دوشنبه، خرداد ۰۴، ۱۴۰۵

سه داستان


۱-خوکها
۲- جهودان
۳- اتحادیه اروپا



۱- داستان نخست، داستان خوکها و اشتهای سیری ناپذیر آنان است. سیری ناپذیری که این موجودات بینوا را وادار بخوردن لجن و گل و فضولات و هرچه که در دسترس او باشد، میکند. و یک مزرعه دار پرورش خوک، با اطلاع از این دانش، خوکها را در قفسی آهنین و محکم قرار داده و مرتبا در جلوی آنها خوراکی (از هر نوع) ریخته تا خوکهای بیچاره و از همه جا بیخبر، تا آنجا که توان و نفس دارند، بخورند، چراکه هرچه آنها زودتر چاقتر و ستبرتر شوند، زودتر راهی سلاخ خانه میگردند.

۲- جهودان سالها تا پس از جنگ جهانی دوم که دولت جهودی با اشغال سرزمینهای مصر تشکیل گردد، کولیهائی بودند که هر جای این دنیا میرفتند (بویژه مکانی که امروزه آنجا را اروپا مینامند و مردمانش خود را اروپائی) آنها را به فجیع ترین وضع از خود رانده و با کشتار و سنگسار و سوزاندن وادار به فرار میکردند. چرا؟ چون جهودان بغایت فقیر بودند. و بدین سبب، ناهنجار و کثیف و ناقل بیماری محسوب میشدند. و علاوه بر اینها، جهودان و یا کولیها در بین مردم دست به جیب بری و دزدی و قتل های ناجوانمردانه و مشکوک و کور میزدند. جاسوسی و خیانت جهودان به آلمانها در جنگ جهانی اول، موجب شکست آلمان و ایران گشت و سدها میلیون انسان بیگناه را بکام مرگ کشاند که بیشترین کشتار در هند و چین و ایران و اسپانیا گزارش شده است. تنها گروه مردمی که نه تنها آنها را از خود نراندند، بلکه به آنها فرصت، مکان، کار و شراکت دادند، ایران و ایرانیان بودند. و این در خاطر کهنسالان آنها هنوز هست و با مدرک و سند هم قابل اثبات است. ولی از آنجائیکه جهودان از مردم دنیا بسیار بدی دیدند، همگان را یکجور میبینند و خشم و نفرت و کینه نهادینه شده آنان دوست و دشمن نمیشناسد.

۳- سومین داستان مربوط میشود به ساخت اتحادیه اروپا. اگر از بالا به تشکیل این اتحادیه و عملکرد آن در سی سال اخیر بنگریم، خواهیم دریافت که بزرگترین فاجعه ای که برای اروپا (پس از اپیدمیهای گسترده ای مانند، جزام، تاعون و تاعون سیاه، وبا و آبله ووو، که کل اروپا نزدیک به سیصد سال درگیر آنها بود) میتوانست رخ دهد، تشکیل اتحادیه اروپا بود. این اتحادیه تمامی امور زندگی مردمی که خود را اروپائی مینامند در دست دارد، از کشاورزی مدرن! که سبب آلوده ساختن زمینهایشان و تولیدات بیماری زا است، گرفته تا پدیده ای بنام «تکنولوژی» مدرن! که از هر بیماری خطرناکتر است و کمترین نتایج آن انواع بیماری سرتان و نازائی و عقیم شدن زنان و مردان اروپائی است. و این اتحادیه، اروپائیها را در مرزهای آهنین قرار داده و در جلوی آنان همه نوع امکانات! را ریخته تا اروپائیها تا آنجا که نفس و توان دارند، بخورند و بیاشامند و چاق و چله شوند. و به آنها تلقین کرده که هر فردی به این مرزهای آهنین(قفس آهنین) نزدیک گردد، برای دزدیدن رفاه! آنان است.

این اتحادیه امروزه توسط جهودان اداره میگردد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر