جمعه، مهر ۲۶، ۱۳۹۲

فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید


چشمها پرسش بی پاسخ حیرانیها
دستها تشنه تقسیم فراوانیها
با گل زخم سر راه تو آذین بستیم
داغهای دل ما جای چراغانیها
حالیا دست کریم تو برای دل ما
سرپناهی است در این بیسر و سامانیها
وقت آن شد که بگل حکم شکفتن بدهی
ای سرانگشت تو آغاز گل افشانیها
فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید
فصل تقسیم غزلها و غزلخوانیها
سایه امن رداء تو مرا بر سر بس
تا پناهم دهد از وحشت عریانیها
چشم تو لایحه روشن آغاز بهار
طرح لبخند تو پایان پریشانیها.
قیصر امین پور

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر