‏نمایش پست‌ها با برچسب بزرگان گیتی‌. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بزرگان گیتی‌. نمایش همه پست‌ها

شنبه، مرداد ۲۳، ۱۳۹۵

شب تیره تنها برفتم ز پیش , همه نام جستم نه آرام خویش


پهلوان ایران زمین کیانوش رستمی با بلند کردن وزنه ۱۷۹ کیلوگرم یک ضرب و ۲۱۷ کیلوگرم دو ضرب ركورد جهان و المپيك را شکست و مدال طلای این دوره از مسابقات المپیک ۲۰۱۶ برزیل و قهرمانی جهان را از آن‌ خود کرد.
بامداد روز شنبه ۲۳ مرداد ماه ۱۳۹۵ خورشیدی برابر با ۱۳ اوت ۲۰۱۶ پهلوان کیانوش رستمی در المپیک برزیل با قدرت قهرمانی خود را بر دل‌ تاریخ نوشت.
رستم ایران مردیست خود ساخته که بدون مربی‌ و پشتیبانی در کمال متانت و بی‌ ادعایی خود را تا قهرمانی دنیا بالا کشیده و با وجودی که دو روزی نیست در برزیل است و پس از سفری طولانی‌ و بدون استراحت و تمرین ، مرد و مردانه مانند دیگر ورزشکاران ایرانی‌ شرکت کننده در المپیک با پول جیب خود و با وجود همه کارشکنی‌ها و حقکشی‌ها و بی‌عدالتی‌ها و نابرابری‌ها در یک نبرد بین اهریمنان و ایرانیان، موفق شد در جایگاهی‌ که شایسته همه ورزشکاران ایران است، بایستد و در حالی‌ که نام ایران را بر لب جاری میساخت و همه وجودش ایران میگفت شادمانه و معصومانه و زیبا بخندد و این شادی و غرور را به ملت ایران منتقل کند.
رستم ایران شب زیبایی را مانند ظاهر زیبا و با شکوهش، برای ملت ستم دیده و رنج کشیده ایران ساخت و مانند لیلا رجبی، زهرا نعمتی، مجتبی‌ عابدینی، احسان روزبهانی مشت زن شایسته ایران که بناحق از دور مسابقات کنار گذاشته شد. مشت زنی‌ که مدال طلا و کمربند طلایی مسابقات مشت زنی‌ ستارگان جهان را در کوله بار خود دارد و در صوفیه بلغارستان شگفتی آفرید و دنیا را متعجب ساخت ، زنان تیرانداز، تیم ملی‌ والیبال ایران، تیم قایق رانی‌ ایران، تیم‌ دوچرخه سواری‌ و دو میدانی ایران، وزنه برداران و کشتی گیران دلاور ایران، جودوکاران و تیم‌ ملی‌ رزمی ایران، و همه و همه باعث سرافرازی و افتخار ملت ایران شدند.
پس ازاین بگذار متجاوزان و اشغالگران و زالو صفتانی که از شش جهت خون این ملت را میخورند و دیگرانی که از صدقه سر این ملت و مملکت شکمشان سیر است و زنده اند ، دزدان بیشرم و شغالان و سگان هار و گرگان گرسنه و کرکس‌های لاشه خور بریزند و از دق و بغض و حسادت و کینه ، با هر چه در توان دارند، مانند ۳۷ سال گذشته، ابلیس وار بر این ملت بتازند.
و برای آلوده کردن این معصومیت ، خباثت نهادینه شدهشان را برای بار میلیونیم نشان دهند، مارا چه غم که دلدار اینجاست، که خدا اینجاست.
تا وقتی‌ خدا با ماست، ملت‌های راستین و کهن و فهمیده به احترام ما کلاه از سر برمیدارند و به یاری ایزد بر قلب‌ها و در پنهانی‌‌ترین زوایای احساسی‌ آنان، حکومت می‌کنیم. تا وقتی‌ خدا با ماست، ما و کاروان ورزشکاران ایران (که حتی اجازه، امکان و فرصت نیافتند همگی‌ با هم سفر کنند و حتی از پلستینی بی‌ وطن هم غریب تر و گسسته تر در این مسابقات شرکت کردند، چرا که در چنگال ابلیس‌های دزد و فواحش تاریخ اسیرند،) را چه باک از نامردمی نامردان؟
مال ملت و ورزشکاران ما را بخورید ما گرامیتر می‌شویم.
فیلم را بدون صدا دیدم تا چندش آور‌ترین گزارش را از گلوی چرکین جمهوری کثیف اسلامی نشنیده باشم

شنبه، تیر ۲۰، ۱۳۹۴

سمفونی زنبورعسل : کاری از نیکولای ریمسکی کورساکف


نیکولای آندره‌ای یویچ ریمسکی کورساکف (به روسی: Николай Андреевич Римский-Корсаков) آهنگساز و آموزگار موسیقی اهل روسیه و به همراه مودست موسورگسکی، میلی بالاکیرف، الکساندر برودین، و سزار کوئی یکی از اعضای گروه پنج بود. او در سازبندی قطعاتی که می‌ساخت؛ بی‌نظیر بود. سمفونی "شهرزاد و یا هزار و یک شب خسرو پرویز" او یکی از مشهورترین آثار ارکسترالی است که تا به حال آهنگسازی شده.



جمعه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۹۴

بی‌ بی‌ کینگ ،( B.B. King) یکی‌ از اسطوره‌های موسیقی سیاه پوستان آمریکا درگذشت.


یورو نیوز مینویسد:
رایلی بی. کینگ معروف به بی.بی. کینگ نوازنده مشهور گیتار الکتریک در سبک بلوز در سن ۸۹ سالگی در گذشت.
او که از دهه ۸۰ میلادی به دیابت از نوع دوم مبتلا بود در ماه آوریل نیز چند روز در بیمارستان بستری شد.
از او به عنوان “شاه بلوز” یاد می شود و او در رتبه ششم در میان گیتاریست های برتر جهان در تاریخ قرار دارد. او ۱۵ جایزه گرمی را بنام خود ثبت کرد.




جمعه، خرداد ۱۶، ۱۳۹۳

الکساندر پوشکین .... Александр Сергеевич Пушкин ... Alexander Pushkin


۶ ماه ژوئن ۲۱۵ مین سالگرد الکساندر پوشکین است.

هر چند عجیب به نظر می رسد، اما الکساندر پوشکین که سیکل شاعرانه و اشعار « در مقابل اسپانیولی نجیب...» شرح « تاریخ انقلاب فرانسه» را نوشته است طی ۳۷ سال زندگی خود حتی یکبار هم از امپراطوری روسیه خارج نشد.

در عین حال، مجسمه‌های یادبود شاعر کبیر روس که ۶ ماه ژوئن ۲۱۵مین سالگرد او برگزار می شود در دهها کشور جهان برپا شده است.

در مصر روبروی ساختمان کتابخانه الکساندریه در سال ۲۰۱۱ میلادی از مجسمه برنزی پوشکین رونمایی شد. گریگوری پاتوتسکی مجسمه ساز در مصاحبه با خبرنگار صدای روسیه گفت: مجسمه یادبود پوشکین را با توجه به سنن فرهنگ مصر ساختم. سر شاعر انحراف شدید به راست دارد ( درست شبیه حجاری و نقوش برجسته مصری) و متکی بر میله‌ای است. بدن شاعر یادآور حروف تصویری است که بسوی ستارگان سر بلند کرده است.

در پایتخت اتیوپی از سال ۲۰۰۲ میلادی مجسمه یادبود پوشکین قرار دارد که دولت مسکو آن را به آدیس – آبابا هدیه کرد. مجسمه شاعر روس در سال گذشته در « اسمره» پایتخت اریتره ظاهر شد.

قاره آفریقا احترام خاصی برای الکساندر پوشکین قائل است. پوشکین نوشت: « جد من سیاهپوست بود، پسر یک امیر سرشناس. سفیر روس در قسطنطنیه او را به روسیه به نزد امپراطور پطر کبیر فرستاد. امپراطور نام فامیل « هانیابل» را به او داد و نزد خود نگهش داشت.»

یکشنبه، خرداد ۰۴، ۱۳۹۳

صد و دهمین سالگرد چخوف


"من می میرم " این آخرین جمله دکتر چخوف بود که ۱۵ سال قبل از مرگش بیماریش را که بیماری سل ریوی بود، خود تشخیص داده بود.

روس‌ها میگویند: آخرین کلمات چخوف، این جمله را ساختند؛« خیلی وقت است شامپاین ننوشیده ام» - و سپس نویسنده گیلاس شامپاین را تا آخر سر کشید و آرام به پهلوی چپ دراز کشید و به خواب ابدی فرو رفت! اینکه این داستان واقعی‌ باشد و یا ساختگی، مهم نیست، مهم ردّ پای سهمگین این نویسنده روس در ادبیات دنیاست که او را هنوز زنده نگاه داشته است.

چخوف دارای ۹۰۰ اثر ادبی‌ (داستان‌های کوتاه و بلند و نمایشنامه )است که تقریبا همگی‌ به ۱۰۰ زبان زنده دنیا، ترجمه و توسط مردم گیتی‌ خوانده شده است.

بعد از ایران، روسیه دومین کشوری است که از نظر ادبیات غنی محسوب میشود. و ادبیاتش مانند ایران اصیل و واقعی‌ و مال خودش است و مانند ادبیات ‌اروپای، تقلبی، و کپی از نویسندگان گمنام کشور‌های دیگر، نیست.

صدای روسیه می‌نویسد:

« نقشه جهان چخوف» چه نوع نقشه‌ای است؟ شرکت کنندگان کنفرانس بین المللی که اوایل ماه ژوئن ۲۰۱۴ به مناسبت ۱۱۰ – مین سالمرگ او برگزار خواهد شد به پژوهش در اینباره خواهند پرداخت.

دوشنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۹۲

صادق هدایت



این‌ها همه‌اش دوز و کلک و دسیسهٔ آن‌هایی است که همیشه خواسته‌اند این ملّت در حالت ماقبل تاریخی بماند تا از آب کره بگیرند...صادق هدایت
در شرح حال صادق هدایت می‌گویند، او فردی بذله گو، نکته سنج، حساس، طنزپرداز، سرزنده، پرتحرک، بخشنده و دست و دلباز، میهن پرست و آزادی خواه با نبوغی وصف ناپذیر بوده‌ است
متاسفانه در مملکتی که ۲۰۰ سال در آن دشمن خانه داشته و دارد، دشمنی که هیچگاه جرات رو به رو شدن مستقیم را نداشته و مثل سگ از ناسیونالیسم ایرانی‌ هراسیده و به همین دلیل ... هم با آن بشدت مبارزه کرده و هم همواره از پشت خنجر زده است،
و این دشمن زبون مکار نسبت به نوابغ و ایرانی‌‌هایی‌ که دارای این گونه اوصاف باشند، بشدت حساس و کینه توز بوده و هست،
و عجیب نیست که هر چه نابغه بوده یا در روز روشن به تیر عوامل آخوند کشته شده (امیر کبیر، کسروی) و یا خودکشی شده ( صادق هدایت، تختی) یا به تصادف و مرگی مرموز از میان برداشته شده ( فروغ فرخزاد) و یا بی‌ آبرو و مفتضح شده و در کنج تنهای دق کرده است ( مصدق)
هیچگاه یک شیر پاک خورده‌ای پیدا نشد بپرسد: چرا هر که خواست به این مملکت خدمت کند کشته و نابود شد، چرا هر چه نابغه و خردمند و اندیشمند در این مملکت ظهور کرده، در اوج کشته شده و کشته میشود؟؟ حتی از قهرمانان و مردان قوی پیکر این مرز و بوم هم نمی‌گذرند و آنان را در روز روشن در وسط خیابان قصابی میکنند
و البته برای کسانی‌ که می‌دانند و می‌اندیشند، دلیلش خیلی‌ واضح است، دشمن به مرکز خانه ما رخنه کرده و مثل دیو نشسته است و ۲۰۰ سال است که انواع و اقسام جنایت را در مورد ما انجام داده و میدهد.

یکشنبه، خرداد ۰۷، ۱۳۹۱

هی گناه! خوش باش و هر سال شکوفه‌ کن


تمامی گناهانت را می‌آمرزم
نمی‌توانم اما، دو گناه از آن انبوه را ببخشايم:
شعری که نجوا می‌کنی با خود و
بوسه‌ی پرسروصدايت را
هی گناه! خوش باش، و هر سال شکوفه‌ کن.
نصيحت مادرم را اما از ياد نبر:
عزيزکم ! بوسه، مال گوش نيست
فرشته‌ی من! آواز، مال چشم نيست.

بوسه - سوفيا پارنو


نامه‌هايت، هرچه سردتر
سکوت ميانشان، هرچه درازتر
و اين انتظار، هرچه دشوارتر
شکنجه‌ی عشقم افزون‌تر.
خود را هرچه بيشتر در رنج‌ها می‌غلتانم
‌اگرچه سر انديشه و رنجم نيست
هر بار می‌خواهم فراموش کنم و باز به خاطر می‌آورم
معجزه‌ی لبخندت را.
خيالت پيش چشمانم برمی‌خيزد و
نوازش‌هايت را بيدار می‌کند
چيزی در درونم رم می‌کند و
تازيانه‌ات بالا می‌رود.


شکنجه‌ی عشق - سوفيا پارنو



چهارشنبه، اردیبهشت ۱۳، ۱۳۹۱

چه کسی‌ خواهان زندگی‌ ابدی است، وقتی‌ عشق فانی ایست

اندیشیدن
برای حرف‌زدن
و حرف‌زدن
برای اندیشیدن
برای نداشتن چیزی برای گفتن
برای نداشتن چیزی برای اندیشیدن
اندیشیدن
اندیشیدن و آنگاه حرف‌زدن
حرف‌زدن و آنگاه اندیشیدن
بخاطر بی‌اندیشه‌گی
بخاطر بی‌حرفی
اندیشیدن گفته‌ها
و گفتن اندیشه‌ها
و عمل به اندیشه‌ها
برای گفتنشان

برای نداشتن چیزی برای گفتن
برای نداشتن چیزی برای اندیشیدن
بخاطر زندگی
بخاطر ناتوانی مرگ
بخاطر دلواپسی
و نیز تنها بودن.

بخاطر زندگی - پارک اینویی


پارک اینویی (یا ای-مون) شاعر و فیلسوف کره و متولد سال ١٩٣٠ است. او در آمریکا و فرانسه تحصیل کرده و در بسیاری از دانشگاه‌های آلمان، آمریکا، ژاپن و کره تدریس کرده است. او بسیاری از کارهای‌اش را مستقیم به زبان انگلیسی یا فرانسه می‌نویسد. شعرهای بالا از ترجمه‌ی فرانسوی مجموعه‌ی «سایه‌ی هیچ» که در سال ٢٠٠٦ در کره منتشر شده‌ انتخاب شده‌اند.




دوشنبه، اردیبهشت ۱۱، ۱۳۹۱

شماها می‌تونین به هف زبون اختلاط کنین

Langston Hughes

آزادی به شکرکی میماند
که روی شیرینی‌، بی‌ دنگ و فنگیِ
که مالِ یه بابای دیگه‌س
قرار دارد
و تا وقتی‌ ندانی
چگونه میتوان این شیرینی‌ را پخت
همیشه همین بساطِ که هست

آزادی - لنگستن هیوز





لنگستون هیوز نامی‌ترین شاعر سیاهپوست آمریکایی‌ست با اعتباری جهانی. به سال ۱۹۰۲ در چاپلین (ایالت میسوری) به دنیا آمد و به سال ۱۹۶۷ در هارلم (محله‌ی سیاهپوستان نیویورک) به خاطره پیوست. در شرح حال خود نوشته است: « تا دوازده ساله‌گی نزد مادربزرگم بودم زیرا مادر و پدرم یکدیگر را ترک گفته بودند. پس از مرگ مادربزرگ با مادرم به ایلی‌نویز رفتم و در دبیرستانی به تحصیل پرداختم.


جمعه، فروردین ۲۵، ۱۳۹۱

یک نفر می‌تونه دنیا رو عوض کنه


رُزا پارکس (۴ فوریه ۱۹۱۳-۲۴ اکتبر ۲۰۰۵) یک زن سیاه‌پوست (آمریکایی آفریقایی‌تبار) آمریکایی و از فعالان جنبش حقوق مدنی آمریکا بود که بعداً توسط کنگره آمریکا به عنوان «مادر جنبش آزادی» و «بانوی اول جنبش حقوق مدنی» شناخته شد.

رزا پارکس به این خاطر مشهور است که در روز ۱ دسامبر سال ۱۹۵۵ از دادن صندلی‌اش در اتوبوس به یک مرد سفیدپوست خودداری کرد و در نتیجه بازداشت و جریمه شد. وی در تاریخ آمریکا جایگاه ویژه‌ای دارد و اقدام اعتراض‌آمیز وی در روز اول دسامبر سال ۱۹۵۵ در ایالت آلابامای ایالات متحده آمریکا علیه مقررات نژادی نقطه آغاز نمادین جنبش حقوق مدنی سیاهان آمریکا قلمداد می‌شود. خودداری رزا پارکس از واگذاری صندلی‌اش در یک اتوبوس شهری به یک مرد سفیدپوست و بازداشت متعاقب وی به تحریم گسترده شبکه ترابری همگانی توسط سیاهان منجر شد و به اعتراضات گسترده‌تر دامن زد. کشیش جوانی به نام مارتین لوتر کینگ که بعداً رهبری جنبش مدنی سیاهان را به عهده گرفت، سازماندهی آن تحرکات را به عهده داشت.جنبش اعتراضی او سرانجام به تصویب قانون حقوق مدنی سال ۱۹۶۴ انجامید که هرگونه تبعیض نژادی در آمریکا را ممنوع می‌کرد.






پارکس در سال ۲۰۰۵ در سن ۹۲ سالگی درگذشت و در ساختمان کپیتال هیل در واشنگتن دفن شد. وی تنها زن سیاهپوست تاریخ آمریکا است که در چنین مکانی دفن شده‌است.

پنجشنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۹۱

استیو جابز


سه سیب سرنوشت انسان را عوض کرد، سیب حوا، سیب نیوتون، سیب استیوجابز.

اگر یکبار دیگه بدنیا میامدم، و زندگی‌ را از اول شروع می‌کردم، بیشتر خطر می‌کردم، بیشتر اشتباه می‌کردم، بیشتر برای خوشحالی خودم زندگی‌ می‌کردم و بیشتر از زندگی‌ لذت میبردم.



“And I have always wished that for myself, and now, as you graduate to begin anew,
I wish that for you.
Stay hungry, stay foolish.”

چهارشنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۹۰

فروغ فرخزاد, ای شب از رویای تو رنگین شده

من حالا اینطور شعر میگویم، دیگر مدتهاست که دنبال کلمه نمیگردم، بلکه منتظر میشوم کلمه جای خودش را پیدا کند، بوجود بیاید، آنوقت من او را بیک نظم دعوت میکنم.



خیلی ها اینکار را کردند و میکنند و باورشان هم شده است که شاعر زمان هستند، چرا که فقط جرات کرده اند مصرع ها را کوتاه وبلند کنند. همین! درحالیکه روحیه شعرشان ادامه همان روحیه کهنه و پوسیده ای است که مجنون را با گروه کلاغان و آهوانش، در بیابانهای ادب پارسی، بکار خواستن وازجا نجنبیدن واداشت.


شعر برای من عبارت از زندگی کردن کلمه ها در درون آدمیست و بازنوشتن این کلمه ها بصورت زنده و جاندار در روی کاغذ.


فقط دلم می خواهد به آن مرحله از رشد روحی برسم که بتوانم هر موضوعی را در خود حل کنم. برای من احتیاج، کلمه ای بی معنی شود بتوانم زندگی را مثل یک گیاه زهری میان انگشتانم بفشارم و خرد کنم و بعد هم آنرا زیر پایم بگذارم و لگدمال کنم. دلم میخواهد به ابدیتی دست پیدا کنم که آرامش در آنجا مثل بستری انتظارم را میکشد و چشمهایم را میتوانم توی این بستر بدون هیچ انتظار خرد کننده ای رویهم بگذارم.


من آن شمعم كه با سوز دل خويش
فروزان میكنم ويرانه ای را
اگر خواهم كه خاموشی گزينم
پريشان میكنم كاشانه ای را.



شرمناك و پر از نيازی گنگ
با نگاهی كه رنگ مستی داشت
در دو چشمش نگاه كردم و گفت
بايد از عشق حاصلی برداشت!

چهارشنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۹۰

هرملین و خیام Eric Hermelin ایرانی‌ تر از ایرانی

تنها کسی‌ که در دنیا، نیمی از زندگی‌ و تمامی ثروتش را در جهت انتشار و ترجمه آثار ادبی‌ ایران، سرمایه گذاری کرده و به خاطر این کار مجبور به تحمل، تنهایی، طرد از اجتماع و خانواده و پذیرش القابی مانند الکلی، خود آزار و دیوانه شده است، یک نفر سوئدی است و چرا همه اینها را تحمل کرده است؟؟،..... بله، عشق به خیام.

اریک اکسل هرملین ( ۲۲، ژوئن، ۱۸۶۰ - ۸، نوامبر، ۱۹۴۴ )


اریک هرملین، نویسنده و سیاستمدار سوئدی بود که در ۱۴۰ سال پیش در جنوب سوئد در یک خانواه ثروتمند و اشرافی، به دنیا آمد.

هرملین در دوران جوانیش به هند سفر کرد و مدتی‌ را در آنجا گذراند و در آنجا با یک ایرانی‌ آشنا شد که بعد‌ها به او زبان پارسی را آموخت.

در آن دوران زبان پارسی، زبان رسمی‌ کشور هندستان بود، و بعد‌ها انگلیسیها زبان پارسی‌ را در هندستان ممنوع کردند و زبان هر کسی‌ که به زبان پارسی‌ حرف میزد را میبریدند. و اگر انگلیس این دشمن قسم خورده، روانی‌ و بی‌شرم، این کار را در حدود ۱۰۰ سال پیش نکرده بود، امروز زبان پارسی، زبان مادری حداقل ۱،۵ میلیارد آدم در دنیا بود.
ولی‌ در آن زمان هنوز زبان پارسی‌، زبان رسمی‌ هندستان بود. و هرملین پس از فرا گیری زبان پارسی‌ و پس از بازگشت به سوئد به ترجمه آثار پارسی‌ به سوئدی مشغول شد و حدود ۱۰ هزار صفحه از ادبیات پارسی‌ را به سوئدی بگرداند. که از این میان میتوان از بوستان و گلستان سعدی، گلشن راز شبستری، رباعیات خیام، آثار سنائی و واعظ کاشفی، پند نامه و منطق الطیر، تذکرة‌الاولیا از عطّار، مثنوی از مولانا، برگزیده هایی از شاهنامه، اسکندر نامه نظامی و کلیله و دمنه را میتوان نام برد.

هرملین علاقه عجیبی‌ به خیام پیدا کرد و بر اثر تاثیری که از خیام گرفت، زندگی‌ عارفانه‌ای را در پیش گرفت. و چون این روش زندگی‌ برای یک فرد اشرفی در سوئد عجیب به نظر می‌رسید، وی را به عنوان بیمار روانی‌، مدتی‌ تحت مداوا قرار دادند ولی‌ او همچنان به وارستگی و دوری از تجملات ادامه داد و به دهکده‌ای در سوئد رفته و در آنجا ۴۰ سال آخر عمر خویش را تمام وقت صرف ترجمه ادبیات پارسی‌ به سوئدی کرد.

هرملین آنچنان شیفتهٔ ادبیات ایران بود که در اروپا به عنوان، برجسته‌ترین نماینده ادبیات ایران شناخته میشد. سفیر ایران در استکهلم در آن زمان از هرملین قدردانی‌ کرد و مدال خورشید به او اهدا کرد.

هرملین در اواخر عمر، با جانی شیفته با مولانا همدم شد، و بدون دیوان اشعار مولانا در هیچ کجا ظاهر نمی‌شد و تمامی تلاشش این بود که انسان اروپایی را با پیام و عرفان مولانا آشنا سازد. وی به قدری تحت تاثیر ادبیات ایران قرار گرفته بود که تمامی آثار ترجمه شده ایرانی‌ را با سرمایه شخصی‌ خودش چاپ و منتشر کرد و تمامی ثروت خانودگیش و نیمی از زندگانیش را در این راه گذشت، و همین کارش باعث شد که دشمنان زیادی در بین دشمنان ایران پیدا کند و به او تهمت‌های از قبیل دیوانه، خود آزار و الکلی بزنند. ولی‌ در انتها، سبک زندگی‌ که برای خودش انتخاب کرده بود، الگوی بسیاری از اندیشمندان و نویسندگان غربی قرار گرفت و به خاطر این انسان بزرگ و شریف است که آثار ادبی‌ ایران از سوئدی به دیگر زبانهای اروپایی ترجمه، و مورد تحسین و تقدیر قرار گرفته شده است، چرا که آثار پارسی که به وسیله وی به سوئدی ترجمه شده، از بی‌ نقص‌ترین و معتبر ترین، آثار ترجمه شده دنیا محسوب میشود.

نام و یادش گرامی‌ و جاوید باد. به امید روزی که به یک حکومت ایرانی‌ در ایران برسیم تا آنچنان که شایستهٔ این مرد بزرگ است، از او، قدردانی‌ شود.


انگلیسی‌‌ها گفتن چرا ما بریم زبان دیگران رو یاد بگیریم تا بفهمیم چی‌ میگن، یه کاری می‌کنیم که آنها زبون خودشون رو فراموش کنن و به زبون ما حرف بزنن و تازه به این کار افتخار هم بکنن.(ستاره و دریای قصّهٔ‌ها از سلمان رشدی.)

زیباتر از این رقص (سماع) كه در اين فيلم نمايش ميدهد،در دنیا وجود نداره، رقصی که به وسیله شاهرخ مشکین قلم هنرمند بینظیر ایرانی‌ انجام میشود با ترانهٔ فریاد از شجریان، یه تلفیق شاهکار، از این دو هنرمند. من برای شاهرخ مشکین قلم، بیشترین احترام را قائلم و برایش آرزوی پیروزی در همهٔ ابعاد زندگی‌ ش را دارم.

من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
که گر بپای درآیم بدر برند بدوشم .

روز صحرا و سماع است و لب جوی و تماشا
در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی .
سعدی کبیر و شیرین سخن.