از دفتر دوم مثنوی حسام دین ضیاء حق چلیپی.

ای خدای پاک با انباز و یاز
دست گیر و جان ما را درگداز
ای خداوند پاک و پاکی و پاکان که هم انبازی(همه جا هستی) و هم بی آغاز و بی پایانی(یاز)، ما را که بدون تو هیچیم، یاری ده و جان ما را مانند آتش، گرم و روشن و پاک، شعله ور گردان.
واژه پارسی «انباز» دارای چم و خم های زیادی است و در اینجا یعنی، روشن و آشکارا، در دسترس از همه جا.
واژه اوستائی «یاز» در اینجا یعنی «بی آغاز و بی پایان» و از القاب خداوند است. و یاز، یک واژه بسیار کهن پارسی است که از عصر زرتشت بجا مانده و دارای چم و خم های بسیاری است. و مانند اکثر واژگان پارسی دارای معنای گسترده ای است که برای فهمیدن آن، باید شرحی را برایش نوشت. «یاز» آن چیزی است که همیشه امید را در دلها زنده میکند. در سحرگاهی روشن، در نوروز، «یاز» جدیدی برای پیروزیهای بزرگ در انتظار انسانها است. وقتی که «یاز میشود» طبیعت بار دیگر زندگی را با رنگها و نواهای تازه بما هدیه میدهد. چه کسی میتواند یاز را تعریف کند؟
مثلا «پی یاز» بمعنای «در یاز»که آنرا پیاز مینویسند، گیاهی است که از پی و ریشه خود تغذیه میکند و میبالد. و زاَفران(زعفران) اوج «پی یاز» است. و از آن بالاتر درخت رَز و یا مو و یا انگور است که آنرا «پی یاز مو» مینامند.
واژه «یزدان» در ریشه بشکل «یاز دان» است. بمعنای «بی آغاز و بی پایان» و بمعنای جایگاه زندگی. و حتی خود زندگی. رشد و نمو تا کمال مطلق. به معنای اراده و خواست مطلق. احتمالا در ایران باستان واژه «یزدان، ایزدان» را بشکل «یاز دان» بیان مینمودند.
واژه «یاز» را همچنین بمعنی، رشد دهنده، آگاه به سرنوشت انسان، هدف و غایت شناس زندگی انسان، صاحب خواست و اراده، «تازنده» به ابلیس هم معنا کرده اند.
این واژه از دورانی که برای دیگران عصر حجر است و برای ایرانیان دوران سفر به کرات دیگر، میباشد. بجا مانده است. ایرانیان در دوازده هزار سال پیش توانا بسفر بکرات دیگر بودند. کاری که امروزه برای وحشیهای آدمخوار و کودک آزار، آرزوی دست نیافتنی است. و با حماقت و بلاهت نهادینه و ذاتیشان تصور میکنند که اگر از روی موشک و فضاپیماها و اشکال وسایل و ابزار بجا مانده از دوازده هزار سال پیش ایرانیان، موشک و فضا پیما بسازند، میتوانند به فضا سفر کنند! غافل از اینکه اگر ایرانیان نبودند، اینها هنوز با دست از رودخانه آب به غارهای سردشان میبردند و همدیگر را میخوردند. دزدان بشرم و وقیحی که جز توحش و تقلب، توانا به انجام هیچ کاری نیستند و تمام افتخارشان این است که باقیمانده های تمدن هزاران ساله ایرانیان را که دزدیده اند، بنمایش گذاشته و پز بدهند.
بهرحال شعار روزمره ایرانیان برهبری هیربدان زرتشتی (خردمندان و نکته سنجان و دانایان) از عهد و پیمان و عصر زرتشت، بشکل: «اهورا بزرگ و یاز است» میبوده است. و آنانکه گاهی عدد «یاز ده» را بطور کاملا اتفاقی میبینند. و نمیدانند در مرتبه «یاز ده» و یا «دهنده زندگی » چه نهفته است.
واژه «یاز» آنچنان گسترده و بزرگ است که هیچکس توانا بتعریف آن نیست، بجز اینکه بگوئی از اوصاف خداوند است.
در واژه زاَفران (زعفرآن)، «ز» + «اَفران» به معنای خلق شدن است. این واژه به نوعی بجنبههای وجودی و آفرینش اشارت دارد. آفران، با تلفظ afrān، در فرهنگ ایرانی بعنوان نمادی از زندگی و زایش نوین مطرح میشود. و ز اَفران(زعفران) یعنی زندگی زا.

اگر ایرانیان نبودند، وحشیهای کودک آزار هنوز داشتند روی درختها شپش سر هم را میجستند. بخشی از کپی های احمقانه آدمخواران وحشی از تکنولوژی دوازده هزار سال پیش ایرانیان.








هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر