‏نمایش پست‌ها با برچسب تاریخ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تاریخ. نمایش همه پست‌ها

جمعه، فروردین ۲۱، ۱۴۰۵

هشدار به ملت ایران


مردم فرار نکنید، پنهان نشوید، کفن بپوشید و با ابلیسی که در خانه، شما را اسیر کرده تا اربابانش سر فرصت شما را بکشند، بجنگید.
شما در دنیا بجز خود، هیچکس را ندارید، و تمامی نمایشات چین و روسیه و ترامپ و قرمساقهائی از ایندست تماما دروغین و ساختگی است. فرصت دارد از دست میرود.



یک مطلبی که باید متذکر شد این است که حضرت زرتشت گرامی، میفرماید که آدمی از دو نیم تاریک و روشن و یا نور و ظلمات و یا زندگی و مرگ تشکیل یافته است. او همچنین فرموده که هر چیزی در دنیا با ضد خود معنا پیدا میکند. یعنی در نبود ظلمات، نور وجود ندارد و در نبود پلیدی، نیکی معنا ندارد.
برخلاف اشتباه اکثر مردم، بخش تاریک آدمی کاملا بد و بدرد نخور نیست، همزمان که بخش نیک هم سد در سد خوب و سودمند نیست. (همان دوایر کوچکی که با رنگی برخلاف رنگ گل جغه خود، در یین و یانگ قرار دارند).
مثلا اگر در ۱۵۰ سال پیش، هندیها که همگی پارسی زبان بوده و «آئین به » را داشته و زرتشتی بودند، اولا برده های چشم آبی و بور وحشی را به هند نیاورده بودند. و اگر هم این اشتباه را مرتکب شدند، هنگامیکه پلیدی آنها را دیدند، در مقابل غلامان و بردهگان و نوکران انگلیسی خود، ایستاده بودند و آنها را قَل و قَم (قلع و قمع) میکردند. در نتیجه دنیای امروز هیچیک از پلیدیهائی که در ۱۵۰ سال گذشته تجربه کرده را نمیدید. ولی مهاراجه های هندی در مقابل نوکران و برده های چشم آبی که از بیابانها آورده بودند، کوتاه آمده و از راه صلح و انسانیت درآمدند، و نتیجه اینکه غلامان چشم آبی وحشی ریختند و هم مهاراجه را تکه پاره کردند و هم سرزمین پهناور سند که آنچنان ثروتمند و زیبا بود که در دنیا زبانزد بود و در جویهایش در و گهر روان بودند، به فقر و تباهی و ویرانی مطلق رسانده و نابود و فنا کردند، و هم بیش از سد میلیون انسان شریف از توحش و بیرحمی و بیماریهای چشم آبیها کشته شدند و سند شد هند.
و به همینجا هم ختم نشد، با ثروتهای هند، فقط دو جنگ هولناک اول و دوم به مردم دنیا تحمیل شد که سبب چیرهگی ابلیس بر جهان گشت. و نتیجه نیکوکاری اهالی سند، در مقابل وحشیهای چشم آبی که جذام کمترین بیماریشان میبود، موجب نابودی انسان و انسانیت در دنیا گشت. آنچنانکه تا به امروز داریم چوبش را میخوریم. چون همین سناریو در ۴۷ سال گذشته در ایران اجرا کردند و وحشیهای چشم آبی به ثروتهای بیکران ایرانیها دست یافته و توسط آنها انسانیت باقیمانده در دنیا را به نابودی کشاندند.
و همین امروز در جلوی چشم کور مردم دنیا، نود میلیون (بگفته ای ۴۰۰ میلیون) ایرانی را بدون گناه و ختا و بی دلیل، چهل روز بمباران وحشیانه کرده و ملت ایران، از کودک و پیر و زن و مرد غیرنظامی را، قتلعام میکنند، و ارتباط آنها را با دنیا بریده تا احدی از جنایات مشمئز کننده جهود ابلیس و وحشی غربی آگاهی نیابد. و مدارس مینابها بازتاب نیابد. سپس دو هفته فرصت میدهند تا تمامی مواد خام، خوراکی و دیگر مایحتاج وحشیها توسط میلیونها کانتینر و به روش ۴۷ ساله اشغال ایران، از ایرانیان دزدیده شده و از ایران خارج گردد، و بعد از آن دوباره به بهانه های مسخره و جنایتکارانه، چهل روز بمب بر سر آن مردم میریزند و آب و منابع انرژی و موزه ها و دانشگاهها و راه ها را میزنند، و دوباره دو هفته چپاول میکنند، همزمان که نوکران وحشی و حرامیشان ملت ایران را فلج کرده اند. و اینکار را ادامه داده تا زمستان و سرما از راه برسد و ملت ایران که دیگر نه مواد معدنی و خوراکی برایشان مانده و نه انرژی، در قحطی و سرما در گروههای میلیونی کشته شوند. همانکاری که در زمان جنگ جهانی اول کردند و بیست میلیون ایرانی را کشتار نمودند و سپس با یک سپاه سد نفری از بربر ها ریختند و باقیمانده را از دم تیغ گذراندند و سرزمینهای جعلی و اشغالی ترکیه و سوریه و عراق ووو را تشکیل دادند.
پس در پاسخ به پرسش اینکه پلیدی کجا بدرد میخورد، باید گفت آنجا که با پلید طرفیم. و در مقابل آنکه بقصد کشتن ما و نابودی خان و مانمان حمله آورده، باید از او پلیدتر بود. در جائیکه میبینیم حق در حال سرکوبی است، باید نعره دیو آسا کشید. باید با ابلیسی که در خانه ما درحال کشتار ما از درون است تا اربابانش از بیرون کار را یکسره کنند، با تمام قدرت جنگید. و در اینراه از جان مایه گذاشت. اگر تا امروز برای خودتان نجنگیدید و تن بهر خاری دادید، دستکم امروز و همین حالا، اگر آب دستتان است، بزمین گذاشته و برای کودکانتان بجنگید. چون شما بهرحال پس از مدتی کوتاه و با ذلت خواهید مرد، پس امروز بخاطر کودکان بیگناهتان جان بدهید و کفتارهای وقیح و بیشرم و جنایتکار را از خانه بزداید. صبر نکنید تا سناریو جنگ جهانی اول دوباره از طرف ابلیسهای جهود و غربی تکرار گردد.

پنجشنبه، اسفند ۲۸، ۱۴۰۴

رضاشاه روحت شاد


هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد بعشق



نوبهار از خوید و گل‌آراست گیتی رنگ رنگ
ارغوانی گشت خاک و پرنیانی گشت سنگ
گل شکفت و لاله بنمود از نقاب سرخ روی
آن ز عنبر برد بوی و این ز گهر برد رنگ
شاخ بادام از شکوفه لعبتی شد آذری
جامهای می گرفته برگها هر سو بچنگ
ابر شد نقاش مانی و باد شد عطار جم
باغ شد ایوان نور و راغ شد دریای گنگ
منوچهری

دوشنبه، اسفند ۱۱، ۱۴۰۴

جمعه، اسفند ۰۱، ۱۴۰۴

درندهگان انسان نما


تصاویر اندکی از کشتار مردم ایرانی ساکن در آناتولی توسط اتحاد انگل استان و روسیه و فرانسه و بیابانگردانی که امروزه جهود و تورگ و عرب نامیده میشوند، در زمان جنگ جهانی اول. و تجزیه غرب ایران به ایراگ و سوریه و ترکیه و یونان و ارمنستان.





چهارشنبه، بهمن ۰۱، ۱۴۰۴

دوران امپراتوری صفوی دوران شکوفائی دانش و هنر بشر در دنیا


تصاویری از ایران و ایرانی‌ در دوران امپراتوری صفوی که تا ۳۰۰ سال پیش بر دنیا حکومت میکرد توسط نقاشان بزرگ ایران



بخش کوچکی از انبوه نقاشی‌های نقاشان نابغه زمان امپراتوری صفوی را در اینجا میتوانید دید.
تصاویری که از نقاشی‌های بزرگ نقاشان ایرانی‌ که از دربار و دوران زندگی‌ ایرانیان در زمان امپراطوری صفوی کشیده شده در قرن ۱۸ و ۱۹ به همراه کتب دانشمندان ایرانی‌ و و و به اروپا برده شده و پس از آن فرانسه و انگلیس با ساخت فیلم‌هایی‌ از روی این تصاویر و نسبت دادن آنها به خود، تاریخ امپراتوری صفوی ایرانیان را از آنان دزدیده و با بیشرمی و وقاحت و از سر حقارت و ننگی که از گذشته خود دارند و از روی ذات دزد و ننگین نهادینه، بخود نسبت دادند، تا بدین ترتیب تاریخ بربریت خود را بپوشانند. تا زمان شاه میهن پرست ایران، محمد رضا شاه پهلوی، این تصاویر در موزه‌های فرانسه و انگلیس به نام دوران صفوی ایران به نمایش گذشته شده و جرات اینکه چنین دزدی آشکاری را انجام دهند، نداشتند، ولی‌ امروزه با سؤ استفاده از نبود یک حکومت ایرانی‌ و اشغال ایران توسط بدترین دشمنانش یعنی‌ تورگ ها، اخوانی‌ها و اعراب، با خیال راحت با عنوان تاریخ فرانسه و انگلیس تغییر نام داده‌اند.
و آنچنان با جدیت و حدت این تاریخ جعلی را توسط امپراتوری رسانه‌ای خود و هالیوود تبلیغ کرده‌اند که از ۷ میلیارد انسان روی زمین، ۶،۹ میلیارد آنها، نخواهد پذیرفت که این تاریخ جعلی و دروغین است، مگر اینکه در کلکسیون‌های خصوصی به نقاشی‌های مشابه‌ای برخورد کنید که نام نقاشان ایرانی‌ و امضای آنان هنوز بر روی این نقاشی‌ها حک‌ شده و پاک نگشته است.

و در آخر اینکه هیچ اجباری برای پذیرش حقیقت نیست، هیچ جبری برای این نیست که سخنان مرا بپذیرید، احمق‌ها همچنان میتوانند در حماقت بمانند و تاریخ جعلی دنیا را بپذیرند. ولی‌ واقعیت این است که آنکس که حقیقت را دید و قبول کرد، منت بر خود گذاشته و خویشتن را از شر تاریکی‌ رهانده است، و در نتیجه با پذیرش حقیقت، رفتار وحشیانه امروز غربی‌ها نسبت به مردم دنیا را خواهد فهمید و خود را در مقابل این بربر‌ها آماده نگاه خواهد داشت، و برعکس آنکس که با دروغ زیست و تحمیق خود را پذیرفت، ضمن اینکه انگ احمق را تا ابدیت بر پیشانی خواهد داشت ، هیچگاه نخواهد فهمید که دوست و دشمنش کیست و از کجا ضربه می‌خورد.

و قشنگی‌ کار اینجاست که این نقاشی‌ها همگی‌ بشکل فرش دست بافت میباشد که در قرآن ۱۷ در ایران بافته شده است ، و در نتیجه هیچ کشوری بجز ایران نمیتواند ادعای داشتن اینها را داشته باشد. این فرش‌های ایرانی‌ همگی‌ در اختیار فرانسه و انگلیس است و تنها تصاویرش فعلا در اینترنت میباشد.
تا این تصاویر را بکلی پاک نکرده و یا یک تکست و نوشته لاتین به آن اضافه نکرده و یا نشانه‌های ایرانی‌ آنها را با شیّادی بکلی پاک نکرده و بیش از این دگرگون نساخته اند، از دیدن دوران صفوی لذت ببرید.


منبع


سه‌شنبه، آذر ۲۵، ۱۴۰۴

آثار تاریخ باستان ایرانیان


نمونه ای از خروار آثار باستانی که توسط اروپائیها از ایران ربوده شده و اینک در اروپا است. جماعتی که جز دزدی و قتل و غارت و جنایت و دروغگوئی و گول بودن هیچ هنر دیگری نداشته و ندارند.





پنجشنبه، آذر ۲۰، ۱۴۰۴

باغ مالابا ابن سینا


کتاب گیاه شناسی ابن سینا



تصاویر منتخب خیره کننده از کتب باغ مالابار، رساله ای حماسی که به خواص دارویی گیاهان میپردازد. این کتاب که در اصل به زبان پارسی نوشته شده است، در مدتی نزدیک به ۳۰ سال توسط ابن سینا گردآوری شد و در ۱۲ جلد و هر جلد در حدود ۵۰۰ صفحه، با مجموع ۷۹۴۰ حکاکی روی صفحه مسی بین سال‌های ۱۶۷۸ تا ۱۶۹۳در دوران امپراتوری صفوی منتشر شد. و توسط هندریک ون رید (Hendrik van Rheede)، در زمان جنگ جهانی اول با سواستفاده از اوضاع بهم ریخته ایران که ناشی از قتل بیست میلیون ایرانی و غارت تمامی اموال گرانبهای ایران و ویرانی شهرها و قحطی و بیماریهای واگیردار اپیدمی شده ووو، مانند هزاران هزار یادگار گرانبها و ارزشمند نیاکان ما، از ایران ربوده و به هلند و اروپا برده شد. و گفته میشود که او علاقه شخصی زیادی به این مجموعه داشته است. اینکار توسط تیمی متشکل از صدها تن شامل پزشکان، اساتید پزشکی و گیاه‌شناسی، گیاه‌شناسان آماتور و شاگردان ابن سینا با تصویرگران و حکاکی ها، همراه با همکاری مردم عادی و حکومت وقت تهیه شده است. تصاویری که در زیر میآید گوشه بسیار کوچکی از این مجموعه بینظیر است که اینک در دست بیگانگان است.





جمعه، آذر ۱۴، ۱۴۰۴

گوشه کوچکی از آثار باستانی که از ایران کنونی بدست آمده است بخش یک


تصاویر زیر یک نمونه از خروار آثار باستانی است که در فلات قاره ایران کشف و توسط غربیها از ایران ربوده شده و اینک در موزه ها و کلکسیونهای خصوصی آنها پنهان و یا بنام دیگری ثبت شده است. و دانستن این واقعیت که قاتلان و غارتگران بیابانگر با دنیا چه کرده و میکنند، مهم نیست، چراکه خود آنها مهم نیستند. آنچه که اهم و ارزش واقعی است، ملت ایران هستند و شناخت آنها از تاریخ واقعی و باشکوه ایران که همان تاریخ موجودیت بشر و اولین انسان و آدمیت جریان یافته توسط ایرانیان در دنیا است. چون غربیها حتی به کودکان خود هم رحم نمیکنند و آنها را با خوراکیهای سمی و تکنولوژی آلوده و دریاهای پر از زباله و لقمه حرام و تجاوز و خشونت و بیرحمی و دروغ و گمراهی و پلیدی و دزدی و قتل و افتخار به همه اینها، انباشته و پر میسازند، پس انتظار آدمیت از این موجودات بی روح، بسیار بیهوده و عبث و درواقع آب در هاون کفتن است و بس. و خبر بدتر اینکه حکایت همچنان باقیست.


تصویری از خاندان هخامنشی و خاندان ساسانی در کنار هم و این واقعیت که هر دو اینها مانند دیگر خاندان پارسی که دنیا را هزاران سال اداره کردند، از یک ریشه و ژن و گهرند.



اکثر نمادهای ایران که نشانهای تاریخ و هویت ایرانیان هستند، در یک تصویر. نمادهائی مانند، چلیپ، مهر و ماه، تاج، سیمرغ، آتش و حلقه، عصای زرتشت که گوی و قلم و دانش است، جام جهان نما، بآل و خدای بآل.



نقشه ای از هزاران نقشه کشیده شده توسط ایرانیان در هزاران سال پیش. این نقشه کره زمین را پیش از زلزله و سیل بزرگ در ۱۴۰۰ سال پیش و تقسیم زمین در منطقه آناتولی و جدا شده آسیا از آفریقا و جائیکه امروزه اروپا نامیده میشود را نشان میدهد.


سه‌شنبه، آبان ۱۳، ۱۴۰۴

نخستین آدم پارسی بود


پادشاهان پیشدادی ایران، باز نشر مقاله کوتاهی از گذشته این دفتر.
فردوسی کبیر هزار سال پیش از موجوداتی بنام دئو مینویسد و امروزه پس از زیر و رو کردن خاک ایران بزرگ که شامل مصر و اردون و یونان ووو میشود تازه به وجود موجوداتی بزرگ پیکر که چهر آدمی داشتند پی برده اند.



به شهادت تاریخ واقعی، شاهنامه فردوسی‌ کبیر و تمامی تاریخ نویسان حقیقی، ایران تنها کشوری در جهان است که تاریخش از زمان حضرت آدم شروع میشود. یعنی‌ تاریخ ایران به پیدایش انسان برمیگردد و ایران قدمتی در حد بوجود آمدن انسان بر روی زمین دارد.
سلسله پیشدادیان ایران باستان
نخستین پادشاهان جهان
۱-کیومرث شاه
از کیومرث در اوستا بعنوان اولین پادشاه در جهان و نیز نخستین انسان نام برده شده است. مدت پادشاهی کیومرث بر زمین را نه سد سال و طول عمرش را هزار سال آورده اند.
روایات حمزه اصفهانی، مسعودی، بیرونی و ناصرخسرو در کتاب «مجموعه تاریخ و روایات» از کیومرث به عنوان حضرت آدم، طبق روایات و منابع پهلوی یاد کرده اند بنابراین اکثر داستانهایی که در باره حضرت آدم وجود دارد در مورد کیومرث نیز ذکر شده است.
۲-هوشنگ شاه
هوشنگ شاه دومین پادشاه باستان جهان و ایران زمین است و بنابر روایتی نوه کیومرث شاه و به روایتی فرزند سیامک فرزند ارشد کیومرث شاه است که سیامک در جنگ با دئوها کشته شده است. هوشنگ شاه به خون خواهی پدر خود سیامک به همراه پدر بزرگ خود کیومرث شاه به جنگ با دئوها رفته و انتقام پدر خود را از آنان میگیرد.
هوشنگ شاه را بروایتی حضرت زرتشت میدانند که آتش را به آدمیان آورده است و کتاب خرد جاودان را که همان اوستا و یا لوح محفوظ است را براساس دانش بزرگی که اهورامزدا در سینه اش قرار داده است، نوشته و برای بشریت بجا گذاشته است. او ستاره شناس بزرگی بود و دانش نجوم را او پایه گذاری کرده است. همچنین او کیمیاگر و پزشک توانائی بود که مثال مرده زنده میکند، از زمان او رایج گشته و مردم به پزشکانیکه بیماران را معجزه گونه شفا میدادند، از این مثل استفاده کرده و میکنند. او آورنده آهن از سنگ آهن توسط آتش است و زمان او کاریز و هدایت آب مورد استفاده قرار گرفت که موجب پیشرفت کشاورزی گردید. او شهر بابل را ساخت و پایتخت خود قرار داد. ولی پیش از این، مرکز فرمانروایی هوشنگ شاه را شهر استخر گفته اند. که توسط پدر بزرگش کیومرث شاه همراه با شهر دماوند و دامغان، بنا نهاده شده بود. و مردم ایشان را پیامبر میدانستند و مدت پادشاهی او پنج سد سال است. ساخت قنات ها و حفر کاریز، خانه سازی و احداث شهر شوش و بابل و ری را به وی نسبت داده اند.
براساس تاریخ باستان ایران، هوشنگ شاه( نوه کیومرث است. کیومرث از نظر دیگر ادیان همان آدم است. یعنی‌ اولین آدمی‌ که بر روی زمین قرار می‌گیرد و پسری دارد بنام سیامک که بدست یکی از دئوها کشته میشود. و هوشنگ پسر سیامک و نوه کیومرث (آدم) میباشد. هوشنگ اول انسان بود که ستارهگان و اجرام کیهان را شناخت و به مردم معرفی کرد. اولین انسان بود که پزشکی میدانست و بیماریهای مردم را درمان میکرد. اولین انسان بود که شهرها را با قنات های شگفت انگیز ساخت و بنا های سنگی بلند بپا کرد. اولین انسان بود که آتش را کشف کرد و آنرا بمیان مردم آورد. و نخستین کسی‌ بود که از معدن ها آهن و فلزات درآورد و مردم را بساخت ابزار فلزی آموزش داد. و به مردم روزگار خود آموخت که یزدان یکتا را بشناسند. و آئین انسانیت را بجا آورند. وی را پیامبر راستین خدا میدانند و کتاب خرد جاودان و یا اوستا را اولین کتاب آسمانی ثبت کرده اند. او شهرهای بسیاری ساخت که مشهورترین آنها یکی‌ بابل واقع در جنوب ایران بزرگ بنا شده بود و دیگری شوش. مدت پادشاهی او را پنج سد سال ثبت کرده اند. گفته‌اند که وی اول کس بود که آتش را ساخت و در ملک خویش آهن درآورد و برای صنعت از آن ابزار ساخت و آب به خانه برد و مردم را به کشت و زرع و درو و اشتغال به کار ترغیب کرد و بفرمود تا حیوانات درنده را اهلی سازند. و از پشم و تار گیاهان چامه و فرش کنند و گاومیش را اهلی کنند و از شیر آن بنوشند. و شهر ری را بساخت و ری نخستین شهر بود که پس از شهر اقامت گاه کیومرث که در دماوند تبرستان ( مازندران) بود بنیان شد. پارسیان گویند که او هوشنگ پادشاه زاده شد و فضیلت پیشه بود و به تدبیر امور رعیت واقف بود. و از جانب اهورامزدا به پیامبری برگزیده شد. گویند که وی اول کس بود که احکام و حدود نهاد و لقب از آن گرفت و پیشداد نامیده شد. یعنی‌ نخستین کسی‌ که با عدل و داد حکومت کرد، که پیش در پارسی‌ به معنی‌ اول است و داد به معنی‌ عدل و گویند که وی به تمامی دنیا از جمله هند و مصر رفت و آن سرزمینها را بنا گذاشت و چون کار وی راست شد و پادشاهی بدو رسید تاج بر سر نهاد و و برای یزدان پاک ختبه خواند و گفت که پادشاهی را از جدّ خویش به ارث برده است. گفته اند که وی دئوها و سپاه وی را در هم شکست و از آمیزش با مردم منع شان کرد و مکتوبی بر سپری سپید نوشت و از آنها پیمان گرفت که معترض هیچ انسانی‌ نشوند. گروهی مانده و به او خدمت کردند و گروه دیگر از بیم وی به بیابان‌ها و کوه‌ها و دره‌ها گریختند. او اولین پادشاه همه دنیاست.
از جانسپاری کیومرث شاه تا تولد هوشنگ شاه و پادشاهی‌ وی دویست و بیست و سه سال بود و گفته‌اند آنگروه از دئوها که در خدمت او بودند، وی را بغایت دوست داشتند.



پنجشنبه، آبان ۰۱، ۱۴۰۴

استاره یاب از شگفتیهای ساخت ایرانیان

استاره یاب که آنرا به اشتباه عمدی و یا سهوی استرلاب مینویسند، یکی از شگفتیهای ساخت انسان ایرانی است.



استاره‌ یاب که آنرا «استرلاب» در ایران جاانداخته اند، درواقع یک ابزار بسیار پیشرفته و شگفت انگیز نجوم و کیهان شناسی ایرانی است که تمامی آنچه امروزه ما از کائنات و کیهان میدانیم، بخاطر همین ابزار و کیهانشناسی شگفت انگیز و در حد افسانه ای ایرانیان است. دستگاه اعجاب انگیز «استاره یاب» را میتوان آئینه نجوم دانست که توسط آن ستاره گان پیدا، شناخته و رصد میشدند.
این ابزار که تمامی آنها از ایران ربوده شده و اینک در دستان آلوده بیگانگان است، توسط دانشمندان و کیهانشناسان ایرانی در هزاران سال پیش ساخته و مورد استفاده قرار میگرفته است. و فردوسی کبیر میگوید که هزار سال طول میکشد تا دانشمندان یک استاره یاب بسازند.
استاره یاب شامل چندین صفحه گرداننده فلزی است که از جنس برنز یا برنج یا از آهن و فولاد یا تخته به طرز بسیار دقیق و ظریف و مستحکمی ساخته شده و برای مطالعات و محاسبات کارهای نجومی از قبیل پیدا کردن ارتفاع و زاویه خورشید و دیگر ستارگان و سیارات و مناطق برج های فلکی و دایره زودیاگ و به دست آوردن طول و عرض جغرافیایی محل در تمام مدت شبانه روز و فصول مختلف سال بکار برده می‌شد.
همچنین برای به‌دست آوردن ارتفاع کوه‌ها و ژرفا و پهنای رودخانه‌ها و سایر حدود طبیعی زمین و تعیین ساعات طلوع و غروب یکایک ستارگان ثابت و سیاراتی که نام آنها بر شبکه استاره یاب نقش بسته نیز مورد استفاده قرار میگرفت. همچنین این دستگاه برای محاسبه ساعات طلوع و غروب آفتاب هر محل ساخته شده است.
با توجه به این حقیقت که در هنگام استفاده از دستگاه مذکور هیچ احتیاجی جهت به کاربردن و دانستن فرمولهای ریاضی نیست. (مانند خط‌کش محاسبه‌ای که به وسیله مهندسین به کار برده می‌شود.)
در کل از این ابزار برای سنجش ارتفاع، سمت، بعد و میل خورشید و ستارگان، تعیین وقت در ساعات روز و شب، ستاره شمال و زمان طلوع و غروب آفتاب و تأئین لحظه تحویل سال استفاده می‌شده و ابزاری در مبحث تاریخ ابزارهای زمان بوده است که برای کاربردهای دیگر نیز بکار میرفته است.
بر طبق اسناد بدست آمده در ایران باستان، این دستگاه را «استاره‌ یاب» می‌گفتند. «استاره» یا «استره» که در لاتین «استاریوس» می‌نامند، و در زبان آمریکائی به آن استار میگویند، همان نام ستاره و یا استار ایرانی است و «یاب» از مصدر یافتن به معنی «پیدا و یافتن» است.
بعضی از منابع معنی آن را «ترازوی ستارگان» ذکر کرده‌اند. با وجود آنکه خاقانی و منوچهری و سایر شعرا هم اطلاعات ستاره شناسی‌ بسیار جالبی‌ از استاره یاب در اشعارشان داده اند ولی‌ هیچیک مانند فردوسی به این اشاره نکرده‌اند که
ز ماهی‌ بجام اندرون تا بره
نگارید پیکر بدو یک‌سره
چه کیوان چه هرمز چه بهرام و شیر
چو مهر و چه ماه و چه ناهید و تیر
در مورد استاره یاب یا جام جم میتوان گفت که حدود ۸۰ کار مختلف فنی‌، مهندسی‌ ریاضی‌، زمانی‌ و ستاره شناسی‌ انجام میدهد. فردوسی‌ در باره‌ استاره یاب می‌نویسد
که افزایش آب این جمع چیست
نجومی است یا آلت هندسی است)
فردوسی‌ کبیر در باره‌ ساختن استاره یاب میگوید:
که در این در بسی‌ سالیان کرده‌اند
بدین در بسی‌ رنجها برده اند
برای ساختن جام جهان نما یا استاره یاب باید سالها زحمت کشید
و اختر شناسان هر کشوری
ز هر جا که بد نامور مهتری
بر کید رفتند کین جام کرد
به روز سپید و شب لاجورد
برای ساختن جام جم باید از ستاره شناسان معروف هر کشور و هر ناحیه و هر شهر نزد کیدنو، و یا کید و یا سیدنو که در شهر سپار نزدیک بابل و یا شوش زندگی‌ می‌کرده است بروند و شب و روز زحمت بکشند تا چنین ابزاری را درست کنند (این ابزار یکی‌ از عجایب دنیاست که به دست ایرانیان ساخته شده است، متاسفانه سیاست‌های برتری جویانه غربیها و اینکه نمیخواهند اقرار کنند که علم و دانش واقعی‌ را از ایرانیان به ارث برده‌اند، باعث شده که این حقیقت به صورت رازی سر به مهر همچنان ناشناس باقی‌ بماند )
و غربیها اولین بار آنرا در دربار قاجارها دیده و با آن آشنا شدند. و در طی جنگ جهانی اول همراه با میلیونها آثار باستانی و گنجینه های بینطیر ایرانی غارت و با خود به اروپای امروزی و پس از آن به آمریکا بردند. و در ایران ابتدا نام آنرا به نام استرلاب تغییر داده و سپس آنرا بعنوان یک دستگاه جادوگری در میان بازماندهگان جنگ نحست جهانی جا انداختند.استاره یاب که تا پیش از جنگ جهانی اول و تا پیش از آلوده شدن ایران به فرهنگ توحش بربرها و وحشیها، دستگاهی رایج و معمولی در ایران بود اینک در موزه اعرابی است که تو قرن حاضر هم، هنوز نمیدانند عدد چیست.











شنبه، خرداد ۱۷، ۱۴۰۴

تصاویری از آثار باستانی دوران امپراتوری ساسانی


تصاویری چند از آثار باستانی یافت شده از ایران بزرگ که مربوط به دوران امپراتوری ساسانی است و اینک در موزه ها و کلکسیونهای خصوصی غربیها قرار دارند.








جمعه، خرداد ۱۶، ۱۴۰۴

زنان ایران در دوران قاجارها و پیش از جنگ جهانی اول


زنان ایران در دوران قاجار از دید نقاش ایرانی عهد قاجار‌ (تقریباً ۱۵۰ سال پیش) که اینک این نقاشیها بنام یک انگل استانی بیخاصیت و بی استعداد ثبت شده است (۱۸۵۷-۱۹۳۰)









سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۹، ۱۴۰۴

آنچه که انسان ایرانی بدنیا داده است


فلات قاره ایران بعنوان اولین سرزمینی که در آن انسان خلق شده و بعنوان اولین تمدن بشری و بخاطر اینکه ایرانیان هزاران سال بیشتر از سایر مردم دنیا بر روی کره زمین زندگی کرده اند، اغراق نیست که گفته شود که مردم دنیا هرچه دارند از ایرانیها دارند.



ما ایرانیان اگر قرار بود برای آنچه که بدنیا بطور رایگان هدیه داده ایم، درخواست حق کنیم، آنچنان دنیا بما بدهکار است که ما ایرانی‌‌ها تنها میبایستی بنشینیم و بدون اینکه ناخن انگشت کوچک خود را حتی برای خاراندن استفاده کنیم، تنها لذت زندگی‌ را ببریم. متاسفانه نه تنها اینطور نیست، و حقمان را همه گونه خورده و میخورند، بلکه با وقاحت و ناسپاسی و ابلیس منشانه، هم منابع مادی سرشارمان را چپاول میکنند، هم منابع معنوی و تاریخ و فرهنگ و دانش ووو ما را بنام پدران بیابانگردشان زده اند و هم در حال حاضر جمعی را آواره و بی وتن ساختند، جمعی در زندانهای مخوف تحت شکنجه های وحشیانه بربر ها و وحشیهای تاریخ، در عذابند و گروه گروه هم از ما را بسلاخ خانه برده و به بهانه‌های گوناگون کشتار و اعدام کرده و در دنیای اهریمنی که ساخته ‌اند، ذلیل و زمینگیرمان ساخته‌اند.
اینطور نخواهد ماند.
آنچه که انسان ایرانی‌ به دنیا داده است صنایع شیمیایی:
شراب سازی
آبجو سازی
ساخت الکل
رنگ سازی
عطر سازی
شمع و پارافین سازی
روغن سازی
دارو سازی
استفاده از نفت و گاز و مشتقات آنها مانند قیر سازی
باطری سازی
ادویه سازی


جمعه، آذر ۲۳، ۱۴۰۳

نشان دادن تصویری از ملکه امپراتوری صفوی بجای ملکه انگلیس

نشان دادن تصویری از ملکه امپراتوری صفوی بجای ملکه انگلیس




این پست را چندین سال پیش نوشتم ولی متاسفانه پستهای این دفتر مورد بیمهری است و در همه جا فیلتر شده است. بهرحال یکبار دیگر این پست را میفرستم، شاید بدست مردم رسید.
بتازگی در رسانه‌های انگلیسی‌ تصویری منتشر شده با عنوان تصویر ملکه انگلیس که "به تازگی در موزه انگلیس کشف شده!" ( سال ها در موزه کشف نشده بوده؟ درغگویی با حماقت نتیجه‌اش همین است). این تصویر که در واقع تصویر ملکه صفوی ایست که توسط انگلیسی‌‌ها دزدیده شده و به کشور دزدا منتقل گشته است، امروزه در نبود یک حکومت ایرانی‌ و اشغال ایران توسط غرب و اسرائیل و سپردن آن بدست تورگها و اعراب، و در زمانی‌ که تاریخ ایران را با وجود تمامی مدارک سنگی‌ و باستانی مثل آب خوردن چپاول میکنند و همه چیز را به روم و یونان و تورگ و عرب و جحود و انگلساکسون یعنی تمامی کسانیکه قرنها حاشیه نشین شهرهای آباد امپراتوری پارسی بودند، نسبت میدهند. انگلیسی‌‌ها و جحودان و تورگها ضمن بیرون کشیدن تدریجی‌ آنچه که از ایران دزدیده اند، بیشرمی و وقاحت را بجایی رساندند که در روز روشن تابلویی که نقاشان چیره دست ایرانی‌ از چهره ملکه دوران امپراتوری جهان شمول صفوی کشیده‌اند را بنام خود زدند.



تصویری از نوجوانی شاه عباس در کنار مادر ایشان در موزه انگلیس



تصویری از مادر شاه عباس در موزه انگلیس

در لینک زیر تصویری از نوجوانی شاه عباس در کنار مادر ایشان در موزه انگلیس قرار دارد که میتواند این دزدی بیشرمانه انگلیسی‌‌ها را عیان در نظر آرید.

British Museum
آدرس و منبع عکس در لینک زیر
https://www.independent.co.uk/arts-entertainment/art/reviews/shah-abbas-the-remaking-of-iran-british-museum-london-1637616بجای این جمله نقطه بگذاریدhtml



Shah Abbas: The Remaking Of Iran, British Museum, London-
Safavid Empire 1301-1722









دوشنبه، آذر ۱۲، ۱۴۰۳

بت سومنات


در معبد شهر سومنات در هندوستان از استانهای سابق ایران که تا ۱۵۰ سال پیش جزء قلمرو و پیکر ایران بود، مجسمه شگفت انگیز زرتشت وجود داشت. مردم مذهب زرتشتی داشتند و به زبان پارسی سخن میگفتند. و انگلیسها آنجا را نابود کردند.



در طول جنگهای چلیپی و پس از کشته شدن سردار کارتاژ و یا نادرشاه کبیر، قبایل بغایت وحشی انگل ساکسون به مردم هند حمله کرده و آنقدر هندی کشتند که پاهای اسپ ها تا زانو در خون فرو میرفت. و این اولین کشتار بود ولی آخرین کشتار وحشیانه در هندوستان نبود که توسط انگلیسها صورت گرفته است. (۱)انگلستان در طول دویست سال موجودیتش در هندوستان مرتکب ده ها کشتار هولناک از ایندست در آن سرزمین شده است که برخی از آنها را به پای شاهان ایران ثبت کرده اند. درحالیکه تا ۱۵۰ سال پیش که هندوستان را از پیکر ایران جدا ساختند، هندوستان جزی از خاک ایران بود و مردمی بسیار ثروتمند و صلح جو داشت که زرتشتی و پارسی زبان بودند و به ایران عشق میورزیدند و چرا شاهان ایران باید بخاک خودشان حمله میکردند؟ مگر کشوری تاکنون بخاک خودش حمله کرده که شاهان ایران بکنند؟ دلیلی برای حمله به آنجا نداشتند.

بهرحال در یکی از این کشتار های بیرحمانه که به کشتار سومنات معروف است، و در سال ۱۱۳۶ شمسی، توسط انگلیسها بر علیه سلسله خاندان چاولوکیا که در گجرات هند از طرف امپراتوران ایران، والی آنجا بودند، صورت گرفت بیش از صد هزار غیر نظامی هندی کشته شدند. در پی این کشتار انگلیسیها سومنات را تصرف کرده و غنایمی نجومی از خزانه معبد سومنات به‌دست آوردند. ولی تاسف آورترین اتفاقی که پس از کشتار مردم در این جنگ وحشیانه انگلیس برعلیه غیرنظامیان هندی رخ داد، نابود کردن مجسمه حضرت زرتشت در معبد زرتشتیان سومنات بود که به نام بت سومنات معروف است. در معبد زرتشتیان سومنات یک مجسمه آهنین که مانند آینه میدرخشید، بطول ۵ متر از حضرت زرتشت وجود داشت که بدون هیچ ستون و پایه ای در هوا معلق بود. که در مقاطع مشخص شب حرکت می کرد و سرمن ها و برهمن ها با صدای بلند در مقابل آن به عبادت یزدان میپرداختند. و شب هنگام تمامی سومنات از نوری که از آن ساتع میشد، مانند روز روشن بود.

در شهر ساحلی سومنات در ساحل دریا، جایی که امواج بر آن می کوبیدند، قلعه مستحکمی از سنگ های خارا که هر کدام به طول پنج ذراع بودند، ساخته شده بود، به نام معبد سومنات. میگویند معبد سومنات از روزگار آدم بر آن زمین نشسته است. این قلعه که به معبد زرتشتیان سومنات معروف است دارای بتی بود که میگویند از دریا به آنجا آمده و قرار گرفته است. و جزر و مد دریا در واقع عبادت دریا از این بت است. انگلیسیها پس از فتح سومنات کوشید علت معلق بودن مجسمه زرتشت را بیابند. و با فرو کردن نیزه های خود به این مجسمه و اطراف آن تلاش کردند تا شاید به رشته هایی نامریی برخورد کنند ولی اینچنین نشد. پس با گرز به جان مجسمه افتاده و آنرا به آتش کشیدند که باز همچنان مجسمه برجا بود. تا آخر از سر ترس مجسمه را رها کرده و شروع به درآوردن خشتهای طلای دیوارها و ویران کردن معبد کردند و هرچه زرتشتیان هند التماس کرده و گریه و زاری کردند نتیجه ای نداشت و انگلیسیها معبدی که بیش از شش هزار سال از عمرش میگذشت و مانند روز اول زیبا بود، ویران کردند. و صدها سرمن را گردن زدند. با ویران شدن معبد سومنات، مجسمه حضرت زرتشت بر زمین افتاد. انگلیسیها با ترس و لرز آنرا به کشتی برده و همراه با هزاران صندوق گهر های ناب و خشت های طلای معبد و هزار تماثیل و سد هزار صور که از الماس و لعل و مروارید و زر و گهر های کمیاب ساخته شده بودند و هزاران تاج شاهی و شهریاری و تعداد زیادی مجسمه های طلا و نقره از شاهان باستان که با پرده‌هایی که با جواهرات و طلا بافته شده بود، پوشیده شده بودند، بطوری که بر روی آنها قیمت نمیتوانست نهاد، از سومنات بردند. و طولی نکشید که کشتی آنها در دریا ناپدید شد و کسی از سرنوشت آنها و کشتی که حامل مجسمه زرتشت و خزائن معروف معبد زرتشتیان بود، خبر ندارد و آنها را دیگر ندیده است. احتمالا کشتی بخاطر سنگینی بیش از حد، با کوچکترین تلاتم دریا، غرق شده است. امروزه مشخص شده است که معبد سومنات توسط پارسها و با محاسبات دقیق ریاضی و توسط میدان مغناطیسی که در آنجا به پا کرده بودند ساخته شده و مجسمه در معبد بدون هیچ پایه و ستون و بدون اینکه به جایی بند باشد، در میان جاذبه مغناطیسی این خانه به نحو متعادل در فضا قرار داشته است. و صورت زیبایش بطرف مردم میدرخشیده است.

مردم از سراسر دنیا در شب هایی که ماه‌گرفتگی رخ میداد در معبد سومنات جمع شده و بت معبد را زیارت می‌کردند. هندی‌ها میگفتند که ارواح پس از جدایی نزد این بت جمع می‌شوند و او بر اساس احکام تناسخ، آنها را به هر کس که بخواهد منتقل می‌کند. معبد زرتشتیان سومنات دارای خزانه‌ای بود که میگفتند تمامی زر و سیم و گهرهای دنیا در آن جمع است. چرا که بطول هزاران سال مردمی که به زیارت معبد میآمدند، در هر زیارت گرانبها ترین مال خود را به این معبد آورده و به پای مجسمه زرتشت قرار میدادند. و آنچنان خزائن این معبد از گنجینهٔ های زر و سیم و گهر هایی شگفت انگیز فراوان انباشته بود که غارت و تاراج آنها ماه ها انگلیسیهای وحشی را بخود مشغول ساخت.(۲)

داستان سه بت لات و منات و عزی که به اسلام و اعراب نسبت میدهند از روی این داستان بطرز مضحکی کپی شده است.
زكريّا پور محمّد پور محمود قزوينى، در كتاب «آثار باستانی و سازندهگان آن» كه در جغرافياى عمومى نگاشته است در باب شهر «سومنات» در هندوستان نوشته است. سومنات از شهرهای هندوستان از استانهای ایران است و در كنار دريا واقع است. و کوروش کبیر آنرا ساخته است. و از عجايب آن شهر، آن است كه معبدی دارد که بتى در ميان معبد آنجا مى‌باشد كه در وسط هواى آن بتخانه ايستاده و به هيچ طرفى از اطراف ششگانه متّصل نشده و نچسبيده. هر كه اين بت را ديد از زاهد و كافر تعجّب مى‌نمود و در شب‌هاى خسوف ماه، اهل دنیا به زيارت آن بت مى‌روند و زياده از صد ها هزار شخص در آنجا حاضر مى‌شوند و در مقابل بت ایستاده و یزدان را نیایش میکنند. آتشی عجیب و همیشگی در آنجا میسوزد. تصوّر مردم آن است كه چون ارواح از اجساد مفارقت نمايند، پيش اين بت آمده به اذن اين بت منتقل به اجساد ديگرى مى‌شوند، چنان‌ كه مذهب اهل «تناسخ» است و زرتشتیان هديه و تحفه به آن معبد برند و زياده از ده هزار قريه، وقف آن معبد زرتشتی شده است. نهرى در کنار آن مى‌ باشد بنام گنگ كه هنديان آب آن را تبرك مى‌ شمارند و از آن نهر تا اين معبد، بيست فرسنگ راه است.
با وجود اين مسافت بعيد، آب را از آن نهر، هر روز به اين معبد می رسانند و معبد را به آن آب می شويند و هزار مرد از سرمن ها و برهمنان به خدمت آن معبد مشغولند و پانصد تن از اين هزار تن، هر روز در درب معبد نغمه و سرود می گويند و رقص و شادى می كنند و اين معبد، پانصد و شصت ستون از سنگ سپید مرمر دارد که با زر پوشیده شده اند. و قبّۀ اين خانه به طلا اندود شده و خشت های آن از سیم و زر و روشن و درخشنده است و به جواهرات عالى مزيّن است و زنجيرى از طلا كه دويست من وزن آن است در اين خانه آويخته شده است و جرس‌ها به آن زنجير بسته‌ اند و هر ساعت كه از شب گذرد، آن زنجير را حركت دهند و جرس‌ها و زنگ‌ها كه به آن زنجير بسته شده به صدا درآيند و براهمه بيدار شده به در برابر آن بت مشغول نیایش یزدان می شوند.
پاورقی
۱- اگر قرار به لیست کردن جنایات انگلیس بر علیه هندوستان باشد، میبایست یک کتابخانه کتاب نوشت که در اینجا امکانش نیست. پس به گوشه بسیار کوچکی از این جنایات اشاره میکنم.

طبق گفته هندیها دست کم ۳۰۰ میلیون هندی تنها بین سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۹۲۰ قربانی انگلیسیهای جنایتکار و روانی شدند. این جنایات بعنوان تاریخ پرشکوه انگلیس نامیده شده و اشغال هندوستان و قتل و غارتی که درآنجا براه انداختد را امروزه امپراتوری بریتانیا مینامند! انگلیسیهایی که بعنوان نوکر و کلفت به هندوستان برده شده بودند، شبانه ریختند و مهاراچه ها و یا صاحبان خود را سر بریدند، و صاحب مال و ثروت آنها گشته و سپس اسلحه بدست گرفته و زنان و کودکان را کشتار کردند و خود را امپراتوری نامیدند. و به پادو تازه از بیابان فرار کرده خود تورگها هم یاد دادند تا قتلعام بربر منشانه کردها و پارس تبار ها در سال ۱۹۱۷ میلادی در غرب ایران و منطقه آناتولی را امپراتوری عثمانی بنامند و در تاریخ ثبت کنند!

کشتار هندیها توسط انگلیسیها در ۱۰ ماه مه ۱۸۵۷ در شهر میروت (۶۴ کیلومتری شمال‌شرقی دهلی) شروع شد و میلیونها هندی بویژه در فلات گنگ علیا و مرکز هندوستان قتلعام شدند. گفته میشود بیش از ۵ میلیون هندی در این کشتار کشته شدند.

به گفته شاهدان عینی، انگلیسیها در هند چشم‌ها را از کاسه در می‌آوردند گوش‌ها و زبانها را می‌بریدند. بویژه اگر کسی پارسی سخن میگفت. با سیم خاردار شلاق می‌زدند. مقعد مردها را با چاقو پاره می‌کردند. سینه زنان را می‌بریدند. مردها را با تبر اخته می‌کردند و به آن‌ها تجاوز می‌کردند. کودکان هندی را پس از بازی فوتبال با آنها، زنده‌زنده می‌سوزاندند. فقط تعداد کشته‌هایی که بر اثرفقر و گرسنگی و بیماریهای همه گیر به این سرزمین ثروتمند تحمیل کردند سر به صدها میلیون تن میزند. فقط قحطی بنگال در سال ۱۹۴۳ از ۱۰ تا ۳۰ میلیون تن گزارش شده است.

کشتار در باغ چلیان ‌والا که به آن «کشتار امریستار» هم میگویند. در این کشتار که پس از جنگ جهانی یک صورت گرفت ۴۰۰ سرباز انگلیسی به اجتماع هندیها در باغ چلیان والا حمله کرد و بدون اخطار مردم غیر نظامی را به رگبار بسته و بیش از ۲۵هزار زن و مرد و کودک هندی را کشتند بطوری که از کشته ها پشته ساخته شد و فقط وقتی از کشتار دست برداشتند که دیگر فشنگی برایشان باقی نمانده بود.

(۲) اگر خواننده این مطلب، فیلمی که هالیوود بنام هابیت و یا داستان کوتوله ها که همان اروپایی های امروزی هستند، را دیده باشد، میداند که در بخشی از این فیلم سه قسمتی که به سبک حماسه‌ای فانتزی-ماجرایی بر اساس رمانی بهمین نام که از کتب داستانی باستان ایران اقتباس شده است، سخن از زمانی است که در سرزمین میانه(ایران بزرگ که شامل هندوستان هم بود) شهری بنام اِرِبور (سومنات) قرار داشت که قلعه این شهر در دامنه کوهستانِ تنها ساخته شده بود، و در دل این قلعه کوهستانی پر بود از خزائن الماس و طلا و یاقوت و چیزهای با ارزش دیگر. کوتوله ها و یا انگلیسیها در هنگام استخراج گنجینه‌ها، سنگی سفید و رنگی را پیدا کردند(مجسمه زرتشت بزرگ) و آن را آرکِنِستون (گهر پادشاه) نامیدند. روزی از روزها، صدایی طوفان مانند از شمال به گوش می‌رسید که کاج‌های شمال کوهستان را می‌شکاند(آمدن انگلیسیها به این شهر) اژدهایی با نفس آتشین به نام اسماگ(انگل ساکسون) از شمال به این شهر حمله کرد. اژدها پس از آوارگی دورف‌ها و انسان‌ها به اِرِبور (سومنات) وارد شد و بر گنجینه‌های عظیم
کوهستان خوابید.
حمله به سومنات نه فقط برای گنجینه‌های شگفت انگیز آن بلکه برای موقعیت جغرافیایی اش، صورت گرفت چراکه میگفتند اگر نیروی تاریکی بر شهر حاکم شود می‌تواند کل سرزمین میانه را تصرف کند که اتفاقا تمامی تیره روزی شرق میانه از زمانی شروع شد که پای انگل ساکسونها به هند رسید. و تا آنزمان مردمی ثروتمند هم از نظر مادی و هم معنوی در این سرزمین با شادی میزیستند و کسی را با کسی کاری نبود.

کسانیکه این فیلم را دیده اند، حتما گنجینه درون کوهستان که اژدها بروی آن خوابیده را بیاد دارند، اگر آن گنجینه ساختگی که هالیوود نشان داد را، چندین برابر کنیم، میتوانیم گنجینه معبد زرتشتیان سومنات را در ذهنمان مجسم سازیم.