یکشنبه، شهریور ۱۷، ۱۳۹۲

شکوفه یی به موی پرشکنت


شکوفه های هلو، رسته روی پیرهنت
دوباره صورتی صورتی است باغ تنت
دوباره خواب مرا می برد که تا برسم
به روز صورتی ات  

رنگ مهربان شدنت
چه روزی، آه چه روزی! که هر نسیم وزید
گلی سپرد به من، پیش رنگ پیرهنت
چه روزی، آه چه روزی! که هر پرنده رسید
نکی به پنجره زد، پیشباز در زدنت


تو آمدی و بهار آمد و درخت هلو
شکوفه کرد دوباره به شوق آمدنت
درخت شکل تو بود و تو مثل آینه اش
شکوفه های هلو، رسته روی پیرهنت
و از بهشت ترین شاخه روی گونه چپ
شکوفه یی زده بودی به موی پرشکنت
پرنده ای که پرید از دهان بوسه من
نشست زمزمه گر روی بوسه دهنت

شکفته بودی و بی اختیار گفتم: آه
چه قدر صورتی صورتی است باغ تنت!

حسین منزوی



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر