اما بما نیامده دل کندن از شما

از چشمهای من هیجان را گرفته اید
اینروزها عجب خودتان را گرفته اید
اردیبهشت نیست که اردی جهنم است
لبهای سرختان که دهان را گرفته اید
بچرت و پرت و فحش و ببخشید مدتیست
از شعرهام لحن و بیان را گرفته اید
خانم، جسارت است ببخشید یک پرسش
با اخمتان کجای جهان را گرفته اید؟
خانم، شما که درس نخوانده اید، پس کجا
کی دکترای رخم زبان را گرفته اید
خانم، جواب نامه ندادید بس نبود؟
دیگر چرا کبوترمان را گرفته اید
خانم عجالتا برویم آخر غزل
نه اینکه وقت نیست امان را گرفته اید
اما به ما نیامده دل کندن از شما.
پور علی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر