‏نمایش پست‌ها با برچسب گوته. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب گوته. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، تیر ۲۳، ۱۳۹۸

چهارشنبه، مرداد ۲۹، ۱۳۹۳

فریبی در نشاطی باطل


نفرین برهر آنچه که روح آدمی را
با جذبه و جادو به سوی خویش می کشد
و او را در این ماتم کده
با نیروهای اغوا و فریب در بند می کشد.
فراتر از همه نفرین بر اندیشه های والا
که جان خویشتن را با آن ها اسیر می سازد
نفرین بر فریبندگی خیالات
که باری اند بر دوش خرد!
نفرین بر هر آنچه در رویاها بر ما وارد می شوند
به هیات فریب کار شهرت به هیات نام دارندگی
نفرین بر هر آنچه که تملک اش
مثال تملک بر همسر و فرزند و خدم و حشم می فریبدمان
نفرین بر دارایی که با گنجینه هایش
به اعمال بی پروایانه تهییج مان می سازد
با فریبی که در نشاطی به باطل
مخده های آسایش را برایمان فراهم می سازد
نفرین برآن مرحمت بالای عشق.

 گوته

سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۳، ۱۳۹۲

باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد


برای آنكه شعری چنان دلپذير باشد كه عامه مردم از آن لذت برند و عارفانش به گوش قوبل بشنوند، باید چهار شرط اصلی در آن گرد آمده باشد:
- يكی آنكه از عشق سخن گويد، زيرا سخنی كه حديث دل نكند بر دل ننشيند.
- ديگر آنكه وصف می گلگون كند، كه در بزم عشق بی باده گلرنگ نتوان نشست.
- سه ديگر آنكه قهرمان سخن در كشاكش نبردی پيروز آيد، تا تاج آتشينی كه بر سر می نهد به او جلال خدايی خشد.
- چهارم انكه شاعر از زشتی بگريزد و با آن بستيزد، زيرا وظيفه شاعران است كه جهانيان را از ظلمت اهريمنی به فروغ يزدانی راهبر باشند.
اگر شاعری اين چهار شرط را، چنانكه باید درآميزد و از آنها تركيبی متناسب و موزون پديد آرد، سخنش چون كلام حافظ شيراز جاودانه صفابخش دل های جهانيان خواهد شد و در دل خاص و عام خواهد نشست.
گوته فیلسوف آلمانی‌، ترانه‌های شرقی‌

دوشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۹۱

ماریانه فون ویلمر ...... Marianne von Willemer

دیوان غربی ـ شرقی گوته نه‌ تنها برای آلمانها، بلکه برای ایرانیها نیز اثری با اهمیت است. گوته این اثر را در سال ۱۸۱۵ تحت تأثیر ادب فارسی می‌نویسد و به‌ویژه حافظ را بسیار می‌ستاید و آرزو دارد که شاگرد حافظ بوده و در جهان معنوی با حافظ جامی شراب بنوشد. در دیوان غربی شرقی یوهان ولفگانگ فون گوته اما قلم دیگری نیز نقش دارد. اشعاری زیبا سروده‌ی ماریانه فون ویلمر که به دیوان بُعد و ژرفای تازه‌ای می‌بخشد و اشعار عاشقانه‌ی دیوان را به گفت‌وگویی میان دو عاشق تبدیل می‌سازد.



ماریانه فون ویلمر (۲۰ نوامبر ۱۷۸۴ تا ۶ دسامبر ۱۸۶۰ در فرانکفورت)، سراینده‌ برخی از اشعار دیوان غربی شرقی گوته؛ اشعاری که از زیباترین گفتگوهای عاشقانه‌ی ادبیات جهان به شمار می‌آیند.


مادر ماریانه هنرپیشه‌ی تئاتر بود و ماریانه هم همانند مادر از نوجوانی بازیگری می‌کرد. از آنجا که بانکدار ثروتمند یوهان یاکوب فن ویلمر، ماریانه‌ی ۱۴ ساله را با بازیگری زیبایش بسیار می‌پسندد، او را از مادرش می‌خرد و آینده‌ی مادر را تأمین می‌کند. ماریانه ابتدا فرزندخوانده‌ی بانکدار و سپس معشوقه و همسر می‌شود. در سفری طولانی که گوته به گربرموله دارد و مهمان خانواده‌ی ویلمر می‌شود، علاقه و عاطفه‌ای شورانگیز میان او و ماریانه ایجاد می‌گردد. عشق استعداد شاعرانه‌ی ماریانه‌ی جوان را شکوفا می‌کند و از هنرپیشه و رقصنده، شاعر می‌سازد. تأثیر ادب شرق بر گوته‌ی ۶۵ ساله در کنار عشق او به ماریانه فون ویلمر ۳۰ ساله به دیوان ابعادی تازه می‌بخشد، تا جایی که در زلیخانامه گوته خودش را حاتم می‌نامد و ماریانه را زلیخا و دو عاشق در زلیخانامه با یکدیگر به سخن می‌نشینند.

گوته در دیوان نام حاتم را بر خود می‌گذارد و بر معشوقه‌اش ماریانه نام زلیخا. و زیباترین سروده‌های این بخش از جمله "باد غرب" و "باد شرق" سروده‌ی ماریانه است:


"...و تو ای باد، به راهت ادامه ده
از برای یاران و همه غم‌زدگان
آنجا که دیوارهای بلند بسوزند و از میان روند
عزیز خود را باز خواهم یافت..."


اما تنها سال‌ها پس از مرگ گوته و ماریانه بر جهانیان آشکار می‌گردد که شاعره‌ای نیز در سروده‌های دیوان نقش داشته است.