چهارشنبه، مرداد ۳۰، ۱۳۹۲

غريبیهاش میآمد بچشم آشنا

با تو دیشب تا کجا رفتم
تا خدا وانسوی صحرای خدا رفتم
من نمیگويم ملايك بال در بالم شنا كردند
من نمیگويم كه باران طلا آمد
ليك ای عطر سبز سايه پرورده
ای پری كه باد میبردت
از چمنزار حرير پر گل پرده
تا حريم سايه های سبز
تا بهار سبزههای عطر
تا دياری كه غريبیهاش میآمد بچشم آشنا، رفتم
پا به پای تو كه می بردی مرا با خويش.
مهدی اخوان ثالث

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر