‏نمایش پست‌ها با برچسب شیرکو بیکس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شیرکو بیکس. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، دی ۰۱، ۱۳۹۵

و شعاع چشمانت


نازنین
زیر باران سرانگشتانت
بذر کوچک حروف
سطرهایی از گلهای آفتابگردانند
که میرقصند با آفتاب نگاهت

نازنین
بهمین خاطر
برایت مشتی واژه
از قحط سال شعر آوردم
تا زیر بارش سرانگشتانت
و شعاع چشمانت
قد بکشند و
گلهای سرخی باشند
بر میز کارت.

 
شیرکو بیکس
(ترجمه: فریاد شیری)

پنجشنبه، فروردین ۱۴، ۱۳۹۳

میان زن و شعر یکی را برگزین


آری
باید از میان زن و شعر یکی را برگزینم
به شعر گفتم
ناچارم از برگزیدن آن زیباروی
دیگر سراینده ات نیستم
شعر رفت و زن نزدم ماند
اما زمانی که زن زیبا
به دیدگانم قدم گذاشت
مقابل روحم ایستاد
و بی‌آنکه خود بداند
به قصیده‌ای بدل شد.
شیرکو بیکس