‏نمایش پست‌ها با برچسب باز نشر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب باز نشر. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، اسفند ۱۳، ۱۳۹۷

شعر برگزیده خالیگوزاری شعبه بی‌ بی‌ سی‌ موسوم به فارس! بازنشر


شعر برگزیده خبرگزاری فارس وابسته به بی‌ بی‌ سی‌ در راستای توصیف پیامبران! خالیگوزاری که یکبار برای نمونه و وقتی‌ خودش نشئه تریاک بود، در وصف تریاک- این معشوقه ۲ قرنی غربی ها- راست گفت!!این به اصطلاح شعر که بیشتر به هذیان گویی یک تریاکی جفا دیده شبیه است تا شعر، ۵ سال پیش در سایت فارس منتشر و حذف شد.

آه از دمی که حقه وافور ما شکست
کروبیان زغصه گزیدند پشت دست
آدم کشید یک دو سه بستی چو در بهشت
شد توبه اش قبول ز عصیان خویش دست
نوح نبی اگر دوسه بستی نمیکشید
برکشتی نجات ز طوفان نمینشست
زردشت داشت نام و نشان از پیامبران
زیرا که داشت آتش وافور روی دست
چوب صلیب به دسته وافور گر نبود
عیسی از آن به چرخ چهارم نمیگذشت
احمد کشید یک دو سه بستی و به عرش رفت
با دست دوست در شب معراج عهد بست
در جنگ بدر یک دو سه بستی علی کشید
آن شد سبب که پشت همه کافران شکست
در کربلا حسین علی داد نشئه داد
چسباند و هی کشید و ز بست بست روی بست
مقصود جذبه احدیت بود ز این
"مفتون" نه این عصاره مفلوک زشت و پست!!

سلمان رشدی کجایی که رو دستت زدند، ولی‌ تو کجا و این کجا!! تو در مقابل این توهین خالیگوزاری فارس، عین تقدس و احترامی!

ساعتی پس از انتشار خبر توهین سخیف خبرگزاری فارس به پیامبران و ائمه، این خبرگزاری مطلب مذکور را از روی وب‌سایت خود حذف کرد.
نخیزد دشمنی الا ز هذیان
تو هذیان بر زبان خود مگردان .

یکشنبه، تیر ۱۷، ۱۳۹۷

نقشه جغرافیایی ایران پس از جنگ جهانی‌ اول تا جنگ جهانی‌ دوم... باز نشر



تا قرن ۱۸ و در زمان نادر شاه کبیر تمامی آسیا و تمامی آفریقا زیر پرچم پر افتخار ایران بود و محدوده جغرافیایی ایران از چین شروع شده و تا مرز آلمان امتداد داشت. این محدوده جغرافیای هزاران سال بهمین ترتیب بعنوان امپراتوری پارس وجود داشته وشناخته میشود.


نقشه‌های زیر از کتب مختلف تاریخی دنیا گرفته شده و مربوط به اواسط قرن ۱۹ در ایران و پس از جنگ جهانی‌ اول میباشد که پارس‌ها ابتدا نواحی که امروزه اروپا نامیده میشود از دست داده و سپس آفریقا و نیم بیشتر اسیا از پیکر ایران جدا گشت. هر چند استعمار و نوکرانش تلاش همه جانبه داشته و دارند که این نقشه‌ها را "مربوط به دوهزار سال پیش" بمردم بشناسانند، ولی‌ واقعیت این است که در دو هزار سال پیش بجز قلمرو پارس‌ها در دنیا چیز دیگری وجود نداشته است. و تازه پس از امپراطوری صفوی از قرن ۱۸ به بعد است که کشور‌های گوناگون ساخته میشوند.

بهرحال پس از فروپاچی امپراطوری پارس‌ها در دویست سال پیش، ابتدا زبان و دین سرزمین‌های جدا گشته از ایران، تغییر یافته و به زبان و دین به اصطلاح عربی‌ دگردیسی یافت. و سپس اهریمنان آنچنان تبلیغات سؤ و تاریخ دروغین و احمقانه تحویل ملت‌های از هم پاچیده شده دادند که امروزه با وجود آثار سنگی‌ بیشمار پارسی ( با وجودی که اکثر این آثار توسط تروریست‌های غربی منفجر شده و یا به چپاول رفته ا‌ند.) و ژن یکسان بین مردمی که در منطقه ایران بزرگ( به اصطلاح خاور میانه) زندگی‌ میکنند، ولی‌ این مردم نه تنها خود را از یک فامیل و خاندان(پارس) نمیدانند، بلکه از یکدیگر ناخرسند و گاها متنفرند.








دوشنبه، خرداد ۱۴، ۱۳۹۷

روز چال کردن جسد خمینی... بازنشر


مامور کثیف وزارت اطلاعات انگلیس، پروژه غرب ورشکسته و گرسنه، مامور بخاک سیاه نشاندن ملت ایران و نابودی سرزمین پهناور، ثروتمند و زیبای ایران، ملعونی که لعنت خدا همواره بر روح کثیفش باد، در چنین روزی (۱۴ خرداد) و پس از کشتار میلیون‌ها ایرانی‌، بر اثر بیماری ناشناخته‌ای که وجودش را به توده‌ای نجاست متعفن تبدیل کرده بود، و یک روز پیش از این سقط شده و جسدش کاملا به روش غیر اسلامی در سردخانه نگاه داری شده بود، در حالی‌ که هلی‌کوپتر حامل جسد متعفن و کثیفش ده‌ها ایرانی‌ دیگر را زیر بالگرد‌های خود بخاک و خون کشیده بودند، و جسد این ملعون هم هنوز در حال کشتار ایرانی‌‌ها بود، در حالی‌ که هیچ فاحشه‌ای را اینچنین بخاک نسپردند، یعنی‌ بدون خواندن دعا‌ و ادای احترام، تند تند، با عجله و دستپاچگی ، با کفن پاره پاره‌ای که در آن خراب هم کرده بود، در قبر انداخته و بالاخره چال کردند. این ملعون از دی‌ ماه سال ۱۳۵۷ که پای شوم و پلیدش را به ایران گذشت تا ۱۳ خرداد ماه سال ۱۳۶۸ که سقط شد، هیچ چیزی بجز ذلت، مرگ و نابودی، فقر و بی‌ آبرویی برای ایران و ایرانی‌ ، با خود بهمراه نداشت و در مدت ۱۰ سال آنچنان ویرانی بر ایران تحمیل کرد که هیچ لشگر دشمنی با پیشرفته‌ترین بمب‌ها توانایی آن را نداشته و ندارد. و شوم بختی و پلیدی که این ملعون بر سر ایران و ایرانی‌ آورد ، اهریمن در طول موجودیتش بر سر کسی‌ نیاورده است. و ارث بجا مانده او، توسط وارثان عرب و ترک ملعون تر از او، همچنان ادامه دارد. این گور به گور شده، ایران را همان سال‌های نخسست ورود کثیفش درگیر جنگی خانمان سوز کرد که در طی‌ آن میلیون‌ها جوان ایرانی‌ کشته، ناپدید، اسیر و معلول گشتند. و بیش از یک میلیون از مردم عادی ایرانی‌ به جوخه‌های اعدام سپرده شده و با تیر تروریست‌های پلستینی و داعشی‌های ترک به رگبار بسته شده و در کمال بی‌گناهی در خون غلتیدند. و اموالشان به کشور‌های عربی و ترکیه برده شد. در این دوران که به دوران طلایی امام معروف است!! ، رشد و پیشرفت ایران از نظر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی‌، به زیر صفر رسیده و جز خشونت افسار گسیخته هیچ چیز دیگری اجازه خود نمایی و نمو پیدا نکرد. این دوران، داستان خونینترین و سیاه‌ترین دوران زندگی‌ ایران و ایرانی‌ در طول ۱۰ هزار سال تاریخ مدون و با شکوه و امپراتوری جهان شمول و سالاری ایرانی‌ بر دنیاست. و امروز پس از ۳۷ سال نتایج شوم ورود این گور به گور شده به ایران، بر همه کس عیان و آشکار است، و تکرار آن حال تهوع میدهد.

من هنوز در این فکرم که چگونه جسد متعفن خمینی کژ و گوژ است و کسی‌ پاهای این ملعون را در بیمارستان صاف نکرده و جسد با پایِ خمیده از زائو خشک شده است!!


جمعه، بهمن ۲۷، ۱۳۹۶

ابلهانی که عاشق تبلیغاتند... بازنشر


من غرب ستیز نیستم و برعکس اعتقاد دارم که مردم دنیا، چه در غرب و چه در شرق، چه جنوب و چه شمال در خوبی‌ و بدی یکدیگر شریکند، از آنجاییکه تفکرات و اعتقادات من براساس کنش و واکنش بین پدیدها قرار دارد، یعنی‌ اعتقاد دارم که هرعملی‌ که انجام میشود، بدنبال خود عکس‌العملی را برمیگرداند، و در نتیجه "هرچه کنی‌ بخود کنی‌ گر‌ همه نیک‌ و بد کنی‌"، و این جمله شگفت انگیز سعدی کبیر که میفرماید: "بنی آدم اعضای یک پیکرند که در افرینش ز یک گوهرند"- همیشه آویزه گوش من است، در نتیجه براساس این اعتقاد کلا ستیزی با کسی‌ ندارم، ولی‌ منکر اینهم نیستم که منتقد شدید سیاست‌های مخرب، متجاوزانه، بیرحمانه، ویرانگرانه و وحشیانه غربم، چرا که بمن ثابت شده است که دنیا دست کیست.
بعنوان نمونه‌ای از خروار و دانه‌ای از هزار-مثلا این تصویر یا پوستر تبلیغاتی از دهه ۶۰ از کشور آمریکاست. این تبلیغ می‌گوید که بالاترین استاندارد زندگی‌ در آمریکا قرار دارد و داشتن زندگی‌ مرفع در آمریکا را تبلیغ می‌کند. و درست در زیر این پوستر بزرگ، عده‌ای از مردم فقیر آمریکا در صف طولانی تهیه یک لقمه نان هستند. آنچه که توسط رسانه‌های جمعی از قبیل تلویزیون و رادیو و مجلات و روزنامه‌ها، بمردم دنیا نشان دادند، تصویر خندان و شاداب یک خانواده آمریکایی بود که گویی در خوشبختی‌ غوطه میخورند و شادی و نشاط از همه درز‌هایشان به بیرون نشط میکرد. درحالیکه حقیقت در صفی قرار داشت که در زیر این پوستر تبلیغاتی دیده میشود. ولی‌ مردم دنیا گول این تبلیغات را خوردند، و از کنار گوشهٔ دنیا، هر آدمی‌ که دارای روحیه و شور زندگی‌ بود، هر آدمی‌ که دستش به دهانش می‌رسید، هر آدمی‌ که به سختی و تنگی و با مشقّت و با سرمایه کشورش سواد و دانشی اندوخته بود، هر ورزشکار ممتاز، هر هنرمندی که بدنبال موفقیت بود، و و و راهی‌ این سراب شد تا تشنگیش را فرو نشاند.

بدین ترتیب، سرمایه، دانش، تخصص، شور و نشاط زندگی‌، مردم شجاع و کسانی‌ که از خطر کردن و ریسک کردن نمیترسیدند، راهی‌ کشوری شد بنام آمریکا، و این کشور که بواسطه دور بودنش از جنگ در زمان جنگ جهانی‌ دوم هیچ گونه آسیبی ندیده بود و برعکس، با فروختن مواد خوراکی به کشورهای جنگ زده اروپایی، ثروت کلانی را اندوخته بود، همچنین با بدست گرفتن قدرت در نیمه بیشتری از دنیا، و بهرکشی‌ از مردم بینوای دیگر کشورها روز بروز بقدرت و ثروتش افزوده میشد، به یکباره و درمدتی‌ کوتاه از خراب آبادی که بروی اجساد زنان و کودکان سرخ پوست بنا شده بود، سرخ پوستانی که با وحشیانه‌ترین شیوه‌های ممکن هلاک شده بودند، به بزرگترین قدرت جهانی‌ جهش کرد.

و نتیجه بدست آوردن اینهمه ثروت مادی و معنوی- براحتی‌، آسان و بدون دردسر- این شد که به یکباره اعتقادشان نسبت بدرستی‌ و روش‌های سالم زندگی‌ بیش از پیش متزلزل شد، تاجاییکه همه چیز را برای خودشان خواستند و میخواهند و فارغ از اینکه در اینراه چه تعداد انسان بیگناه بخاک و خون کشیده میشوند، چهار نعل برای نگهداری کاخ‌ها و تجملات بی‌ مورد، بی‌ اساس و خسته کننده، همچنان میتازند.

این مردم به این نتیجه رسیدند که نه احتیاج به صنعت دارند نه کشاورزی و نه پرورش نیروهای متخصص، آنچه که اینها احتیاج دارند تبلیغات است و بس! بهمین دلیل هم بروی بخش تبلیغاتی خود، از جمله هالیوود، سرمایه گذاری‌های نجومی کردند چرا که تمامی تفکرشان از تولید، به یکبار بزندگی‌ انگلی و سربار و بهره کشی‌ از دیگر مردم دنیا، بغارت و چپاول منحصر شده است.

وقتی‌ مخ مردم دنیا را با تبلیغات شبانه روزی از طریق فیلم، تلویزیون، روزنامه، رادیو و مجلات و در چند دهه اخیر -اینترنت- زدی، دیگر مشکلی‌ وجود نخواهد داشت، همه چیز بطرفت سرازیر خواهد شد، و این وسط مردم دنیا کلاه گشادی بسرشان رفته که تا روی چشمها و گوش‌هایشان را گرفته و روز بروز مفلوکتر و وابسته تر میشوند. درحالیکه دردیگر سو‌ی هرشب جشن و خوشگذرانی‌ برپاست. God Bless America


Team America Theme Song


یکشنبه، بهمن ۲۲، ۱۳۹۶

آدم حوا را در شکاف باسنش قرار داد تا زنان بدانند که باید دنباله‌رو مردان باشند! بازنشر


"پس از اینکه الله آدم را از گل رس آفرید بفرشتگان دستور داد بر او سجده کنند،
-پس سجده کردند.
-آدم را خوابی عمیق فرا گرفت! (اینکه با سجده کردن بر آدم، او را خوبی‌ عمیق در گرفته باشد، کمی‌ تا قسمتی‌ تردید آمیز است، مگر اینکه فرض بر این باشد که بجز سجده، عمل دیگری هم بر او درگرفته است!)
-سپس حوا را از دنده چپ آدم آفرید (زنان شانس آوردند از تخم چپ آدم آفریده نشدند).
-پس از اینکه آدم از خواب برخاست و حوا را دید، شگفت زده شده و اولین کاری که کرد، حوا را در شکاف باسن خود قرار داد!
-تا دلیلی باشد که زن همیشه باید دنبال رو مرد باشد....!


( إن الله تبارک و تعالى لما خلق آدم من طين و أمر الملائكه فسجدوا له القى عليه السبات ثم ابتدع له حواء فجعلها في موضع النقره التی بين وركيه و ذلک لكی تكون المرأه تبعا للرجل ...)
منبع این سوره قرآن(جک) در تفسیر الصافی فیض کاشانی جلد ۱ صفحه ۴۱۴ و علل الشرائع شیخ صدوق جلد ۱ صفحه ۱۸ و در جامع الاحادیث شیعه آیت الله بروجردی جلد جلد ۲۰ صفحه ۴ و علل اللئالی ابن ابی جمهوری الاحسائی جلد ۳ صفحه ۲۸۰.


منبع

جمعه، بهمن ۱۳، ۱۳۹۶

یوسف و زلیخا, باز نشر

تابلو یوسف و زلیخا کار نقاشان ایرانی‌

در سراسر دیوانهای شعری و ادبیات عاشقانه ما از تمثیل‌ها و تصاویر لیلی و مجنون و یوسف و زلیخا مشحون است. این داستانها که از افسانه‌های کهن ایران باستان سرچشمه میگیرند، بعد‌ها برای دیگر اقوام و ملت ها، بشکل دین و آیین و مذهب درآمده و کتب افسانه‌ای پارس‌ها که قصه شب کودکان ایرانی‌ بوده، بشکل دین و خدا و پیغمبر و پرستش، نخست برای دیگر اقوام بربر که در حاشیه مرز‌های ایران در جل و جهالت زیسته و بسیار بدوی و بی‌فرهنگ بودند، بشکل دین درآمده و پس از فروپاشی امپراتوری پارس ها، همین افسانه‌ها را بشکل دین بخورد بازماندگان پارس‌ها دادند. و آنچه که کپی کرده بودند بعنوان اصل! و اصل آنرا که قدمتی بیش از کپی دارد، بعنوان کپی معرفی‌ کرده و هنوز هم با قیافه‌ای حق بجانب و با بی‌ اعتنا به تمامی مدارک باستانی، کتب خطی‌ و داستان‌هایی‌ که حکمای ایرانی‌ آنها را برشته تحریر درآورده اند، معرفی‌ میکنند.

داستان یوسف و زلیخا که ادعا میشود قصه یهودیان است و این قصه به نقل از تورات در قرآن و انجیل هم نقل شده است ، قصه مرد بنام یوسف است که برادران نامادریش بنابر عقده‌های که داشتند یوسف را طبق روایت تورات به تجار اسماعیلیان به بیست پاره ء نقره فروختند.
آن تجار یوسف را خریده به مصر می برند،(در قرآن ادعا شده که برادرن او را به چاه انداختند(چرا که محبوب پدر بوده است و ایشان به او حسادت میورزیدند. و کاروانی که بعد‌ها از سرِ چاه میگذشته، یوسف را پیدا کرده و او را از چاه بیرون کشیده و با خود به مصر میبرد.) در مصر شخصی‌ بنام بوتیمار که خواجه و سردار افواج فرعون بود او را از اسماعیلیان خریده و بحیث غلام در خانه خویش می گمارد. در خانه بوتیمار است که باری بگفته قرآن و انجیل و تورات ، زن اربابش-زلیخا- از او تقاضای همخوابگی مینماید. دراین تقاضا بنابر روایت تورات هیچگونه نشانه از عشق و محبت نیست( قرآن زلیخا را عاشق یوسف معرفی‌ می‌کند)، بعید نیست که خواهش زلیخا بفرض اگرصحیح باشد، دراثر ضرورت و نیازمندی‌های جنسی ناشی از بی‌میلی‌ها ویا کمبود‌های مردانگی شوهرش بوده باشد. زیرا یکی از علت‌های به کژراه رفتنها- فقر (کمبود) است .


و یاهم شاید برعکس ادعای تورات و قرآن زلیخا بی‌گناه بوده باشد. که باید هم چنین باشد، زیرا اگر قصور از زلیخا میبود بدون تردید شوهرش او را مطابق دستور شریعت یهودیان و مسیحیان سنگسار میکرد.

گفتنی است که سنگسار نمودن زانی و زانیه شیوه ء عمل شریعت یهودیان و مسیحیان است که بعد‌ها الله در زمان عیسی این فرمان خویش را منسوخ میسازد، اما دوباره مثل اینکه پیشمان شده باشد در زمان محمد انرا نافذ میگرداند! (عیسی بکسانی‌ که میخواستند زن فاحشه‌ای را سنگسار کنند گفت: اولین سنگ را کسی‌ بزند که خودش زنا نکرده باشد. و چون کسی‌ سنگی‌ نزد، مشخص شد همگی‌ زانی هستند. و به جبر، چون حکم شود که مست گیرند، در شهر هرآنچه هست گیرند، حکم سنگسار تعلیق شد، هرچند تا اواسط قرن ۲۰ هنوز در انگلیس و فرانسه و آمریکا این حکم کم و بیش از طرف متعصبین مسیحیت اجرا میشد و چه بسا امروزه هم اجرا میشود.)
ولی ملاحظه میگردد که بوتیمار -شوهر زلیخا- یوسف را مجرم دانسته- بزندان میاندازد.


تابلو یوسف و زلیخا کار نقاشان ایرانی‌

در زندان این یوسف جوان مشغول تعبیر نمودن خواب‌های زندانیان میگردد، تا آنکه کارش رونق میگیرد وسرانجام پای تعبیر خواب فرعون به آن بارگاه راه میابد و زانو میزند. در اثر فراستی که دارد کارش بجای میرسد که فرعون به او میگوید: « بدانکه ترا برتمامی زمین مصر گماشتم و فرعون انگشتر خود را از دست خویش بیرون کرده، آنرا بردست یوسف گذاشت، و او را به کتان نازک آراسته کرد، و طوقی زرین برگردنش انداخت، و آسنات، دختر پوتی پار، کاهن اون را بدو بزنی داد» 

بدینگونه یوسف دراثر رحمت ولطف فرعون بمقام ومنزلت میرسد، همین مقام وقدرت است که چاپلوسان وجیره خواران خوان کرم را وامیدارد که برای بدست آوردن جاه ومقام بیشتر سعی نمایند تا شانه‌های ارباب خویش را از بارگناه سبکدوش سازند و دامن زلیخا را آلوده گناه گردانند!


 زیرا در ادیان سامی زن همیشه محکوم بوده قتل و رسوایی زن شگفتی ندارد و آن را صفت ذاتی زن میشمارند! در ادیان سامی زنان دستیاران اهریمنند و کشتن آنان یک نوع مبارزه با ابلیس میبوده است.(زنان غربی جدا دستیاران ابلیس اند!) و بجز ابزاری برای برآوردن نیاز‌های جنسی‌ مردان، مادر شدن هیچ نقش دیگری در زندگی‌ نداشتند.(بر عکس زنان پارسی که کشور ادارهٔ میکردند.) در یهودیت و مسیحیت زنی‌ که سخن میگفت بجرم جادوگری سوزانده شده و اگر رویش باز بود او را بعنوان فاحشه سنگسار میکردند.
 چنانچه که در قرآن با استفاده از همین ترفند یهودان بمحکوم نمودن زنان پرداخته شده است و زن را مکار و حیله گر میداند و میگوید:
« فلمار اقمیصه قد من دبر قال انه من کید کن ان کید کن عظیم» ( ترجمه: وچون دید پیراهنش دریده شده( حقیقت را دریافت و) گفت این از مکر شما ( زنان) است که مکرتان عظیم است!)

گذشته از آنکه بنابرآنچه در تورات ملاحظه میشود، یوسف هرگز پیغمبر نیست بلکه برعکس تاآخر عمر خدمتگذار فرعون بوده است، و پس از آنکه بدربار فرعون مقام پیدا مینماید، دیگر از زلیخا خبری نیست.

و زلیخا هم خبر یوسف را که بقول قرآن نویسان- عاشقش شده بود نمیگیرد، و یادی ازاو در زندان نمیکند!

اینجاست که باید پرسید، که قرآن نویسان، سوز وگداز عشق زلیخا را از کدام منبع دریافت نموده اند، و این آقا یوسف وخانم زلیخا چه حماسه عشقی آفریده اند که عاشقانه هایی پر سوز و گداز در هیئت آنها مطرح گردیده است؟