سه‌شنبه، مرداد ۲۷، ۱۳۹۴

صبح سیمینم سیه کاری نمیآید ز من



منع خویش از گریه و زاری نمیآید ز من
طفل اشکم خویشتن داری نمیآید ز من

با گل و خار جهان یک رنگم از روشندلی
صبح سیمینم سیه کاری نمیآید ز من

آتشی بویی ز دلجویی نمیآید ز تو
چشمه ام کاری به جز زاری نمیآید ز من

ای دل رنجور از من چشم همدردی مدار
خسته دردم پرستاری نمیآید ز من

امشب از من نکته موزون چه می جویی رهی
شمع خاموشم گهرباری نمیآید ز من.
رهی‌ معیری

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر