، عراق، سوریه، لبنان، لیبی، افغانستان، ترکمنستان، ارمنستان تشکیل گشتند. و ۱۷شهر قفقاز (تاجیگستان، ازبکستان، قرقیزستان، ترکمنستان، ازبکستان، ارمنستان ... بنام سرزمینهای ایرانی نشین Persidesky معروف بوده و آنهم بدلیل اینکه همواره از هویت تاریخی انکار نشدنی ایرانی برخوردار بوده اند. همین امروزه هم زبان جاری پارسی در این مناطق و پاسداشت سنتهای ایرانی مانند جشن نوروز و شب چله، و دهها نقاط مشترک فرهنگی و معنوی، آثار باستانی سنگی مانند آتشکدهها و کاخها و و و در گوشه و کنار این مناطق اسناد درستی این ادعا میباشند) به شوروی سابق الحاق شد و در این راه بیش از ۱۱ میلیون ایرانی توسط انگلیس و فرانسه و با کمک قبایل ترک و عرب حاشیه نشین مرزهای ایران، کشته شدند. و عرب و ترک صاحب سرزمین و کشور گردیدند. حمله اعراب و ترکها از اینجا ریشه میگیرد. روند تجزیه ایران در جنگ جهانی دوم هم ادامه یافت و کشورهای پاکستان، اسرائیل، امارات، بحرین هم از ایران جدا گشته و خوزستان نیز در برنامه بود.
این گوشه کوچک و مختصری از تاریخ معاصر ایران است. و دستگاههای پر قدرت و جهان شمول رسانهی غربی بدنبال پیگیری سیاستهای انهدام کامل فیزیکی و معنوی ایران، دهها تاریخ جعلی و غیرِ واقعی مانند تاریخ عثمانی و تاریخ اعراب و تاریخ فرانسه و انگلیس از تاریخ ایران ساخته و بدین ترتیب سعی در بیهویت ساختن ایرانیان داشته و دارند.
بهرحال هدف از این پست نوشتن تاریخ نبوده و تنها به نشان دادن تعدادی از تصاویر از گوشه و کنار ایران در اواخر دوران قاجارها میپردازد. زمانی که غربیها هنوز با تحسین مافوق تصور به ایران مینگریستند و زیبارویان ایرانی و شکوه و جلال ایران، الگو و راهکارشان بود. امروزه با نشان دادن تصاویری از خدمتکاران و خواجگان دربار قاجار که اکثرا ترک بوده با عنوان زنان و مادران و دختران پادشاهان قاجار، و نشان دادن تصویر گدایان دنیا تحت عنوان مردم ایران در زمان قاجار، و با ندید گرفتن هزاران سند و مدرکی که آنها را انکار میکنند، با جدیتی احمقانه تلاش در خفیف کردن عرق میهن پرستی ایرانی دارند. بهرحال این تصاویر بیشتر مربوط به شهرهای تهران و تبریز و و همدان و بندر پهلوی و مرکزی ایران میباشد.

شنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۹۲
مظفرالدین شاه، شاهی که از سایه خودش نیز میترسید

سید حسین بحرینی آخوند مقرب مظفر الدین شاه که بسیار نیز به وی معتقد بوده است.
شاهان دست نشانده غاجار(قاجار) به تنه لشی، زن بارهگی، ترس، وطن فروشی، بیرحمی و فساد مشهورند، ولی در بین آنها، مظفر الدین شاه، بعد از آغا محمد خان که یک خواجه عقدهای و روانی بود، تک خال این خاندان است. در دوران غاجار ها، آخوندها قدرت مطلق داشتند و ایران را آنچنان ذلیل و ویران و تکه تکه کرده بودند که اگر رضا شاهی ظهور نکرده بود، از ایران نیز چیزی باقی نمیماند. و نفرت آخوند و انگلیس از خاندان پهلوی از آنجا ریشه میگیرد که رضا شاه مانع از ویرانی صد در صد ایران به دست انگلیس و نوکرانش آخوندها شد. و این کار ۵۷ سال عقب افتاد. به هر حال در زمان مظفر الدین شاه، آخوندها بیش از شاهان دیگر این خاندان ننگین، در راس قدرت بودند.
در بین آخوند ها، شخصی به نام سید حسین بحرینی آخوند مقرب مظفر الدین شاه بود و این شاه ترسو که از سایه خویش نیز هراس داشت بدون این آخوند آب نمیخورد.
بعضی تاریخ نویسان داستانهای عجیبی را از این آخوند نقل کرده اند.

داستان نقل شده به شرح زیر است :
«هر وقت هوا بنای رعد و برق را می گذاشت شاه فوراً در قعر اطاق پستوئی که به هیچ جا روزنه نداشت و تاریک بود مخفی شده فورا عقب سید بحرینی و پسرهایش می فرستاد و از ترس زیر عبای سید بحرینی قرار میگرفت و دست به دامان آنها می شد، الله و لبیک می گفت. آنها یاجدا یاجدا می گفتند و شاه مثل همان ابر بهاری گریه می کرد و مشغول نذورات و بخشش می شد».
تاج السلطنه، دختر ناصرالدین شاه در خاطراتش در باره باورهای مظفرالدین شاه و نقش سید حسین بحرینی، آخوند مورد اعتماد شاه قاجار می نویسد: «این برادر عزیز من از رعد و برق٬ خیلی ترسناک و معتقد به جن و پری و موهومات بوده است و این سید [بحرینی] در زمان انقلاب هوا و تیرگی رعد و برق البته باید در حضور باشد و شروع به خواندن اسم اعظم و آیات نماید و به اصطلاح در مقابل طبیعت واقع باشد . مبادا خدای نخواسته صدمه به وجود مبارک اعلیحضرت همایونی وارد شود و به مناسبت همین خدمت بزرگی که نسبت به اعلیحضرت می نمود فوق العاده دارای مرحمت و حقوق گزافی بود».
شنبه، تیر ۲۴، ۱۳۹۱
شباهتهای قاجار با جمهوری اشغالگران اسلامی
بنیانگذار هر دو آقامحمد خان و خمینی از آدم کشی روی نرون را سفید کردند، هر دو ایران فروشی ازاهدافشان بود، هر دو رئیس دولت های دزد و دروغگو مانند میرزا آقاخان نوری و رفسنجانی یا احمق و دزد مانند حاج میرزا آقاسی و احمدی نژاد و حسن شیاد بر می گزیدند،
هر دو تقلب و دزدی و کم فروشی را در ایران رواج دادند، هر دو دم کون زنان دخیل بسته بودند، در هر دو آخوندها بر جان و مال و ناموس مردم مسلط شدند، هر دو اعتیاد را در جامعه گسترش دادند، هر دو صنایع تولیدی را در ایران نابود کردند، هر دو خرافات را در جامعه گسترش دادند، هر دو چیزی نمی ساختند اما هر که پیش از آنها مکانی ، شهری یا بندری ساخته است نام آن را بر روی خودشان می گذاشتند( بندر امام خمینی)
هر دو توهم رهبری جهانی داشتند، فتحعلیشاه قاجار با لقب شاه جهانگشا و خامنه ای رهبر مسلمین جهان، این از شباهتها بود اما یک تفاوت هم دارند و آن این است که در دوره قاجار در آرد نان پزی خاک اره می کردند اما در جمهوری اسلامی این کار را نمی کنند و دلیل آن این است که امروز قیمت خاک اره از آرد بیشتر است.
برگرفته از سایت روشنگر نسل سوخته.


