‏نمایش پست‌ها با برچسب خیام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خیام. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، دی ۰۵، ۱۳۹۶

کـاین بـاقی عـمر را بقا پیدا نیست



حکیم عالیقدر ایران زمین- خیام کبیر- که غربیها او را دانشمند دانشمندان و اعراب او را با لقب بحرالعلوم میشناسند, چراکه تمامی علوم امروزی نجوم, ریاضی (جبر , مثلثات, هندسه ) فیزیک و موسیقی که امروز نت هایش تدریس میشود, فلسفه و ادبیات و و و همه و همه از برکت وجود این مرد بزرگ است و البته ایرانی ها او را پیرمردی شراب خوار که همواره یک دستش بجام می و دست دیگرش بزلف یار است, میدانند! خیام کبیر میفرماید:

اکثر آدما زمان را یک خط صاف میدانند که از منهای بینهایت شروع شده و تا مثبت بینهایت ادامه دارد, بدون تغیر! تفاوت بین گذشته با حال و آینده یک توهم بیش نیست. دیروز, امروز و فردا به ترتیب رخ نمیدهد, بلکه بشکل دایره بیکدیگر بسته شده اند. همه چیز بهم وابسته است. آدمی سفر خود را از صفر شروع کرده, در نود درجه به اوج توانایی میرسد, در ۱۸۰ درجه یک بعدی است , در ۲۷۰ درجه زیر و بم روزگار و در ۳۶۰ درجه به اتمام و در عینحال به نقطه شروع میرسد.


در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست
او را نه بدایت نه نهایت پیداست
کس می نزند دمی در این معنی راست
کاین آمدن از کجا و رفتن بکجاست.

جانا منو تو نمونه پرگاریم
سر گرچه دو کرده ایم یک تن داریم
بر نقطه روانیم کنون دایره وار
تا آخر کار سر بهم باز آریم.

ای بیخبران شکل مجسم هیچ است
ایــن طـارَم نـُه سپـهر ارقـم هـیچ است
خـوش بـاش کـه در نشیمن این گیتی
وابسته یک دمیم و آنهم هیچ است

ایـــن کـهنه رباط را که عـالم نـــام اســت
و آرامـگـه ابـلــق صــبـح و شـــام اســت
بزمی است که وامانده صد جمشید است
گوری است که خوابگاه صد بـهـرام است

امــروز تــرا دسـترس فـردا نـیسـت
و اندیشه فردات, بجز سودا نیست
ضایع مکن ایندم ار دلت بیدارست
کـاین بـاقی عـمر را بقا پیدا نیست.

آدم هایی را که امروز میکشید روزی خودتان بودید و سرزمین های که امروز ویران میکنید روزی جایگاه خودتان خواهد بود.
هر دشت که روزی لاله زاری بوده است
از سـرخی خـون شـهریـاری بوده است
هـر شـاخـه بـنفشه کز زمین می روید
خالی است که بر رخ نگاری بوده است.

شنبه، آذر ۱۸، ۱۳۹۶

ای آمده از عالم ظلمانی تفت



ای آمده از عالم ظلمانی تفت
حیران شده در شش و بش و هفت و هشت
می خور چو ندانی از کجا آمدهُ
خوش باش چو ندانی بکجا خواهی رفت.

خیام




دوشنبه، شهریور ۲۲، ۱۳۹۵

ز هریک قطره‌ای، بحری روان است



 خیام کبیر میفرماید: ذرات (اتم‌ها و مولکول ها) و در حجمی بزرگتر، ماده و انرژی‌، از بین رفتنی نیستند و تنها از صورتی‌ بصورتی‌ دیگر درآمده و همه چیز تکرار میشود. این قانون که یکی‌ از قوانین فیزیک خیام است، ابتدا با نام قوانین خیام_نیوتن( مقالات علمی‌ خیام در زمینه‌های ریاضی‌ و جبر ، فیزیک، ستاره شناسی‌ و فیزک اتمی‌ ابتدا توسط دانمارکی‌ها به زبان دانمارکی ترجمه شده بود، سپس توسط نیوتون و کپلر از دانمارکی به انگلیسی‌ ترجمه گشت و پس از مدتی‌ بنام آنان زده شد و مترجم هر کتاب ایرانی‌ شد دانشمند و صاحب همان مقالات و دانش!) خوانده شده و پس از اینکه یک ایرانی‌ هم پیدا نشد که به این موضوع اعتراض کند، با بیشرمی تمام نام خیام پاک گشته و به کودکان ایرانی‌، با نام قوانین نیوتن معرفی‌ و جأ انداخته شد. گم شدن و مخدوش شدن هویت ایرانی‌ مربوط به امروز و دیروز نیست، ۳۰۰ سال است که در چرخه‌ای اهریمنی، کوچکتر و کوچکتر شده و امروزه بجای رسیده که اگر نام ایرانی‌ را فریاد بزنید یک تن‌ هم برنمیگردد.

اینکه شکل ظاهری هر ذره بنیادی گرد و دوار است، هم اثبات نظر خیام کبیر است و نشان از آن دارد که همه چیز وقتی‌ به پایان می‌رسد، دوباره آغاز میگردد، و مرگ مانند زمین که زمانی‌ توسط غربی‌ها تصور میشد که صاف است و هر که بجز این میگفت، او را گرفته و پس از شکنجه‌های هولناک، او را میسوزاندند، در واقع خطی‌ و صاف و پایان نیست، بلکه نقطه‌ای در یک دایره است که مرتب تکرار میشود و میتواند آغاز یک گردش دیگر باشد.

در حالی‌ که ایرانیان هزاران سال پیش به دانش اتم و کهکشان‌ها و دیگر مطالب رسیده بودند، ایرانیان حاضر را وادار میکنند بگویند دانش آنان از غربی هاست! دانستن حقایق علمی‌ آنچنان نزد ایرانیان آشنا بود که حتی شعرا هم در آثار خود از این حقایق نام می‌بردند. دانش هسته‌ای و آگاهی‌ بقدرت اتم را در ابیات شعرا و دانشمندان باستان ایران بخوانید:

از زبان هاتف اصفهانی:
دل هر ذره را که بشکافی
آفتابیش در میان بینی

از مضیق جهات درگذری
وسعت ملک لامکان بینی.


از زبان عطار:
همه عالم خروش و جوش از آن است
که معشوقی چنین پیدا، نهان است

ز هریک ذره، خورشیدی مهیاست
ز هریک قطره‌ای، بحری روان است

اگر یک ذره را دل برشکافی
ببینی تا که اندر وی چه جان است

از آن اجسام پیوسته است درهم
که هر ذره بدیگر مهربان است

اگر جمله بدانی هیچ دانی
که این جمله نشان از بی‌نشان است

دلی را کش از آنجا نیست قوتی
میان اهل دل دستار خوان است

دل عطار تا شد غرق این راه
همه پنهانیش عین عیان است


از زبان فیض کاشانی:
آنکه پنهانست از چشم کسان پیداست کیست
در دل هر ذره خورشید نهان پیداست کیست

آنکه زو پیداست هر پیدا و هر پیدائی
باز در پیدا و پیدائی نهان پیداست کیست

ظاهر باطن نما و باطن ظاهر نما
در عیان پیدا و در پنهان عیان پیداست کیست.


از زبان محمد بلخی ملقب به خداوندگار و یا مولانا
اندر دل هر ذره تابان شده خورشیدی
در باطن هر قطره صد جوی روان‌ای جان

خاموش که آن لقمه هر بسته دهان خاید
تا لقمه نیندازی بربند دهان‌ای جان.


كمتر ازذرّه نی پست مشو عشق بورز
تابخلوتگه خورشیدرسی چرخ زنان
حافظ

باضعیفان هر كه گرمی كرد عالمگیر شد
ذرّه پرور باش تا خورشید تابانت كند
میر ظلّی تبریزی


سربه جای ذرّه میرقصددراین نخجیر گاه
تیغ بازی های آن خورشید طلعت راببین
صائب تبریزی

چون ذرّه میدوند بهر گوشه عاشقان
شاید به آفتاب جهانتاب بر خورند
صائب تبریزی

بی وجود حق ز خود آثار هستی یافتن
ذرّه ناچیز بیخورشید پیدا كردن است
صائب تبریزی


چو آفتاب بهر ذرّه ای نگاه اند
از چو ابر سایة رحمت بهر گیاه انداز
صائب تبریزی

زیان عقل در اوصاف عشق كوتاه است
وگرنه ذرّه به خورشید رهنمون باشد
صائب تبریزی


تو آفتاب و من آن ذرّه ام ز پرتو مهرت
كه از دریچه در آیم گرم ز كوچه برانی
اوحدی مراغه ای

چون رود خروشان شو و چون كوه مقاوم
ذرّات وجود تو نه چون ذرّه كاه است
نواب صفا

دل هر ذرّه را كه بشكافی آفتابیش در میان بینی
هاتف اصفهانی

بی پرتو رخسار تو پیدا نتوان شد
بی مهر تو چون ذرّه هویدا نتوان شد
شمس مغربی


من به سرچشمه خورشیدنه خودبردم راه
ذرّه ای بودم و مهر تو مرا بالا برد
علامه طباطبائی

ذرّه ام امّا زفیض داغ هستی سوز عشق
روشنی بخش زمین وآسمان گردیدهام.
صائب تبریزی




سه‌شنبه، آبان ۰۷، ۱۳۹۲

بسیار بتابد و نیابد ما را


چون عهده نمی‌شود کسی فردا را
 حالی خوش کن تو این دل شیدا را
می نوش بماهتاب ای ماه که ماه

 بسیار بتابد و نیابد ما را.

آقای دانشمندان گیتی‌، خیام

اثر: رضا بدر السماء
نام اثر: رباعیات خیام ۲
زمان خلق اثر: ۱۳۷۹
تکنیک: آکریلیک
رویداد اثر: تصویر سازی رباعیات خیام

دوشنبه، آبان ۰۶، ۱۳۹۲

زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما


برخیز و بیا بتا برای دل ما
 حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم

 زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما.

آقای دانشمندان گیتی‌، خیام


اثر: رضا بدر السماء
نام اثر: رباعیات خیام
زمان خلق اثر: ۱۳۷۹
تکنیک: آکریلیک
رویداد اثر: تصویر سازی رباعیات خیام

یکشنبه، آبان ۰۵، ۱۳۹۲

می خور که به زیر خاک می‌باید خفت


در خواب بدم مرا خردمندی گفت:
کاز خواب کسی را گل شادی نشکفت!
کاری چه کنی که با اجل باشد جفت؟ 
می خور که به زیر خاک می‌باید خفت.


آقای دانشمندان گیتی‌، خیام


اثر: رضا بدر السماء
نام اثر: خروس سحری
زمان خلق اثر: ۱۳۸۹
تکنیک: گواش و آبرنگ
رویداد اثر: مجموعه رباعیات خیام

جمعه، آبان ۰۳، ۱۳۹۲

عمرست چنان کش گذرانی ...گذرد


گر یک نفست ز زندگانی گذرد
مگذار که جز به شادمانی گذرد
هشدار که سرمایه سودای جهان 
عمرست چنان کش گذرانی گذرد.

اقای دانشمندان گیتی‌ خیام

اثر: رضا بدر السماء
نام اثر: قدر لحظه ها
زمان خلق اثر: ۱۳۸۹
تکنیک: گواش و آبرنگ
رویداد اثر: مجموعه رباعیات خیام

پنجشنبه، آبان ۰۲، ۱۳۹۲

رفتند و رویم، دیگر آیند و روند


آنها که کهن شدند و اینها که نوند
هرکس به مراد خویش یک تک بدوند
این کهنه جهان به کس نماند باقی 
رفتند و رویم، دیگر آیند و روند.
آقای دانشمندان گیتی‌، خیام

اثر: رضا بدر السماء
نام اثر: این کهنه جهان
زمان خلق اثر: ۱۳۸۸
تکنیک: گواش و آبرنگ
رویداد اثر: مجموعه رباعیات خیام

سه‌شنبه، مهر ۳۰، ۱۳۹۲

افسوس ندانم که کی آمد کی شد


افسوس که نامه جوانی طی شد
وآن تازه بهار زندگانی دی شد
آن مرغ طرب که نام او بود شباب 
افسوس ندانم که کی آمد کی شد.
آقای دانشمندان دنیا خیام

اثر: رضا بدر السماء
نام اثر: افسوس
زمان خلق اثر: ۱۳۸۸
تکنیک: گواش و آبرنگ
رویداد اثر: مجموعه رباعیات خیام

شنبه، مهر ۲۷، ۱۳۹۲

می‌سازد و باز بر زمین میزندش


جامی است که عقل آفرین میزندش
صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش
این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف
می‌سازد و باز بر زمین میزندش.

آقای دانشمندان دنیا، خیام

اثر: رضا بدر السماء
نام اثر: این کوزه گر دهر
زمان خلق اثر: ۱۳۸۹
تکنیک: گواش و آبرنگ
رویداد اثر: مجموعه رباعیات خیام

جمعه، مهر ۲۶، ۱۳۹۲

افسوس ندانم که کی آمد کی شد


افسوس که نامه جوانی طی شد
و آن تازه بهار زندگانی دی شد
آن مرغ طرب که نام او بود شباب
افسوس ندانم که کی آمد کی شد.

آقای دانشمندان دنیا، خیام


اثر: رضا بدر السماء
نام اثر: افسوس
زمان خلق اثر: ۱۳۸۹
تکنیک: گواش و آبرنگ
رویداد اثر: مجموعه رباعیات خیام

پنجشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۹۲

دستی‌ برگردن یار


این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
در بند سر زلف نگاری بوده‌ست
این دسته که بر گردن او می‌بینی 
دستی‌ست که برگردن یاری بوده‌ست.

آقای دانشمندان دنیا، خیام

اثر: رضا بدر السماء
نام اثر: این کوزه
زمان خلق اثر: ۱۳۸۹
تکنیک: گواش و آبرنگ
رویداد اثر: مجموعه رباعیات خیام



چهارشنبه، مهر ۲۴، ۱۳۹۲

حالی خوش باش و عمر بر باد مکن


از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
فردا که نیامده ست فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن 
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن. 

آقای دانشمندان گیتی‌، خیام
اثر: رضا بدر السماء
نام اثر: طرب
زمان خلق اثر: ۱۳۸۹
تکنیک: گواش و آبرنگ
رویداد اثر: مجموعه رباعیات خیام

پنجشنبه، مرداد ۲۴، ۱۳۹۲

نـقدی ز هزار نـسیه بـهتـر باشد


گویند بهشت و حور و کوثر باشد
جوی می و شير و شهد و شکر باشد
پر کــن قـدح بـاده و بـر دستم نِه
نـقدی ز هزار نـسیه بـهتـر باشد.

دانشمند بزرگ ایران خیام کبیر

جمعه، اسفند ۱۱، ۱۳۹۱

نوروز پیروز



از آمدن بهار و از رفتن دی
اوراق وجود ما همی گردد طی
می خور، مخور اندوه که فرمود حکیم
غمهای جهان چو زهر و تریاقش می
دانشمند ارزشمند ایران، خیام


چهارشنبه، آبان ۱۰، ۱۳۹۱

سوای ترا بهانه ای بس باشد


روزگار از تو هزار بار بیچاره‌تر است.



نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بیچاره دلم در غم بسیار افتاد
بسیار فتاده بود اندر غم عشق اما
نه چنین زار که اینبار افتاد

سودای ترا بهانه‌ای بس باشد
مستان ترا ترانه‌ای بس باشد
در کشتن ما چه می‌زنی تیغ جفا
ما را سر تازیانه‌ای بس باشد.
خیام، دانشمند، فیلسوف و حکیم عالیقدر ایران و جهان

شنبه، فروردین ۱۹، ۱۳۹۱

بزمی است که واماندهٔ صد جمشید است

اگر یک باغچه و یک کتابخانه داشته باشی‌، از زندگی‌ هیچی‌ کم نداری.



این کهنه رباط را که عالم نام است
وارامگه ابلق صبح و شام است
بزمی است که واماندهٔ صد جمشید است
قصری ایست که تکیه‌گاه صد بهرام است.

دریای علم و دانشمند عالم بشریت، خیام




سه‌شنبه، اسفند ۱۶، ۱۳۹۰

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین


جائی‌ برای نشستن، یک ظرف میوه و یک گیتار، انسان برای شاد بودن به چیز دیگری نیاز دارد؟



چون لاله به نوروز قدح گیر بدست
با لاله‌رخی اگر ترا فرصت هست
می نوش بخرمی که این چرخ کهن
ناگاه ترا چو خاک گرداند پست

فصل گل و طرف جویبار و لب کشت
با یک دو سه اهل و لعبتی حور سرشت
پیش آر قدح که باده نوشان صبوح
آسوده ز مسجدند و فارغ ز کنشت

می خوردن و شاد بودن آیین منست
فارغ بودن از کفر و یقین، دین منست
گفتم بعروس دهر کابین تو چیست
گفتا دل خرم تو کابین منست
دانشمند عالیقدر ایران، خیام کبیر

چهارشنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۹۰

هرملین و خیام Eric Hermelin ایرانی‌ تر از ایرانی

تنها کسی‌ که در دنیا، نیمی از زندگی‌ و تمامی ثروتش را در جهت انتشار و ترجمه آثار ادبی‌ ایران، سرمایه گذاری کرده و به خاطر این کار مجبور به تحمل، تنهایی، طرد از اجتماع و خانواده و پذیرش القابی مانند الکلی، خود آزار و دیوانه شده است، یک نفر سوئدی است و چرا همه اینها را تحمل کرده است؟؟،..... بله، عشق به خیام.

اریک اکسل هرملین ( ۲۲، ژوئن، ۱۸۶۰ - ۸، نوامبر، ۱۹۴۴ )


اریک هرملین، نویسنده و سیاستمدار سوئدی بود که در ۱۴۰ سال پیش در جنوب سوئد در یک خانواه ثروتمند و اشرافی، به دنیا آمد.

هرملین در دوران جوانیش به هند سفر کرد و مدتی‌ را در آنجا گذراند و در آنجا با یک ایرانی‌ آشنا شد که بعد‌ها به او زبان پارسی را آموخت.

در آن دوران زبان پارسی، زبان رسمی‌ کشور هندستان بود، و بعد‌ها انگلیسیها زبان پارسی‌ را در هندستان ممنوع کردند و زبان هر کسی‌ که به زبان پارسی‌ حرف میزد را میبریدند. و اگر انگلیس این دشمن قسم خورده، روانی‌ و بی‌شرم، این کار را در حدود ۱۰۰ سال پیش نکرده بود، امروز زبان پارسی، زبان مادری حداقل ۱،۵ میلیارد آدم در دنیا بود.
ولی‌ در آن زمان هنوز زبان پارسی‌، زبان رسمی‌ هندستان بود. و هرملین پس از فرا گیری زبان پارسی‌ و پس از بازگشت به سوئد به ترجمه آثار پارسی‌ به سوئدی مشغول شد و حدود ۱۰ هزار صفحه از ادبیات پارسی‌ را به سوئدی بگرداند. که از این میان میتوان از بوستان و گلستان سعدی، گلشن راز شبستری، رباعیات خیام، آثار سنائی و واعظ کاشفی، پند نامه و منطق الطیر، تذکرة‌الاولیا از عطّار، مثنوی از مولانا، برگزیده هایی از شاهنامه، اسکندر نامه نظامی و کلیله و دمنه را میتوان نام برد.

هرملین علاقه عجیبی‌ به خیام پیدا کرد و بر اثر تاثیری که از خیام گرفت، زندگی‌ عارفانه‌ای را در پیش گرفت. و چون این روش زندگی‌ برای یک فرد اشرفی در سوئد عجیب به نظر می‌رسید، وی را به عنوان بیمار روانی‌، مدتی‌ تحت مداوا قرار دادند ولی‌ او همچنان به وارستگی و دوری از تجملات ادامه داد و به دهکده‌ای در سوئد رفته و در آنجا ۴۰ سال آخر عمر خویش را تمام وقت صرف ترجمه ادبیات پارسی‌ به سوئدی کرد.

هرملین آنچنان شیفتهٔ ادبیات ایران بود که در اروپا به عنوان، برجسته‌ترین نماینده ادبیات ایران شناخته میشد. سفیر ایران در استکهلم در آن زمان از هرملین قدردانی‌ کرد و مدال خورشید به او اهدا کرد.

هرملین در اواخر عمر، با جانی شیفته با مولانا همدم شد، و بدون دیوان اشعار مولانا در هیچ کجا ظاهر نمی‌شد و تمامی تلاشش این بود که انسان اروپایی را با پیام و عرفان مولانا آشنا سازد. وی به قدری تحت تاثیر ادبیات ایران قرار گرفته بود که تمامی آثار ترجمه شده ایرانی‌ را با سرمایه شخصی‌ خودش چاپ و منتشر کرد و تمامی ثروت خانودگیش و نیمی از زندگانیش را در این راه گذشت، و همین کارش باعث شد که دشمنان زیادی در بین دشمنان ایران پیدا کند و به او تهمت‌های از قبیل دیوانه، خود آزار و الکلی بزنند. ولی‌ در انتها، سبک زندگی‌ که برای خودش انتخاب کرده بود، الگوی بسیاری از اندیشمندان و نویسندگان غربی قرار گرفت و به خاطر این انسان بزرگ و شریف است که آثار ادبی‌ ایران از سوئدی به دیگر زبانهای اروپایی ترجمه، و مورد تحسین و تقدیر قرار گرفته شده است، چرا که آثار پارسی که به وسیله وی به سوئدی ترجمه شده، از بی‌ نقص‌ترین و معتبر ترین، آثار ترجمه شده دنیا محسوب میشود.

نام و یادش گرامی‌ و جاوید باد. به امید روزی که به یک حکومت ایرانی‌ در ایران برسیم تا آنچنان که شایستهٔ این مرد بزرگ است، از او، قدردانی‌ شود.


انگلیسی‌‌ها گفتن چرا ما بریم زبان دیگران رو یاد بگیریم تا بفهمیم چی‌ میگن، یه کاری می‌کنیم که آنها زبون خودشون رو فراموش کنن و به زبون ما حرف بزنن و تازه به این کار افتخار هم بکنن.(ستاره و دریای قصّهٔ‌ها از سلمان رشدی.)

زیباتر از این رقص (سماع) كه در اين فيلم نمايش ميدهد،در دنیا وجود نداره، رقصی که به وسیله شاهرخ مشکین قلم هنرمند بینظیر ایرانی‌ انجام میشود با ترانهٔ فریاد از شجریان، یه تلفیق شاهکار، از این دو هنرمند. من برای شاهرخ مشکین قلم، بیشترین احترام را قائلم و برایش آرزوی پیروزی در همهٔ ابعاد زندگی‌ ش را دارم.

من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
که گر بپای درآیم بدر برند بدوشم .

روز صحرا و سماع است و لب جوی و تماشا
در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی .
سعدی کبیر و شیرین سخن.