چهارشنبه، اردیبهشت ۱۶، ۱۳۹۴

چه کسی کشت مرا


چه کسی کشت مرا؟
همه با آئینه گفتم آری

همه با آئینه گفتم که خموشانه مرا می پایید
گفتم‌: ای آینه با من تو بگو

چه کسی بال خیالم را چید؟
چه کسی صندوق جادوئی بی‌اندیشه من غارت کرد؟

چه کسی خرمن رویائی گلهای مرا داد به باد؟
سرانگشت بر آینه نهادم پرسان

چه کس آخر چه کسی کشت مرا
که نه دستی بمدد از سوی یاری برخاست

نه کسی را خبری شد نه هیاهویی در شهر افتاد
اینه اشک بر دیده به تاریکی آغاز غروب

بی صدا بر دلم انگشت نهاد.
سیاوش کسرائی





هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر