‏نمایش پست‌ها با برچسب نزار قبانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نزار قبانی. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۹۳

آموزگار نمیخواهد


ماهیان نیازی به آموزگار ندارند
تا شنا کنند
پرندگان نیز آموزگاری نمیخواهند
تا به پرواز درآیند
آموزگار نیستم
تا عشق را به تو بیاموزم
شنا کن به تنهایی
پرواز کن به تنهایی
عشق را دفتری نیست
بزرگترین عاشقان دنیا
خواندن نمی دانستند.
نزار قبانی

شنبه، مهر ۰۶، ۱۳۹۲

آویزان بمان

اندیشیدن درباره‌ گنجشكان وطن
و درختان و رودها و اخبار آن، ممنوع!
اندیشیدن به آنان كه بخورشید وتن تجاوز كردند
ممنوع
صبحگاهان، شمشیر قلع و قمع بسویت میآید
در عناوین روزنامه‌ها
در اوزان اشعار
و در باقیمانده‌ قهوه‌ات
خواندن كتاب‌های نقد و فلسفه، ممنوع
آنها كه صبح فردا به دیدارت می‌آیند
مثل بید در قفسه‌های كتابخانه کاشته شده‌اند
تا روز قیامت از پاهایت آویزان بمان
تا قیامت از صدایت آویزان بمان
و از اندیشه‌ات آویزان باش
سر از بشکه‌ات بیرون نیاور
تا نبینی چهره‌ی این امت تجاوز شده را
عشق پشت چراغ قرمز نمیماند.
نزار قبانی، مهدی سرحدی

چهارشنبه، شهریور ۰۶، ۱۳۹۲

زن با اندام شعر درپیوند است

پس از آنکه دوستت داشتم، تازه دریافتم
که اندام زن چقدر با اندام شعر همانند است
و چگونه زیر و بم های کمر و میان
با زیر و بم های شعر جور در میآیند
و چگونه آنچه با زبان درپیوند است و آنچه با زن، با هم یکی میشوند
و چگونه سیاهی مرکب، در سیاهی چشم سرازیر میشود.
نزار قبانی