دوشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۹۵

همچون نسیم در چمن گل چمان شدن


از حسین منزوی



آب آرزو نداشت بغیر از روان شدن
دریا غمی نداشت مگر آسمان شدن
میخواست بال و پر زدن از خویشتن قفس
چندانکه تن رها شدن از خویش و جان شدن
آهن به فکر تیغ شدن بود و برگزید
در رنجبونه های زمان امتحان شدن
تاوان آشیانه به دوشی نوشته داشت
همچون نسیم در چمن گل چمان شدن
آنانکه کینه ور به گروه بدی زدند
قصدی نداشتند بجز مهربان شدن
باران من، گدایی هر قطره ترا
باید نخست در صف دریادلان شدن
با خک آرزوی قدح گشتن است و بس
و آنگه برای جرعه ای از تو دهان شدن.
حسین منزوی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر