‏نمایش پست‌ها با برچسب فرناندو پسوآ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فرناندو پسوآ. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۹۶

در روح تمنایی برای نیندیشیدن


روشن است که خسته ام
زیرا آدمیان درجایی باید خسته شوند
ازچه خسته ام، نمیدانم
دانستنش بهیچ رو بکارم نیاید
زیرا خستگی همانست که هست
سوزش زخم همانست که هست
و آنرا با سببش کاری نیست

آری خسته ام
و بنرمی لبخند میزنم بر خستگی 

که فقط همین است
درتن آرزویی برای خواب
در روح تمنایی برای نیندیشیدن.

فرناندو پسوآ




یکشنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۹۳

با سببش کاری نیست


روشن است که خسته ام
زیرا آدمیان در جایی باید خسته شوند
از چه خسته‌ام، نمیدانم
دانستنش به هیچ رو به کارم نیاید
زیرا خستگی همان است که هست
سوزش زخم همان است که هست
و آن را با سببش کاری نیست
آری خسته ام
و به نرمی لبخند می زنم
بر خستگی که فقط همین است
در تن آرزویی برای خواب
در روح تمنایی برای نیندیشیدن.
فرناندو پسوآ

یکشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۹۲

جائی باید خسته شد

روشن است که خسته ام
زیرا آدمیان درجائی باید خسته شوند
ازچه خسته ام ، نمیدانم
دانستنش بهیچ رو بکارم نیاید
زیرا خستگی همانست که هست
سوزش زخم همانست که هست
و آنرا با سببش کاری نیست
آری خسته ام
و بنرمی لبخند میزنم بر خستگی
که فقط همین است
درتن آرزوئی برای خواب
در روح تمنائی برای نیندیشیدن.
فرناندو پسوآ