به حافظ، پرسش یک آبنوش از طرف نیچه
پارهنوشتههای بازمانده از نیچه، از جمله شعری خطاب به حافظ هست:
میخانهای که تو برای خویش
پیافکندهای
فراختر از هر خانهای است
جهان از سر کشیدن می
که تو در اندرون آن میاندازی،
ناتوان است
پرندهای، که روزگاری ققنوس بود
در ضیافت توست
موشی که کوهی را بزاد
خود گویا تویی
تو همهای، تو هیچی
میخانهای، مییی
ققنوسی، کوهی و موشی
در خود فرو میروی ابدی
از خود میپروازی ابدی
رخشندگی همهٔ ژرفاها
و مستی همهٔ مستانی.
نیچه
میخانهای که تو برای خویش
پیافکندهای
فراختر از هر خانهای است
جهان از سر کشیدن می
که تو در اندرون آن میاندازی،
ناتوان است
پرندهای، که روزگاری ققنوس بود
در ضیافت توست
موشی که کوهی را بزاد
خود گویا تویی
تو همهای، تو هیچی
میخانهای، مییی
ققنوسی، کوهی و موشی
در خود فرو میروی ابدی
از خود میپروازی ابدی
رخشندگی همهٔ ژرفاها
و مستی همهٔ مستانی.
نیچه









هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر