دو قرن است که قبایل بغایت جاهل و بربرِ غربی، با تمدن انسانساز پارسی که قرنها بدون جنگ و خونریزی و تنها بکمک هنر و علم و موسیقی و زیبائی بر دنیا حکومت کرده، با توحش مبارزه و افکار پلید و اهریمنی خود را بر جهان غالب نمودهند. جنگ، آوارگی، کشتار، نژاد پرستی، جهالت، زن ستیزی، خرافات، بی خردی، نفرت، دزدی و غارتگری، دروغ و نفاق افکنی و و و از ارمغانهای تسلط این بربرها بر دنیا و نابودی تمدن پارسی است. امروزه این قبایلی جاهل و بربر غربی و عربی، پس از مشورت باهم، و پس از سیری کامل که از چپاول تمامی ثروتهای معنوی و مادی ایرانیان پس از ۴۰ سال بدست آمده، تازه به این نتیجه رسیده اند که یک ماشینِ سواری را میتوان توسط زنان هم هدایت کرد و رانندگی زنان گناه نیست و اشکالی ندارد، و جادوگری نیست و نباید آنان را سوزاند، و حرام نیست و الله چزیده نمیشود و و و مزخرفاتی از ایندست که آدمی را از همگروهی با این اوباش، از خود بیزار میگرداند.
بمناسبت اجازه رانندگی یافتن زنان عربستان.
شیرین ملقب "مام رستم” دختر رستم شروین از سپهبدان خاندان باوند در مازندران و همسر فخرالدوله دیلمی است که پس از مرگ همسر به پادشاهی استان مازندران رسید. او یکی از هزاران پادشاه زن ایرانی است که بطور اتومات پس از پدر و یا شوهر به پادشاهی میرسیدند. پس از امپراتوری صفوی که ایران مورد هجوم قبایل بغایت وحشی و حاشیه نشین مرزهای ایران قرار گرفت، هر استان ایران برای حفاظت از خود مجبور به خودمختاری گشت، شیرین هم که بر مازندران و گیلان و قزوین و همدان حکم می راند، لشگری آراست و مرزهای استان مورد حکومت خود را تحت حفاظت قرار داد. به او خبر دادند سواری از سوی قبایل وحشی آمده و پیامی با خود دارد. در پیام خلیفه بربرها آمده بود که شیرین باید خطبه و سکه بنام خلیفه کند و خراج بفرستد والا جنگ را باید آماده باشد. مام رستم ، به پیک بربرها گفت: سپاهی که با تهدید بیاید ضعیف است و میترسد و خود نیز به ضعف خود آگاه است وگرنه روی به تهدید نمیاورد و حمله میکرد. به خلیفه بگویید اگر مازندران مورد یورش قرار گیرد با شمشیر از او پذیرایی خواهم نمود و تنها به بیرون راندن او از مازندران بسنده نکرده و تا اورا از تمامی خاک ایران بیرون نکنم، از پا نخواهم نشست. اگر ریسک این کار را میپذیرد، این گوی و این میدان و مرد نیست اگر حمله نکند. پاسخ دلاورانه شیرین، سبب شد تا وحشیها تا سالیان دراز از لشکرکشی به مازندران خودداری کنند. و مازندران از آخرین مناطق ایران است که به ویروس مذهب و بویژه اسلام آلوده گشت و آنهم نه با زور بلکه با تزویر آنجا را آلوده ساختند. به همین سبب هم مردم مازندران به شجاعت، آزادگی و ادب و خوشرویی و احترام به زنان بیش از نقاط دیگر ایران پایدار مانده و معروف بودند و دشمنان زبون و ذلیل و عقب مانده برای بدنام ساختن این مردم سالار و دلاور به پلیدی روی آورده و سعی در تحقیر آنان نمودند. مام رستم پادشاه زن ایرانی هشتاد سال زندگی کرد و همواره مردمدار و نیکخو بود.
سرزمینم
خاک افسونگر
دل خاورمیانه
نام تو تاریخ تو مردان کویت جاودانه
من زن ایرانی ام
ایرانی از جنس تن تو
هم صبور و هم غیورم
طفلی از آبستن تو
من زن ایرانی ام
همسایه و هم نسل شیرین
خواهر تهمینه و هم قصه ی پوران و پروین
من زن ایرانی ام
اهل تمدن
زاده پارس
مثل دریا میخروشم
من خلیجام
تا ابد فارس
من زن ایرانی ام یک چشمه شرم ناب دارم
قد صدها سد سیوند پشت چشمم آب دارم
من زن ایرانیم می سازمت با خشت جانم
میزنم تا سقف تو صدها ستون با استخوانم
من زن ایرانی ام ایرانی از جنس تن تو
هم صبور و هم غیورم طفلی از آبستن تو. هیلا صدیقی
در قفـــــــس میآرمید و در قفس میداد جان
در گلستــــان، نام از این مـــــرغ گلستانی نبود
بهـــــــر زن، تقلیـــد تیه فتنه و چـــــاه بلاست
زیـــــــرک آن زن کاو رهش این راه ظلمانی نبود
آب و رنـــگ از علم میبایست شــــرط برتری
بـــــــــا زمـــــــرّد یاره و لعل بـــــــدخشانی نبود
جلوهیصدپرنیان، چونیک قبایساده نـیست
عـزت از شایستگی بود، از هوســــــرانی نبود
ارزش پوشنده، کفش و جامــــــه را ارزنده کرد
قــــدر و پستی، با گـــرانی و بـــــه ارزانی نبود
ســــادگی و پاکی و پرهیز، یک یک گــــوهرند
گــــــوهر تابنـــــده، تنهـــــا گوهـــــر کانی نبود
از زر و زیور چه سود آنجا که نــــادان است زن
زیـــــــور و زر، پــــردهپـــــوشِ عیب نادانی نبود
عیبها را جامهی پرهیز پوشاندهست و بــس
جامـــــــهی عجب و هـــ وا، بهتر ز عریانی نبود
زن سبکساری نبیند تا گـرانسنگ است و پاک
پـــــاک را آسیبی از آلــــــوده دامـــــــانی نبود
زن چو گنجور استو عفت،گنج و حرصو آز،دزد
وای اگـــــــر آگـــــه از آیین نگهبــــــــــانی نبود
اهـــرمن بر سفرهی تقو ی نمیشد میهمــــان
زان که میدانست کان جا، جای مهمانی نبود
پا بــــــه راه راست بایــــد داشت، کاندر راه کج
تـــــوشهای و رهنمـودی، جــــز پشیمانی نبود
چشم و دل ر ا پـــرده میبایست، امـا از عفاف
چــــــادر پـــــــوسیــــــده، بنیاد مسلمانی نبود
خسروا، دست تـــــوانای تــــو، آسان کــــرد کار
ورنـــــــه در این کـــار سخت امیــد آسانی نبود
شهنمیشد گردر این گمگشتـــه کشتیناخدای
ســــــاحلی پیـــــدا از این دریــای طوفانی نبود
بایـــد این انـــوار را پروین بـــــه چشم عقــل دید
مهــــــر رخشان را نشایـــــد گفت نــورانی نبود
« پروین اعتصامی»
بر اساس بخشی از سخنان رضا شاه، پروین اعتصامی شعر گنج عفت «زن در ایران» را سروده است و اگر دقت کنید شروع این سروده با بخشی از سخنان رضا شاه آغاز می شود.
گیسو شاکردی: تا به کی خموشی ای زنان ایران
مارا بدم تیر نگه نتوان داشت
در خانه دلگیر نگه نتوان داشت
آنرا که سرزلف چو زنجیر بود
در خانه بزنجیر نگه نتوان داشت
دختران سیه روز تا به کی در افسوس
زیر دست مردان تا بچند محبوس
در چنین محیطی دختران ایران
تا بکی خموشی ای زنان ایران
هیچ کس خبر نیست فکر خیروشر نیست
ای رجال ایران زن مگر بشر نیست
چند در حجابی تا به کی بخوابی از وجود شیخ است این چنین خرابی
مملکت خراب است ملتش بخواب است
ای زنان ملت وقت انقلاب است مملکت خراب است ملتش بخواب است
ای زنان ملت وقت انقلاب است
دختران ملت تا به کی بذلت
برکَنید از سر چادر مذلت.....
یک طراح دانمارکی توانست برنده مسابقه طراحی پوستر به مناسبت ۲۵ نوامبر روزجهانی مبارزه با خشونت علیه زنان بشود. "خشونت همیشه قابل مشاهده نیست"عنوان پوستر طراحی شده توسط این هنرمند دانمارکی است. در پوستر زنی با چهره عادی و بدون اینکه برروی صورتش آثار ضرب و شتم دیده شود ، به تصویرکشیده شده اما در زیر این پوستر نوشته شده ۳دنده این زن شکسته و ۲ دندانش لق شده است و برروی پایش ۵ جای سوختگی حاصل از آتش سیگار قابل مشاهده است.
"ترین سجتن" طراح این اثر گفته: با این پوستر می خواستم به مخاطبم این پیام رو برسونم که این زن می تواند خواهر، دوست یا هر زنی دیگهای در اطراف شما باشد. زنی که می تواند در اتوبوس کنار دست شما نشسته باشد و یا در خیابان از کنار شما می گذرد. خشونت اعمال شده همیشه با چشم قابل مشاهده نیست همچنین خشونتی که منجر به رنج روحی برای زن میشود نیز قابل مشاهده نیست و دردش از خشونت فیزیکی اگر بیشتر نباشد کمتر نیست.