چهارشنبه، شهریور ۰۶، ۱۳۹۲

آینه را شکسته اید

دیگر خدای را در پستوی خانه نهان نخواهم کرد
دیری‌ست که بی هراس، بر بام بلند شب آمده
برایت چراغ آورده ام
برایت بامداد و بوسه آورده ام
برایت باران آسودگی، امان.... برایت آب آورده ام
دست و روی خسته خویش را، از این عذاب بی شفا بشوی؛
ما دستمان خالی است
ما فقط پی یک پرسش ساده آمده ایم
به ما بگو ،
آراء آینه را در سنگ و سوگ کدام باور بی کجا، شکسته اید ؟

علی صالحی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر