دوشنبه، مرداد ۰۷، ۱۳۹۲

ای بانی‌ آسایشم


بگو به باران
ببارد امشب
بشويد از رخ
غبار اين كوچه باغها را
كه در زلالش سحر بجويد
ز بیكرانها
حضور ما را.
شفیعی کدکنی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر