یکشنبه، مرداد ۰۴، ۱۳۹۴

تنها مادربزرگش دید


از زنده یاد حسین پناهی.



بخانه میرفت با کیف
و با کلاهی که بر هوا بود
چیزی دزدیدی؟
مادرش پرسید
دعوا کردی باز؟
پدرش گفت
و برادرش کیفش را زیر و رو میکرد
بدنبال آن چیز
که دردل پنهان کرده بود
تنها مادربزرگش دید
گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش
و خندیده بود.
حسین پناهی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر