سه‌شنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۹۳

ای آشنای کوی محبت صبور باش


حضرت سعدی



عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود
مجنون از آستانه لیلی کجا رود
گر من فدای جان تو گردم دریغ نیست
بسیار سر که در سر مهر و وفا رود
مجروح تیر عشق اگرش تیغ بر قفاست
چون میرود ز پیش تو چشم از قفا رود
در هیچ موقفم سر گفت و شنید نیست
جز در آن مقام که ذکر شما رود
ای هوشیار اگر بسر مست بگذری
عیبش مکن که بر سر مردم قضا رود
ما چون نشانه پای بگل در بمانده‌ایم
خصم آن حریف نیست که تیرش ختا رود
ای آشنای کوی محبت صبور باش
بیداد نیکوان همه بر آشنا رود
سعدی بدر نمیکنی از سر هوای دوست
در پات لازمست که خار جفا رود.
حضرت سعدی شیرازی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر