‏نمایش پست‌ها با برچسب لاهوتی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب لاهوتی. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، آبان ۲۸، ۱۳۹۲

زهی ثابت قدم دل


یا تو ساکت باش یا دل.



نشد یک لحظه از یادت جدا دل
زهی دل، آفرین دل، مرحبا دل
ز دستش یکدم آسایش ندارم
نمیدانم چه باید کرد با دل
هزاران بار منعش کردم از عشق
مگر برگشت از راه خطا دل
بچشمانت مرا دل مبتلا کرد
فلاکت دل، مصیبت دل، بلا دل
از این دل داد من بستان خدایا
ز دستش تا به کی گویم خدا دل
درون سینه آهی هم ندارد
ستمکش دل، پریشان دل، جدا دل
به تاری گردنش را بسته زلفت
فقیرو عاجزو بی دست وپا دل
بشد خاک و ز کویت برنخیزد
زهی ثابت قدم دل، با وفا دل
ز عقل و دل دگر از من مپرسید
چو عشق آمد کجا عقل و کجا دل
تو « لاهوتی» ز دل نالی، دل از تو
حیا کن یا تو ساکت باش یا دل.
ابوالقاسم لاهوتی کرمانشاهی