شنبه، آبان ۲۲، ۱۳۹۵
چون سوی دریا شود دریا شود
اندرین ره هرکه او یکتا شود
گنج معنی دردلش پیدا شود
جز جمال خود نبیند درجهان
اندرین ره هر که او بینا شود
قطره کز دریا برون آید همی
چون سوی دریا شود دریا شود
گر صفات خود کند یکباره محو
در مقامات بقا یکتا شود
هرکه دل بر نیستی خود نهاد
درحریم هستی او تنها شود
از مسما هر که یابد بهرهای
فارغ وآسوده از اسما شود
ورکند گم صورت هستی خویش
صورت او جملگی معنی شود
ور نهنگ لاخورش زو طعمه ساخت
زندهٔ جاوید در الا شود
صورتت چون شد حجاب راه تو
محو کن تا سیرتت زیبا شود
گراز این منزل برون رفتی یقین
دانکه منزلگاهت او ادنی شود
ما بجانان زندهایم از جان بری
تا ابد هرگز کسی چون ما شود
هر که آنجا مقصد و مقصود یافت
در دوعالم والی والا شود
هرکرا دل رازدار عشق شد
کی دلش مایل سوی صحرا شود
هم ببالا دررسد بیعقل ودین
گر عراقی محو اندر لا شود.
عراقی
هیچ نظری موجود نیست:
نظرات جدید مجاز نیستند.