‏نمایش پست‌ها با برچسب خاندان پر افتخار پهلوی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خاندان پر افتخار پهلوی. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، بهمن ۱۸، ۱۳۹۶

نعره هیچ شیری نمیتوانست پایه‌های ایران را فروریزد، کاری که رت‌ها در سکوت کردند

بجای اینکه من میکوشیدم بمردم ایران بگویم که شما میتوانید بکمک شخصیت خود، قدرت خود و منابع مالی‌ خویش، یک ملت درجه اول در جهان باشید، امروز به این مردم تلقین میشود که: شما ملتی فقیر و صغیر و مستضعف هستید و حق چنین بلند پروازی‌هایی‌ را ندارید. برای تحقق‌ این مطلب تمامی نیروگاهها را بستند، کارخانه‌ها را ازکار انداختند، برنامه‌های عمرانی را متوقف کردند. زیرا اینها(غربی‌ها و نوکران ترک و عرب آنها) میخواهند ایران کشوری فقیر باشد تا آسانتر بتوان بر آن حکومت کرد. کشوری که مردم سرزمینش، در عین ثروتمندی از گرسنگی بمیرند.

محمد رضا شاه پهلوی در مصاحبه با مجله اکتبر در مصر سال ۱۹۸۰




پنجشنبه، دی ۲۱، ۱۳۹۶

۵۰ سال پیش در چنین روزهایی‌


۵۰ سال پیش زمانی‌ که مردم تمامی دنیا غرق در فلاکت، گرسنگی و فقر، اسارت و درماندگی، بیکاری و اعتراضات سراسری، ترور و جنگ بودند، ایرانیان به لطف کارآمدی محمد رضا شاه پهلوی، شاهنشاه ایران زمین، در کنار دریا‌ها کباب ازن برون می‌خوردند و با آهنگ لب کارون و آمنه در خیابان‌ها می‌رقصیدند و هر روز به یک مناسبت جشن میگرفتند. تنها چیزی که رنجشان میداد این بود که اجازه و آزادی اینرا نداشتند که "مرگ بر شاه" بگویند! که آنهم بلطف فتنه ۵۷ برایشان فراهم شد و در عوض مردم دنیا هم باز بلطف و یمن فتنه ۵۷ بسعادت و رفاه رسیدند.

شنبه، مهر ۰۱، ۱۳۹۶

نخستین روز مدرسه بر تمامی کودکان معصوم میهنم گرامی‌، شاد و فرخنده باد


پيام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت آغاز سال تحصيلی در ايران
هم ميهنان عزیزم، هر سال در اولين روز ماه مهر، در پرتو مهر مهرگانی فرهنگ پر بار ايران زمين، با برانگيخته شدن انگيزه آموختن وكسب دانش، ميليونها دانش آموز و دانشجو، راهی مدارس و دانشگاهها می شوند، تا با بهره‌گيری از دانش آموزگاران واساتيد، دانش اندوزی كنند و با فروزان كردن مشعل دانش و خرد و با تكيه بر استعداد و خلاقيت خويش، با اميد به فردايی بهتر، راه رسيدن به سازندگی و آبادانی را در بهروزی و رستگاری جامعه هموار سازند و با نيروی دانش و خردمندی، چرخهای توسعه سرزمينمان را در همه شئون بحركت در آورند، تا در پرتو دانش وآگاهی، نقش انسانی خود را در جهان امروز ايفا نمايند....

جمعه، تیر ۳۰، ۱۳۹۶

گوشه دیگری از جنایات ترک جانی در ایران


آرامگاه رضا شاه در پیرامون شاه‌عبدالعظیم در شهر ری واقع در جنوب تهران قرار داشت. پیکر رضا شاه را پس از مرگ در ژوهانسبورگ به مصر بردند و در آنجا به امانت سپرده شد. در اردیبهشت ۱۳۲۹ جنازه به ایران آمد و با تشریفات رسمی به عبدالعظیم منتقل شد و در آرامگاه ویژه او بخاک سپرده شد.

آرامگاه رضا شاه پهلوی توسط محسن فروغی در سمت غرب حرم شاه‌عبدالعظیم طراحی شد و در سال ۱۳۲۹ به بهره‌برداری رسید. مساحت آن ۹۰۰۰ مترمربع و ارتفاع آن ۲۵ متر بود که ۷ متر از ارتفاع گنبد حرم شاه‌عبدالعظیم کوتاه‌تر ساخته شده بود.

ساختمان دو طبقه بود که طبقه بالا سالن ورودی و بازدید بود و در طبقه پائین سنگ قبر سیاه رنگی قرار داشت که مزار رضاشاه کبیر در آن واقع شده‌ بود و بر بالای آن سنگ، تاج پادشاهی طلائی نصب شده بود.

در اردیبهشت ۱۳۲۹، در دورهٔ نخست وزیری رجبعلی منصور قرار شد پیکر رضاشاه به ایران آورده شود و هواپیمای حامل پیکر رضا شاه قبل از آمدن به ایران، به منظور طواف در مکه از قاهره بطرف جده پرواز کرد. سرانجام هفدهم اردیبهشت ۱۳۲۹، پیکر مطهر رضاشاه بوسیله هواپیما و سپس با قطار مخصوص به تهران حمل شد و با تشریفات رسمی به شاه عبدالعظیم برده شد و در آرامگاه ویژه او در کنار آرامگاه عبدالعظیم بخاک سپرده شد.

در روز ۲۴ دیماه ۱۳۵۷ و مدت کوتاهی قبل از انقلاب ۱۳۵۷ ایران پیکر وی بار دیگر به همراه پیکر پسرش علی‌رضا پهلوی توسط محمدرضاشاه، ابتدا به لوس آنجلس و سپس به مسجد رفاعی مصر منتقل شد (در مستند از تهران تا قاهره فرح پهلوی، شایعه خارج کردن پیکر رضا شاه از ایران را تکذیب کرد). همچنین آرامگاه بسیاری از مقامات حکومت پهلوی در این مکان قرار داشت که می‌توان به سلیمان بهبودی، سپهبد فضل‌الله زاهدی، ارتشبد محمد خاتم و حسنعلی منصور اشاره کرد.

خبر تخریب آرامگاه رضاشاه پهلوی در یک روزنامه در اوایل انقلاب اسلامی ایران
در اردیبهشت‌ماه ۱۳۵۹، با وجود مخالفت بنی صدر آرامگاه رضاشاه بدستور حاکم شرع وقت، پانترک جنایتکار صادق خلخالی توسط نیروهای سپاه طی بیست روز بکلی ویران شد. این اقدام توسط روح‌الله خمینی که لعنت ابدی بر او باد تأیید شد. زمین آرامگاه رضاشاه در حال حاضر بعنوان یک مدرسهٔ مذهبی اسلامی استفاده می‌شود.



«بعنوان این‌که افتتاحی بشود برای تخریب، بنده هم اولین کلنگ خرابکاری را زدم.» پانترک جنایتکار گوربگور شده صادق خلخالی جلاد هزاران ایرانی‌ در مورد تخریب آرامگاه رضا شاه.

صادق خلخالی در کتاب خاطرات خود می‌گوید که بعد از جلسه‌ای که با روح الله خمینی مامور ویران سازی ایران و مزدور غرب، داشته‌است به این نتیجه رسیده‌اند که برای کوتاه کردن دست خاندان پهلوی! در سالروز رفتن شاه به مصر آرامگاه رضاشاه را تخریب کنند و در اردیبهشت ماه ۱۳۵۹، زمانی که شروع بکار کردند بعلت محکمی ساختمان مجبور شدند از مواد منفجره و گریدر و بلدوزر و جرثقیل و وسایل قوی مکانیکی استفاده کنند و در ساعت، حدود ۴:۳۰ بعد از ظهر بنی صدر دستور توقف تخریب را داد ولی خلخالی به آن اعتنائی نکرد و بنا را بکمک سپاه تا ۱۰ شب بخاک تبدیل کرد.

در حالی‌ که نام و یاد این بزرگ مرد در سینه ایران دوستان و مردم آزاده جای دارد، صادق خلخالی ترک جنایتکار و مامور وزارت اطلاعات ترکیه و خمینی گوربگور شده مامور سازمان‌های اطلاعاتی غربی تا ابد مورد تف و لعنت خلق خواهند بود.







سه‌شنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۹۵

رضا شاه کبیر و“ تولد دوباره ملت ایران ”


خدمات رضا شاه نخست در پست نخست وزیری و سپس پادشاه ایران به ملتی که ۲۵۰ سال زیر ستم بربر‌های عرب و ترک و غربی همه چیزشان را از دست داده بودند
در کتاب “تولد دوباره ملت پارس” و “طرح‌های فرهنگی ایران” از زبان آرتور کریستن‌سن نخستین پروفسور زبان‌شناسی و خاورشناس ارزشمند دانمارکی:


•اجباری شدن آموزش ابتدایی برای کودکان ۷ تا ۱۳ سال.

•در ۱۹۲۲-۲۳ در سراسر کشور ۶۱۲ مکتب خانه سنتی بود که در آن کودکانی با بیماری‌های تراخم، کچلی، سالک و دیگر بیماری‌های دهشتناک تحت تعلیم یک مولای چرکین قرار داشتند، و رضا شاه این مکتب خانه‌ها را که مرکز فساد جنسی‌ آخوند‌ها هم محسوب میشدند تماماً تعطیل کرده و در سال‌های ۱۹۳۴-۳۵ تعداد ۵۳۳۹ مدرسه ابتدایی ساخت. ۲۲ کودکستان نیز ایجاد کرد.

•ایجاد دبیرستان‌هایی با آزمایشگاه، کتابخانه، کلوب‌های ادبی و ورزشی.

•ایجاد دانشگاه تهران.

•دادن ۱۰۰ بورسیه به دانشجویان برای تحصیل در کشورهای اروپایی و آمریکایی.

•ایجاد مدرسه‌ی هنر و علم و صنعت در کشور.

•افزایش بودجه‌ی وزارت آموزش در ده سال گذشته از هفت و نیم به پنجاه و هشت میلیون ریال.

•ایجاد ۷۶۸ کلاس شبانه برای بزرگسالان.

•تعیین ۱۵ سالگی به عنوان کمترین حد سن ازدواج برای دختران.

•ایجاد انجمن زنان در ۱۹۳۵- کشف حجاب و تغییر لباس مردان و سر کار رفتن زنان.

•ایجاد یک ارتش خوب و مطمئن با آموزش مدرن، و یک پلیس و ژاندارمری که کارآیی داشته باشد.

•از میان برداشتن کاپییتولاسیون.

•بازپرداخت همه‌ی وام‌های ایران. ایران در ۱۹۱۳ [۱۳۲۴] سی و دو و نیم میلیون روبل به روسیه، و سه میلیون و دویست و پنجاه هزار پوند به انگلیس بدهکار بود که برای بازپرداخت آن باید به‌ترتیب تمامی درآمد گمرکی مرزهای شمالی و جنوبی را صرف آن میکرد.

•ایجاد بانک ملی در ۱۹۲۶ [۱۳۱۵] با سرمایه‌ی بیست میلیون ریال و پس گرفتن امتیاز چاپ اسکناس از بانک شاهی انگلیس که به مدت شصت سال حق امتیاز انحصاری آن‌را داشت. او می‌افزاید که بانک ملی ۳۸ شعبه در سراسر ایران داشته که با پشتوانه قرار دادن ذخیره‌ی طلای کشور سرمایه‌ی کل آن به ۳۰۰ میلیون ریال افزایش یافته بود.

•در کشور ایران که بزرگی آن یش از پهنه منطقه‌ای که امروز اروپا نامیده میشود و ضربل المثل "تجربه ۴ فصل در یک زمان در ایران" طعنه به بزرگی‌ و وسعت ایران دارد، در درجه‌ی نخست این اتوموبیل است که باید جای‌گزین کاروان‌ها شود. او با اشاره به سفر اولش به ایران می‌نویسد که در آن‌هنگام به ندرت اتوموبیلی دیده می‌شد و هنوز ترافیک و ترانسپورت با کاروان انجام می‌پذیرفت و می‌افزاید که راه بندر انزلی تا تهران توسط یک شرکت روسی درست شده بود که بابت آن خراج زیادی از مسافران می‌گرفتند و یک راه دیگر، راه طبیعی بود که در درازای هزاران سال از گذر انسان‌ها و حیوان‌ها درست شده بود. او می‌نویسد اکنون نزدیک به بیست هزار کیلومتر راه اتوموبیل‌رو در ایران هست که نزدیک به بیست هزار اتوموبیل در آن رفت و آمد می‌کنند.

•ایجاد راه آهن سراسری.

• تامین امنیت در شهر‌ها و راه‌های ایران

• ایجاد دادگستری و کوتاه کردن دست آخوند‌ها از جان و مال مردم

•پیدایش نخستین شرکت مسافرتی با نام ایران تور.

• رضا شاه با انرژی فراوان کشاورزی را رونق داده و اینک نه تنها گندم و جو کاشته می‌شود، بلکه با کودپاشی و استفاده‌ی از تراکتور و روش‌های مدرن کشاورزی در بعضی از جاها، در جنوب به کشت نیشکر و در شمال برنج، توتون و چای پرداخته و در گیلان و مازندران کرم ابریشم پرورش می‌دهند. مبارزه با ملخ در خوزستان و مبارزه با مالاریا از راه خشکاندن مرداب‌ها هم در دستور کار هستند.

•مبارزه با خان‌ها و اسکان دادن عشایر.

•گشایش نزدیک به پنجاه کارخانه، از جمله هشت کارخانه‌ی قند.

•تولید شراب که اکنون صحبت بر سر صادر کردن آن است.

• ایجاد شرکت‌های سهامی. در سال ۱۹۳۷ در تهران ۳۶۵ شرکت سهامی با کل سرمایه‌ی ۵۷۶ میلیون ریال تأسیس شد.

•ساختن سیلوهای بزرگ در تهران و دیگر شهرهای بزرگ برای نگهداری غله.

•ایجاد نمایشگاه‌های تولیدهای ملی در شهرهای گوناگون.

•ایجاد مرکزهای اجتماعی و بهداشتی، و بیمارستان در شهرستان‌ها.

•واکسیناسیون آبله.

•محدود کردن کار کودکان، به‌ویژه در کارگاه‌های قالی‌بافی.

•بیمه‌ی حوادث برای کارگران صنعتی.

•کمک‌های دولتی برای کم‌درآمدها یا بی‌درآمدها و ایجاد بیمه‌ اجتماعی.

•ایجاد موزه در شهرهای بزرگ.
•ساخت استادیوم فوتبال و تیم فوتبال پرسپولیس
•وووووووو
آرتور کریستن‌سن کتاب “طرح‌های فرهنگی ایران” را در پی سفر پایانی‌اش به ایران می‌نویسد. او این دگرگونی‌ها را که کوچک و کم هم نیستند می‌بیند و سپس می‌نویسد.


رضا شاه بر سر مقبره کریم خان زند

نمونه‌ای از کودکستان‌هایی‌ که در ایران در زمان رضا شاه ساخت شد

رضا شاه کبیر .... به بهانه زاد روز فرخنده این بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران


"نزدیک دو سال است که این موضوع کشف حجاب سخت فکر مرا به خود مشغول داشته‌است، اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است. درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بینش برد."

اینها سخنان رضا شاه بزرگ در رابطه با حذف حجاب و آزادی زنان ایرانی‌ است که در کتاب:" كشف حجاب، زمينه‌ها،‌ پيامدها و واكنش‌ها، مهدي صلاح، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي ص ۱۱۸ آمده است.

شاه روشنفکر ایران می‌گوید: این موضوع حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بینش برد. می‌گوید، "با احتیاط"، و نه با زور، ولی‌ عوامل ذلت، عقب ماندگی و نابودی ایران و ایرانی‌ یعنی‌ آخوند‌ها و یا این نوکران خدمت گذار صادق انگلیس، شایعه میکنند که شاه ایران به زور حجاب را از سر زنان برداشت!


گوشه‌ای از سخنان رضا شاه کبیر در رابطه با آزادی زنان:
"بی نهایت مسرورم که می بینم خانم ها در نتیجه دانایی و معرفت به وضعیت خود آشنا و به حقوق و مزایای خود پی برده­اند،

همانطور که خانم تربیــت اشاره نمودند، زنهای این کشـــــــور به واسطه خارج بودن از اجتماع نمی توانستند استعــــداد و لیاقت ذاتی خود را بروز دهند بلکه باید بگویم که نمی توانستند حق خود را نسبت به کشور و میهن عزیز خود ادا نمایند و بلاخره خدمات و فداکاری خود را آنطور که شایسته است انجام دهند و حالا می رونـــد علاوه بر امتیـــاز برجستـــه مادری که دارا می باشند از مزایای دیگر اجتماع نیز بهره مند گردند.

مــــا نباید از نظر دور بــداریم که نصف جمعیت کشور ما به حساب نمی­آمد یعنی نصف قوای عامله ی مملکت بیکار بود. هیچوقت احصائیه از زنها برداشته نمی شد مثل اینکه زنها یک افراد دیگری بودند و جزو جمعیت ایران به شمار نمی آمدند، خیلی جای تاسف است که فقط یک مورد ممکن بود احصائیه زنها برداشته شود و آن موقعی بود که وضعیت ارزاق در مضیقه می افتاد و در آن موقع سرشماری می کردند و می خواستند تامین آذوقه نمایند.

من میل به تظاهر ندارم و نمی خواهم از اقداماتی که شده است اظهار خوشوقتی کنم و نمی خواهم فرقی بین امروز با روزهای دیگر بگذارم ولی شما خانمها باید این روز را یک روز بزرگ بدانید و از فرصت هایی که دارید برای ترقی کشور استفاده کنید.

من معتقدم که برای سعادت و ترقی این مملکت باید همه از صمیم قلب کار کنیم.

ولی هیچ نباید غفلت نمایند که مملکت محتاج به فعالیت و کار است و باید روز بروز بیشتر و بهتر برای سعادت و نیک بختی مردم قدم برداشته شود.

شما خواهران و دختران من، حالا که وارد اجتماع شده­اید و قدم برای سعادت خود و وطن خود بیرون گذارده اید. بدانید وظیفه­ی شماست که باید در راه وطن خود کار کنید، شما تربیت کننده­ی نسل آتیه خواهید بود، انتظارمان از شما خانم های دانشمند این است که در زندگی قانع باشید و کار نمائید و از تجمل و اسراف بپرهیزید.

سعادت آتیه در دست شماست"







چهارشنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۹۵

کس چو زن، در معبــد سالوس قــربانی نبود



زن در ایران، پیـش از این گویی که ایرانی نبود
پیــــشه‌اش جز تیره‌روزی و پریشــــــانی نبود

زندگی و ‌مــــرگش اندر کنج عزلت‌ می‌گذشت
زن چه بود آن روزها، گــــر زان که زندانی نبود

کس چو زن، انـــدر سیاهی قرنها منـــزل نکرد
کس چو زن، در معبــد سالوس قــربانی نبود

در عدالتخانـــــه‌ی انصاف، زن شاهـــد نداشت
در دبستان فضیـــلت، زن دبستـــــــانی نبود

دادخواهیهـــــای زن می‌مانــد عمری بی‌جواب
آشکارا بـــــــود این بیــــــداد، پنهـــــــانی نبود

بس کســـان را جامه و چوب شبانی بود، لیک
در نهــــــــادِ جمله گـــرگی بود، چــوپانی نبود

از بــــــرای زن به میــــــدا ن فــــراخِ زنــــــــدگی
ســرنوشت و قسمتی، جز تنگ میــدانی نبود

نـــــور دانـش را زچشم زن نهـــان می‌داشتند
این نـــــدانستن ز پستی و گرانجـــــــانی نبود

زن کجــا بافنــده می‌شــد بی‌نخ و دوک هنـــر
خـــــــرمن و حاصل نبـــود آنجا که دهقانی نبود

میـــوه‌های دکّـــه‌ی دانش فراوان بــــود ، لیک
بهــــــــر زن هــــرگز نصیبی زین فـــــراوانی نبود

در قفـــــــس می‌آرمید و در قفس می‌داد جان
در گلستــــان، نام از این مـــــرغ گلستانی نبود

بهـــــــر زن، تقلیـــد تیه فتنه و چـــــاه بلاست
زیـــــــرک آن زن کاو رهش این راه ظلمانی نبود

آب و رنـــگ از علم می‌بایست شــــرط برتری
بـــــــــا زمـــــــرّد یاره و لعل بـــــــدخشانی نبود

جلوه‌ی‌صد‌‌پرنیان،‌ چون‌یک قبای‌ساده نـیست
عـزت از شایستگی بود، از هوســــــرانی نبود

ارزش پوشنده، کفش و‌ جامــــــه را‌ ارزنده کرد
قــــدر و پستی، با گـــرانی و بـــــه ارزانی نبود

ســــادگی و پاکی و پرهیز، یک یک گــــوهرند
گــــــوهر تابنـــــده، تنهـــــا گوهـــــر کانی نبود

از زر و زیور چه سود آنجا که نــــادان است زن
زیـــــــور و زر، پــــرده‌پـــــوشِ عیب نادانی نبود

عیب‌ها را جامه‌ی پرهیز پوشانده‌ست و بــس
جامـــــــه‌ی عجب و هـــ وا، بهتر ز عریانی نبود

زن سبکساری نبیند تا گـرانسنگ است و پاک
پـــــاک را آسیبی از آلــــــوده دامـــــــانی نبود

زن چو گنجور است‌و عفت،گنج و حرص‌و ‌آز،دزد
وای اگـــــــر آگـــــه از آیین نگهبــــــــــانی نبود

اهـــرمن بر سفره‌ی تقو ی نمی‌شد میهمــــان
زان که می‌دانست کان جا، جای مهمانی نبود

پا بــــــه راه راست بایــــد داشت، کاندر راه کج
تـــــوشه‌ای و رهنمـودی، جــــز پشیمانی نبود

چشم و دل ر ا پـــرده می‌بایست، امـا از عفاف
چــــــادر پـــــــوسیــــــده، بنیاد مسلمانی نبود

خسروا، دست تـــــوانای تــــو، آسان کــــرد کار
ورنـــــــه در این کـــار سخت امیــد آسانی نبود

شه‌نمی‌شد گر‌در این گمگشتـــه کشتی‌ناخدای
ســــــاحلی پیـــــدا از این دریــای طوفانی نبود

بایـــد این انـــوار را پروین بـــــه چشم عقــل دید
مهــــــر رخشان را نشایـــــد گفت نــورانی نبود

« پروین اعتصامی»

بر اساس بخشی از سخنان رضا شاه، پروین اعتصامی شعر گنج عفت «زن در ایران» را سروده است و اگر دقت کنید شروع این سروده با بخشی از سخنان رضا شاه آغاز می شود.




گیسو شاکردی: تا به کی خموشی ای زنان ایران
مارا بدم تیر نگه نتوان داشت
در خانه دلگیر نگه نتوان داشت
آنرا که سرزلف چو زنجیر بود
در خانه بزنجیر نگه نتوان داشت
دختران سیه روز تا به کی در افسوس
زیر دست مردان تا بچند محبوس
در چنین محیطی دختران ایران
تا بکی خموشی ای زنان ایران
هیچ کس خبر نیست فکر خیروشر نیست
ای رجال ایران زن مگر بشر نیست
چند در حجابی تا به کی بخوابی
از وجود شیخ است این چنین خرابی
مملکت خراب است ملتش بخواب است
ای زنان ملت وقت انقلاب است
مملکت خراب است ملتش بخواب است
ای زنان ملت وقت انقلاب است
دختران ملت تا به کی بذلت
برکَنید از سر چادر مذلت.....

یکشنبه، آبان ۰۴، ۱۳۹۳

سالروز میلاد خجسته شاهنشاه ایران زمین بر عاشقان ایران فرخنده باد.


بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران، در چنین روزی دیده به دنیا گشود و تا روزی که زنده بود عشق ایران را در قلب خود نگاه داشت. یک ایرانی‌ نمیتواند ایرانی‌ واقعی‌ باشد و نمیتواند ادعای میهن دوستی داشته باشد، اگر مراتب احترام عمیق و خالص خود را نسبت به این بزرگ مرد که هدفش تنها آبادی و عظمت ایران بود، نشان ندهد.

اهورامزدای ایران شادی، آرامش و بزرگی‌ به روح و فر ایزدی این شاهنشاه بزرگ عنایت بفرماید که تا زنده بود، تمامی منطقه در شادی و آرامش بسر میبرد و مردم روزگاری طبیعی و با عزتی داشتند.




شنبه، شهریور ۰۸، ۱۳۹۳

به بهانه ششم شهریور و اشغال ایران از طرف جنایتکاران


اهمیت شهریور۱۳۲۰ و وقایع آن دوران در تاریخ سیاسی ایران غیرقابل انکار است. آنچه در جنگ جهانی دوم روی می دهد و حوادثی که در آن سال‌ها ایران از سر می گذراند به همراه تحولات نظامی و دیپلماسی ایران بخش هایی مهم از تاریخ ایران هستند. سوم شهریور متفقین به ایران حمله کردند و سه روز بعد، ارتشی که دودهه نیمی از بودجه کشور هزینه آن شده بود با خیانت افسران ارشد که خود را به انگلیس‌ها واگذار کرده بودند و به همین مناسبت نیز پیش از حمله متفقین تمامی سرباز‌ها را به خانه فرستاده و پادگان‌ها را تعطیل کرده بودند، تسلیم شد! بعد‌ها رضا شاه مسببین را مجازات کرد ولی‌ دیگر سودی نداشت. فروپاشی ارتش ایران در سال ۱۳۲۰ نه فقط اهمیت تاریخی دارد بلکه نگاهی تازه به حوزه اقلیت خائن در کشور را به ما ارایه می کند. ششم شهریور بهانه نوشتن این مقاله است که به ارزیابی اوضاع ایران در جنگ جهانی دوم میپردازد.

شنبه، تیر ۲۸، ۱۳۹۳

زمانی‌ در ایران مردم ایرانی زندگی‌ میکردند


زمانی‌ نه چندان دور در ایران زندگی‌ در بردگی و اسارت غربی جنایتکار و نوکران ترک و عرب آن خلاصه نمی‌شد!
بخش کوچکی از تصاویر ایران پیش از اشغال توسط غربی جنایتکار تحت عنوان انقلاب اسلامی! ایران کهن‌ترین تمدن دنیا.

یکشنبه، تیر ۱۵، ۱۳۹۳

نامه خوان کارلوس پادشاه اسپانیا دو سال پیش از انقلاب شوم اسلامی - غربی، به شاه فقید ایران


نامه خوان کارلوس پادشاه اسپانیا دو سال پیش از انقلاب شوم اسلامی - غربی، به شاه فقید ایران و درخواست عاجزانه کمک از وی، نشان دهنده این است که پیش از انقلاب ایران اروپا در چه فقر و ورشکستگی دست و پا میزد و اگر در ایران انقلاب نشده بود، وقوع یک جنگ بزرگ جهانی‌ اجتناب ناپذیر بود.
در ۲۲ ژوئن ۱۹۷۷ -یعنی حدود یک سال و نیم بعد از سلطنت- خوان کارلوس نسبتا جوان وارث فرانکو، طی نامه‌ای محرمانه و دوستانه به محمدرضا پهلوی شاه فقید ایران که سی وششمین سال سلطنت خود را می گذراند، ضمن تشریح موقعیت کشور اسپانیا و بیان نگرانی‌اش از ظهور و حضور کمونیست‌ها و سوسیالیست‌های مورد حمایت احزاب چپ اروپا، با اشاره به نبود هیچ زیرساخت سیاسی در کشورش که در دوران فرانکو همه از میان رفته است و با تاکید بر عهد خود برای تحکیم دموکراسی در اسپانیا ،۱۰میلیون دلار کمک، برای حزب متعلق به نخست وزیر دموکرات پیشه و اصلاح طلب خود یعنی آدولفو سوارز تقاضا می کند.


متن نامه خوان کارلوس:
۲۲ ژوئن ۱۹۷۷ – کاخ زارزوئلا
برادر عزیزم،
در ابتدا، مایلم بگویم چقدر از شما به خاطر فرستادن خواهرزاده خود، والاگهر شهرام، برای ملاقات با من ممنونم، که سبب شد پاسخ سریعی به تقاضای من در لحظه‌ای دشوار برای کشورم، داده شود.

بعد مایلم شرحی از اوضاع سیاسی اسپانیا و گسترش مبارزات احزاب سیاسی را در طول انتخابات پارلمانی و قبل و بعد از آن به عرض شما برسانم.

۴۰سال حکومت رژیمی کاملا فردی اثرات مثبتی برای اسپانیا داشته است، اما درعین حال اسپانیا را در وضعیت تاسف بار فقدان ساختارهای سیاسی باقی گذاشته که خطر عظیمی را متوجه ثبات سلطنت می کند. پس از شش ماه زمامداری آریاس، که من آن را هم به همین نحو به ارث برده بودم، در ژوییه ۱۹۷۶ مرد جوان تر و سازش ناپذیرتری را به نخست وزیری منصوب کردم که او را به خوبی می شناختم و از اعتماد کامل من برخوردار بود: آدولفو سوارز.

از آن لحظه به بعد سوگند یاد کرده‌ام که در مسیر دموکراسی گام نهم و سعی کنم که همیشه یک قدم جلوتر از وقایع باشم تا بتوانم از وضعی شبیه آنچه در پرتغال روی داده و می تواند عواقب خطرناک تری برای کشور من در بر داشته باشد، پیشگیری کنم.