دوشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۹۲

تاریخ ایران تاریخ بشر است


پادشاهان پیشدادی ایران



به شهادت تاریخ واقعی، شاهنامه فردوسی‌ کبیر و تمامی تاریخ نویسان حقیقی، ایران تنها کشوری در جهان است که تاریخش از زمان حضرت آدم شروع میشود. یعنی‌ تاریخ ایران به پیدایش انسان برمیگردد و ایران قدمتی در حد بوجود آمدن انسان بر روی زمین دارد.
سلسله پیشدادیان ایران باستان
نخستین پادشاهان جهان
۱-کیومرث شاه
از کیومرث در اوستا بعنوان اولین پادشاه در جهان و نیز نخستین انسان نام برده شده است. مدت پادشاهی کیومرث بر زمین را نه سد سال و طول عمرش را هزار سال آورده اند.
روایات حمزه اصفهانی، مسعودی، بیرونی و ناصرخسرو در کتاب «مجموعه تاریخ و روایات» از کیومرث به عنوان حضرت آدم، طبق روایات و منابع پهلوی یاد کرده اند بنابراین اکثر داستانهایی که در باره حضرت آدم وجود دارد در مورد کیومرث نیز ذکر شده است.
۲-هوشنگ شاه
هوشنگ شاه دومین پادشاه باستان جهان و ایران زمین است و بنابر روایتی نوه کیومرث شاه و به روایتی فرزند سیامک فرزند ارشد کیومرث شاه است که سیامک در جنگ با دئوها کشته شده است. هوشنگ شاه به خون خواهی پدر خود سیامک به همراه پدر بزرگ خود کیومرث شاه به جنگ با دئوها رفته و انتقام پدر خود را از آنان میگیرد.
هوشنگ شاه را بروایتی حضرت زرتشت میدانند که آتش را به آدمیان آورده است و کتاب خرد جاودان را که همان اوستا و یا لوح محفوظ است را براساس دانش بزرگی که اهورامزدا در سینه اش قرار داده است، نوشته و برای بشریت بجا گذاشته است. او ستاره شناس بزرگی بود و دانش نجوم را او پایه گذاری کرده است. همچنین او کیمیاگر و پزشک توانائی بود که مثال مرده زنده میکند، از زمان او رایج گشته و مردم به پزشکانیکه بیماران را معجزه گونه شفا میدادند، از این مثل استفاده کرده و میکنند. او آورنده آهن از سنگ آهن توسط آتش است و زمان او کاریز و هدایت آب مورد استفاده قرار گرفت که موجب پیشرفت کشاورزی گردید. او شهر بابل را ساخت و پایتخت خود قرار داد. ولی پیش از این، مرکز فرمانروایی هوشنگ شاه را شهر استخر گفته اند. که توسط پدر بزرگش کیومرث شاه همراه با شهر دماوند و دامغان، بنا نهاده شده بود. و مردم ایشان را پیامبر میدانستند و مدت پادشاهی او پنج سد سال است. ساخت قنات ها و حفر کاریز، خانه سازی و احداث شهر شوش و بابل را به وی نسبت داده اند.
۳-تهمورث شاه
تهمورث شاه (و یا سام) پسر هوشنگ شاه بوده ومدت پادشاهی وی چار سد سال است. پیدایش خط در زمان وی و از اختراعات او است. تهمورث شاه هم پادشاه و دانشمند و اختر شناس بزرگ و هم پهلوان و همچنین یزدان پرست بوده است و در زمان او بت پرستی از کار افتاده و خدا پرستی رواج یافته است. رسم روزه داری نیز در زمان وی متداول شد و سبب آن بود که آنرا برای تندرستی مردم مفید میدانست. و تهمورث سفارش کرد که مردم به خوردن یک وعده خوراک در روز اکتفا کرده و از خوردن زیاد و مداوم بپرهیزند. او همچنین یکی از فیلسوفان بزرگ تاریخ است.
پس از مرگ هوشنگ شاه، تهمورث پسر او به پادشاهی رسید. دومین شاه بابل(باب ایل. یا شهر خدا) که هوشنگ شاه آنرا بنا نهاده است، تهمورث شاه بود. (هوشنگ شاه نخستین فرمانروای بابل بود)، و خداوند چندان نیرو و قدرتی به تهمورث داده بود که تمامی موجودات پیدا و نهان وی را به اطاعت آورده و مطیع او بودند. او خود تنها از ایزد یکتا اطاعت میکرد. او چار سد سال پادشاهی کرد. و نوشته اند که تهمورث شاه بر تمامی دنیای آنروز دست یافته و بر همه دنیا فرمانروای داشت. و تاج بر سر نهاد و روزی که پادشاه شد گفت: ما به یاری خدا نیک بختی را برای همگان بر روی زمین برپا میکنیم.
وی پادشاهی شایسته بود و با مردم مهربان بود و شهرهای بسیاری از جمله شاپور پارس را بنیاد کرد، و در آن جای گرفت. و در دنیا بگشت و غارنشینان را براه آورد و در سرزمین‌های دور و نزدیک بناهای شگفت برپا ساخت.
وی اول کس بود که خواندن و نوشتن زبان اوستا را به مردم آموخت و آنچه که در کتاب خرد جاودان (اوستا) توسط پدرش هوشنگ شاه نوشته شده بود را به مردم دنیا یاد داد. در زمان او تمامی موجودات از انسان و حیوان و گیاه باهم یک همزیستی طبیعی و راحت داشتند و جانوران را از آدمیان بیمی نبود. او همچنین اول کس بود که سوارکاری از ‌اسپ و استر و بطور کلی اهلی ساختن ددان را به مردم یاد داد و بگفت تا سگان را برای نگهبانی و حفظ گله از درندگان و برای شکار بکار گیرند. او اولین کسی است در تاریخ بشر که ارتش شاهنشاهی استوار ساخت. و در نخستین سال پادشاهی وی «بوداسپ» خردمند وزیر اول او گشت و مردم را به آئین زرتشت فراخواند.
تهمورث در شاهنامه:
تهمورث از شخصیت‌های اساتیری ایران باستان است. وی از پادشاهان پیشدادی و در شاهنامه پسر هوشنگ شاه بشمار میآید.
در شاهنامه از وی با لقب دیوبند (دئو بند) یاد می‌شود. لقب دیوبند یادآور چیرگی او بر دئوها و پریان است که در متون ‌کهنتر هم به آن اشاره شده‌ است. تهمورث شاه در ابتدای پادشاهی هدفش را شستن جهان از پلیدیها، کوته کردن دست دئوها از هر جا و آشکار کردن چیزهای سودمند در جهان اعلام داشت. وی همچنین مردم را به ستایش جهان‌آفرین تشویق کرد. با راهنمایی‌های شَهْرَسْپ، دستور و وزیر خردمند تهمورث شاه، مردم در نیک بختی روزگار میگذراندند و از بدیها پالوده گشته و به دین زرتشت میگرویدند. از تهمورث شاه فرهٔ ایزدی میتابید.
به چیرگی تهمورث بر دئوها در شاهنامه هم اشاره شده‌است. پس از تابیدن فرهٔ ایزدی از تهمورث، او رفت و یک دئو را ببست و بر وی زین نهاد و زمان‌تازمان سوار بر وی گرد گیتی میتاخت. دئوها چون چنین دیدند، لشگری گرد آورده و به جنگ شاه برخاستند. تهمورث دو بهره از ایشان را ببست و باقی را با گرز گران تارومار کرد. چون ایشان را به بند کشید، دیوان به وی گفتند که اگر ما را رهایی بخشی تو را هنرها یاد خواهیم داد که تا این زمان نشناخته باشد.
تهمورث سه سد سال پس از این واقعه بزیست. این یادآور سه سد سال چیرگی تهمورث بر دئوها (در متون کهن‌تر) است. در شاهنامه هائی که در اختیار ما است به چگونگی مرگ تهمورث اشاره‌ای نشده‌است. پس از وی جمشید شاه، پسرش، به پادشاهی رسید.
در متنهای پهلوی نام تهمورث شاه آمده است و نام اوستایی او را سام گفته اند. میگویند نسب تهمورث در متنهای پهلوی با نسب تهمورث در شاهنامه ای که امروزه در اختیار ما میباشد، متفاوت است. برای نمونه در بندهشن بزرگ میان تهمورث و هوشنگ دو تن فاصله ‌است: تهمورث پسر ویونگهان پسر انگهت پسر هوشنگ.
روایت سواری بر دئوها در متون پهلوی به تفصیل بیشتری آمده ‌است. خلاصهٔ داستان این است که تهمورث سه سد ‌سال دئوها را بخدمت خود درآورده بود. تا اینکه رهبر دئوها همسر تهمورث را به‌ دروغ فریفت و از او این اطلاع را کسب کرد که در سراشیبی البرز کوه، تهمورث شاه که سوار بر دئو است، دستان خود را مانند بال عقاب باز کرده و افسار دئو را رها میسازد. رهبر دئوها در روزی که تهمورث شاه را سوار بر خود داشت در سراشیبی کوه دماوند، هنگامی که افسارش را از دستهای تهمورث شاه رها دید، او را بر زمین زد و بلعید. بعدها جمشید شاه پسر بزرگ تهمورث شاه، او را از شکم رهبر دئوها بیرون کشیده و در استودان(سودان) بخاک سپرد.
مطابق اوستا وی بر هفت افلیم آن زمان، یعنی همه دنیا فرمانروایی داشت و سه سد سال بر دئوها حکم میراند. میگویند در رام یشت بندهای ۱۱ تا ۱۳ ذکر او رفته‌است. در این بندها تهمورث از ایزد یکتا درخواست یاری برای پیروزی بر دئوها و مردمان غارنشین دد منش و همهٔ پریان می‌کند و ایزد یکتا خواست و یا اندروای وی را کامیابی می‌بخشد. همچنین در زامیاد یشت، بندهای ۲۸ و ۲۹، و یشت ۳۲، بند ۲، ذکر تهمورث رفته‌است.
بنا کردن شهرهای مرو، آمل، تبرستان، ساری و اسپاهان و شیراز را به وی نسبت داده اند.
۴-جمشید شاه
دوران پادشاهی جمشید شاه و یا شاه شگفتیها حدود ۷۰۰ سال و به قولی ۶۱۷ سال بوده است . نام وی «جم» بوده و چون بسیار خوش و زیبا روی بوده او را «جم + شید» می گفتند و او پسر تهمورث شاه است. واژه جم در زبان اوستا به معنی بسیاری از هر چیز زیبا میباشد و «شید» به معنی خورشید و جمشید به معنی خورشید بسیار زیبا بوده است.
جمشید شاه اولین کسی است که بناهای شگفتی که امروزه آثاری از آنها باقی مانده است، در سراسر دنیا ساخته است. او پرواز کردن، محاسبه افلاک و اجرام آسمانی، و اعداد و حساب و هندسه و ریاضی را برای جهانیان بجا گذاشته است. ساخت و سازهای او هنوز برای انسانها معما و معجره و شگفتی است که از آنها سر در نمیآورند. بگفته ای او همان کوروش کبیر است که با غلبه بر نیروی جاذبه زمین توانا به پرواز و جابجائی سنگهای چند سد تنی گشته و ساخت بناهای سنگی و ساختارهای بزرگی را به ارتفاع بیش از سی سد متر از آثار او میدانند. ساخته هائی مانند پترا در اردن و اهرام مصر و تخت جمشید ووو از آثار بجا مانده از اوست. ساخت اکثر شهرهای باستان در سراسر دنیا کار کوروش کبیر است. ملکه سبا پادشاه یمن از عشاق سینه چاک جمشید شاه بود و جمشید شاه بهشت زمینی را برای ملکه سبا ساخته و به او تقدیم کرده بود. او مدتی در سیستان سکوت کرده و دختری از مردم آنجا را به زنی گرفت و از او پسری متولد شد به نام لهراسب و از او گرشاسب و از او زال و از زال رستم متولد گردید و به عبارتی جمشید شاه جد رستم کبیر نیز بوده است.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر