‏نمایش پست‌ها با برچسب سنائی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سنائی. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۹۲

شو خرد را جسم ساز


در صف آزادگان چون دم زنی، بیدار زن.



ای برادر در ره معنی قدم هشیار زن
در صف آزادگان چون دم زنی بیدار زن
شو خرد را جسم ساز و عقل رعنا را بسوز
تیغ محو اندر سرای نفس استکبار زن
گردن اندر راه معنی چندگه افراشتی
تیغ معنی را کنون بر حلق دعوی دار زن
سالکان اندر سلامت اسپ شادی تاختند
یک قدم اندر ملامت گر زنی بیدار زن.
سنایی دانشمند و حکیم علیقدر و بزرگ ایران، و نویسنده واقعی‌ کمدی الهی منسوب به دانته

سه‌شنبه، دی ۱۰، ۱۳۹۲

همی خور باده صافی


ز غم آن به که کم لافی

الا ای لعبت ساقی ز می پر کن مرا جامی
که پیدا نیست کارم را درین گیتی سرانجامی
کنون چون توبه بشکستم به خلوت با تو بنشستم
ز می باید که در دستم نهی هر ساعتی جامی
نباید خورد چندین غم بباید زیستن خرم
که از ما اندرین عالم نخواهد ماند جز نامی
همی خور بادهٔ صافی ز غم آن به که کم لافی
که هرگز عالم جافی نگیرد با کس آرامی
منه بر خط گردون سر ز عمر خویش بر خور
که عمرت را ازین خوشتر نخواهد بود ایامی
چرا باشی چو غمناکی مدار از مفلسی باکی
که ناگاهان شوی خاکی ندیده از جهان کامی
مترس از کار نابوده مخور اندوه بیهوده
دل از غم دار آسوده به کام خود بزن گامی
ترا دهرست بدخواهی نشسته در کمین‌گاهی
ز غداری به هر راهی بگسترده ترا دامی.
سنایی