شنبه، آذر ۱۴، ۱۳۹۴

که از مرض نبود آگهی طبیبانرا


کجا خبر بود از حال ما حبیبانرا
که از مرض نبود آگهی طبیبانرا

گر از بنفشه و سنبل وفا طلب دارند
معینست که سوداست عندلیبانرا

ز خوان مرحمت آنها که می‌دهند نصیب
بتیغ کین ز چه رانند بی نصیبان را

اگر ز خاک محبان غبار برخیزد
مؤآخذت نکند هیچکس حبیبان را

گذشت محمل و ما در خروش وناله ولیک
چه التفات ببانگ جرس نجیبان را

گهی که عاشق و معشوق را وصال بود
گمان مبرکه بود آگهی رقیبان را

میان لیلی و مجنون نه آن مواصلتست
که اطلاع برآن اوفتد لبیبانرا

عجب نباشد اگر در ادای خطبهٔ عشق
مفارقت کند از تن روان خطیبانرا

غریب نبود اگر یار آشنا خواجو
مراد خویش مهیا کند غریبانرا.

خواجوی کرمانی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر