شنبه، فروردین ۱۵، ۱۳۹۴

شور تو آواز توئی


تا بکجایم بری ای جذبه خون ذوق جنون.




بی تو بسامان نرسم ای سر و سامان همه تو
ای بتو زنده همه من ای به تنم جان همه تو
من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو
هرکه و هرکس همه تو اینهمه تو آنهمه تو
من که بدریاش زدم تا چه کنی با دل من
تخته تو و ورطه تو و ساحل و توفان همه تو
ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو هم
رمز میستان همه تو راز نیستان همه تو
شور تو آواز توئی بلخ تو شیراز توئی
جاذبه شعر تو و جوهر عرفان همه تو
همتی ای دوست که این دانه ز خود سر بکشد
ای همه خورشید تو و خاک تو باران همه تو
تا بکجایم بری ای جذبه خون ذوق جنون
سلسله بر جان همه من سلسله جنبان همه تو.
حسین منزوی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر