شنبه، آذر ۱۷، ۱۳۹۷

آزار بیش بینی از گردون گر تو بهر بهانه بیازاری


حقایق را باید آنقدر گفت تا مردم بیدار شوند.



۱-آدمی‌ نیازی ندارد جامعه شناس شود و یا سالها در جوامع غربی زندگی‌ کرده، گشته و یا به تحقیق و پرسشگری بپردازد، تا به عمق فساد جامعه غرب پی برده و بتواند موی پنهان درماست آنان را بیرون بکشد. خردمند را تنها نیم نگاهی‌
به جنگلی‌ از وسایل پیشرفته شنود و تجهیزات پلیس و دوربین‌هایی‌ که از تعداد قارچ‌های مزرعه دراکولا بیشتر است، و به دوربین و میکروفونی که در تلفن همراه تک تک آحاد ملت، برای جاسوسی و فضولی در اعمال شخصی و خصوصی آنان، نهاده شده، بس است تا دریابد که در زیر پوست جوامع غربی، جای خون، چه پلشتی جریان دارد.
و دانستن فساد و تباهی دیگران بما مربوط که نیست، برایمان اصلا اهمیتی هم ندارد. کار از آنجا به کشیده شدن ابروها بهم، و خطوط پیشانی و گذشتن از مزر تربیت میکشد که میبینی و میفهمی و درمیآبی این بیست های نفرت انگیز، پس از دهه ها قتل و غارت ثروتهای مادی و معنوی ایرانیان، هنوز گله ای از جاسوسان تیبپا خورده و مفلوک خود را براه انداخته و با بد گفتن از ایرانی‌ و ایرانیان، سعی‌ در تحقیر آنان میکنند، و غافلند از اینکه دریا را نمیشود با وجود پلید و پلشت هر مادر بختا و پدر نامعلومی نجس کرد.
بقول احمدی نژاد شما آب را بریز آنجائیکه میسوزد و یا بیل را آنجایی بزن که.



۲-وقتی‌ ناخن کسی‌ را میکشند، دقیقا ۱۰ تا ۱۲ ماه طول میکشد تا ناخن (۱)تازه در آمده جای ناخن کشیده شده را بگیرد. و البته این مدت کاملا بستگی به شرایط تغذیه و بهداشت شخص ناخون از دست داده شده دارد، و هرچه این شرایط ناگوار باشد، مسلما طول زمان درمان و درآمدن ناخن او طولانی تر خواهد بود.
ما این علم را زمانی‌ که در زندان‌های غربی وحشی که در فتنه ۵۷ بمنظور شکنجه، اعدام و کشتار ایرانیان متمدن(۲)، نازپرورده، بیخبر، نمک نشناس و بیگناه، در گوشه و کنار کشورمان ایران ساخته شد و گروه گروه ایرانیان را در آنجا شکنجه، تجاوز، اعدام و تیرباران میکردند، دریافتیم.
در زمان آن خدا بیامرز، اعمالی نظیر سر بریدن، ترور(کشتار وحشیانه و به نامردی و ناغافل) دزدی، اعدام، زنده زنده سوزاندن (لینچ کردن) ناخن کشیدن و سوزاندن با سیگار، خفه کردن با آب، و کلا شکنجه کردن که از اختراعات و ابداعات و شاهکار‌های غربی وحشی بوده و هست ( گیوتین یکی‌ از شواهد زنده این ادعا است) همه این ابلیس منشی‌ها را پیش از این در مدارس ایرانیان به تمدن‌های بزرگ نسبت داده و خود را شاهکار خلقت معرفی‌ کرده بودند.
ناخون‌های کشیده شده ما درآمد، ولی‌ هنوز که هنوز است دردناکی انگشتانمان را که تمامی کارکرد بدنمان را مختل کرده بود، از خاطر نبرده ایم. و این درد زمانی‌ در مغزمان بیشتر تیر میکشد که شاهد خندیدن گروهی از هم میهنانمان که در زیر منبر گروهی دلقک، مامور غرب نشسته و به توهین‌هایی‌ که آنان، سیستماتیک، مهندسی‌ شده و هدف دار به تاریخ و فرهنگ و بزرگان و نیاکانمان میکنند و در لوای شوخی‌ آنان را بخیال خود کوچک میکنند، هستیم.
فیلم‌ها و سریالی‌هایی‌ مانند دایئ جان ناپلئون که هدفی‌ جز تطهیر جنایتکاران و قاتلان بیست میلیون ایرانی در طول فقط دو سال و مسبب تجزیه بیش از دو سوم کشورمان یعنی انگلیسی‌‌ها و جاانداختن یک بچه مول وحشی که در فاحشه خانه بدنیا آمده و هم آنجا هم بزرگ شده و پادویی میکرد، و نسبت دادن افتخارات نابغه ایرانی یعنی نادر شاه کبیر به او، شخصی‌ بنام ناپلئون و نسبت دادن تمامی شجاعت ها و نوآوری‌های نادر شاه به او،است.
ساخت فیلم محمد که تاریخ جعلی را بخورد ایرانیان میداد، تاریخی که میگفت یک گله پلشت پابرهنه بیابانگرد از عربستان جعلی راه افتاده هزاران کیلومتر کویری را که بین ایران و مکه قرار دارد و امروزه با پیشرفته ترین وسائل هم نمیشود از آنها رد شد را، این پابرهنه ها پیاده طی کرده، و از خلیج پارس با کشتی و یا قایق های از پیش آماده شده عمه شان گذر کرده و سپس هزاران کیلومتر دیگر راهپیمائی نموده تا خود را به آتلانتیس در نزدیکی مرز یونان یعنی پایگاه امپراتوری ساسانی رسانده، و در آنجا به لشگر امپراتوری ساسانی که شاهکارهای فضا نوردیشان هنوز که هنوزه فک دانشمندان دنیا را روی سینه هایشان آویزان کرده، کسانیکه فقط تا شش متر تول قدهایشان بود و جاذبه زمین را خنثی کرده بودند و سلاح آتشینی داشتند که آتشش با هیچ وسیله ای خاموش نمیشد و امروزه از روی آن کپی ناقصی ساختند، شمشیرهائی از سنگ سیاه که از الماس برنده تر بود و شهامتی که تنها شنیدن نامشان لرزه به تن هر جنبنده ای می انداخت، حمله کرده و آنها را شکست داده و ایران را اسلامی کرده، و هزاران داستان احمقانه را با فیلم و کتاب و هزاران آخوند جاسوس و فرستادن نوکران و عوامل خود مانند علی‌ شریعتی‌ و سروش و عباسی و زیبا کلام و و و جک و جانورانی از این دست که برای پاک کردن تاریخ واقعی‌ پارس‌ها ساخته میشد، و هنوز هم میشود(اینها را همه میدانند و من هزاران بار اینجا نوشته ام) و همه این حماقتها برای اینکه براحتی ایران را درسال ۱۳۵۷ اشغال کنند و میلیونها ایرانی را کشتار و تمامی ثروتهای مادی و معنوی ایران را چپاول و خود ایران را ویران ساخته و باقی ماجرا که نزدیک به پنج دهه شاهد آنیم.
و هنوز هم عوامل مفلوک خود را با خرج مقادیر کمی پول بگوشه و کنار دنیا فرستاده و با برقراری نمایشات مسخره و احمقانه و ضمن مسخره کردن عوامل جمهوری اسلامی خود، ابتدا ساده دلان را جذب کرده و سپس شروع به ننگین کردن تاریخ و بزرگان ایرانی‌ میکنند. نمایشاتی نظیر اصغر و احمقش( هادی و صمدش) که این دو خودفروش با سن های بالای هفتاد سال ولی بیشرمِ لوسِ و نفرت انگیز را در سالن‌های حقیر به تمسخر ایرانی‌ و تاریخ و فرهنگش گمارده و آنجاست که وقتی‌ سالن پر از ایرانی‌ را میبینی‌ که بیخیال میخندند، هزار بار بر خودت لعنت میفرستی که ناخن بباد دادی.
و پرسش اینجاست که چرا هر زمان که روزنی باز شده و ایرانیان بطرف آگاهی‌ میروند، بلافاصله غربی وحشی با فرستادن غریبه و خودی، به زبان‌های گوناگون، نمایش کمدی و جدی و جلسه و کنفرانس و نمایشگاه و سمینار تشکیل داده و شروع به دروغ پردازی درباره تاریخ امپراتوری پارسی از جمله ساسانیان و حمله اعراب میکنند؟ یعنی‌ جوکی از این خنده دارتر نیست و فقط یک ایرانی‌ ساده دل میتواند خبر حمله کشور بولیوی به ایالات متحده را نه تنها پذیرفته بلکه پیروزی بلیویایی‌ها بر آمریکا را هم قبول کند! خود اعراب تشکیل و اجتماع خود را بعنوان یک گروه، مربوط به ۸۰ سال پیش میدانند، و ۸۰ سالگی خود را جشن میگیرند، و فقط ایرانیان هستند که به آن قدمتی ۱۴۰۰ ساله میدهند!



۳- مینالی و با حرص فریاد برمیاوری که اگر خدایی وجود داشت، اینهمه ظلم وجود نداشت!
خوب این خوبه که هنوز پشت حوصله نور دراز کشیدی، و هنوز به خوبی‌ عقیده داری. ولی‌ مشکل اینجاست که راه را بیراه کردی و مقصد و هدف را سرابی در ناکجا آباد نهادی.
همه عمر ترسیدی، حقارت ورزیدی، واسه خاطر یک لقمه زندگی‌، سحر تا شام هزار بیپدری و نامردمی به جانت روا داشتی، خدایت را در این بی‌ نیازی به دو زار فروختی، و هنگامی بر روی لبه شمشیری که به لب پرتگاهی بسته است، قرار گرفتی‌، از خدای دوزاری، در کمال پر رویی، انتظار داری در آن حال نجاتت دهد!
ترسیدی ترسیدی و ترسیدی و نمیدانی که هر هنگام که ترسیدی، یک نمره از سایز خدایت کم کردی، او را کوچک و حقیر نمودی تا جایی‌ که یا بطور کلی‌ محو شده و یا دیگر حتی به درد سبزی پاک کردن هم نمیخورد.
خدای من میتواند با گوشه چشمی منظومه شمسی‌ را معلق و وارو کند، چون آنچنان به او تکیه دارم که در دهان دشمن و در بین آرواره‌های ابلیس نشسته ووو، تنگ است بر من هر هفت فلک.
آنکه با مرغ هوا دوست شود، خوابش آرام‌ترین خواب جهان خواهد بود.

پاورقی
(۱)گفته میشود اصلش ناخون است یعنی‌ جایی‌ که در آنجا خون وجود ندارد و بهمین سبب هم قیچی کردن و بریدن آن، خونی را روان نمیسازد. و یا اینکه بجای «خون» باید نوشت «خن» و چراکه اصل «خون» درواقع «خن» است و این کمت و واژه پارسی هم پس از جنگ جهانی‌ اول و در طی‌ اشغال ایران بسرنوشت دیگر کلمات پارسی‌ درآمده است.
(۲) همین از متمدن بودن ایرانیان بس که هیچگاه جنگی را شروع نکرده و به جایی‌ حمله نکردند، و تنها با علم، موسیقی، هنر و ادبیات و تمدن و تربیت بر مردم دنیا چیره گشتند، برعکس غربی وحشی که از ۲۰۰ سال پیش که به علم ایرانیان دست یافت، همه آنرا صرف کشتار، مردم و موجودات زنده و از بین بردن کره خاکی نموده و تا همین امروز هم در گوشه و کنار دنیا با مردمی که بی‌ پناه‌ترین مردمان هستند و دارای ارتش و زوری نیستند، در افتاده و آنان را بخاطر ثروت‌هایشان کشتار و قتلعام و نسلکشی میکند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر