سه‌شنبه، فروردین ۰۹، ۱۴۰۱

آش رشته یا تتماچ خوراک ملی ایران


تتماچ خوراکی با قدمت هزاران سال.



آش رشته قسمی آش است که به آن تتماچ، آش کشک و آش سماق هم میگویند. نوعی آش که با آرد گندم تهیه می‌کردند، و برخی آنرا با سماق میخورند و برخی با کشک و یا ماست. و به اصل تتم آش بوده وتتماچ آن نوعی رشته است که با خمیر گندم ساخته میشود و گاهی این خمیر را با دوغ یا کشک سازند و گاهی خمیر را با ارد گندم ساخته و سپس با کشک و یا سماق میخورند و گاهی سماق را در ساخت آش بکار برده و به آن آش سماق میگویند. و گفته مولانا در مثنوی :
نه چنان بازیست کو از شه گریخت
سوی آن کمپیر کو می آرد بیخت
تا که تتماچی پزد اولاد را
دید آن باز خوش خوش زاد را.
احمد شست کله از شعرای قرن ششم قصیده ای در وصف تتماچ گفته است که به قصیده تتماچ شهرت دارد و تا حدی طرز ساختن آنرا روشن میسازد و مطلعش اینست:
چو رایت صبح شد درفشان
شد خیل ستارگان پریشان،
و این قصیده را در مونس احرار نسخه عکسی متعلق بکتابخانه ملی توان یافت و در نسخه یافت شده دیوان خاقانی در هند نیز، بوی نسبت داده اند.
در جمله سبب تولد سنگ امتلاست و رطوبتهای لزج که از طعامهای غلیظ تولد کند چون گوشت گاو، و تتماچ و رشته و کرنج و، (ذخیره خوارزمشاهی ).
چشم اعدای تو خلیده بخار
هم برآنسان که سیخ در تتماچ. سوزنی
نی چون تو کسی که آب تتماچ خورد
در مصطبه ها بغل زند کاج خورد. سوزنی
آری آنرا که در شکم دهل است
برگ تتماچ به ز برگ گل است. نظامی
خارکز نخل دور شد تاجش
به که سازند سیخ تتماچش. نظامی
آب تتماچ است آب روی عام
که سگ شیطان از او یابد طعام. مولوی
زآب تتماچی که دادش ترکمان
آنچنان وافی شده ست و پاسبان. مولوی
رزق ما از کاس زرین شد عقار
وان سگان را آب تتماچ از تغار. مولوی
در دست هر یکی کاسه تتماچی پیدا شد
در خاطر من گذشت چه بودی اگر سیخی بود.
نام تتماچ بر زبان راندم ماست را آب در دهان آمد.
جانم از کاچی و تتماچ زمستان سیر شد
استخوانهای قدیدم در نظر شمشیر شد.
وصف تتماچ پر از قلیه چه شاید کردن
که بهر برگ نبشته ست هزاران اسرار.
تتماچ قطعه های باریک و نازک و بلند از خمیر که رشته نیز گویند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر