چهارشنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۹۷

تنهای تنها ها، خدا



از خانه بدر، از کوچه برون‌ 
تنهایی ما سوی خدا میرفت‌
در جاده درختان سبز 

گلها وا 
شیطان نگران‌ 
اندیشه رها میرفت‌
خار آمد و بیابان و سراب‌
کوه آمد و خواب‌
آواز پری مرغی بهوا میرفت
نی، همزاد گیاهی بود

از پیش گیا میرفت‌
شب میشد و روز 

جایی‌ 
شیطان نگران‌ 
تنهایی ما میرفت‌.

سهراب سپهری
کندیِ همه تنها ها، خدا







هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر