بر طبق اعتقادات کٔهن ایرانیان باستان، نیروهای اهریمنی و ایزدی همواره در حال جدال و مبارزه با یکدیگر هستند. نتیجه مبارزات این دو نیرو، سرنوشت آدمیان را رقم میزند. نیاکان خردمند ما اعتقاد داشتند که آدمها با پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک، و پرهیز از دروغ به کمک نیروهای یزدانی آمده و به این ترتیب در رقم زدن سرنوشت خویش دخیل میگردند. به اعتقاد ایرانیها این دو نیرو در درون آدمی قرار دارند، و توسط خود آدمی پرورش مییابند، و تنها کاری که یک انسان برای خوشبختی و نجات از پلیدیها باید انجام دهد، بزرگ و قوی ساختن نیروهای یزدانی درون خود، توسط رعایت کردن همین ۴ اصل ساده است و باقی ماجرا به عهده نیروهای یزدانی است که به این ترتیب در مقابل اهریمن و پلیدیهایش قوی میگردند و آنرا شکست میدهند و پیروزی نیروهای یزدانی آدمی را از بلایا و تیره روزیها نجات میدهد. سرنوشت آقای سلاک یک نمونه از این ماجرا است.
این شخص از حوادثی همچون چپ شدن قطار، آتش گرفتن اتومبیل، تصادفهای رانندگی و حتی سقوط از هواپیما جان سالم به در برده است !
با "فرین سلاک"(Frane Selak ) آشنا شوید. آقای سلاک استاد موسیقی در کشور کرواسی است. در سال ۱۹۶۲ میلادی، او سوار بر یک قطار از شهر سارایوو به سمت دوبروونیک در حال حرکت بود که بدلایلی که هرگز مشخص نشد، قطار از ریل خارج شده بدرون دریاچهای یخ زده چپ میشود. در این حادثه ۱۷ نفر جان خود را از دست دادند ولی سلاک زنده ماند. او در این حادثه تنها دستش شکست و بدنش نیز یخ زدگی و کبودی جزئی برداشت.

پس از گذشت یک سال، در سفری هوایی از شهر زاگرب به سمت رییکا، درب هواپیمایی که او در آن قرار داشت از جا کنده میشود و تمامی۲۰ سرنشین آن به هوا پرتاب میشوند. در این حادثه ۱۹ نفر از آنها بر اثر سقوط به زمین جان خود را از دست میدهند و تنها آقای سلاک به طرز معجزه آسایی بر روی تپهای از کاه و یونچه فرود میآید و زنده میماند.
در سال ۱۹۶۶ میلادی، او سوار بر اتوبوس بود که اتوبوس به داخل رودخانهای میافتد. در این حادثه ۴ نفر جان خود را از دست میدهند ولی آقای سلاک باردیگر سالم و سلامت از این حادثه جان سالم بدر میبرد.

در سالهای ۱۹۷۰ و ۱۹۷۳، او ۲ بار از ماشینی که توسط سانحه رانندگی آتش گرفته بود، نجات مییابد.

در سال ۱۹۹۵ میلادی، یک اتوبوس داخل شهری با او برخورد میکند و او بار دیگر زنده میماند.
در سال ۱۹۹۶، او در تلاش برای عدم برخورد با کامیونی که از رو برو در حال نزدیک شدن بود، مجبور میشود از مسیر منحرف شده و با صخرهای برخورد میکند. او از ماشین به بیرون پرتاب شده و روی یک درخت فرود میآید. بر روی درخت او مشاهده میکند که چگونه ماشینش پس از برخورد به صخرهها با پیمودن مسافت ۳۰۰ متر، به اعماق دره سقوط میکند.
در سال ۲۰۰۳ میلادی در کرواسی، بلیط بخت آزمایی آقای سلاک برنده ی قرعه کشی میشود و او صاحب ۱ میلیون دلار میشود. این بار دیگر نیازی نبود که او از سانحهای جان سالم به در برد. او در سن ۷۴ سالگی ادعا کرد که این اولین بلیط بخت آزمایی خریداری شده توسط او در ۴۰ سال اخیر است.
سلاک پس از دریافت این جایزه، یک ویلای بزرگ در یکی از زیباترین جزیرههای دنیا میخرد و مدتی از دوران کهولت را با آرامش در آنجا سپری میکند. ولی این وضعیت زیاد به طول نمیانجامد. او پس از گذشت ۲ سال این ویلا را میفروشد و پولش را میان خانواده و دوستانش تقسیم میکند. خودش هم در خانهای حقیرانه در شهر پترینیو سکنی گزیده و مشغول ساخت و ساز عبادتگاه مریم مقدس میشود.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر