از سعدی کبیر

اول دفتر به نام ایزد دانا
صانع پروردگار هوی توانا
اکبر و اعظم خدای آلم و آدم
صورت خوب آفرید و سیرت زیبا
از در بخشندگی و بنده نوازی
مرغ هوا را نصیب، ماهی دریا
قسمت خود میخورند منعم و درویش
روزی خود میبرند پشه و عنقا
حاجت موری به علم غیب بداند
در بن چاهی بزیر سخره سما
جانور از نتفه کند نیشکر از نی
برگ تر از چوب خشک، چشمه ز خارا
شربت نوش آفرید از مگس نحل
نخل تناور کند از دانه خرما
از همگان بینیاز و بر همه مشفق
از همه آلم نهان و بر همه پیدا
پرتو نور سرادات جلالش
از عظمت ماورای فکرت دانا
خود نه زبان در دهان عارف مدهوش
حمد و ثنا میکند موی بر اعضا
هر که نداند سپاس نعمت امروز
حیف خورد بر نسیب رحمت فردا
بارخدایا مهیمنی و مدبر
وز همه عیبی پاک و مبرا
ما نتوانیم حق حمد تو گفتن
با همه کروبیان عالم بالا
سعدی از آنجا که فهم اوست سخن گفت
ور نه کمال تو وهم کی رسد آنجا.
سعدی کبیر









هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر