تاریخ هر تمدنی با رمز و رازهای بسیاری همراه است و روسیه نیز از این قاعده مستثنا نیست. تاریخ روسیه را می توان به یک پازل بزرگ شباهت داد. بخشی از آن با اسناد معتبر تعریف شده است و بخش دیگر با حدس و گمان پر شده است. در نهایت این حدس و گمانها نیز در خود اسراری را پنهان ساخته اند. این اسرار اغلب توسط کاوشگران تاریخ نقل شده اند. در برخی موارد، بعضی از حادثهها به گونههای مختلف روایت می شوند که اغلب موجب سردرگمی شنوندگان و نسلهای پس از آن می شود.
تزار آلکساندر دوم در سال ۱۸۶۷ میلادی سفری به پاریس داشت و در پارک "تویل ری" در حال گشت و گذار بود که اتفاق جالبی افتاد. یک زن کولی به نزدیک وی آمد و به او پیشنهاد داد تا فالش را بگیرد. زن آینه بین و فالگیر کولی به تزار گفت: "بگذار فال تو را بگیرم، سرورم". تزار تا تعجب به زن فالگیر نگاهی کرد و اجازه داد تا سرنوشت زندگیاش را پیشگویی کند. فالگیر مدت زیادی و به دقت خطوط کف دست آلکساندر را مطالعه کرد. زن کولی در پایان به تزار گفت:
"۶ بار قصد جان تو را خواهند کرد ولی تو زنده خواهی ماند، ولی در هفتین توطئه جان خود را از دست خواهی داد"
موی بر اندام آلکساندر دوم سیخ شد. وی در همین لحظه بود که به یاد آورد در سال گذشته در شهر سن پترزبورگ، یکی از انقلابیون تروریست به سمت وی شلیک نمود. در آن لحظه، کشاورزی که در نزدیکی تزار قرار داشت با ضربه ی مشتی که به تروریست وارد کرد باعث شد که تیر از نزدیکی وی عبور کند.
مدتی گشت و معلوم نبود که آیا آلکساندر هنوز صحبتهای زن فالگیر را به یاد داشت یا خیر. در هر صورت دیری نپایید که حرفهای زن کولی دوباره در ذهن تزار در جریان افتاد. در روز ۶ جولای، وی به همراه چندتن از سربازان خود، آزادانه در شهر و در میان شهروندان مشتاق حرکت می کردند که ناگهان صدای شلیک گلوله شنیده شد. این گلوله نیز به طرز معجزه آسایی از نزدیکی تزار عبور کرده به اسب او اصابت کرد. فرد تروریست به سرعت بازداشت شد و سپس معلوم شد که او فردی از تبار لهستان بوده است که قصد انتقام از تزار به خاطر سرکوب شورشهای مردم لهستان را داشته است. لهستان در آن زمان جزوی از قلمروی امپراتوری روسیه به شمار می آمد.
پس از این که تزار توانست در ۲ توطئه جان سالم به در ببرد، به گفتههای آن زن فالگیر ایمان آورد. در هر صورت تزار با طرز فکر لیبرال و روشنفکرانه، در شهر و در میان مردم حضور می یافت و با آنها به صحبت و گفتگو می پرداخت. ولی دیگر سربازان تزار در حالت آماده باش قرار داشتند و اگر پیش از این مردم می توانست در خیابان دست تزار را بفشارند، از آن به بعد دیگر کسی اجازه ی نزدیک شدن به وی را نیز نداشت. گروهی تروریستی با نام "موج مردمی" در قبال این عمل تزار، اقدام به کشتار وسیعی از نمایندگان و اشخاص دولتی و دربار نمود. آنها تعداد زیادی از افسران پلیس و استانداران را در روسیه بقتل رساندند. ولی هدف اصلی آنها ترور آلکساندر دوم بود.
در روز ۴ آوریل ۱۸۷۹ میلادی توطئه ی دیگر بر علیه تزار بوقوع پیوست. شخصی در پارک سلطنی به تزار حمله کرده و پیش از دستگیری، توانست ۵ گلوله به سمت تزار آلکساندر شلیک نماید. این بار هم تزار به طرز عجیبی جان سالم به در برد. شخص تروریست مدتی بعد به مجازات مرگ محکوم شد.
تروریستها پس از ۳ بار توطئه ی بیفرجام تصمیم گرفتند تا تاکتیک عملیات تروریستی خود را تغییر دهند و به جای اسلحه از بمبها و مینهای انفجاری استفاده کنند. بدین ترتیب برنامه ریزی هایی برای منفجر کردن قطار سلطنتی انجام شد. تروریستها می دانستند که تزار همواره با ۲ قطار سفر می کند. در قطار اول بار و وسایل تزار قرار دارد و در قطار دوم وی و همرانش قرار خواهند داشت. ولی سرنوشت این بار هم به یاری تزار آمد. در راه، قطار باری دچار نقص فنی شد و قطار سلطنتی اجبارا جلوتر از قطار باری حرکت کرد. تروریستها که از این اتفاق خبری نداشتند، قطار اول را رها کرده و قطار دوم را منفجر کردند.
پس از این حادثه، تزار در اوج خشم و غمگینی گفت:
"آنها از جان من چه می خواهند؟ چرا همچون حیوان وحشی به دنبال من هستند؟ من که تمام عمرم در تلاش بودم تا بهترین زندگی را برای شهروندانم درست کنم."
در همین زمان بود که تروریستهای بیوجدان در حال برنامه ریزی نقشهای جدید برای منفجر کردن آلکساندر، کاخ او و خاندان وی بودند. گروهک تروریستی "موج آزادی" توانست در کارمندان دربار نفوذ کرده و مهره ی خودی را در آنجا بگذارد. این شخص هر روز تعدادی دینامیت و مواد منفجره را در انبار تجهیزات ساختمانی در زیر کاخ جاسازی می کرد. در بعد از ظهر روز ۱۸ فوریه ی ۱۸۸۰، جشن بزرگی به افتخار بازگشت شاهزاده "هسنسکی" به سن پترزبورگ برنامه ریزی شد. تروریستها زمان انفجار بمب و دینامیتها را بر روی ساعت ۶ عصر تنظیم کرده بودند. ولی دوباره اتفاقی غیرقابل پیش بینی افتاد. قطار شاهزاده حدود نیم ساعت با تاخیر رسید و زمان شام نیز تغییر یافت. در ساعت ۶، انفجار مهیبی که در کاخ رخ داد که جان ۱۰ سرباز دربار را گرفت و ۸۰ نفر را نیز زخمی کرد. ولی آلکساندر بار دیکر در صحت و سلامت کامل به سر برد. به نظر می رسید که انگار یک نیروی ماوای طبیعی از جان تزار محافظت می کند.
دولت به زودی موفق به یافتن سرنخی از رئیس گروهک "موج آزادی" شد ولی انگار ترورسیتهای آزادی خواه تصمیم نداشتند که عملیاتهای خود را برای ترور تزار متوقف کنند.
در روز ۱ مارس ۱۸۸۱ میلادی، تزار آکلساندر دوم در کالسکهای به همراه تعدا کمی محافظ قزاق به کانال رودخانهای کاترین در سن پترزبورگ سفر کرد. در طول سفر ناگهان یکی از رهگذران بستهای را به درون کالسکه ی تزار پرتاب کرد و گریخت. لحظهای بعد انفجار مهیبی در کالسکه رخ داد. پس از این که دود حاصل از انفجار تمام شد، تعدادی کشته و زخمی بر روی کف خیابان دیده شد ولی آلکساندر توانست بار دیگر به طرز معجزه آسایی زنده بماند. در همین لحظه تزار به جای آنکه از آنجا بگریزد، به سمت زخمی شدگان شتافت. کسی نمی داند که او در آن لحظه به چه موضوعی فکر می کرد. به پیشگوییهای آن زن آینه بین؟ به این اکنون ۶ بار جان سالم به در برده است و در هفتمین توطئه جان خود را از دست خواهد داد؟ این سوالاتی است که برای همیشه بدون جواب باقی خواهند ماند. پی از مدتی، شخص دیگری به سمت تزار دوید و در همین لحظه بود که صدای دومین انفجار نیز به گوش رسید. پیش بینی درست از آب درآمد و هفتمین توطئه توانست جان تزار آلکساندر دوم را بگیرد. تزار در همان روز در کاخ سلطنتی خود، چشم از جهان فرو بست. گروهک "موج آزادی" نابود شد و تمامی رهبران آن به مجازات اعدام محکوم شدند. تروریستها نتوانستند رژیم امپراتوری تزاری را تغییر دهند و پس از آلکساندر دوم، جانشین وی یعنی آلکساندر سوم به تخت و تاج رسید. سیاست او که به سیاست "دستان آهنی" معروف است، به گونهای بود که هرگونه نفاق و توطئه را در جا ریشه کن می کرد.
منبع: صدای روسیه
روسیه تاریخچه
۱ تاریخچه اولیه
۱.۱ ساکنان اولیه اسلاو
۱.۲ اسلاوهای شرقی نخستین
۲ روس کییفی(Kievan Rus')
۲.۱ حمله مغول
۲.۲ روابط روسیه- تاتارها
۳ شهرمسکو
۴ پیدایش مسکو
۴.۱ ایوان سوم، کبیر
۴.۲ ایوان چهارم (ملقب به) ایوان مخوف
۴.۳ دوره گرفتاریها
۴.۴ رومانفها
۴.۵ امپراتوری روسیه
۴.۶ پتر کبیر
۴.۷ حکومت امپراتوری (۱۸۲۵-۱۷۲۵)
۴.۸ روسیه امپراتوری از زمان شورش دسامبریست به بعد (۱۹۱۷-۱۸۲۵)
۴.۹ اختلافات ایدئولوژیک و واکنش
۴.۱۰ الکساندر دوم
۵ نهیلیسم
۵.۱ استبداد و واکنش نسبت به حکومت الکساندر سوم
۵.۱.۱ نیکلای دوم و یک نهضت انقلابی جدید
۶ انقلاب ۱۹۰۵ روسیه
۷ روسیه در جنگ جهانی اول
۸ تزارهای روس
۹ انقلاب ۱۹۱۷ روسیه
۱۰ انقلاب فوریه۱۹۱۷ روسیه
۱۱ انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه
۱۲ جنگ داخلی روسیه
تزار آلکساندر دوم در سال ۱۸۶۷ میلادی سفری به پاریس داشت و در پارک "تویل ری" در حال گشت و گذار بود که اتفاق جالبی افتاد. یک زن کولی به نزدیک وی آمد و به او پیشنهاد داد تا فالش را بگیرد. زن آینه بین و فالگیر کولی به تزار گفت: "بگذار فال تو را بگیرم، سرورم". تزار تا تعجب به زن فالگیر نگاهی کرد و اجازه داد تا سرنوشت زندگیاش را پیشگویی کند. فالگیر مدت زیادی و به دقت خطوط کف دست آلکساندر را مطالعه کرد. زن کولی در پایان به تزار گفت:
"۶ بار قصد جان تو را خواهند کرد ولی تو زنده خواهی ماند، ولی در هفتین توطئه جان خود را از دست خواهی داد"
موی بر اندام آلکساندر دوم سیخ شد. وی در همین لحظه بود که به یاد آورد در سال گذشته در شهر سن پترزبورگ، یکی از انقلابیون تروریست به سمت وی شلیک نمود. در آن لحظه، کشاورزی که در نزدیکی تزار قرار داشت با ضربه ی مشتی که به تروریست وارد کرد باعث شد که تیر از نزدیکی وی عبور کند.
مدتی گشت و معلوم نبود که آیا آلکساندر هنوز صحبتهای زن فالگیر را به یاد داشت یا خیر. در هر صورت دیری نپایید که حرفهای زن کولی دوباره در ذهن تزار در جریان افتاد. در روز ۶ جولای، وی به همراه چندتن از سربازان خود، آزادانه در شهر و در میان شهروندان مشتاق حرکت می کردند که ناگهان صدای شلیک گلوله شنیده شد. این گلوله نیز به طرز معجزه آسایی از نزدیکی تزار عبور کرده به اسب او اصابت کرد. فرد تروریست به سرعت بازداشت شد و سپس معلوم شد که او فردی از تبار لهستان بوده است که قصد انتقام از تزار به خاطر سرکوب شورشهای مردم لهستان را داشته است. لهستان در آن زمان جزوی از قلمروی امپراتوری روسیه به شمار می آمد.
پس از این که تزار توانست در ۲ توطئه جان سالم به در ببرد، به گفتههای آن زن فالگیر ایمان آورد. در هر صورت تزار با طرز فکر لیبرال و روشنفکرانه، در شهر و در میان مردم حضور می یافت و با آنها به صحبت و گفتگو می پرداخت. ولی دیگر سربازان تزار در حالت آماده باش قرار داشتند و اگر پیش از این مردم می توانست در خیابان دست تزار را بفشارند، از آن به بعد دیگر کسی اجازه ی نزدیک شدن به وی را نیز نداشت. گروهی تروریستی با نام "موج مردمی" در قبال این عمل تزار، اقدام به کشتار وسیعی از نمایندگان و اشخاص دولتی و دربار نمود. آنها تعداد زیادی از افسران پلیس و استانداران را در روسیه بقتل رساندند. ولی هدف اصلی آنها ترور آلکساندر دوم بود.
در روز ۴ آوریل ۱۸۷۹ میلادی توطئه ی دیگر بر علیه تزار بوقوع پیوست. شخصی در پارک سلطنی به تزار حمله کرده و پیش از دستگیری، توانست ۵ گلوله به سمت تزار آلکساندر شلیک نماید. این بار هم تزار به طرز عجیبی جان سالم به در برد. شخص تروریست مدتی بعد به مجازات مرگ محکوم شد.
تروریستها پس از ۳ بار توطئه ی بیفرجام تصمیم گرفتند تا تاکتیک عملیات تروریستی خود را تغییر دهند و به جای اسلحه از بمبها و مینهای انفجاری استفاده کنند. بدین ترتیب برنامه ریزی هایی برای منفجر کردن قطار سلطنتی انجام شد. تروریستها می دانستند که تزار همواره با ۲ قطار سفر می کند. در قطار اول بار و وسایل تزار قرار دارد و در قطار دوم وی و همرانش قرار خواهند داشت. ولی سرنوشت این بار هم به یاری تزار آمد. در راه، قطار باری دچار نقص فنی شد و قطار سلطنتی اجبارا جلوتر از قطار باری حرکت کرد. تروریستها که از این اتفاق خبری نداشتند، قطار اول را رها کرده و قطار دوم را منفجر کردند.
پس از این حادثه، تزار در اوج خشم و غمگینی گفت:
"آنها از جان من چه می خواهند؟ چرا همچون حیوان وحشی به دنبال من هستند؟ من که تمام عمرم در تلاش بودم تا بهترین زندگی را برای شهروندانم درست کنم."
در همین زمان بود که تروریستهای بیوجدان در حال برنامه ریزی نقشهای جدید برای منفجر کردن آلکساندر، کاخ او و خاندان وی بودند. گروهک تروریستی "موج آزادی" توانست در کارمندان دربار نفوذ کرده و مهره ی خودی را در آنجا بگذارد. این شخص هر روز تعدادی دینامیت و مواد منفجره را در انبار تجهیزات ساختمانی در زیر کاخ جاسازی می کرد. در بعد از ظهر روز ۱۸ فوریه ی ۱۸۸۰، جشن بزرگی به افتخار بازگشت شاهزاده "هسنسکی" به سن پترزبورگ برنامه ریزی شد. تروریستها زمان انفجار بمب و دینامیتها را بر روی ساعت ۶ عصر تنظیم کرده بودند. ولی دوباره اتفاقی غیرقابل پیش بینی افتاد. قطار شاهزاده حدود نیم ساعت با تاخیر رسید و زمان شام نیز تغییر یافت. در ساعت ۶، انفجار مهیبی که در کاخ رخ داد که جان ۱۰ سرباز دربار را گرفت و ۸۰ نفر را نیز زخمی کرد. ولی آلکساندر بار دیکر در صحت و سلامت کامل به سر برد. به نظر می رسید که انگار یک نیروی ماوای طبیعی از جان تزار محافظت می کند.
دولت به زودی موفق به یافتن سرنخی از رئیس گروهک "موج آزادی" شد ولی انگار ترورسیتهای آزادی خواه تصمیم نداشتند که عملیاتهای خود را برای ترور تزار متوقف کنند.
در روز ۱ مارس ۱۸۸۱ میلادی، تزار آکلساندر دوم در کالسکهای به همراه تعدا کمی محافظ قزاق به کانال رودخانهای کاترین در سن پترزبورگ سفر کرد. در طول سفر ناگهان یکی از رهگذران بستهای را به درون کالسکه ی تزار پرتاب کرد و گریخت. لحظهای بعد انفجار مهیبی در کالسکه رخ داد. پس از این که دود حاصل از انفجار تمام شد، تعدادی کشته و زخمی بر روی کف خیابان دیده شد ولی آلکساندر توانست بار دیگر به طرز معجزه آسایی زنده بماند. در همین لحظه تزار به جای آنکه از آنجا بگریزد، به سمت زخمی شدگان شتافت. کسی نمی داند که او در آن لحظه به چه موضوعی فکر می کرد. به پیشگوییهای آن زن آینه بین؟ به این اکنون ۶ بار جان سالم به در برده است و در هفتمین توطئه جان خود را از دست خواهد داد؟ این سوالاتی است که برای همیشه بدون جواب باقی خواهند ماند. پی از مدتی، شخص دیگری به سمت تزار دوید و در همین لحظه بود که صدای دومین انفجار نیز به گوش رسید. پیش بینی درست از آب درآمد و هفتمین توطئه توانست جان تزار آلکساندر دوم را بگیرد. تزار در همان روز در کاخ سلطنتی خود، چشم از جهان فرو بست. گروهک "موج آزادی" نابود شد و تمامی رهبران آن به مجازات اعدام محکوم شدند. تروریستها نتوانستند رژیم امپراتوری تزاری را تغییر دهند و پس از آلکساندر دوم، جانشین وی یعنی آلکساندر سوم به تخت و تاج رسید. سیاست او که به سیاست "دستان آهنی" معروف است، به گونهای بود که هرگونه نفاق و توطئه را در جا ریشه کن می کرد.
منبع: صدای روسیه
روسیه تاریخچه
۱ تاریخچه اولیه
۱.۱ ساکنان اولیه اسلاو
۱.۲ اسلاوهای شرقی نخستین
۲ روس کییفی(Kievan Rus')
۲.۱ حمله مغول
۲.۲ روابط روسیه- تاتارها
۳ شهرمسکو
۴ پیدایش مسکو
۴.۱ ایوان سوم، کبیر
۴.۲ ایوان چهارم (ملقب به) ایوان مخوف
۴.۳ دوره گرفتاریها
۴.۴ رومانفها
۴.۵ امپراتوری روسیه
۴.۶ پتر کبیر
۴.۷ حکومت امپراتوری (۱۸۲۵-۱۷۲۵)
۴.۸ روسیه امپراتوری از زمان شورش دسامبریست به بعد (۱۹۱۷-۱۸۲۵)
۴.۹ اختلافات ایدئولوژیک و واکنش
۴.۱۰ الکساندر دوم
۵ نهیلیسم
۵.۱ استبداد و واکنش نسبت به حکومت الکساندر سوم
۵.۱.۱ نیکلای دوم و یک نهضت انقلابی جدید
۶ انقلاب ۱۹۰۵ روسیه
۷ روسیه در جنگ جهانی اول
۸ تزارهای روس
۹ انقلاب ۱۹۱۷ روسیه
۱۰ انقلاب فوریه۱۹۱۷ روسیه
۱۱ انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه
۱۲ جنگ داخلی روسیه
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر