پنجشنبه، خرداد ۲۲، ۱۳۹۳

ای آفتاب بتاب


چندان به تماشایش برنشستیم
که بامدادی دیگر برآمد
و بهاری دیگر
از چشم اندازهای بی‌برگشت در رسید
از عشق تن جامه‌ای ساختیم روئینه
نبردی پرداختیم که زهر انتظار
بر ما گوارا آمد
ای آفتاب که برنیامدنت
شب را جاودانه می‌سازد
بر من بتاب
پیش از آن‌که در تاریکی خود گم شوم.
شمس لنگرودی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر