یکشنبه، مهر ۲۱، ۱۳۹۲

چون بغزل ختم میشود زیباست


 ‫دلم شكسته تر از شیشه‌های شهر شماست
‫شكسته باد كسی كاین چنینمان میخواست
‫شما چقدر صبورو چقدر خشم آگین
‫حضورتان چو تلاقی صخره با دریاست

‫به استواری معیار تازه بخشیدید
‫شما نه مثل دماوند او بمثل شماست

‫بیا كه از همه  دشتها سئوال كنیم
‫كدام قله چنین سرافراز و پابرجاست؟

‫به یك كرامت آبی نگاه دوخته اید
‫كدام پنجره این گونه باز سوی خداست؟

‫میان معركه لبخند میزنید بعشق
‫حماسه چون بغزل ختم میشود زیباست

‫شما كه اید، صفی از گرسنگی و غرور
‫كه استقامت و خشم از نگاهتان پیداست

‫اگر چه باغچه‌ها را كسی لگد كرده
‫ولی بهار فقط در تصرف گلهاست

‫تخلص غزلم چیست غیر نام شما؟
‫زیمن نام شما خود زبان من گویاست.
‫سهیل محمودی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر