شنبه، آبان ۱۷، ۱۳۹۳
جای پای دوست را در كوره راهی دیده ایم
ما وقار كوه را گاهی بكاهی دیده ایم
ماورا آنچه می بینید، گاهی دیده ایم
سالك روشن دلیم، از گم شدن تشویش نیست
جای پای دوست را، در كوره راهی دیده ایم
عاشق بی پا و سر شو، چونانكه بسیار از فلك
كجرویها در بساط كج كلاهی دیده ایم
ای كواكب خیره چشمی بس، كه در گردان سپهر
چون شما ما هم، گذشت ماه و سالی دیده ایم
رنگ و رو ای گل دلیل لطف باطن نیست نیست
این كرامت را گهی هم در گیاهی، دیده ایم
ای بدست آورده قدرت، كار خلق آسان مگیر
عالمی در خون كشیدن، ز اشتباهی دیده ایم
از نوای بینوایان، اینقدر غافل مباش
بارها تاثیر صد آتش، به آهی دیده ایم.
رحیم معینی کرمانشاهی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر