نادر نادرپور
تصاویر در آئینه ها نعره میکشند
ما را از چارچوب طلایی رها کنید
ما در جهان خویشتن آزاد بوده ایم
دیوارهای کور کهن ناله میکنند
ما را چرا بخاک اسارت نشانده اید
ما خشت ها بخامی خود شاد بوده ایم
تک تک ستارگان همه با چشمهای باز
دامان باد را به تضرع گرفته اند
کای باد ما ز روز ازل این نبوده ایم
ما اشکهایی از پی فریاد بوده ایم
غافل که باد نیز عنان شکیب خویش
دیریست کز نهیب غم از دست داده است
گوید که ما بگوش جهان باد بوده ایم
من باد نیستم
اما همیشه تشنه فریاد بوده ام
دیوار نیستم
اما اسیر پنجه بیداد بوده ام
نقشی درون آئینه سرد نیستم
زیرا هر آنچه هستم بی درد نیستم
اینان به ناله، آتش درد نهفته را
خاموش میکنند و فراموش میکنند
اما من آن ستاره دورم که آبها
خونابه های چشم مرا نوش میکنند.
نادر نادرپور
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر