جمعه، آذر ۲۱، ۱۴۰۴

همه ذراتم باجان تو آمیخته باد


فریدون مشیری



آفتابت
که فروغ رخ زرتشت در آن گل کرده است
آسمانت
که ز خمخانه حافظ قدحی آورده است
کوهسارت
که بر آن همت فردوسی پر گسترده است
بوستانت
کز نسیم نفس سعدی جان پرورده است
همزبانان منند
مردم خوب تو، این دل بتو پرداختگان
سرو جان باختگان، غیر تو نشناختگان
پیش شمشیر بلا
قد برافراختگان، سینه سپرساختگان
مهربانان منند
نفسم را پر پرواز ازتوست
به دماوند تو سوگند که گربگشایند
بند از بند ببینند که
آواز از توست
همه اجزایم بامهر تو آمیخته است
همه ذراتم باجان تو آمیخته باد
خون پاکم که درآن عشق تو میجوشد و بس
تا تو آزاد بمانی
بزمین ریخته باد.
فریدون مشیری



همایون شجریان، ایران من.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر