‏نمایش پست‌ها با برچسب رودکی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب رودکی. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۹۷

مارا نتوان پخت که ما سوخته ایم


ریاضیات، حقیقت را می‌گوید.
کتاب مقدس، دروغ می‌گوید.
عشق، تنها عاملی است که آدمی‌ را دگرگون می‌کند.

ای غافل از شمار چه پنداری
که ات خالق آفرید پی کاری
عمری که مر تو راست سرِ مایه
وید است و کارهات به این زاری.

رودکی

جمعه، خرداد ۳۱، ۱۳۹۲

کی رفته را بزاری باز آری


شو تا قیامت آید و زاری کن.



ای آنکه غمگنی و سزاواری
وندر نهان سرشک همی باری
ز بهر آن کجا برم نامش
ترسم ز سخت انده و دشواری
رفت آنکه رفت و آمد آنک آمد
بود آنکه بود، خیره چه غمداری؟
هموار کرد خواهی تو گیتی را؟
گیتیست، کی پذیرد همواری
مُستی مکن، که ننگرد او مُستی
زاری مکن، که نشنود او زاری
شو، تا قیامت آید و زاری کن
کی رفته را بزاری باز آری؟
آزار بیش بینی زین گردون
گر تو بهر بهانه بیازاری
گویی گماشته ا‌ست بلایی او
بر هر که تو دل بر او بگماری
فرمان کنی و یا نکنی، ترسم
بر خویشتن ظفر ندهی باری
تا بشکنی سپاه غمان بر دل
آن به که می بیاری و بگساری
اندر بلای سخت پدید آید
فضل و بزرگمردی و سالاری.
رودکی
«مُستی» به ضم میم بمعنی و چم گله و شکایت.